کد خبر: ۳۲۸۳۴۳
تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۴

اخبار ویژه

تحلیلگر صهیونیست: ترامپ نمی‌فهمد
 که چرا ایرانی‌ها تسلیم نشده‌اند
یک تحلیلگر صهیونیست گفت: ترامپ و ویتکاف نمی‌توانند بفهمند که چرا ایرانی‌ها تسلیم نشده‌اند.
استیو ویتکاف، دستیار ویژه دونالد ترامپ در گفت‌و‌گو با فاکس نیوز اظهار کرد: ترامپ امروز صبح درباره خطوط قرمز ایران از من پرسید (من نمی‌خواهم از کلمه ناامید استفاده کنم). او متعجب است که چرا آنها تسلیم نشده‌اند و چرا تحت تاثیر این حجم از فشار و با این میزان از قدرت دریایی و توان ناوگانی که ما در آنجا مستقر کرده‌ایم، نزد ما نیامده‌اند و نگفته‌اند «ما اعلام می‌کنیم که سلاح نمی‌خواهیم». با این حال سخت است که آنها را به آن نقطه (تسلیم) برسانیم.
در واکنش به این سخنان ویتکاف، پروفسور اوزی رَبی از مرکز دایان دانشگاه تل‌آویو گفت: «خاورمیانه فرهنگ متفاوتی دارد. ترامپ نمی‌فهمد؛ او به‌شکل عقلانی و مکانیکی فکر می‌کند و می‌گوید «من ناوگان‌ها را بالای سرشان گذاشته‌ام و آن‌ها هنوز اصرار می‌کنند». این‌ها مسائل ایدئولوژی، عزت و فرهنگ است که در غرب درک نمی‌شود.» از سوی دیگر، دنی سیتیرینوییچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل تأکید کرد: همه چیز در نهایت به یک مسئله مرکزی بازمی‌گردد: دولت‌های متوالی ایالات متحده، دچار شکاف مفهومی عمیقی در درک رژیم ایران شده‌اند.
دنی سیتیرینوویپچ در شبکه ایکس می‌افزاید: از ابتدا، بسیاری از کارشناسان منطقه‌ای استدلال کردند که تهران با خطوط قرمز مشخصی عمل می‌کند- به ویژه در مورد بقای رژیم، توانایی‌های بازدارندگی استراتژیک و نفوذ منطقه‌ای- و اینکه این منافع اصلی را حتی به قیمت رویارویی نظامی رها نخواهد کرد. این هشدارها اغلب نادیده گرفته شدند و فرض بر این بود که فشار اقتصادی یا نظامی، در نهایت ایران را به تسلیم وادار خواهد کرد.
تحولات اخیر باید یک چیز را روشن کند: تشدید نظامی به احتمال زیاد ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. برعکس، تهدیدات خارجی می‌توانند انسجام داخلی را تقویت کرده و روایت دیرینه مقاومت ایران را تأیید کنند.
آنچه این لحظه را به‌ویژه غیرمعمول می‌کند این است که هر دو طرف احتمالاً توافق را به درگیری آشکار ترجیح می‌دهند. با این حال، مذاکرات بارها شکست می‌خورند. - نه لزوماً به این دلیل که اهداف غیرقابل سازش هستند، بلکه به دلیل شکاف‌های ادراکی و بی‌اعتمادی عمیق که مانع از مصالحه معنادار می‌شود.
واشنگتن اغلب ایران را از طریق چارچوب عقل‌گرای غربی می‌بیند: اعتقاد به اینکه فشار فزاینده ناگزیر به امتیازهای عملی منجر می‌شود. تهران، با این حال، فشار مداوم را به عنوان اثبات خصومت ساختاری تفسیر می‌کند و عزم خود را برای مقاومت تقویت می‌کند.
تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی به ارزیابی ایران عمدتاً از طریق لنز سیاسی غربی ادامه دهند -فرض‌هایی درباره محاسبات هزینه/ فایده که به‌طور کامل مشروعیت ایدئولوژیک، هویت انقلابی و روانشناسی بازدارندگی را در نظر نمی‌گیرند- کاری از پیش نخواهد برد.
