«پرچم افتخار» را سینما بلند کرد، اما...!
مهدی امیدی
مدتی است در گوشه گوشه شهرهای کشورمان، بهویژه در تهران، بیلبوردهایی از شهدای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و دوران بعد از آن سالها به چشم میخورد، در حالی که پرچم سه رنگ کشورمان در پس زمینه تصویر و در قالب پویش «پرچم افتخار»، بر زیبایی چهره آنها اضافه میکند. پرچمی که برای بالا ماندنش، خونها ریخته شده و جانها فدا شده، اما هرگز دلاورمردان و شیرزنان این سرزمین اجازه ندادهاند این پرچم روی زمین بیفتد.
«پرچم» برای هر کشور و ملتی، نماد هویت و زنده ماندن آن است؛ به همین دلیل است که حتی در جنگهای قدیمی نیز، پرچمدار مهمترین نقش را داشته و در جنگهای امروزی هم بر فراز ماندن پرچم بسیار اهمیت دارد. بنابراین همیشه دشمن هم اولین چیزی که در سر میپروراند، پایین آوردن پرچم کشور هدف است؛ در گذشته با عملیاتهای نظامی و امروز در جنگ نرم، دشمنان تلاش میکنند تا حساسیت نسبت به قداست و اهمیت پرچم را در میان ملتها کم کنند و به این ترتیب، حس غرور و عزت یک کشور را از بین ببرند. ابزارهای جنگ نرم هم تولیداتی مانند فیلم، سریال، انیمیشن و بازیهای رایانهای است، بنابراین راههای مقابله با این جنگ نرم و زیرپوستی هم از همین مسیرها و روشها میگذرد.
پایان یک غفلت چهل و چند ساله
با گذشت بیش از 40 سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، موضوع «پرچم» در سینمای ما چه در حوزه بزرگسال و چه در حوزه کودک و نوجوان مهجور بوده و از آن غفلت شده و بالابردن پرچم ایران چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، مورد توجه سینماگران ما قرار نگرفته است.
اما پس از گذشت 40 سال و در سال 98 بود که خبری خوش در رسانهها منتشر شد؛ خبری که نویدبخش این موضوع بود که همان گروهی که چند سال قبل و با دغدغه حمایت از تولید کالای داخلی و کارگر ایرانی «قهرمانان کوچک» را ساخته بودند، حالا در اثری جدید، پرچم ایران را سوژه اصلی کرده و مخاطبان خود را نیز از نوجوانان انتخاب کردهاند تا از این طریق بتوانند حرف خود را به گوش نسلی برسانند که نه انقلاب را دیده و نه دفاع مقدس را و حالا خوب است، حس غرور و عزت را از روی پرده نقرهای سینما درک کند.
«مرد نقرهای» به کارگردانی محمدحسین لطیفی، در قالبی اکشن و مهیج، روایت یک گروه ورزشکار نوجوان ایرانی است که برای شرکت در مسابقات تکواندوی جهان به ترکیه میروند، اما در آنجا به خاطر یک اتفاق تروریستی (گروگانگیری)، با وقایع پیشبینینشدهای مواجه میشوند، ولی در نهایت این وزرشکاران و کادر فنی تیم ایران هستند که منجی بقیه تیمهای گرفتار در چنگال تروریستها از جمله تیم اعزامی از آمریکا میشوند و در سکانس پایانی، پرچم سه رنگ کشورمان را که در محل حادثه بر زمین افتاده، به اهتزاز درمیآورند.
همزمان با این سکانس است که موسیقی تیتراژ پایانی فیلم با صدای محمد اصفهانی و مضمون هویت و افتخار ملی پخش میشود.
مخاطبان اصلی این فیلم سینمایی، نوجوانان هستند و تروریستهای اجارهای توسط صهیونیستها هم، عاملان اصلی حادثه گروگانگیری رخ داده هستند که با غیرت و ابتکار تیم ایرانی، زمینگیر میشوند.
پرویز امیری تهیهکننده «مرد نقرهای» درباره هدف و پیام این فیلم گفته است: «مدتها بود که دلمان میخواست فیلمی در مورد عزت و غرور ملی بسازیم و تمایل داشتیم تا بیش از هر گروهی، رده سنی کودک و نوجوان را مخاطب قرار دهیم؛ چون براساس آموزههای دینی و البته تجربه، معتقدیم شخصیت کودکان و نوجوانان مانند زمینی است که میتوان خیلی سادهتر از هر سن دیگری، بهترینها را در آن کاشت و در آینده و برای کشورمان از آن برداشت کرد».
آغاز اکران بعد از دو سال، اما ...
