نگاه امیدوار به ظرفیتهای داخلی و پایداری برای فردای بهتر
امیدآفرینی و امیدبخشی حیاتی است؛ زیرا از یکسو مانع حاکم شدن رکود، کسالت، سستی، کژی و تنبلی در جامعه میشود و از سوی دیگر، روح تعالی، پویایی، نشاط، حرکت و همت را در جامعه گسترش داده و تقویت میکند.
بر همین اساس است که گفته میشود جامعه یا فردی که امید خود را از دست بدهد، به منزله مرده است و حتی در روایات از ناامیدی و یأس بهعنوان گناهی بزرگ نام برده شده است.
علاوه بر این، امیدآفرینی نیز از خطای محاسباتی مسئولان جلوگیری میکند؛ یعنی باعث میشود که مسئولان اسیر برساختهها و شرایط موجود نشوند و در ورای شرایط، چالشها و مشکلات موجود، به افقها و آرمانها هم توجه کنند.
ذکر این نکته نیز مهم است که واقعبینی متفاوت از واقعگرایی است؛ واقعگرایی مبتنی بر ملاحظه شرایط و عمل بر اساس الزامات این شرایط است. ازاینرو، به فرصتطلبی نزدیک بوده و عاری از وجه آرمانی- ارزشی است، اما واقعبینی با تبری جستن از واقعگرایی، معطوف به آرمانگرایی است و توجه به واقعیتها را از باب اینکه رسیدن به آرمانها تنها از طریق آنها ممکن است، موردتوجه قرار میدهد. مسلم است که در نگاه واقعبینانه، هر واقعیتی بهصرف اینکه واقعیت دارد، پذیرفته نمیشود، اما در واقعگرایی، هرگونه واقعیتی، بهصرف اینکه واقعیت دارد، پذیرفته میشود. میتوان گفت که امیدبخشی در میانه واقعگرایی و واقعبینی مطرح شده و مانعی برای نغلطیدن در دام واقعگرایی است. بهعبارتدیگر، چنانچه صرفاً به واقعیتها و یا اینکه به آرمانها، بدون امیدبخشی و امیدآفرینی، توجه شود، خطر دلسردی و گرفتار شدن در دام واقعگرایی وجود دارد.
کارآمدی نگاه به درون و «ما میتوانیم»
رهبر معظم انقلاب نیز برای حاکم ساختن روحیه نشاط و پویایی در جامعه و طرد کسالت و خمودی از جامعه، همواره و در حیطههای مختلف، بر مبنا و ملاحظه واقعیتها، به امیدبخشی و امیدآفرینی تأکید میکنند. معظمله همواره تأکید دارند که علیرغم دشمنیهای جبهه استکبار علیه نظام اسلامی، حرکت نظام به سمت تحقق آرمانها ادامه دارد و پیشرفتهای قابلتوجهی نیز بهدستآمده است. در واقع، در مقابل هجمهها و تخریبهای دشمنان، رهبر معظم انقلاب با امید دادن به جبهه نیروهای ارزشی و انقلابی میخواهند یادآور شوند که از دستاوردهای انقلاب و ادامه مسیر آن غافل و دلسرد نشوند.
مصطفی قربانی پژوهشگر مسائل اجتماعی توضیح میدهد: «امیدآفرینی رهبر معظم انقلاب در همه حوزهها و برای همه کارگزاران است و مختص به بخش خاصی نیست.واقعبینی و امیدآفرینیهای معظمله به معنای بیتوجهی به واقعیتها، ضعفها، نقصها و خللها نیست، بلکه در افق دیدگاه ایشان، در عین وجود معضلات و موانع برای رفع مشکلات و تحقق آرمانها، باید با امید، تحرک، پویایی، نشاط، همت مضاعف، روحیه و کار جهادی و انقلابی، به حرکت روبهجلو ادامه داد. میتوان گفت که از دیدگاه ایشان، امیدآفرینی ضامنی برای رهایی از چالشها و معضلات است؛ یعنی راهحل پارهای از چالشها امیدآفرینی است یا اینکه امیدآفرینی معطوف به حل چالشها است.