مسئله اصلی این نیست که آیا فشار مؤثر است یا خیر. بلکه این است که آیا استراتژی ایالات متحده بر درک دقیقی از نحوه تعریف این رژیم خاص از ریسک، بقا و پیروزی استوار است یا نه.
ناوهای آمریکا در مقابل موشک‌های ایران
 یک اردک نشسته هستند 
«درگیری نظامی با ایران، به عصر برتری دریایی آمریکا پایان می‌دهد».
اسکات ریتر، افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون در این زمینه هشدار داد: ناو هواپیمابر آمریکایی در برابر فناوری موشکی و پهپادی ایران به «یک اردک نشسته» تبدیل شده و ممکن است به اعماق اقیانوس فرستاده شود.
به گزارش رأي‌اليوم، ریتر تأکید کرد: نیروی دریایی آمریکا ممکن است پیش از رسیدن به ساحل، با شکست خفت‌بار و کشنده رو‌به‌رو شود و حتی سیستم‌های پیشرفته دفاعی مثل ایجیس توان مقابله با حجم انبوه پهپادها و موشک‌های ایرانی را ندارند.
ریتر ایران، روسیه، چین و کره شمالی را «چهار کشنده» نامید و افزود: ایران با تاکتیک‌ اشباعی و دست‌های پروازی پرحجم پهپادی، روسیه با موشک‌های فراصوت «تسیرکن/زیرکن»، چین با موشک‌های ضد ناو و کره شمالی با فناوری بالستیکی و زیرآبی پیشرفته.
وی خاطرنشان کرد: ایران کنار گذاشتن موشک‌های بالستیک را «خودکشی سیاسی» می‌داند؛ این موشک‌ها تنها عامل بازدارنده در برابر فشارهای آمریکا هستند.
در همین حال، فاکس نیوز گزارش داد: پایگاه‌های آمریکا در تیررس موشک‌های ایران هستند. موشک‌های مختلف ایرانی این قابلیت را دارند که پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا را هدف قرار دهند و جان هزاران سرباز آمریکایی را تهدید کنند. در حال حاضر، حدود ۴۰ هزار نیروی نظامی در پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا مستقر هستند.
این شبکه می‌افزاید: بسته شدن تنگه هرمز، سناریویی آخرالزمانی است. ما شاهد بودیم قیمت‌های نفت به خاطر شایعه جنگ به‌طور چشمگیری بالا رفته‌اند. سناریوی آخرالزمانی این است که اگر ایران تهدیدش را عملی کند و ایران تنگه هرمز را ببندد، می‌تواند باعث افزایش شدید قیمت‌ها شود.» ریچارد ‌هاس رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا هم تأکید کرد: ترامپ از تبعات جنگ با ایران هراس دارد.
وی گفت: اسرائیل مشتاق است که به همراه آمریکا یا یکی از ۲ طرف به انبارهای موشک‌های بالستیک ایران حمله کنند. در عین حال ترامپ بنا به دلایل سیاسی (و باید به دلایل راهبردی) مایل است از یک جنگ طولانی با ایران پرهیز کند. در چنین جنگی ایران احتمالاً تاب‌آوری ایران بهتر از آمریکا خواهد بود.
وی افزود: یک تحقیر پرهزینه در نهایت انتظار آمریکا را می‌کشد. برای آمریکا هیچ توجیهی برای دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران وجود ندارد. تاب‌آوری بالای ایران، ممکن است آمریکا را به عقب‌نشینی وادار کند و این عقب‌نشینی، تحقیری پرهزینه برای آمریکا خواهد بود.
