کد خبر: ۲۳۶۴۴۰
تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۳۶

اخبار ویژه

 
 
یک تحلیل و چند تحریف درباره تحریم و مذاکره با آمریکا
دبیرکل حزب منحله مشارکت در اظهاراتی متناقض خواستار توافق دوباره با آمریکا شد و ضمناً گفت بایدن حتی تضمین هم بدهد، کاغذ پاره‌ای بیشتر نخواهد بود و امکان لغو توافق هست(!)
به گزارش خبر آن‌لاین محمدرضا خاتمی در کلاب‌هاوس گفته است: 
* مساله هسته‌ای و برجام همان‌طور که رهبری گفتند در جاهای بالادستی انجام می‌شود و از سال‌های ۹۰-۹۱ که ما وارد آن تحریم‌های کمرشکن شورای امنیت شدیم؛ رهبر انقلاب عبارت نرمش قهرمانانه را به‌کار بردند و دیدیم در همان زمان؛ هم مذاکرات محرمانه با آمریکا در عمان بود و هم در چهارچوب ۱+۵ انجام شد و اگر کوچکترین مخالفتی با یک کلمه از برجام وجود داشت آنوقت برجام امضا نمی‌شد تا اون کلمه اصلاح شود.
* روسای قوای مختلف در زمانی که برجام امضا شد ببینید چه جوری از برجام حمایت می‌کردند؛ اما با کار بعدی ترامپ مشخص بود به چه وضعی دچار می‌شویم و خب چه دیواری کوتاه‌تر از دولت روحانی تا همه چیز را سر آن بشکنیم.
* کاری که الان در حال انجام است ادامه کار ظریف و عراقچی است و دستشان درد نکند.
* مشکل واقعی ما با آمریکا ایدئولوژی است نه برجام و هسته‌ای.
* واقعیت قصه چه از جانب ما و چه از جانب آمریکا چالش ایدئولوژی است و اگر فقط به برجام اتکا بکنیم باز چند سال دیگر همین مسائل تکرار می‌شود و به قول مسئولان ما از اول انقلاب در تحریم هستیم و همه از جمله اصلاح‌طلبان در آن نقش دارند.
* اما ببینید کدام کشور در دنیا تورم دو رقمی در عرض ۴۰ سال داشته و توقع پیشرفت داشته باشد.
* ما نیاز به تغییر نگرش و روش داریم و این به معنای دست کشیدن از آرمان‌ها و منافع ملی نیست بلکه انجام یک بازی برد برد منظور است.
* در جریان افغانستان اول و همکاری ایران با آمریکا در شکست طالبان؛ بیشترین نفع به ایران رسید یا در سقوط صدام بیشترین نفع به ما رسید.
* آیا اینها نمی‌توانست مبنایی باشد برای فعالیت مشابه در مشکلات منطقه که با گفت‌وگو حل شود.
* با برجام مشکلات‌ ما با همه‌جا حل نخواهد شد.
* ببینیم مصلحت ملت در چیست ما نباید فقط در پی مصلحت نظام باشیم و باید منافع مردم را در نظر بگیریم.
* اگر این‌نگاه وجود داشته باشد حل برجام می‌تواند مقدمه‌ای برای حل مشکلات باشد وگرنه دو سال دیگر با انتخابات آمریکا و کنگره و سنا ما دوباره بازگشت می‌کنیم به این نقطه؛ آیا آن زمان می‌گویند تیم رئیسی و مذاکره‌کنندگان خیانت کردند؟
* حتی اگر بایدن امضا کند و تضمین بدهد که برجام لغو نخواهد شد؛ به قول آقای احمدی‌نژاد یک کاغذ پاره بیشتر نخواهد بود و فردا همین سنا می‌تواند همه را از بین ببرد‌.
* پس ما باید با همان دیدی که در برجام قبلی و فعلی توانستیم منافع کشور را حفظ کنیم در مورد چالش‌های دیگر هم باید همین‌طور عمل کنیم و اگر نتوانیم منافع کشور را حفظ کنیم وارد یک دور معیوبی می‌شویم که دو سال دیگر مجددا می‌گوییم برجام یک خیانت بود».
این اظهارات از جهات متعدد نادرست و مخدوش است.
1- برجام، دست‌پخت طیف غربگرا و مدعیان دروغین اعتدال و اصلاحات است که با دادن آدرس غلط و همراهی امپراتوری رسانه‌ای غرب، آدرس حل مشکلات اقتصادی را به توافق با غرب به ویژه آمریکا حوالت دادند و با وجود تذکرات و هشدارهای رهبر انقلاب و صاحب‌نظران مختلف، توافقی نامتوازن و ناهمزمان و فاقد ضمانت اجرا (نقد/نسیه) را به یادگار گذاشتند. این دومین خسارت آنها به کشور و ملت، پس از ارتکاب فتنه سال 88 بود. به دنبال شکست فتنه نیز به گزارش چندین باره سیاستمداران و رسانه‌های آمریکایی، برخی اطرافیان و نمایندگان سران فتنه سبز، از دولت اوباما خواستند تحریم‌ها را به شکل دفعتاً و شدید اعمال کند تا فلج کننده باشد، نه این مانند واکسن عمل کند و موجب مقاومت ایران شود(!)
