تدبیر و ایمنسازی، ملزومات ایستادگی در برابر هجوم لرزهها
گالیا توانگر
فعالشدن گسلهای متعدد در ایران شاید ما را ترسانده باشد، اما آیا نیازی هست بترسیم یا همه چیز تحت کنترل است؟ آیا سازههای ما تاب مقاومت در برابر زلزلههای شدید را خواهند داشت؟ آیا قرار است در هنگام خواب به هنگام زلزله بین سقف طبقات گیر بیفتیم؟ شاید تابهحال این سؤالات را از مهندسین عمران پرسیده باشید و جوابهای ترسناک یا سربالا و بدون نتیجهگیری نهایی شنیده باشید.
زلزله یکی از پیچیدهترین و غیر قابل پیشبینیترین
پدیدههای حال حاضر دنیاست. سازه نیز بهعنوان یک سیستم دینامیکی (دینامیک: علم پیشبینی رفتار اجسام متحرک) تحت تحریک زلزله، یک سیستم پیچیده محاسباتی است. هر نقطه از ساختمان میتواند در سه جهت حرکت کند و حول سه محور دوران کند. ساختمان در واقعیت یکی سیستم با بینهایت نقطه است که پیچیدگی را چندین برابر میکند. مهندسین زلزله نزدیک به یک سده در حال مطالعه و کشف روابط و ارائه راهحل عملی برای پیشبینی رفتار ساختمانها هنگام زلزله هستند. با درک صحیح از زلزله و ساختمان تصمیمات بهتر و سنجیدهتر اتخاذ خواهید کرد.
امروزه با پیشرفت سریع تکنولوژی در صنعت ساختمان، سبکسازی و اجرای سریع دو اصل اساسی است که در تمامی دنیا توجه ویژه به آنها شده است. انواع دیوار خارجی و داخلی یکی از مهمترین قسمتهای هر ساختمان است و وظایف مهمی را برای تأمین نیازهای ساکنان ایفا میکند. دیوارها محیط داخل و خارج ساختمان را از یکدیگر جدا میکند و نقشی تعیینکننده در تأمین مقاومت ساختمان دارند. بیشک مستحکم و استانداردسازی ساختمانها بهویژه در نقاط زلزلهخیز دنیا، نقش بسزایی در برابر مقاومت زلزله و نیز کاهش تلفات خواهد داشت. این مهم ضرورت این موضوع را که چرا در ساختمان باید بلوکهای پلیمری
ضد زلزله استفاده شود؟ بهخوبی مشخص میکند.
ضعف نظام اجرایی
در کاهش آثار بلایای طبیعی
بلایای طبیعی، به مجموعهای از حوادث زیانبار گفته میشود که منشأ انسانی ندارند. این حوادث معمولاً غیرقابلپیشبینی بوده یا حداقل مدتها قبل از وقوع امکان پیشبینی آنها وجود ندارد. تاکنون بیش از 43 نوع بلایای طبیعی در جهان شناسایی شده که متأسفانه 32 مورد از آنها حداقل یکمرتبه در ایران تجربه شدهاند. یکی از شایعترین انواع بلایای طبیعی زمینلرزه است.
کشور ما به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و اقلیمی در کانون وقوع انواع بلایای طبیعی قرار دارد و جزو
8 کشور نخست بلاخیز جهان محسوب میشود. بااینوجود در رتبهبندی بینالمللی مدیریت بحرانهای مذکور، جزو ممالک توسعهیافته نیست.
حسن فراهانی یک کارشناس حوادث طبیعی میگوید: «حوادث طبیعی که هرساله در ایران رخ میدهد، خسارات مادی و تلفات جانی سنگینی را به جامعه تحمیل میکند. به همین دلیل کسب آمادگی برای مقابله با بلایای طبیعی و کاهش خسارات آن باید جزو اولویت برنامه دستگاههای اجرایی باشد. بهویژه آنکه گزارش اخیر سازمان جهانی هواشناسی نشان میدهد تغییرات جدید اقلیمی در نقاط مختلف کره زمین طی یک دهه آینده، احتمال بروز بلایای طبیعی در نقاط مستعد را 5 برابر گذشته خواهد کرد. بااینوجود تجربه ثابت کرده که در ایران هنوز نظام مدیریت بحرانهای طبیعی شکل نگرفته و سهلانگاری دستگاههای اجرایی در برنامهریزی اولیه برای کاهش آثار تبعی، بیشترین نقش را در بالارفتن هزینههای مالی و جانی حوادث طبیعی دارد. بدتر آنکه اغلب دستگاههای مسئول در این حوزه هنگام مواجه با انتقادات عمومی از نحوه عملکرد خود در مدیریت بلایای طبیعی، تمام تقصیر را به گردن عدم امکان پیشبینی حوادث میاندازند. درحالیکه برنامهریزی برای کاهش آثار بلایای طبیعی هرگز به معنای پیشگویی وقوع این قبیل حوادث نیست. اتفاقاً همین فرافکنی مسئولیتها و به انحراف راندن افکارعمومی از ضرورت توجه به آمادگی اولیه، نشان میدهد مدیریت بلایای طبیعی در ایران شناخت درستی از حوادث مذکور و نقش خود در کاهش پیامدهای منفی آن ندارد.»