رویترز هم گزارش داد که برخی مشاوران ترامپ مخالف حمله به ایران هستند. این خبرگزاری می‌افزاید: برخی از دستیاران ترامپ از او خواستند که بیشتر بر نگرانی‌های اقتصادی رأی‌دهندگان تمرکز کند. آنها تشدید تنش نظامی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای امسال می‌تواند باعث خطرات سیاسی برای ترامپ و جمهوریخواهان شود. یک مقام ارشد کاخ سفید اعلام کرد که با وجود لحن تند ترامپ علیه تهران، در داخل دولت آمریکا «حمایت یا موضع واحدی» درباره اجرای حمله به ایران وجود ندارد. شبکه سی‌بی‌ان‌سی هم گفت: بازارهای جهانی انرژی بدون نفتی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، در خطر بی‌ثباتی جدی هستند. تحلیل شرکت Rystad Energy نشان می‌دهد که در صورت انسداد این مسیر استراتژیک، قیمت نفت می‌تواند به بالای ۱۰۰ دلار برسد حتی افزایش ۱۰ تا ۱۵ دلاری، می‌تواند فشار اقتصادی و کاهش تقاضا را به دنبال داشته باشد. برخی تحلیلگران می‌گویند ایران ممکن است از این مسیر برای افزایش فشار پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر استفاده کند.
همچنین نشریه هندی indianarrative نوشت: با کاهش اثرگذاری بازدارندگی غیرمستقیم، ایران به‌نظر می‌رسد تمرکز بیشتری بر «بازدارندگی پیشگیرانه» گذاشته است. بستن نسبی تنگه هرمز -که ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند- در قالب رزمایش امنیتی، پیامی فراتر از یک مانور عادی داشت. این اقدام نشانه‌ای از آمادگی ایران برای تغییر تاکتیک‌های بازدارندگی در برابر فشارهای آمریکا بود. تحلیلگران گلدمن ساکس و Kpler برآورد کرده‌اند که انسداد کامل تنگه هرمز می‌تواند قیمت نفت را به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برساند؛ شوکی جدی برای اقتصاد آمریکا، حتی با وجود اینکه این کشور بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است.
پرسش کلیدی این است که آمریکا تا چه اندازه می‌تواند با اتکا به زور قمار کند و همچنان موفق شود ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. موفقیت راهبردی «عملیات چکش نیمه‌شب» محل بحث است. ایران در واکنش، ذخایر موشک‌های بالستیک خود را به‌سرعت افزایش داده و برخی گزارش‌ها از تولید ماهانه ۳۰۰ موشک حکایت دارند. ارزش بازدارندگی آمریکا در برابر ایران اکنون زیر سؤال رفته است، به‌ویژه آنکه ایران همزمان در حال بازتنظیم ابزارهای غیرنظامی و نظامی خود است.
7 دلیل کانال اپوزیسیون
 در توجیه درماندگی ترامپ
یک کانال وابسته به اپوزیسیون سلطنت‌طلب که از حمله به ایران حمایت می‌کرد، عوامل درماندگی ترامپ را توضیح داد.
کانال «تحلیل– ز...»، جزو همان کانال‌های زردی است که شبانه‌روز، برای حمله آمریکا انگاره‌سازی می‌کند. اما بعد از چند ماه عملیات روانی، ناچار شده به درماندگی آمریکا اعتراف کند.
این کانال نوشت: «طبل جنگ شنیده می‌شود، ولی خبری از یورش نیست/ ​تردید و دو‌دلی ترامپ در برابر ایران، ریشه در تضادی ساختاری دارد. او از یک‌سو در جنگ ۱۲ روزه، به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران ضربه زد و با شعار «کمک در راه است»، آشکارا از اعتراضات پشتیبانی نمود، ولی از سوی دیگر، خود او بود که بیدرنگ به نبرد پایان داد و هفته‌هاست که در میانه‌ هیاهوی ناوها و اولتیماتوم‌ها، از حمله قطعی بازمانده است.
​مشکل تعویق‌های پیاپی حمله، در شبکه‌ای پیچیده از موانع راهبردی و داخلی است:
​۱. از دیدگاه کاخ سفید، ظاهراً برخلاف پرونده‌هایی چون ونزوئلا، در ایران، نیروی جایگزینی روی زمین وجود ندارد.
