سرمایهگذاری 660 میلیون دلاری آمریکا بر مدیران ارشد رسانههای ضدایرانی و لزوم آلترناتیوسازی رسانهای ایران
عماد رضایی
اگر روزگاری جهانیان ایالات متحده را با قدرت مانور هواپیماهای اف 16 و ناو جنگی آبراهام لینکلن میشناختند و آمریکا میتوانست با تعیین ضربالاجل نظامی برای کشورهای مستقل در حال توسعه، سیاستهای آنان را تغییر دهد، امروزه دیگر رسانههایی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست، سی.ان.ان و فاکس نیوز در کنار تسلیح و تقویت صدای آمریکا و رادیو فردا اصلیترین ابزار جنگ نرم دولتهای مستقر در کاخ سفید علیه کشورهای مستقلی چون ایران هستند. آمریکاییها به خوبی دریافتهاند که دوران حملات نظامی در قالب جنگ سخت علیه کشورمان مانند ورود مستقیم ناوگانشان در جنگ با ناوچههای ارتش جمهوری اسلامی ایران طی دوران حمله ددمنشانه حزب بعث و صدام به پایان رسیده است. آنها بهخوبی واقفاند که اگر قصد اقدام نظامی علیه تهران را داشته باشند، باید منتظر موشکبارانهای گستردهتری مانند پایگاه نظامیشان در عینالاسد عراق بمانند؛ ولی به همان میزان هم درک کردهاند که توان رسانهای ایران به مانند توان رسانهای آنها نیست پس اوج فشار را در جنگ نرم قرار دادهاند.
متاسفانه این واقعیت تلخ آزاردهنده نیز وجود دارد که درک مقامات عالی رتبه سیاسی و رسانهای کشورمان به اندازه شناخت مدیران رسانهای آمریکا از رسانههای خودمان وجود ندارد و این نقیصه باید در اسرع وقت و هرچه سریعتر برطرف شود؛ چراکه در ماههای آینده ما شاهد تاریخیترین نبرد رسانهای میان ایران و آمریکا خصوصا پس از استقرار دولت سیزدهم در پاستور خواهیم بود که در گفتوگوی مفصل ما با مصطفی خوشچشم، کارشناس مسائل رسانهای به خوبی تبیین شده و دلایل چنین استدلالی واکاوی شده است.
جایگاه جنگ ادراکی-شناختی
به اعتقاد این کارشناس رسانهای، دیرزمانی است که جنگ ادراکی-شناختی، نبرد رسانهای و عملیات روانی نقش برجستهای در تعارض منافع میان بازیگران بینالمللی ایفا میکند. در حقیقت، بازیگری که بتواند روایت مطلوب از سیاستهای مدنظرش را نزد افکار عمومی کشور هدف به نحوی باورپذیر ارائه کند، میتواند اثربخشی چشمگیری در روند معادلات بینالمللی داشته باشد. در سالهای گذشته، کشورهای پیشرفته جهان در حوزه نبرد سخت نظامی، با توسل به دستاوردهای نوین جنگ افزارانه اراده خود را به دیگران تحمیل میکردند؛ ولی امروز آنها بهخوبی دریافتهاند که بزرگترین ویژگی جنگ نرم، غالب کردن روایت مدنظر از طریق رسانهها به افکار عمومی کشورهای هدف است.
خوشچشم در ادامه میگوید: در واقع امروز بسیاری از جنگها بدون شروع شدن نبرد نظامی به نفع کشورهای غربی تمام میشود؛ چراکه آنها غالبا از توانمندیهای بالای رسانهای در القای روایت مطلوب خود به مخاطبان کشور هدف برخوردار هستند. جنگ نرم در حال حاضر ابزار بسیار مطمئنی برای مدیریت اصولی قبل از شروع جنگ سخت، حین جنگ سخت و پایان آن به حساب میآید. به دلیل همین ویژگی منحصر به فرد ما شاهد هستیم که کشورهای غربی هزینههای گزافی برای ایجاد رسانههای کارآمد که توانایی روایتگری قدرتمندانه در راستای اهداف دولتهایشان را دارند، متقبل میشوند.
