«جهـاد تبییـن»از فهم درست مسئله تا عمل بهنگام
مفهوم «جهاد تبیین» اگر درست فهم شود، ضرورتهای عملیاتی آن راحتتر و سریعتر درک خواهد شد. در میدانهایی که جبهه حق با آن درگیر است، مسئله تبیین در بعضی موارد، اهمیتی برابر و حتی بیشتر از خود موضوع پیدا میکند. پیشرفتهای علمی، عملکرد جهادی مسئولان، گشایشهای اقتصادی در داخل، غلبه نرمافزاری اسلام بر تمدن مادی غرب، تبیین پیروزیها در عرصههای مختلف و... اگر درست و به موقع تبیین نشود حتی ممکن است به عکس خودشان تبدیل
شوند.
رهبر معظم انقلاب در پیام به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا (۱۴۰۰/۱۲/۲۱) «رویدادهای سیاسی و نظامی در این روزها» را ذیل نظریه «پیچ تاریخی» و تغییرِ مناسباتِ کلان حاکم بر دنیا صورتبندی کردند.
اما در نگاه ایشان این پیچ تاریخی دقیقاً چیست؟ «امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است. دوران جدیدی در همه عالم دارد آغاز میشود. نشانه بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خدای متعال و استمداد از قدرت لایزال الهی و تکیه به وحی... امروز استبداد بینالمللی و دیکتاتوری بینالمللی متجسم است در دیکتاتوری آمریکا و پیروان آمریکا و شبکه شیطانی و خطرناک صهیونیستی. امروز اینها با روشهای مختلف و با ابزارهای گوناگون در همه دنیا دارند دیکتاتوری میکنند... این پیچ تاریخیای که گفتم، عبارت است از تحول از سیطره چنین دیکتاتوریای به آزادی ملتها و حاکمیت ارزشهای معنوی و الهی؛ این پیش خواهد آمد؛ استبعاد نکنید.» (۱۰ دی ۹۰) «شرایط گیتی حساس و جهان در حال گذار از یک پیچ تاریخیِ بسیار مهم است. انتظار میرود که نظمی نوین در حال تولد یافتن باشد.» (۹ شهریور ۹۱) «دنیا در حال تغییر است، نظم جهانى در حال تغییر است و نظم جدیدى در حال نطفهبندى است.» (۱۳ شهریور ۹۳)
مهران احمدی، فعال رسانهای مینویسد: «در نگاه آیتالله خامنهای این فضا از نظر «شرایط و موقعیت تاریخی» شبیه دوران بعد از جنگ جهانی اول است. ایشان تاکید دارند؛ «جهان در حال عبور و گذار به سمت یک مرحله تازه است. اوضاع جهان در حال تبدیل به یک شکل جدید و هندسه جدید است. اگر بخواهیم در گذشتههای نزدیک- مثلاً در حدود یکی دو قرن- نظیری برای این پیدا کنیم، تقریباً شبیه اوضاعِ بعد از جنگ بینالملل اول، البته در جهت عکس آن است؛ آن روز هم هندسه سیاسی و اقتصادی دنیا تغییر اساسی و بنیادی کرد. تحولاتی که امروز مشاهده میشود، از این جنس است؛ جنس تغییر شکل عمومی دنیا؛ البته در جهت عکس آن؛ در جهت تبادل قدرت و تواناییهای عمومی بین شرق و غرب، یا بین بخشی از ملتهای دنیا با بخش دیگر.»»
او با اشاره به اینکه یکی از شواهد و نشانههای مهم این تغییر هندسه «افول قدرت و وجهه آمریکا» است، ادامه میدهد:«به تعبیر حضرت آقا؛ یکی دیگر از نشانههای این تحول اساسیای که در نقشه دنیا انسان احساس میکند، افول وجهه آمریکاست. آمریکا به عنوان قدرت اولِ ثروت و علم و فناوری و نظامی دنیا، چندین دهه با وجهه زندگی کرد؛ که همین وجهه موجب شد نفوذ پیدا کند. در دهههای اولِ نیمه دوم قرن بیستم، این وجهه در اوج بود. در ایران خود ما همین جور بود؛ دولت ملیای مثل دولت مصدق که از زیر بار انگلیس میگریخت، به دامن آمریکا پناه میبرد؛ این وجهه بود. در همه دنیا یک چنین حالتی بود. امروز این وجهه به طور کامل از بین رفته است؛ یعنی آمریکا به عنوان یک متهم در دنیا مطرح است. دولت آمریکا در هیچ کشوری، میان هیچ ملتی، یک وجهه عمومی ندارد. البته چشمانداز این پیچ تاریخی «تغییر هندسه قدرت در معادلات بینالمللی» است.»