وی در ادامه میگوید: «وقتی صحبت از مدیریت کاهش آثار بلایای طبیعی به میان میآید، منظور مجموعهای از اقدامات برنامهریزیشده برای آموزش همگانی، برقراری سیستمهای هشدار جمعی، صدور اخطاریههای بهموقع، آمادهسازی نیروهای امدادی و انتظامی، تجهیز نهادهای اجرایی به انواع ملزومات سختافزاری و نرمافزاری و همچنین ایمنسازی نقاط پرخطر از طریق مطالعات علمی و مهندسی برای جلوگیری از تکرار سوانح مرگبار است. در سالهای اخیر اگرچه تعداد زیادی مراکز مطالعاتی برای بررسی آثار بلایای طبیعی و ارتقای ایمنی جمعی در کشور ایجاد شده، ولی تحقیقات آنها هنوز از حد توصیههای تئوریک و اسناد بایگانی شده در کتابخانهها فراتر نرفته و به یکرویه معمول اجرایی تبدیل نشده است.»
آمار در مورد سطح ایمنی در برابر زلزله
چه میگویند؟
طبق یک پژوهش غیررسمی از هر 100 واحد مسکونی و خدماتی که ظرف 20 ساله قبل در ایران ساخته شده است، فقط 6 مورد بهتمامی مقررات ایمنی و ضوابط مهندسی توجه کردهاند؛ یعنی مابقی ساختوسازها نسبت به انواع مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی ناایمن هستند و در کوچکترین سوانح، تلفات سنگین مالی و جانی برجا خواهند گذاشت.
بسیاری از مجتمعهای بزرگ مسکونی و سازمانهای مهم خدماتی در شهرهای پرجمعیتی نظیر تهران، مشهد، اصفهان، کرج و تبریز درست در حاشیه گسلهای زلزلهخیز و یا روی سطوح شیبدار و قابل رانش و مصب رودخانه ساخته شدهاند.
برنامهریزی نامناسب برای اسکان جمعیت در سکونتگاههای جدید نیز باعث مهاجرتهای گسترده از مناطق روستایی به شهری و در نتیجه ایجاد سکونتگاههای غیررسمی و نامقاوم در برابر حوادث شده است. هم اینک حدود یکسوم از جمعیت کشور در 10 کلانشهر اصلی ایران و درست در کنار مهمترین گسلهای فعال و نیمهفعال اسکان دارند. بالغ بر 80 درصد از این جمعیت در ساختمانهای
غیر مقاوم و مناطق حومهای شهرها با پایینترین ضریب ریسک در برابر سوانح طبیعی زندگی میکنند.
بهموازات این شرایط مخاطرهآمیز، ارزیابی دقیق و روزآمدی از وضعیت پایداری تأسیسات آب، فاضلاب، برق، گاز، مخابرات، جادهها، پلها، کانالها و سایر زیرساختهای خدماتی در مواجهه با بلایای طبیعی وجود ندارد. استناد دستگاههای مسئول در این حوزه عموماً به گزارشهایی است که سالها قبل در مورد وضعیت پایداری تأسیسات مذکور تهیه شده و ضریب فعلی مقاومت این ابنیه در برابر شرایط بحرانی نامشخص است.
در نظام درمان عمومی و حوزه مدیریت شهری نیز وضعیتی بسیار شکننده مشابه ساختار غیرقابلاعتماد قبل داریم. بهگونهای که بررسیهای آماری نشان میدهد تعداد امکانات و تجهیزات امدادی شهرها و روستاهای ایران هیچ تناسبی با جمعیت بارگذاری شده در این مناطق ندارد.
طبق پژوهش صورتگرفته هم اینک به ازای هر
100 هزار نفر از جمعیت ایران فقط 160 تخت بیمارستانی، 7 دستگاه آمبولانس و 3 دستگاه خودروی آتشنشانی وجود دارد که البته شمار زیادی از آنها فاقد امکانات لازم برای خدماترسانی در بحرانهای طبیعی هستند. بدتر آنکه در کل کشور (بهویژه مناطق صعبالعبور) بهازای هر 2 میلیون نفر جمعیت کمتر از دو دستگاه بالگرد امداد وجود دارد. از سوی دیگر بالغ بر 10 هزار روستای ایران فاقد هرگونه تجهیزات امدادی هستند با نزدیکترین امکانات درمانی کیلومترها فاصله دارند. همچنین بالغ بر 90 درصد از جمعیت کشور هیچ شناختی از نحوه مواجهه با بلایای طبیعی ندارند و آموزش لازم را ندیدهاند.