سرمایهگذاری 660 میلیون دلاری آمریکا
در مدیران رسانهای
خوش چشم در ادامه به نکتهای منحصر به فرد اشاره میکند و آن چیزی نیست جز دست کم نگرفتن قدرت رسانهای ایران با همه فراز و فرودهایش توسط دولت ایالات متحده. او معتقد است: آمریکاییها سرمایهگذاری سنگین660 میلیون دلاری در گروه مدیران ارشد رسانهای VOA یا رادیو فردا را برای خنثیسازی تبلیغات طرفهای مدنظرشان به ویژه ایران، چین و روسیه انجام دادهاند. البته آنها کره شمالی را همچنان دشمن راهبردی خود به حساب میآورند؛ ولی با توجه به اینکه کره شمالی توانمندی چندانی در حوزه جنگ رسانهای ندارد، بیشتر فعالیت رادیو فردا معطوف به حوزه ایران، چین و روسیه است. در واقع ما شاهد هستیم که ایالات متحده 660 میلیون دلار هزینه ارتقای سیستم رسانهای رادیو فردا کرده تا نبرد رسانهای با هر سه کشور ایران، چین و روسیه را به ماوراء مرزهایشان انتقال دهند. نکته مهم اینجاست که بدانیم ایالات متحده چنین بودجه کلانی را در اختیار رادیو فردا برای مقابله با پرستیوی در داخل خاک ایران قرار نداده، بلکه خواهان خنثیسازی تبلیغات و روایتگری پرستیوی و حتی شبکههای فارسی زبانی چون شبکه خبر در کشورهای هدف ایران برای مقابله با اقدامات آمریکا است. با توجه به اینکه شبکه خبر میان همسایگان فارسی زبان ایران در منطقه مانند افغانستان، تاجیکستان و خصوصا کردستان عراق هم مخاطب دارد، آمریکا چنین بودجهای را صرف خنثیسازی روایتگری رسانهای شبکههای برونمرزی و حتی درونمرزی ایران در کشورهای منطقه کرده است.
سرمایهگذاری ناچیز ایران در مقابل اقدامات آمریکا
کارشناس زبده امور رسانهای کشورمان پس از توضیح مبسوط از بودجه کلان ایالات متحده برای رسانههای دولتیشان نظیرVOA وارد قیاس عملکرد مدیران خودمان در قبال رسانههایی چون پرستیوی شده و گفت: بودجه ایران با همین نگاه کلان برای شبکههای برونمرزی بهویژه پرستیوی در قبال اقدامات آمریکاییها بسیار ناچیز و اندک بهحساب میآید. تازه اگر در نظر داشته باشیم که این بودجه 660 میلیون دلاری فقط در همین محور خنثیسازی اقدامات رسانهای ایران، چین و روسیه درنظر گرفته شده و بودجه سایر رسانههای دولتی ایالات متحده از دولت فدرال به مراتب بیشتر از این میزان است که همواره سعی میکنند تا پوشیده باقی بماند. همین روند را باید برای رسانههای دولتی اروپایی که دارای منافع مشترک با آمریکا هستند نیز در نظر داشته باشیم. متاسفانه در این جنگ رسانهای نابرابر به لحاظ مالی، شاهد افت محسوس کیفیت آثار تولیدشده در قبال آثار رسانههای غربی از ناحیه رسانههای برون مرزی کشورمان در سرزمینهای هدف هستیم. البته در سایر رسانههای نوشتاری و برخط داخلی به غیر از صداوسیما نیز ما شاهد چنین گرفتاری چشمگیری به دلیل همان مشکلات یادشده مالی، عدم اشتراک مساعی میان رسانههای داخلی و نداشتن یک برنامه مدون جهت حضور مقتدرانه در خارج از مرزهای کشورمان برای ارتباط با مخاطبان کشورهای همسایه هستیم که ادامه چنین وضعیت ناگواری لطمات بیشتری در نبرد رسانهای با دشمنان به ما وارد خواهد کرد.
