حلم و راهکارهای تحقق آن(پرسش و پاسخ)
پرسش:
صفت حلم در تعاملات اجتماعی انسان چه آثار و پیامدهایی دارد و چگونه میتوان آن را در رفتارهای اجتماعی خود محقق کرد؟
پاسخ:
تعریف حلم
حلم یکی از صفات پسندیده روحانی و عبارت است از حالت آرامش روح در برخورد با حوادثی که معمولاً انسان معمولی ساخته نشده در ارتباط با آن، هیجان روحی پیدا میکند، و واکنش تندی نشان میدهد. بنابراین حلم آن حالت آرامش روحی است که در برخورد با حوادث دچار هیجان نمیگردد. و همانطور که روح قبل از برخورد با حادثه دارای آرامش بود، بعد از برخورد با آن نیز آرامشش را حفظ میکند. به تعبیر دیگر،حلم آن است که وقتی انسان با حادثهای برخورد کرد، احتیاج نداشته باشد خود را در ارتباط با آن حادثه کنترل کند. حلم آن است که با وجود آن حالت طبیعی روح، آرامش باشد. به بیان دیگر آرامش باید یک حالت طبیعی برای روح باشد، نه حالتی با فشار عقل و تفکر. از این حالت آرامش روحی تعبیر به حلم میکنند. گاهی میبینیم حلم را در معنای صبر به کار میبرند، اما اینها با هم فرق دارند. معنای صبر این است که فشار وارد میشود و روح مقاومت میکند، اما معنای حلم این نیست و در آن اصلاً فشاری به روح احساس نمیشود و آن حالت آرامش ملکه انسان میباشد.
رابطه علم و حلم
علمای اخلاق میگویند: یکی از با فضیلتترین و شریفترین صفات حسنه و ملکات نیک انسانی بعد از علم، حلم است. آنها هنگام ارزشگذاری بر صفت حلم میگویند: حلم آن قدر ارزشمند است که در کنار صفت علم قرار میگیرد. علم و دانش از بالاترین و با ارزشترین حالات روحی برای انسان است که مافوق ندارد. بعد علمای اخلاق وقتی که میخواهند ارزش علم و دانش را بیان کنند میگویند: علم بدون حلم از ارزش آن کاسته میشود. یعنی حلم به علم ارزش میدهد. و میگویند: علم بدون حلم فایدهای ندارد. امام صادق(ع) از آبای گرامیشان حضرت علی نقل میکند که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: پیامبر اکرم(ص) فرموده است «ما جمع شیء الی شیء افضل من حلم الی علم» یعنی هیچ چیزی با چیز دیگری اجتماع نکرده است که با فضیلتتر از جمع شدن حلم با علم باشد. (وسائل الشیعه، کتاب جهاد نفس، باب 26، ح 11) جملهای را در همین رابطه از پیامبر اکرم(ص) نقل میکنند که در دعای خود میفرمود: اللهم اغننی بالعلم و زینی بالحلم پروردگارا! مرا به سبب علم بینیاز کن! ثروتمند کن! (ثروت واقعی دانش است) و روحم را به سبب حلم زینت بخش! (نهجالفصاحه، ص 256)
راهکارهای تحقق ملکه حلم
همه ملکات انسانی اکتسابی است، چه فضائل و چه رذائل ملکات برای انسان فعالیتهایی هستند که انسان آنها را به وسیله عملش در روح شکل میدهد، چه عمل تفکری و چه عمل فیزیکی و خارجی. برای رسیدن به ملکه حلم دو راه وجود دارد: اول: در ارتباط با آن اعمالی است که نسبت به پیشگیری خشم مطرح میشود. دوم: در ارتباط با اعمالی است که نسبت به جلوگیری از هیجان روح مطرح میشود. راهکار اول به مسئله تفکر و تدبر نسبت به امور زشت قوه غضب، و نیکی عدم غضب که اگر غضب نکند، چقدر زیبا است و محسنات زیادی دارد.
تلقین این موارد و تفکر نسبت به این امور و تکرار آن برای نقش بستن در روح انسان یکی از راهکارهای کسب حلم است. راهکار دوم عملی است که از طریق کظم غیظ صورت میگیرد. اما قبل از آن کفو غضب مطرح است که پیشگیری قبل از هیجان است و کظم غیظ پیشگیری پس از هیجان است. اولی در ارتباط با اصل نیروی غضب است که هیجان پیدا نکند و دومی در ارتباط با این است که وقتی هیجان پیدا کرد، نگذارند عملکردی داشته باشد. وقتی این عمل کظم غیظ تکرار شود، روح نقش حلم به خود میگیرد.