در حوزه مدیریت بحران نیز با فقر دانش تخصصی و کمتجربگی مدیران محلی روبهرو هستیم. شمار زیادی از دهیاران، بخشداران و فرمانداران مناطق مختلف روستایی و شهری ظرف سالهای اخیر صرفاً با ملاکهای سیاسی و امنیتی انتخاب شدهاند که تخصص کافی برای کنترل شرایط مناطق تحت مدیریت خود هنگام بروز بلایای طبیعی را
ندارند.
مجموعه این کاستیها در نظام مدیریت کاهش آثار بلایای طبیعی باعث میشود، نسبت به وقوع رخدادهای آینده خوشبین نباشیم. اگر خواهان کاهش آثار ناشی از بلایای طبیعی و افزایش ضریب ایمنی اجتماعی در این حوزه هستیم، باید به سرمایهگذاری بیشتر برای آموزش عمومی و خرید امکانات سختافزاری و نرمافزاری در بودجههای سالانه توجه کنیم.
چالشهای بازار مصالح ساختمانی
و تأثیر منفی بر استانداردسازی
در سه تا چهار سال اخیر 4000 تا 5000 ساختمان دولتی ناایمن را شناسایی کردهاند، ولی با اینحال در رابطه با اینها هیچ اقدامی انجام نشده است.
محمد فتحیزاده یک مهندس عمران توضیح میدهد: «گرانی پیدرپی فولاد و سیمان در سالهای اخیر، علاوه بر بالا رفتن هزینه ساخت مسکن، سازندگان را به سمت کاستن از حجم مصالح کاربردی و استفاده از مواد غیراستاندارد ترغیب کرده است.
از سوی دیگر تورم موجود در بازار مصالح ساختمانی در سالهای اخیر بسیاری از مسکنسازان را با شعار فریبنده «حرکت به سمت ایمنی با سبکسازی» به استفاده از مصالح ارزان و کموزن نظیر صفحات «پلیاستایرن» در سطوح افقی مجاب کرده که ایمنی کل بنا را در برابر سوانح آتشسوزی کاهش داده و آسیبهای جبرانناپذیری به محیطزیست زده است.
همچنین کاربرد سطوح شیشهای یا اسلبهای سنگی در نماسازی واحدها بهویژه در ساختمانهای بلندمرتبه، نمونه دیگری از اشتباهات صنعت ساختمان است که
جان و مال عابران اطراف این ابنیه را به خطر انداخته و متأسفانه از چشم نهادهای نظارتی دور مانده است.»
وی در ادامه میگوید: «یافتههای مهندسی ثابت کرده که تجهیزات مکانیکی، الکتریکی و سایر اجزای سازه باید از مقاومت لازم در برابر تکانهای ناشی از زلزله برخوردار باشند تا عملکرد آنها پس از وقوع زمینلرزه دچار اختلال نشود. ولی در بسیاری از زلزلههای ایران حتی آن دسته از لرزشهایی که تلفات جانی ندارند، نخستین اجزایی که کارایی خود را از دست میدهند و به عامل خطر تبدیل میشوند، همان تجهیزات مکانیکی و الکتریکی است.»
سازندگان مسکن در ایران عموماً فاقد دانش تخصصی و تجربی هستند. بهوفور دیده شده کشاورزان در فصول بیکاری به مشاغل مرتبط با ساخت مسکن روی آوردهاند یا اینکه نقشه ساختمانها توسط دلالان خودرو و فروشندگان بازار طراحی شده است. از طرف دیگر حاشیه سود اقتصادی در این حوزه باعث شده است هرکسی نقدینگی بلااستفادهای دارد، به ساختمانسازی روی آورد و در سکوت دستگاههای نظارتی، نقش یک مسکنساز حرفهای را بازی کند تا از منافع انبوهسازی ساختمان بیبهره نباشد.
به همین دلیل به اصول مهندسی این حوزه توجهی ندارند و بعضاً در مقابل اعمال ضوابط مهندسی با استدلالات عامیانه، مقاومت میکنند.
این مهندس عمران تصریح میکند: «هیچ نهادی نیز مسئولیت برخورد با استفاده از کارگران غیرماهر در صنعت ساختمان را به دوش نمیگیرد، ولی هنگام اخذ عوارض، دهها دستگاه پای کارند و ژست یک ناظر را به خود میگیرند. صنعت تولید مصالح ساختمانی هم در این هرج و مرج مدیریتی به پناهگاه مطمئنی برای سوداگران اقتصادی شده است تا هرازگاهی به بهانه گرانی نرخ ارز، بالارفتن دستمزد کارگر یا افزایش سایر هزینههای تولید، کیفیت محصولات تولیدی را قربانی تضمین سود متصور خود کنند؛ به همین دلیل روزبهروز تعداد مصنوعات و مصالح ساختمانی بیکیفیت با برندهای مختلف در بازار بیشتر میشود و بازهم هیچ مرجعی با عرضه این قبیل کالاها در بازار برخورد نمیکند.»