امیدبخشی ایشان مبتنی بر جهت کلی حرکت و راهبردهای نظام اسلامی در حیطههای مختلف است؛ یعنی ایشان از آنجا که جهت کلی حرکت کشور و دستگاههای مختلف را در مجموع در مسیر تحقق آرمانها و ارزشهای اسلامی و انقلابی میدانند، به امیدبخشی و امیدآفرینی تأکید دارند. در واقع، بر مبنای نگاه واقعبینانهای که در حیطههای مختلف و برآیند آنها دارند، امیدآفرینی میکنند. ازاینرو، امیدآفرینیهای ایشان سری در واقعیتهای روز جامعه و سودایی در تجویز و افقآفرینی و در مرحله بعد، افقگشایی دارد.
بر همین اساس میتوان گفت که امیدآفرینیهای ایشان بهنوعی هدفگذاری و تعیین راهبرد در حوزههای مختلف است؛ یعنی ایشان با امیدبخشی، بهنوعی در تعیین چشمانداز مطلوب دستگاهها، نهادها و کارگزاران نیز به آنها کمک میکنند.
امیدآفرینی مطلوب ایشان بههیچوجه ضامنی برای تنبلی، سستی و کمهمتی نیست، بلکه منظور اساسی ایشان از امیدآفرینی، چشماندازسازی و تحرک و انگیزهبخشی مضاعف به مردم و مسئولان در راستای تحقق آرمانها و افقهای پیشروی کشور و نظام است. از دیدگاه ایشان، اگرچه امیدآفرینی عمدتاً معطوف به تحقق کارهای بزرگ و چشماندازها است، اما منافاتی با پرداختن به امور جاری و توجه و دقت به این امور ندارد. بهواقع، ایشان امیدآفرینی را هم معطوف به تحقق چشماندازهای آینده و هم معطوف به مسائل جاری و روزمره کشور میدانند و بیتوجهی به یکی به بهانه توجه و برجستهسازی دیگری را
رد میکنند.»
وی در ادامه میگوید: «امیدآفرینی ایشان مبتنی بر خنثیسازی نقشههای دشمن برای تلقین و ترویج ناامیدی در کشور، بهویژه در میان نسل جوان و کسانی است که در سالهای پیروزی و تثبیت انقلاب حضور نداشتهاند؛ بنابراین بخشی از امیدآفرینیهای ایشان، واکنشی است به حملات و عملیات روانی دشمن.
علاوه بر این، همان گونه که گفته شد، اقدامی بسیار مهم در جهت خنثیکردن نقشه دشمن برای ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان است. از این نظر، امیدبخشیهای واقعبینانه معظمله، در راستای تضمین ماندگاری و تداوم صراط مستقیم انقلاب اسلامی تعریف میشود.
از دیدگاه معظمله، هرکس به میزان نقش و ظرفیت خود در ترویج امید در جامعه نقشی دارد. آگاهان، نخبگان و مسئولان در این زمینه بیشترین نقش را داشته و طبیعتاً بیشترین تأثیر را نیز میتوانند داشته باشند. به طور مشخص باید از نقش روحانیون، اساتید دانشگاه، معلمان و... بهعنوان حساسترین و مهمترین اقشار در ترویج امید در جامعه نام برد.
بهعنوان نکته پایانی باید متذکر شد که امیدآفرینیهای ایشان در راستای گزاره «آرمانگرایی واقعبینانه» تعریف میشود؛ یعنی در عین اینکه برخاسته و مبتنی بر واقعیتهای جاری کشور است، دارای وجهه آرمانی- ارزشی
بوده و مانع از غلتیدن نظام و مسئولان مختلف در دام واقعگرایی و خطای محاسباتی میشود. به عبارت دیگر، میتوان گفت که ایشان در امیدآفرینیها درصدد گوشزد کردن کارآمدی نگاه به درون و «ما میتوانیم» هستند.»