تبیین اساس کار ما است
در چنین شرایطی از نگاه رهبر انقلاب دو وظیفه مهم بر عهده همگان است:
«ما اینجا باید چهکار کنیم؟ بهنظر ما دو مطلب، مهم است: مطلب اول این است که این واقعیتهایى که امروز مشاهده میکنیم، واژگونه تحلیل نشود، غلط تحلیل نشود، غلط فهمیده نشود، همچنانکه هست فهمیده بشود... قدرت غربى بر دو پایه بود- پایههاى اخلاقى و معنوى و ارزشى، و پایه نظامى و سیاسى و امنیتى و عملى- هر دوى اینها متزلزل شده است. ما این واقعیت را باید درک کنیم. کار دومى که مهم است، این است که خودمان را آماده کنیم براى ایفاى نقش در پدید آوردن نظم جدید؛ کشور را آماده کنیم براى اینکه نقشآفرینى کند. و این هم ممکن نخواهد شد مگر با قوى کردن کشور؛ کشور را باید قوى کنیم. تقویت کشور متوقف است بر استفاده از همه ظرفیتها و توانایىهایى که ما در داخل کشور و در بیرون کشور داریم.» (۱۳ شهریور ۹۳)
شاید بتوان مهمترین محور جهاد تبیین را در همین بیانات رهبر انقلاب پیرامون تغییر جدی موازنه قدرت در دنیا جستوجو کرد. اگر در تبیین این واقعیتهای عینی کمکاری صورت بگیرد در بسیاری از جبهههای دیگری که حتی نقطه قوت ماست ممکن است مغلوب شویم. بنابراین اهمیت این جهاد را باید درک کرد و هرکسی بهاندازه خود با احساس مسئولیت از همه ابزارهایی که در اختیار دارد برای انجام این فریضه استفاده کند.
تعریف مفهومی جهاد تبیین
به هر عمل یا رفتاری که نقشهای از دشمن را نقش بر آب و یا ضربهای بر پیکره آن وارد میکند، جهاد گفته میشود. فلذا همه فعالین فرهنگی جبهه انقلاب برای بررسی جهادی بودن کارهای خود باید از خود بپرسند که فعالیتها و جهتگیریهای آنها آیا باعث تقابل در برابر دشمن میشود یا خیر؟ و اساساً دشمن در کدام بخش از معادلات و اقدامات آنها مورد هدف قرار میگیرد؟
امین احدی، فعال فرهنگی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «با این مراقبه میتوان از انجام فعالیتهای دشمن شادکن جلوگیری کرد و احتمال بازی در زمین دشمن و زدن گل به خودی را به حداقل رساند. کسی که از نقشه دشمن و عده و عُده آن اطلاعات جامع دارد میتواند متناسب با شرایط دشمن عملیات خود را طرح ریزی کند.»
اقدامات سلبی و ایجابی میدان تبیین
این فعال فرهنگی میافزاید: «میدان اصلی دشمن برای جولان دادن، شبههافکنی و پمپاژ یأس و ناامیدی در جامعه، فضای مجازی میباشد. فلذا باید روی میدان فضای مجازی تمرکز بیشتری داشت. هرگونه تصمیمی حول فضای مجازی و یا تولید هر نوع محتوایی باید با تیزبینی و عقلانیت محض انجام گیرد و همه نهادها از تک روی و ایجاد هزینه پرهیز کنند.»
احدی معتقد است: «مسئولین مربوطه و رسانهها بایستی سلیقههای مختلف و ابزارهای هنری متنوع را در این جنگ نابرابر طوری به کار گیرند که نتیجه آن خنثی شدن و از کار افتادن امپراتوری دروغساز غرب باشد. هنگامی که تمرکز دشمن بر تطهیر رژیم منحوس پهلوی و کم قدر نشان دادن دستاوردهای انقلاب اسلامی میباشد، پست گذاشتن در فضای مجازی، مطلب نوشتن و کشاندن جامعه به این سمت که مثلاً واکسن بد است یا نه! یا مدیر فلان کتابخانه آیا همشهری فلان مسئول است و مسائلی از این قبیل، حاکی از عدم درک صحیح از میدان نبرد میباشد. میدانی که در آن تعداد سربازان لحظهشناس آنقدر کم و اندک است که رهبر انقلاب از خداوند میخواهد ایشان را سرباز جهاد عظیم تبیین قرار دهد تا شاید سربازان بیشتری به خدمت در این راه وارد شوند.»
به گفته او؛ «نیروهای انقلابی نباید گرفتار مسائل و درگیریهای درجه چندم و فرعی شوند که اینگونه حرکات راه را برای اثرگذاری و ویراژ بیشتر دشمن هموار میکند. در جهاد تبیین رفتاری که بر طبل اختلافات داخلی میکوبد، باعث میشود تا اذهان از حرکت پیاده نظام دشمن غافل شوند، و این بازی کردن در زمین دشمن محسوب میشود. در جهاد تبیین به جای کلیگویی، باید مصداقهای مختلف آن برای جامعه مشخص شود و به روشهای مختلف منتقل شود. در مصداق سازی، ضد دشمن بودن مصداق، شرط اول است، در غیر اینصورت آن مصداق در حوزه جهاد تبیین قرار نخواهد گرفت.»