2- کاری که اکنون در مذاکرات در حال انجام است، نسبتی با رویکرد شخص آقای روحانی ندارد. او در حالی که نه تکلیف تحریم‌ها و نه تکلیف راستی‌آزمایی و تضمین، هیچ کدام معلوم نبود، ادعا کرد با یک امضا می‌شود برجام را احیا کرد! این در حالی است که به اعتبار اقتدار مجلس و دولت انقلابی، بنا نیست تجربه کلاهبرداری آمریکا در برجام تکرار شود.
3- اگر به اعتراف محمدرضا خاتمی، مشکل واقعی آمریکا «ایدئولوژی است، نه برجام و هسته‌ای»، بنابراین باید تصریح کرد که طیف متبوع وی، به فریب عوام و خواص پرداختند که ادعا کردند؛ توافق هسته‌ای! بستن با کدخدا، همه تحریم‌های مالی و بانکی و نفتی یک جا لغو (و نه تعلیق) می‌شود و می‌توان با آمریکا شراکت هم برقرار کرد! اما با وجود اعترافات اخیر، عجیب است که خاتمی مجدداً از همکاری‌های یکطرفه با آمریکا در موضوع افغانستان (در دولت اصلاحات) به عنوان نمونه موفق تعامل و همکاری یاد می‌کند و حال آن که همان زمان، آمریکا از اول اصلاحات برای اشغال افغانستان سرویس گرفت اما بلافاصله، ایران را جزو محور شرارت و سزاوار حمله اتمی معرفی کرد. جالب این که حمله به افغانستان در همان سالی اتفاق افتاد که مثلاً قرار بود در دنیا 
سال گفت‌وگوی تمدن‌ها باشد!
4- در موضوع سقوط صدام، اولاً آمریکایی‌ها حماقت کردند و ثانیاً این هنرمندی و شجاعت و تدابیر انقلابی شهید سلیمانی بود که عراق را از حلقوم آمریکا بیرون کشید و جنگ را مغلوب کرد. و الاً اگر به افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی بود، با امضای نامه جام زهر، خواستار بالا بردن دست‌ها در برابر رژیم یاغی‌ای بودند که دو همسایه شرقی و غربی ایران را اشغال کرده بود.
5- تورم دو رقمی نه به علت ایستادگی مقابل زورگویی‌های آمریکا، بلکه به خاطر برخی سوء مدیریت‌ها و قصور و تقصیر یا خیانت برخی مدیران بوده است. در همین دوره دولت برجام و دیگر هیچ با برجای گذاشتن بالاترین نرخ تورم نشان داد که اتفاقاً اعتماد به آمریکا، موجب بحران اقتصادی می‌شود. موضوع تلخ در این میان این است که با وجود کلاهبرداری آمریکا در برجام،‌رضا خاتمی به جای این که از اعتماد به دشمن پرهیز دهد، ادعا می‌کند علت درگیری ما ایدئولوژی است و لابد باید ایدئولوژی (بخوانید ایستادگی برسر حداقل حقوق خود) را کنار گذاشت.
 
تجاهل بانیان کاهش درآمد ملی کسری بودجه و تورم
افراطیون مدعی اصلاحات می‌گویند: اگر دولت درست کار می‌کند، چرا وضعیت اقتصاد نابسامان و تورم بالاست؟
در این زمینه عباس عبدی در واکنش به اظهارات شب گذشته سعید جلیلی که گفته بود یک‌ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه نفت می‌فروشیم و پولش را هم می‌گیریم، در توئیتی نوشت: پیشرفت هسته‌ای که هست، نفت هم با کارمزد کمتر! می‌فروشید و پولش را هم می‌گیرید. پس مذاکره برای چیست؟ چرا وضع اقتصاد و تورم چنین است؟ پس مذاکره برای چیست؟ چرا وضع اقتصاد و تورم چنین است؟
«محمد- م» عضو کمیته رسانه در دفتر رئیس‌جمهور سابق هم، با‌ اشاره به برخی گرانی‌ها نوشت: «سخنگوی دولت گفته از دولت قبلی تورم 60 درصدی تحویل گرفته‌ایم. یقین کردم سخنگوی محترم، هم معنای تورم را نمی‌داند، هم نمی‌داند 60 درصد یعنی چقدر! وقتی بیسوادی و ناکارآمدی در یک دولت جمع می‌شود، نتیجه‌اش همین است که می‌بینیم».