راهکارهای قرآن برای امیدبخشی به زندگی
یک نویسنده کتاب در حوزه قرآنی معتقد است که انگیزه برای انجام امور خیر، تلاش، صبر و استقامت، آسان شدن سختیها، اصلاح و تربیت، سلامت روانی و تکامل شخصیت و خودسازی از آثار امیدواری است که هرکدام زمان زیادی را برای توضیح دادن میطلبد؛ بنده بهصورت خلاصه عرض میکنم که انسان با امید به اینکه تلاش او فایده دارد دست به فعالیتهای مختلف میزند و اگر امید در او نباشد زندگیاش بیمعنا خواهد بود. قرآن کریم با یادآوری نعمتهای مادی و معنوی و وعده پایان سختیها چشمانداز مطلوبی از آینده را ترسیم کرده و از سوی دیگر با امید دادن به انسانها زمینه تصحیح باورها و رفتارهای درست را برای او فراهم میکند چرا که
بر اساس آیات قرآن کسانی که به آینده و لقای پروردگار امید دارند باورها و رفتارهای خود را اصلاح میکند و آنانی که این امید را ندارند به زندگی دنیایی بسنده میکنند و از آن رضایت دارند، انگیزهای برای تصحیح رفتارها و باورهایشان ندارند و اینگونه انسانها انگیزهای برای عمل خیر و انجام امور نیک هم ندارند.
حجتالاسلاموالمسلمین علیاکبر مؤمنی، نویسنده کتاب «امید در زندگی از منظر قرآن کریم» توضیح میدهد: «پژوهشها و تحقیقات علمی کشور باید متناسب با نیازهای جامعه و مسئلهمحور باشد، پژوهشگر باید مشکل را ببیند و در حقیقت برای رفع آن مشکل و حل مسئله تحقیق کنند؛ به نظر بنده مسئله امید در جامعه ما و جامعه مدرن مسئله مهم و گمشده خیلی از افراد است چرا که ناامیدی و عوارض دردناک بیماریهای روحی و روانی و منفینگریها افراد را با خود درگیر کرده است. روانشناسی غربی سالهاست به این موضوع پرداخته است، اما روانشناسی غربی و دادههای تجربی بشر، مشکل را حل نکرده و مانند یک مُسکن و بهصورت موقتی عمل میکند، بلکه باید سراغ متون وحیانی برویم و بینیم که قرآن راه سعادت، هدایت و موفقیت را به انسان نشان میدهد و نقش زیادی در امیدواری انسان، مطلوباندیشی و امید به آینده دارد و با تدبر در آیات قرآن میتوانیم زندگی مناسب و امیدوارکننده داشته باشیم. در اینکه قرآن نسبت به مسائل در همه زمانها حرف برای گفتن دارد جای شک نیست و میتوان با استفاده از آیات وحیانی برای انسانی که در جامعه معاصر ناملایماتی دارد راهکارهایی برای پویایی و نشاط و امیدواری پیدا کنیم.»
وی در ادامه میگوید: «قرآن عوامل متعددی را برای امیدواری مطرح میکند و به نظر بنده اولین عامل توحیدباوری و خدامحوری است؛ همه نسبت به خدا شناخت داریم اما شناخت ما کاربردی نیست؛ خدا را باید بهگونهای توصیف کرد که در زندگی ما حضور دارد و هیچچیزی در عالم بدون اجازه او اتفاق نمیافتد و این حضور مسئله مهمی است؛ خداوند دارای صفات زیادی است و اگر خدا را با ویژگیهایش بشناسیم امیدواری حقیقی پیدا میکنیم. وقتی احساس کنیم نیرویی در زندگی ما نقش پررنگ دارد و امدادرسان ماست در ناملایمات دچار پوچی و ناامیدی
نمیشویم.»
