ضربه فرهنگی برخی از برنامههای ورزشی سیما به ورزش (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
ورزش ما که هم از حیث تاریخی دارای ریشه و اساس است و هم در پیشینه۶۰،۷۰ سال اخیر خود از نظر اخلاقی و حفظ مرام و رفتار محترمانه و پهلوانانه نه تنها کمبودی ندارد که نقاط قوت و صفحات روشن آن کاملا چربش دارد در سالهای اخیر از برخی رفتارهای سطح پایین و برخوردهای نازل و گفتار و مناسبات سبُک و دور از موازین اخلاقی و مغایر با ارزشهای فرهنگی به ویژه در سطح بعضی از مدیریتها و تعدادی از رسانهها و به طور کلی بخشی از نخبگان خود سخت در رنج و عذاب
است.
اینکه چرا چنین شده و فضای ورزش فضایی غالبا آزاردهنده شده و ضدارزشهایی مثل حرمتشکنی و بدبینی و قبحشکنی اخلاقی و اتهامزنی و اختلاف و تفرقه و پاپوشدوزی و غیبت و دروغ و زیرآبزنی و نفرتپراکنی و... در آن سخت مجال عرضاندام پیدا کرده، سؤالی است که پاسخ به آن به تحقیقی مفصل و روشمند وپرداختن به آن نیز به مجال و صفحاتی بیش از این احتیاج دارد. اما ما شک نداریم و به ضرس قاطع عرض میکنیم که عامل « رسانه» در به وجودآمدن این شرایط نامناسب فرهنگی نقش بسیار تاثیرگذاری داشته ودر میان رسانهها آنکه فراگیرتر و پرمخاطبتر بوده یعنی تلویزیون و غالب برنامههای ورزشی آن مقصر اول است.
ما پیش از این به این موضوع اشاره کردهایم و بر اساس وظیفه به صراحت و بدون تعارف تاکید کردهایم رسانهای مثل تلویزیون که به فرموده امام راحل باید دانشگاه باشد و مروج فرهنگ ملی و اعتقادی و ناشر اخلاق و رفتار اسلامی، به هیچ وجه حداقل در عرصه ورزش به این وظیفه حساس خود عمل نکرده سهل است که در بسیاری از مقاطع برضد آن هم عمل کرده است و اگر ما امروز میگوییم یکی از اصلیترین عوامل ایجادوضع ناخوشایند موجود اخلاقی و فرهنگی ورزش، رسانه و بدون شک در راس همه تلویزیون است از
همینروست.
و صد البته برای اثبات سخن خود در هر محکمه و دادگاهی هم حاضر میشویم تا آنجا با صراحت و بیپردهتر بگوییم طی بیست سال اخیر تا همین حالا تلویزیون با بعضی از برنامههایش ودر سایه وادادگی و انفعال وبیعرضگی بعضی از مدیرانش چه بر سر فرهنگ و اخلاق ورزش آورده و چگونه شلختگی وهرهری مسلکی و اباحهگری و حرمتشکنی و تفرقه افکنی و قبح زدایی و نفرت پراکنی وگستاخی و بیادبی و...، را در اینگونه بر نامههای بیصاحب وبی ناظر خود در ورزش ما رواج داده و حتی بعضی از آنها را» نهادینه» هم کرده است و...ضمنا اگر در آن تشکیلات و سازمان عریض و طویل کسی در این باره احساس مسئولیت کرد میتواند با استفاده از اهالی فن به یک تحقیق جامعهشناسانه و تحلیل محتوای اینگونه برنامهها دست بزند که بدون تردید ادعای ما را تایید خواهد کرد...
به هر حال برگردیم به بحث خودمان با تاکید بر این حرف همیشگی خود که هشتاد درصد معضلات فرهنگی و اخلاقی ورزش زیر سر بعضی از برنامههای ورزشی تلویزیون بوده و هست و یکی از اقداماتی که باید برای سروسامان یافتن ورزش حتما و حتما صورت بگیرد اصلاح دیدگاه و رویکرد و روش اکثر برنامههای ورزشی سیماست...باری نامناسب بودن فضا ومناسبات انسانی، اگر نگوییم اصلیترین چالشها و معضلات ورزش ماست اما بیگمان از اصلیترین آنهاست.
این معضل که متاسفانه کمتر کسی به آن توجه دارد و تقریبا همه به نوعی به آن دامن میزنند بیش از هر چیز به پرستیژ و شخصیت ورزش و ورزشیان ضربه زده و یک نوع رفتار و اخلاق لودگی و لمپنی و خودخواهانه و حرمت شکنانه رابر فضای ورزش و علیالخصوص رشتههایی مثل فوتبال حاکم کرده است. این در حالی است که ورزش اگر میخواهد کلاس خود را ارتقا بخشد ودر جامعه از اهمیت و احترام بایسته برخوردار شود باید به فکر اصلاح این کاستی ورفع این عیب باشد.
و این ممکن نیست مگر آنکه خود ورزشیها و هرکسی که به نوعی جزو این جامعه به حساب میآید و ورزشی است اولا وجود این آسیب و عیب را بپذیرند و ثانیا هرکسی در جایگاه و به سهم خود برای درمان این درد از خود گذشتگی کند و قدمی بردارد. البته همانطور که بالاتر هم اشاره شد این بحث مفصلی است که باید برای پرداختن به آن وقت و مجال بیشتری در نظر گرفت و این کاری است که حداقل ما در این نوشته قصد نداریم به آن وارد شویم. اما به لطف و یاری خداوند در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت، ضمن اینکه امیدواریم مسئولان و مدیران ورزش در کنار امور روزمره و گذرا به اینگونه نکات و مسائل هم که ریشه بسیاری از مشکلات ورزش هست توجه بیشتری داشته باشند و درصدد واکاوی وتحقیق علمی وعملی درباره آن برآیند.