ورزش با سیاهکاری و عوامفریبی پیش نمیرود! (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
در ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به سر میبریم و به همین مناسبت و بدون مقدمه و بهانه میرویم سر اصل مطلب و عرض میکنیم ورزش ایران امروز پیش از هر چیز و بیش از همیشه به«مدیریت انقلابی» احتیاج دارد. مدیریت ادایی و شعاری و... به درد این ورزش محتاج تغییرات و اصلاحات اساسی نمیخورد.
مدیریتی که برای کار کردن برای جامعه و خدمت کردن به مردم حال و انگیزه داشته باشد و نه تنها از درگیرشدن با مشکلات و باندها وعناصر مشکلساز و باجخواه هراسی به خود راه ندهد بلکه اصلا خودش سراغ جریانات منحرف و عناصر مخرب و رخنه کرده در ورزش برود و حساب یکی یکی آنها را برسد.
این را همه میدانند و خود ما هم بارها نوشته ایم که ورزش بالقوه توانمند و سخت مستعد پیشرفت ایران در بسیاری جاها علی الخصوص در رشتهای مثل فوتبال گرفتار تفکرات غلط و اسیر چنگ جریانات منفعت جو و فاسد است، و در حالی که صاحبان این تفکرات و دستاندرکاران آن جریانات تقریبا هرکاری که دلشان میخواهد میکنند و هنجارها را میشکنند و حریم و حرمتها را لگدمال میکنند و بداخلاقی و وقاحت و بیحیایی را ترویج و تشویق میکنند، به گونه فرهنگ ملی سیلی میزنند و اباحهگری و هرهریمسلکی را ترویج میکنند.
کسانی که در عرصههای مختلف ورزش چه مدیریتی و اجرایی و چه فرهنگی و تربیتی و چه رسانهای و تبلیغاتی به جای برخورد قاطع و انقلابی، صرفا به ژست و ادای انقلابیها را درآوردن و شعارهای انقلابی سردادن و از خون شهیدان دم زدن و... مشغولند و با این انفعال و وادادگی خود عملا جاده صاف کن جریانهای مخرب اشاره شدهای هستند که برایشان، اعتقادات و ایران و مردم و فرهنگ و شهدا و اخلاق و ورزش و ارزش و... کوچکترین اهمیتی ندارد و نه که ندارد بلکه با عملکرد خود به همه اینها توهین میکنند وبه ریش مردم هایهای میخندند.
از همه بدتر،مستندات فراوانی هست که نشان میدهد بعضا با رسانه معاند آن ور آبی هم سروسری دارند و به برنامههای ضدایرانی و ضد انقلابی آنها خوراک میدهند تا آنها هم با تکیه بر آن،برنامههایی بسازند که جملگی از اوضاع خراب ورزش! دم میزنند و برای آن اشک تمساح میریزند.
آقایان در مقام مسئول در برابر قلدری و گستاخی این افراد و سایر عناصر هنجار شکن و زشت کردار و وقیح سکوت توام با تشویق میکنند بعد در بعضی بر نامههای ورزشی رفوزه سیما بعد از اینکه به طور یکطرفهاندر فضائل و خدمات مدیریتی خود در ورزش و فوتبال و...می نشینند و سینه سپر میکنند و بعد از اینکهاندر خدمات و فضائل و برنامههای آینده خود برای توسعه و پیشرفت(؟!) سخن میگویند قدری هم از خون شهدا و دفاع از ارزشهای فرهنگی و انقلابی حرف میزنند و... خجالت هم نمیکشند. تصور میکنند مخاطبان آنها هم مثل خودشان و همپالکیهایشان فکرمیکنند و نظر دارند و خلاصه فهم وتوان تحلیل ندارند و...
سخن بر سراین بود که با سیاهکاری و ادا درآوردن و حرف مفت زدن کاری اساسی در ورزش پیش نمیرود این ورزش مستعد پیشرفت اما گرفتار انواع و اقسام آفات وبلایا که بدترین آن « مدیریتی» است به مدیریتی با « تدبیروغیرت انقلابی» احتیاج دارد. مدیریتی که فعلا ورزش ما در بخشهای مهمی از ساختار خود از آن بیبهره است. چرا بیبهره است؟ پاسخ را نمیدانیم.آیا اصولا چنین مدیرانی وجود ندارند و باید آنها را در رویاها پیدا کرد؟ و یا نه،چنین مدیرانی هستند، اما چون مدیر و با شخصیت هستند، اصیل و عزت نفس دارند،کنارمی نشینند و برای رسیدن به پست و مقام به این و آن آویزان نمیشوند و از این و آن مقام سیاسی و فرهنگی(؟!!) برای اثبات لیاقتها و توانایی خود و بعد چنگانداختن به صندلیهای مدیریتی توصیه و سفارش نامه نمیآورند ولذا دور به دست دیگران افتاده است؟ وآیا...؟ نمیدانیم.
اما میدانیم که با این طرز مدیریت، با این وادادگیها و مستقل عمل نکردنها و ضعف شخصیتها و... یا با این سیاهکاریها و شارلاتان بازیها و عوامفریبیها ورزش ما (به قول مرحوم استاد باستانی پاریزی) راه به هیچدهی نخواهد برد و تواناییهای نهفته آن آشکار نخواهد شد.قابلیتهای بالقوه آن بالفعل نخواهد شد و چرخهای آن در مسیر پیشرفت و بهتر و قوی شدن به حرکت نخواهد افتاد و... خلاصه باید به « اینی که هست» دلخوش باشیم و برای فیل هوا کردنی مثل صعود فوتبال به جام جهانی (با بردن کامبوج و عراق وامارات و...)،جشن ملی راه بیندازیم و به یکدیگر تبریک بگوییم و...و چون رفتیم به جام جهانی پس دیگر همه چیز مباح است وچشم بر همه واقعیات آزاردهنده ببندیم و باید بیخیال هر اتفاق و انحراف وکثافتکاری و اختلاس و کلاهبرداری ویلموتسی و هنجارشکنی و توهین و اهانتی به خود و مردم شویم!
در واقع خود را فریب دهیم و به هیاهوی رسانهای و جنجالهای زودگذر دلخوش باشیم و همانطور که گفتیم به « اینی که هست» از ترس آنکه «بدتر نشود»! رضایت بدهیم و با سخن و قلم و رسانه و برنامه ورزشی و... همه چیز را گل و بلبل و روبراه جلوه دهیم و... فکر کنیم مردم هم چیزی نمیفهمند و سکوتشان علامت رضاست.