این پژوهشگر قرآنی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «در این دنیا اتفاقات تصادفی نیست و در مقابل سختیها به ما پاداش میدهند و تحمل ما بیشتر میشود. دنیا آفریده نشده تا ابد. ما با واقعیتی زندگی میکنیم و روبهرو هستیم و اگر واقعیت را نپذیریم سختیها برای ما پیش میآید تحملمان را از دست میدهیم و طبیعت دنیا همین است. فرد اگر واقعیتها را در نظر نگیرد و معرفت کامل نداشته باشد هنگام مشکلات تحملش کم میشود؛ چنین فردی انتظارات نابجا از دنیا دارد و فضا را برای خودش بهگونهای ترسیم میکند که مشکلات قابلتحمل نیست درحالیکه متاع دنیا کم است و آخرت خیر است. خودشناسی از دیگر اسباب امیدواری است، زیرا کسی که توانمندیهایش را نمیشناسند و قابلیتهای بالقوه را تشخیص نداده، نمیداند چگونه سختیها را تحمل کند؟ این در حالی است که زندگی ما هدفمند است و خود ما نقش مؤثر در ساختن زندگی آینده داریم و توانمندیهایمان هم زیاد است.»
امید به آینده و فردایی بدون بحران کرونا
حمیدرضا محمودینژاد، روانشناس و مشاور خانواده درخصوص ایجاد شادی در زندگی و لزوم افزایش امید به آینده میگوید: «ما گرفتار یک یا دو پاندمی در تمام اعصار گذشته نبودهایم، وجود مسائل مختلف و رنجهای بشری در زندگی هر یک از ما همیشه ایام بوده و خواهد بود، همه ما نیازمند یک پاندای افسردهساز هستیم که در را بزند و از درون کمد بیرون بیاید و به ما بگوید اگر کرونا هم رفت مسئله بعدی پیش خواهد آمد و اگر مسئله بعدی هم آرام گرفت مسئله بعدتری در میزند. پس آیا میتوان قبول کرد که باید همیشه دست روی دست گذاشت و استراتژی پیشه کرد که عین منفعل بودن باشد؟ و یا اینکه باید در لحظه زیستن را ارزشمند دانست و هیجانات مثبت تولید کرد تا رنجهای خود و دیگران را التیام دهیم.»
وی ادامه میدهد: «این ویروس نوظهور تقریباً بیشتر مسائل جامعهشناسی و روانشناسی و ارکان زندگی ما را تحتتأثیر قرارداده است. از قطع صله ارحام تا خریدکردن و حضور در محافل عمومی و بازار و حضور در هر جمعی را متأثر کرده است، اما به ما نشان داد که از سرعت بکاهیم و بر تأمل خود بیفزاییم و این میزان سرعت و مصرفزدگی را مهار کنیم و بیندیشیم که ما چه میزان برای شادمانی اصیل و افزایش روحیه خود و اطرافیان انرژی و وقت صرف میکنیم و مهم است با امید به آینده به فردایی اندیشید که این ویروس از بین میرود و آنگاه چه کارهایی را میتوان برای شاد کردن و تولید هیجانات مثبت انجام داد، بنابراین باید بدانیم همیشه امید به زندگی و شاد بودن دو رکن پویای زندگی هستند.»
این روانشناس با تاکید بر اینکه مهم است، بررسی کنیم در حال حاضر در این روزها چه احساسات مثبتی داریم، میافزاید: «معمولاً همگی هیجانات منفی را در شرایط اضطرار و نگرانی تجربه میکنیم، هیجاناتی همچون ترس، خشم، غم و تنفر ناشی از فضاهای رنجوری که داریم را تجربه میکنیم و چه بخواهیم چه نخواهیم ناراحتی، اضطراب، دلواپسی، دلهره و نگرانی همگی به سمت ما میآیند و باید بتوانیم با مدیریت ذهن و کنترل احساسات، حس امید به آینده و شاد بودن را در خود و حتی دیگران ایجاد کنیم.»