۲. پهنه سرزمینی ایران و پراکندگی مراکز حساس باعث شده تا کارشناسان پنتاگون هشدار دهند حملات، قادر به تغییر رژیم نیستند و جنگ زمینی نیز خط قرمز مطلق ترامپ است.
۳. نظرسنجی‌هایی مانند «کایینی‌پیاک» نشان می‌دهد ۷۰٪ آمریکایی‌ها مخالف جنگی جدید هستند. ملت آمریکا از «جنگ‌های بی‌پایان» خسته است.
۴. حتی طرفداران پروپاقرص ترامپ، اولویت را به اقتصاد و مرزهای داخلی می‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند مالیاتشان صرف ویرانی در خاورمیانه شود.
۵. طبق «قانون اختیارات جنگ»، ترامپ برای هر نبردی فراتر از ۶۰ روز به تأیید کنگره نیاز دارد؛ جایی که دموکرات‌ها و حتی برخی جمهوری‌خواهان مخالف، منتظرند تا او را به مسلخ استیضاح یا شکست سیاسی بکشند.
 ۶. هرگونه درگیری گسترده، بهای انرژی را جهش داده و دستاوردهای اقتصادی ترامپ را که برگ برنده اوست، خاکستر می‌کند.
۷. تمرکز بیش از حد بر تهران، یعنی باز گذاشتن دست چین در تایوان و روسیه در اوکراین؛ اشتباهی که استراتژیست ‌های کاخ سفید مایل به تکرار آن نیستند.
به نظر می‌رسد آنچه شاهدیم، نه «برنامه عملیاتی برای جنگ»، بلکه آرایش نظامی برای تسهیل در مذاکره و تسلیم شدن تهران است. ترامپ با ایجاد «وضعیت تعلیق» و ضرب‌الاجل‌های پیاپی، می‌کوشد ایران را به سمت میزی هدایت کند که در آن، کمترین قدرت چانه‌زنی را داشته باشد.
هدف ترامپ از این تجمع پرهزینه نظامی، مهار از طریق وحشت است. ولی این قمار، تاریخ انقضا دارد و اگر به یک نتیجه ملموس منجر نشود، اعتبار بازدارندگی آمریکا خدشه‌دار خواهد شد».
وال‌استریت ژورنال: خدمه ناو فورد
خسته و تحت فشار روانی هستند!
در حالی که هنوز هیچ درگیری نظامی اتفاق نیفتاده، تمدید مأموریت ناو آمریکایی فورد موجب فشار سنگین بر خدمه این ناو شده است!
روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در گزارشی نوشت تمدید دوباره مأموریت ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» برای پشتیبانی از گزینه‌های نظامی آمریکا علیه ایران، خدمه این ناو را پس از ماه‌ها دوری از خانه با فشارهای روحی، خانوادگی و حتی مشکلات فنی روبه‌رو کرده است؛ وضعیتی که برخی آن را بی‌سابقه توصیف می‌کنند.
برخی ملوانان از تصمیم دولت برای تمدید دوباره مأموریت ناراضی‌اند. یکی از خدمه گفته بسیاری از همکارانش پس از بازگشت به بندر، ترک خدمت را مدنظر دارند. دوری طولانی از خانواده، از دست دادن مراسم‌های مهم زندگی و بلاتکلیفی درباره زمان بازگشت، از مهم‌ترین عوامل این نارضایتی عنوان شده است. بیش از هر چیز «نامشخص بودن زمان دیدار دوباره خانواده» برایشان آزار دهنده است. خانواده‌ها نیز از وضعیت مشابهی سخن می‌گویند، تماس‌ها به دلیل الزامات امنیتی گاه هفته‌ها قطع می‌شود و ارتباط تنها از طریق پیام‌های کوتاه یا تماس‌های ناگهانی در نیمه‌شب برقرار می‌گردد.