خوش چشم در ادامه گفت: رسانههای برونمرزی صداوسیما، رسانههای برخط و مطبوعات داخلی با مشکل مهمی روبهرو هستند که باید اقدام عاجلی برای حل آن از سوی مدیران عالی سیاسی و رسانهای کشور صورت گیرد و آن خروج نیروهای کارآمد و خبرنگاران تیزهوش از رسانهها به دلیل مشکلات مالی است. در مرحله بعد باید به تربیت روزنامهنگاران حرفهای که توانایی مدیریت و پیروزیهای متعدد در جنگ نرم مقابل رسانههای غربی داشته باشند، اهتمام کرد، حال چه در رسانههای داخلی و چه برون مرزی.
مسئله پرستیوی برای آمریکاییها
وی تصریح کرد: حتما باید به این نکته توجه داشته باشیم که تقابل میان ایران و آمریکا در منطقه خاورمیانه دیربازیست که از حالت سختافزاری تبدیل به نبرد نرم شده؛ به ویژه در کشورهای پیرامونی محور مقاومت و اگر ما همچنان با همین وضعیت موجود، نبرد رسانهای با رسانههای قدرتمند آمریکایی را ادامه دهیم به توفیقات مطلوبی در زمینه جنگ روایتها نزد افکارعمومی کشورهای هدف دست نخواهیم یافت. در حال حاضر، مسئله پرستیوی برای آمریکاییها یک مسئله خاص قلمداد میشود؛ خصوصا که ایالات متحده به اهداف مدنظرش در عراق، افغانستان و سوریه نرسیده و بر همین مبنا به همراه شرکای منطقهای خود مانند عربستان سعودی در حال سرمایهگذاریهای کلان رسانهای در حوزه نبرد نرم رسانهای با ایران از طریق شبکههای اجتماعی در فضای مجازی و تقویت رسانههای صوتی، تصویری و مکتوب است. در واقع، آمریکاییها و سعودیها به این نتیجه رسیدهاند که باید محدوده نبرد نرم با ایران را در زمین افکار عمومی کشورهای مقاومت طراحی کنند تا از طریق ایجاد ذهنیت منفی گسترده در مردم آن کشورها، فشار افکار عمومی برای تاثیرگذاری بر دولتهایشان به جهت قطع همکاریهای منطقهای با کشورمان را تشدید کنند. غائلهای که در عراق و ظرف دو سال اخیر علیه دولت ایران توسط برخی از مردم آن کشور پدید آمده، از وجوه برجسته این جنگ رسانهای است.
صدای پرستیوی حتی در اعماق آمریکا شنیده شده است
خوشچشم سپس به تبیین استراتژی رسانهای آمریکا در قبال ایران پرداخت و گفت: آمریکاییها سعی دارند در کنار بمباران رسانهای افکار عمومی در کشورهای مقاومت مانع از حضور صدا و تصویر پرستیوی به آن محدودههای تعریف شده برای خودشان شوند؛ چراکه صدای پرستیوی نه فقط در جبهه مقاومت بلکه در ماورای منطقه خاورمیانه، قاره آسیا و حتی در داخل خاک ایالات متحده و کشورهای عضو اتحادیه اروپا به عنوان یک رسانه آلترناتیو شنیده میشود. شما باید بدانید که رسانههای آلترناتیو که مقابل رسانههای رسمی و جریانساز سیاستمداران غربی ایستادهاند از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمیرود و در این میان پرس تی وی در میان الجزیره، آر.تی روسیه، سی.جی.تی.ان چین و تی.آر.تی نقشی بسیار پررنگ ایفا میکند.
