ستاره نوزدهم؛ بیژن
ابوالقاسم محمدزاده
نام بیژن غرور ایرانی ام را تحریک میکند و به یاد فردوسی میافتم و این بیت شاهنامه اش:
به بیژن چنین گفت؛ کای پهلوان
دل کارزار و خرد را روان
برآمد ترا این چنین کار چند
به نیروی یزدان و بخت بلند
اما تو فرق داری. ایرانی بودی و انقلابی. دلاوری که به تاسی از دستورات الهی و سیره پیامبر اعظم (ص) و اوصیای او عمل کردهای و در راه دفاع از وطن و حراست از مرزهای ایران اسلامی تا پای جان ایستادی تا حافظ وطن و انقلاب باشی. هرچند در شهر قوچان به دنیا آمده بودی و غیرت و مردانگی را با سختیهایی که متحمل شدی در خودت پرورش دادی تا دلاور مردی باشی در عرصههای غیرت و مردانگی.
14 سالگی به مشهد آمده بودی، کودکی و نوجوانی پرفراز و نشیبی را پشت سر
گذاشتی و اتاق کوچکی را در مشهد اجاره کردی و روزها با روزنامه فروشی و شبها درس میخواندی تا علم واندیشه در وجود مردانه ات رشد کند.
و حالا من باید از بیژن انقلاب بگویم که با دیپلم ناقص به سربازی رفت و دوران سربازی اش را در رژیم سابق گذراند و پس از آن به استخدام شرکت مخابرات درآمد.
علیرغم اینکه سرپرست اکیپ کابل کشی شرکت مخابرات بود آن را رها کرد و به استخدام نیروی هوایی رژیم گذشته درآمد، اما پس از یک سال و نیم خدمت، به دلیل جو و محیط آلوده و ناسالم ارتش آن موقع، استعفا داد و به مشهد برگشت و در کارخانه پروفیل طوس به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و با خانم شادمهری ازدواج کرد که مصادف شد با دوران انقلاب اسلامی و اوج حضور او در بطن تظاهرات و راهپیماییها
بود.
با بیت آیتالله شیرازی آشنا شدی و با دوستان دانشگاهی و
غیر دانشگاهیات در چاپ و تکثیر اعلامیهها و نوارهای حضرت امام(ره)کوشیدی و در خدمت آیتالله خامنهای، برای پیشبرد برنامهها و اقدامات انقلابی تلاش کردی و درس جهاد آموختی.
او با پیروزی انقلاب اسلامی، در تشکیل پایگاه شهید جلیلیان کوشید و دوسال مسئول آن پایگاه بود.
جنگ تحمیلی مقدمهای بود برای جهاد عملی اش که با کاروان سپاهیان حضرت محمد راهی مناطق جنگی شد و در عملیاتهای مهمی چون؛ خیبر و کربلای 4 نقشآفرینی کرد.
بیژن در عملیات کربلای 5، رئیسستاد تیپ الحدید [ادوات لشکر 5] نصر بود که مورد بمباران شیمیایی دشمن واقع شد، اما خط مقدم و جهاد را ترک نکرد.
در محله سوم عملیات کربلای 5 که دشمن پاتک سختی زده بود، در مقابل آن پاتک و در کنار همرزمانش ایستاد و رشادش را به رخ نیروهای دشمن بعثی کشاند و در اوج درگیریها، با اصابت گلولهای به پهلویش به خیل عظیم شهدا پیوستی و پیکر پاکت، در کنار برادر شهیدت« محسن فرشچی» به آرامش ابدی رسید.
بیژن، عاشق نام مقدس حضرت زهرا (س) بود و سفارش کرده بودکه نام دخترش را زهرا بگذارند،
موضوع: شهید بیژن فرشچی