این ناو در آستانه ثبت طولانی‌ترین مأموریت پیوسته تاریخ نیروی دریایی آمریکا قرار دارد. دوری طولانی و بلاتکلیفی زمانی، بسیاری از ملوانان را به فکر ترک خدمت پس از بازگشت انداخته است. علاوه‌بر بحران روانی، نقص در سامانه فاضلاب ناو نیز گزارش شده است. کارشناسان هشدار می‌دهند این استقرارهای طولانی، آمادگی رزمی و چرخه نگهداری ناوگان را مختل می‌کند.
وال استریت ژورنال در گزارش دیگری نوشت: ایران تهدید کرده است در صورت هرگونه حمله آمریکا، تلافی قابل‌توجهی انجام خواهد داد و وعده داده کشتی‌های جنگی آمریکا را غرق کند، به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کند و تنگه هرمز-گذرگاهی حیاتی برای تأمین نفت جهان-را ببندد. کشورهای حوزه خلیج‌فارس که ممکن است هدف قرار گیرند، نگران هستند. ترامپ در نقطه عطف قرار دارد. او می‌تواند توافقی را امضا کند که برنامه هسته‌ای ایران را مهار کند، یا جنگی را آغاز کند که پیامدهای آن برای ایالات متحده و خاورمیانه به سختی قابل کنترل خواهد بود.
اگر ترامپ به‌جای توافق دستور حمله صادر کند، با این امید که ایران را وادار کند، خطر درگیری بزرگی را می‌پذیرد که ممکن است سراسر دوران ریاستش را در بر بگیرد. ایران تهدید کرده است در صورت هرگونه حمله آمریکا، تلافی قابل‌توجهی انجام خواهد داد و وعده داده کشتی‌های جنگی آمریکا را غرق کند.
سوزان مالونی، کارشناس ایران در مؤسسه بروکینگز، گفت ترامپ با ریسک‌های فراوان و گزینه‌هایی نه‌چندان جذاب روبه‌رو است. به گفته تحلیلگران، ترامپ هنوز جنگی گسترده و بالقوه طولانی با دشمنی که قادر است به‌شدت پاسخ دهد-از جمله علیه بازارهای نفت و تجارت دریایی-آغاز نکرده است.
شبکه سی‌ان‌ان هم در تحلیلی خاطر نشان کرد: تشدید تنش بین آمریکا و ایران می‌تواند قیمت نفت را به‌طور قابل‌توجهی بالاتر ببرد و روند کاهشی یک‌ساله قیمت بنزین که ترامپ ماه‌ها درباره آن به خود می‌بالید را معکوس کند. در صورت حمله آمریکا، ایران می‌تواند با موشک یا سایر سلاح‌های مشابه پاسخ دهد؛ درست همان‌طور که تابستان سال گذشته میلادی علیه یکی از پایگاه‌های نظامی آمریکا و همچنین اراضی اشغالی (اسرائیل) اقدام کرد. چنین تحولاتی می‌تواند منطقه نفت‌خیز خلیج‌ فارس را مختل کند. ایران یک برگ برنده و توانایی برجسته دیگر هم دارد؛ کنترل بخش شمالی تنگه هرمز. این گذرگاه باریک که فقط ۲۱ مایل (حدود ۳۴ کیلومتر) عرض دارد، گلوگاه و محل عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام (حدود یک‌پنجم تولید جهانی) است. این تنگه تنها مسیر انتقال نفت کشورهای نفت‌خیز خلیج‌فارس به سایر نقاط جهان است.

نشنال: ترامپ هم تحریم می‌کند 
و هم برای ایرانی‌ها اشک تمساح می‌ریزد!
«ترامپ دیکتاتور و ریاکار درباره سرکوب مردم ایران اشک تمساح می‎ریزد اما معیشت مردم در ایران، گروگان تحریم‌های آمریکا است.» و خود ترامپ در آمریکا سرگرم سرکوب مردم است.