دو سال پیش و مدت کوتاهی بعد از آنکه خبر آماده شدن «مرد نقرهای» رسید، بیماری مزاحم کرونا هم از راه رسید و بساط خیلی از فعالیتهای اجتماعی، از جمله اکران فیلمهای سینمایی را جمع کرد، تا اینکه حدود دو ماه پیش بالاخره انتظار سازندگان «مرد نقرهای» و علاقهمندان هنر هفتم به سر آمد و این اثر سینمایی در فرهنگسرای رسانه با حضور جمعی از اهالی هنر و مسئولان اکران شد و مورد تحسین حاضران، از جمله اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و قائممقام فرهنگستان علوم و قائممقام سازمان دانشآموزی وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت که توانسته، مفاهیمی مثل غرور ملی، هویت ایرانی، احترام به پرچم کشور و حتی احترام به والدین را به زبانی ساده و در قالب یک داستان جذاب به تصویر بکشد.
مدت کوتاهی بعد از این اکران که در حکم رونمایی از «مرد نقرهای» بود، این اثر سینمایی در جشنواره بینالمللی فیلم «رشد»، جایزه ویژه شهید علی لندی (نوجوان فداکار خوزستانی) را از دست دکتر حدادعادل مشاور عالی رهبر معظم انقلاب
دریافت کرد و بالاخره از یک ماه پیش، راهی پردههای سینما شد؛ همزمان، سازمان دانشآموزی وزارت آموزش و پرورش با سازندگان فیلم تفاهمنامه امضا کرد تا با بهرهگیری از ظرفیت اکرانهای دانشآموزی، امکان بهتر دیده شدن اثر و انتقال پیام آن را فراهم کند، اما در هفتههای گذشته به دلیل برخی برداشتهای شخصی و سلیقهای از فیلم، هم جلوی اکرانهای دانشآموزی «مرد نقرهای» گرفته شده و هم در تبلیغات عمومی، رسانه ملی آنطور که درخور شأن «پرچم افتخار» ایرانی بوده، پای کار تبلیغ این فیلم برای فرزندان مردم نیامده است!
این در حالی است که از یک طرف رهبر معظم انقلاب
و دلسوزان انقلاب و نظام، بر لزوم تکریم پرچم ملی و نهادینه شدن حس غرور و افتخار به آن در میان نوجوانان و جوانان تاکید دارند و از طرف دیگر، برخی صفحات مجازی ضد انقلاب، به تمسخر و توهین به این اثر ملی پرداختهاند، اما مسئولانی که باید با درک واقعیتهای روز از این اثر هنری حمایت میکردند، پنبه آن زدهاند و گروهی که به گفته خودشان از هیچگونه حمایت مالی از سوی نهاد و سازمانی برخوردار نبودهاند، حالا در موعد اکران هم مورد بیمهری قرار گرفتهاند. حتی شهرداری تهران نیز که داعیه حمایت از پویش پرچم را دارد، برای دیده شدن فیلمی با همین موضوع هیچ اقدامی نکرد و با بی تفاوتی از مصداقیترین فیلمی که پیرو منویات رهبری است عبور کرد. در وزارت آموزش و پرورش نیز به خاطر سلیقههای شخصی فیلمی که تفاهمنامه خود وزارتخانه را نیز دارد، مورد کملطفی قرار گرفت. این بیمهریها در حالی شامل حال یک فیلم با موضوع پرچم ملی شد که فیلمهایی با موضوعات بسیار سطحی و کمدیهای سخیف فروشهای میلیاردی را در سینمای ایران تجربه می کنند. این در حالی است که هیچکدام نیز مناسب سن نوجوانان نیست، اما هر خانواده مجبور میشود با فرزند خود به تماشای این چنین فیلمهایی
بنشیند.
قطعا وظیفه هر ارگان و سازمان و نهادی است که وقتی فیلمی با موضوعات این چنینی که درباره غرور و عزت یک کشور است، ساخته میشود، بهدنبال بهتر دیده شدن آن باشند. آن هم وقتی گروهی خود به صورت آتش به اختیار و بدون هیچگونه حمایت پا در عرصه میدان گذاشته اند، روا نیست این چنین برای دیده شدن اثری نیز مورد بیتفاوتی و بیبصیرتی قرار بگیرند. آن هم اثری که مخاطبان اصلی اش، آیندهسازان کشور عزیزمان هستند.
در هر حال «مرد نقرهای» هم مانند هر اثر هنری دیگری، حتما خالی از اشکال نیست - کما اینکه برخی ایرادات فنی و هنری در آن هست - اما زمین زدن آن با یک بهانه و بدون در نظر گرفتن کلیت فیلم، چیزی شبیه تکمیل پازل جنگ نرم دشمن و بدنام کردن تعمدی دولت انقلابی و
تحولگراست.