دولت روحانی وقتی در سال 92 تشکیل شد، حجم نقدینگی ۴۷۰ هزار میلیارد تومان بود و هنگامی که دوره هشت ساله دولت مدعی تدبیر به پایان می‌رسید، این رقم به بالای ۴۱۰۰ هزار میلیارد تومان (حدود ۹ برابر) رسیده بود. بی‌آنکه نقدینگی صرف حمایت از تولید شود و عمدتاً در حوزه سوداگری هزینه شده و تورم بی‌سابقه‌ای برجای گذاشته بود.
عمل مهم دیگر در تشدید تورم که همچنان ادامه دارد، دامن زدن به کسری بودجه است که در اواخر دولت روحانی (سال جاری) به ۴۵۰ هزار میلیارد تومان‌ اشاره کرد. علت این کسری، رویااندیشی در بودجه‌نویسی و رها کردن هزینه‌های جاری، بوده است. دولت روحانی، همچنین ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی باقی گذاشته که ۵۰۰ هزار میلیارد آن، سود اوراق فروخته شده است. با این اوصاف، دولت جدید دولتی گرفتار کسری بودجه را تحویل گرفته و به‌عنوان مثال، بودجه ارزی 10 میلیارد دلاری واردات کالاهای اساسی به نرخ دولتی در سال جاری، در همان پنج ماه اول سال (ماه‌های آخر دولت مدعی تدبیر) پیش‌خور شده است! دولت رئیسی در این شرایط دشوار می‌کوشد با کاهش هزینه‌ها، و هدایت‌بخشی از نقدینگی به سمت تولید، از شتاب عوامل تورم‌ساز بکاهد. همچنین با اهتمام صورت‌گرفته، صادرات با افزایش ۴۰ درصدی مواجه شده که خبر خوبی است. ناظران داخلی و بین‌المللی پیش‌بینی می‌کنند رشد اقتصادی ایران که طی چند سال اخیر منفی شده بود، در سال پیش‌رو، مثبت شده و به ۳ درصد برسد. البته در کنار مدیریت نقدینگی و کسری بودجه، موضوع تنظیم بازار و حمایت و هدایت تولید‌کنندگان، و نیز حاکم کردن سازوکار‌های شفافیت در حوزه قیمت تولید‌کننده و مصرف‌کننده ضرورت دارد.
دولت جدید حتما ضعف و ایراد در عملکرد هم دارد. اما آنچه عجیب و تلخ است، وقاحت بانیان وضعیت اقتصادی فعلی است. از یک طرف در مطالبات اقشار مختلف برای افزایش درآمدها می‌دمند و بعضا حتی تحریک و ساماندهی هم می‌کنند، که خود موجب افزایش کسری و نقدینگی تورم‌ساز است؛ از طرف دیگر، هر اقدام و ابتکار در حوزه دیپلماسی اقتصادی برای گسترش شرکا و صادرات را تخطئه می‌کنند؛ و از طرف سوم، یادگاری تورمی را که زیرساختش را خودشان مستقر کرده‌اند، به رخ دولت میراث‌دار این شرایط می‌کشند! آنها می‌دانند کدام میدان مین‌گذاری شده را تحویل داده‌اند و شتاب پیشروی در چنین میدانی چقدر دشوار است.
به همین دلیل هم هست که به‌عنوان یک مثال از ده‌ها چالش به ارث رسیده، روزنامه‌های اعتماد و سازندگی به فاصله چند ماه، ماجرای ارز 4200 را «استخوان در گلوی دولت» توصیف کردند و همین آقای عباس عبدی نوشت: «دو پوست موز زیر پای دولت است. اول ادامه دلار ۴۲۰۰ تومانی. دوم حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی. انتخاب کنید که کدام گام را برخواهید داشت؟». و اینها در حالی بود که سه سال قبل به هنگام تصویب نادرست قیمت 4200 تومانی برای دلار و ارزپاشی غلط‌تر به میزان 60 میلیارد دلار، روزنامه‌های اصلاح‌طلب، برای معاون اول دولت روحانی، تصویر سوپرمنی را‌ ترسیم کرده بودند که در حال پایین آوردن قیمت ارز است!
درباره مذاکرات و درآمد‌های نفتی هم گفتنی است که به اذعان برخی مدیران دولت سابق در اواخر سال گذشته، میزان فروش نفت به نزدیک صفر رسیده بود و از زمانی که نظام تصمیم به معطل نماندن در تله برجام گرفت، آمار فروش نفت مجدداً افزایشی شد به نحوی که اکنون بنابر گزارش رویتر به بالای یک میلیون بشکه و به تصریح آقای جلیلی به یک میلیون و دویست هزار بشکه رسیده است. در عین حال قیمت جهانی نفت هم که در دوره برجام 
رو به افول بود، اکنون در اثر مقاومت معنادار ایران و ضرب‌شست متحدان ایران به پادوهای آمریکا در منطقه، تقریبا دو برابر شده است.