هفته نامه آمریکایی «نشنال»، با تاکید بر اینکه ژست حمایت از مردم ایران به ترامپ نمی‌آید، رویکرد او را منافقانه خواند و نوشت: اشک تمساحی که ترامپ برای معترضان ایرانی می‌ریزد، اوج نفاق سیاسی است؛ دولتی که خود در مینیاپولیس، خون شهروندی همچون «رنی نیکول گود» را توسط مأموران اداره مهاجرت بر زمین می‌ریزد، صلاحیت اخلاقی برای موعظه در باب حقوق بشر و حاکمیت قانون را از دست داده است؛ این تناقض‎های ساختاری، باعث شده تا تهدیدات و حمایت‌های کلامی او از معترضان ایران، فاقد هرگونه عمق استراتژیک بوده و تنها به مثابه هیزمی برای آتش ریاکاری دیپلماتیک عمل کند.
موتور محرک اعتراضات اخیر در ایران، نه صرفاً انگیزه‌های سیاسی انتزاعی، بلکه سقوط ارزش ریال و تورم ۴۲ درصدی است. سیاست «فشار حداکثری» ترامپ در کنار بی‌تدبیری‌های مدیریتی در تهران، طبقه بازاری و متوسط را به مرز بحران کشانده است. واشنگتن با تشدید تحریم‌ها، نقش مستقیمی در تعمیق این چالش ایفا کرده است.
لفاظی‌های مداخله‌جویانه کاخ سفید در حالی مطرح می‌شود که سیاست‌های داخلی دولت ترامپ، شباهت‌های انکارناپذیری با الگوهای استبدادی دارد 
متأسفانه، رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ هرگونه ادعای احترام به حقوق بشر و آزادی و دموکراسی و اعتراض را از دست داده است. بازداشت‌ها و قتل‌های خودسرانه‌ای که توسط عوامل حکومت اقتدارگرایانه ترامپ انجام می‌شود، لاف‌زنی‌های او درباره ایران را به اوج ریاکاری رساندند.
کاخ سفید ترامپ سال گذشته اعزام گارد ملی به پورتلند، را به‌عنوان منطقه «حکومت ترور چپ رادیکال»، «آتش جهنم به رهبری آنتیفا» و «دیوانگان» که در آن شهر آشوب گسترده‌ای به پا می‌کنند و حتی «مواد منفجره» را به کار می‌برند، انجام داد. البته، تصویر ترامپ از پورتلند به عنوان منطقه‌ای آخرالزمانی و آنارشیستی هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد.
این بدان معناست که آمریکای ترامپ اکنون در موقعیتی هرچه بیشتر متزلزل ایستاده است. به همین ترتیب، حمایت کامل واشنگتن از اقدامات نسل‌کشی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه، سؤالاتی را درباره حمایت ادعایی آن از جمعیت‌های جنوب جهانی که خواهان آزادی هستند، مطرح کرد. همچنین تصاحب قدرت آشکار ترامپ در ونزوئلا، که به طور صریح برای سرقت نفت آن کشور انجام شد، نمی‌توانست برای ساکنان یک دولت نفتی مانند ایران اطمینان بخش باشد.
اگر مخالفان ایرانی-آمریکایی و ملیت‌های دیگر را نیز در نظر بگیریم اخراج شده توسط ترامپ، پس از آنکه به طور دلخواه پناهندگی را از آن‌ها رد کرد و این موضوع سؤالاتی درباره سرنوشت صدها یا شاید هزاران فعال که به کشورهای مستبد بازگردانده می‌شدند-یا گاهی به کشورهای سوم مانند سودان جنوبی در میانه جنگ داخلی. واضح است که رژیم ترامپ حاضر است تعداد زیادی از مردم را به خاطر ایدئولوژی قربانی کند. آکسفام برآورد می‌کند که نابودی آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا توسط ترامپ منجر به مرگ ۲۰۰,۰۰۰ کودک در سراسر جهان در سال ۲۰۲۵ شد (و البته این حتی شامل بزرگسالان مرده هم نمی‌شود). ما قبلاً ثابت کرده‌ایم که پیروان ترامپ، آدم‌ربایان و قاتلان قانون‌گریز
 هستند.