جهاد تبیین بودجه کلان نمیخواهد
دریافت ذهنی برخی مسئولان از مسائل کشور، سوگمندانه صرفاً به تخصیص بودجه و حمایت مالی تقلیل یافته و فکر میکنند اگر پول باشد همه مسائل کشور حل میشود. هرچند حمایت مالی و تخصیص بودجه برای پیشبرد اهداف برنامههای مختلف راهگشاست اما همه ماجرا نیست. متاسفانه یکی از اولین واکنشهایی که نسبت به مسئله جهاد تبیین صورت گرفت همین موضوع بود که با واکنش رهبر انقلاب مواجه شد و نمایندگان مجلس پیشنهاد تخصیص بودجه سنگین به این مهم را پس گرفتند.
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص اشتباه بودن تخصیص بودجه سنگین برای جهاد تبیین اظهار میدارد: «اگر هر کدام از ما به فعالیتهایی که انجام میدهیم کیفیت بخشیده و از ظرفیتهای موجود استفاده کنیم جهاد تبیین تحقق مییابد.»
او با انتقاد از هیئات، منبریها، آموزش و پرورش و رسانهها ادامه میدهد: «اگر همه این مجموعهها در جای خود به درستی فعالیت و وظیفه خود را انجام میدادند الان این ضعف در جهاد تبیین وجود نداشت.»
اشکال در فهم صحیح مسئله
این نخستینبار نیست که رهبر معظم انقلاب خود بار تبیین راهبردهای اعلامیشان را بر دوش میکشند و به میدان میآیند تا آنچه را بهمثابه هدفی برای جهتگیریهای خرد و کلان در حوزهای خاص تعیین فرموده بودند، شرح بیشتری دهند که مبادا آن هدف اعلامی در هزارتوی تفسیرهای ناصحیح این و آن و سیاستگذاریهای غلط، سر از ناکجاآباد درآورد و اصلاً کارکردی عکس فلسفه وجود خود پیدا کند.
سیده آزاده امامی، فعال رسانهای در این باره مینویسد: «گاهی نحوه مواجهه مسئولانی که مخاطب خاص خطدهیهای رهبری بودهاند آنقدر سطحی و ابتدایی بوده و دچار کجفهمی شدهاند و جهتگیریها و برنامههای مثلاً عملیاتی که بهمنظور تحقق آن موضوع تدوین کردهاند آنقدر دور از مقصود و ناظر به بیرونیترین لایه آن مفهوم بوده که ایشانگریزی از موضعگیری مجدد و بازتوضیح مقصود خود نداشتهاند و تازه بعد از آن آقایان تا حدی منظور رهبری را دریافته و بهزعم خود به آن لبیکی دوباره گفتهاند!
و این درحالی است که کلام و بیان رهبر انقلاب در عین برخورداری از عمق و دوراندیشیای بیبدیل، عمدتاً چنان روشن و واضح است که حتی مردم عادی جامعه نیز به فراخور قابلیتها و استعداد خود اغلب درک درستی از آن دارند و در برخی موارد حتی «نفهمیدن» مقصود ایشان بهمراتب دشوارتر از «فهمیدن» آن بوده است، اما متاسفانه بعضی حضرات مسئولان از پس درک صحیح آن برنیامده و راه دیگری رفتهاند، تا اینکه رهبری خود دست آنها را گرفته و به مسیر بازگرداندهاند.»
در ادامه این مطلب آمده است: «آنچه مسلم است اینکه ما در این مملکت بودجه و نهاد و ساختار و قرارگاه برای کار در عرصه فرهنگ و تبیین کم نداریم که نخستین و ضروریترین گامی که امروز باید برای آن برداشته شود، تصویب بودجهای جداگانه و هنگفت برای آن باشد. صدها و بلکه هزارها نهاد و مجموعه در کشور وجود دارند که وظیفه ذاتی و تعریفشده آنها کار فرهنگی و تبیین است و بودجهای که سالانه و بهطور معمول برای آنها در نظر گرفته میشود اساساً بهمنظور تحقق این امر است، بنابراین اگر امروز رهبری از ضرورت «جهاد تبیین» سخن میگویند نخستین اقدامی که باید انجام داد بازخواست از این دم و دستگاههای عریض و طویلی است که با هدف فرهنگسازی و تبیین تعریف شدهاند، اما معلوم نیست در تمام این سالها چه کردهاند که حاصل عملکردشان رضایتبخش نبوده و اینک رهبری با تاکید بر «جهاد تبیین» درواقع رسالت ذاتی آنها را نیازمند اهتمام مجاهدانه عنوان میکنند. نه اینکه بودجه مضاعفی به آنها تزریق شود همچنانکه ایشان شخصاً تصریح فرمودند سرنوشت نامعلومی پیدا کند و نهایتاً چند صباح دیگر جزء چند گزارشکار فرمالیته، آورده دیگری در سطح جامعه نداشته باشد.»