آرزوی دیدار
سعید رضایی
گفت: میدانی چرا به شهادت عشق میورزم؟ چون فکر میکنم ممكن نيست رزمندهاي شهيد شود و سالار شهيدان را زيارت نكند.
* * *
سيدعلي كاظمي در آذر 1343 در تهران متولد شد، دوره ابتدایی را در یکی از مدارس محل و دوره راهنمایی را در مدرسه اسلامی جهان آرا گذراند، با به پایان رسانیدن دوره راهنمایی در سال 1357 در حوزه علميه قائم چيذر تحصیل خود را آغاز کرد.
او پس از يك سال به اصفهان رفت و بعد به قم عزيمت نمود، در قم نخست در مدرسه حقاني و سپس در مدرسه شهيدين مشغول فراگيري علوم اسلامي شد.
دوستانش میگویند: تقوي و زهدش زبانزد بود، چنانچه گاهي دو سه ماه شهريه حوزه را نميگرفت و ميگفت: «ميترسم به اندازهاي كه حقوق گرفتهام درس نخوانده باشم.»
یکی از دوستان نزدیکش میگوید: سيدعلي از افراد فعال در بسيج تهران بود، در جبهه مسئوليت تبليغات را برعهده داشت و مداحي میکرد و علاقه شديدي به دعاي عهد و كميل داشت و در حوزه نیز، او از افراد با استعداد شناخته میشد.
او در اين مدت بارها به جبهه اعزام شد تا در 27 بهمن 1364 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو به شهادت رسید.
او در بخشی از وصیتنامه بهجا مانده از خود نوشت: «اگر طاعت قبول شود شهادت قبول ميشود و ممكن نيست رزمندهاي شهيد شود و سالار شهيدان را زيارت نكند.
شهادت نور است و ديدار خدا نور علي نور است. الان درِ بهشت باز است و به آساني ميتوان رفت و در جهنم بسته است و اين شهيدان بودند كه گشاينده در بهشت بودند. اي مردم سعي كنيد اين در گشاده را باز نگه داريد!»
«خدايا، نااميد از فضلت نيستم و يقين رسيدن به آن فيض را هم ندارم. اما هرچه از عمرم ميگذرد به جاي اينكه اميدم زياد شود كم ميشود. چرا؟ به علت بار گناهان است.»
او در پایان وصیتنامه ارزشمند خود آورده است: «در خاتمه یادآوری میکنم در ختم بنده روضه حضرت زهرا(س) فراموش نشود و آنطور که برگزاری که خدا راضی باشد و از مال دنیا آنچه که از کتابها و مقداری پول وقف کتابخانه مسجد امام حسین(ع) میباشد که در آنجا مصرف شود در پایان از شما میخواهم که برای بنده از خدا طلب مغفرت بخواهید.
آخرین توصیه شهید
«جبهه محل آزمايش است، بدانيد به جبهه آمدن (تلاش و مجاهدت) محبت به رهبر و اطاعت از آن را زياد مىكند.»