لزوم ایجاد ائتلاف رسانهای
در مقابل امپریالیسم رسانهای آمریکا
در این مرحله از گفتوگو خوش چشم به نکتهای تاثیرگذار که سالهاست از دید مدیران رسانهای کشور دور بوده، اشاره و اظهار کرد: متاسفانه یکی از ایرادات وارد به مسئولان رسانهای کشورمان این است که علیرغم تمام اشتراکات میان هر سه کشور ایران، چین و روسیه در ایستادگی مقابل امپریالیسم آمریکا، آنها سعی نکردهاند تا وارد گفتمان جدی با متحدان نامبردهشان برای ایجاد یک ائتلاف قدرتمند رسانهای شوند. صرفنظر از تلاشهایی که برای تاسیس اتحادیه رادیو و تلویزیونهای موسوم به آسیا- اقیانوسیه شد که خیلی هم تاثیرگذار نبود، هیچ کار مهم دیگری برای ایجاد یک روایت مشترک و قابل پذیرش از سوی تمامی طرفهای همسو با ایران در نبرد با هژمونی رسانهای غرب، صورت نگرفته است.
برنامه رسانههای غربی
برای روی کارآمدن دولت رئیسی
خوشچشم در ادامه تصریح کرد: بیایید دوباره بازگردیم به پرستیوی. این شبکه تلویزیونی به عنوان تنها شبکه انگلیسی زبان کشورمان است که مستقیما به نبرد نرم با رسانههای آمریکایی و اروپایی وارد شده و همواره روایتهایی مخالف روایتهای مشترک رسانههای غربی در کشورهای هدف ارائه میکند. مطمئنا پرستیوی باید از جایگاه والایی برخوردار باشد؛ چراکه اگر صدا و تصویر پرستیوی قطع شود یا با محدودیتهای ماهوارهای توسط دولت آمریکا روبهرو شود، این جمهوری اسلامی است که دیگر نمیتواند روایت خودش از جهان پیرامونی را به ملتهای زجرکشیده سراسر عالم ارائه کند. وقتی قرار است که برنامه اصلی رسانههای آمریکایی و اروپایی همزمان با روی کارآمدن دولت آقای رئیسی، تمرکز بر مسئله نقض حقوق بشر در ایران باشد تا مقامات عالی کشورمان به دلیل افزایش فشارهای رسانهای حاضر به پذیرش مذاکره درباره مسائل موشکی و منطقهای شوند؛ آنها برای رسیدن به چنین هدفی، متوسل به بزرگنمایی روایتهای دروغین گروههای مفتضح شدهای چون منافقین درباره اتفاقات دهه 60 هم میشوند و... و اگر پرستیوی توان رویارویی با این موج قدرتمند را نداشته باشد، طبعا کاهش تاثیرگذاری پرستیوی یک پیروزی مهم و شیرین برای آمریکا و اروپا محسوب میشود. با این توضیحات که عرض کردم ما شاهد هستیم که متاسفانه در حال حاضر حتی خود سازمان صداوسیما نیز چه به لحاظ کمی و کیفی و چه تامین نیروهای کارآمد که به احتمال قوی ناشی از کمبود محسوس بودجه است، قدرت پشتیبانی از پرستیوی را ندارد؛ حال آنکه باید جز این باشد.
پرستیوی باید برای تقویت روایتگری از گفتمان انقلاب تسلیح شود
کارشناس روابط بینالملل خاطرنشان کرد: باید برای مدیران نظام، این نکته به خوبی تبیین شود که در دوران تحریم همهجانبه اروپا و آمریکا علیه کشورمان، باید پرستی را برای تقویت روایتگری از گفتمان انقلاب تسلیح کنند، نه اینکه دوران اوج این شبکه را با ندادن بودجه کافی به سمت افول سوق دهند. متاسفانه در جمهوری اسلامی مدیران عادت به ساخت رسانه دارند. نمونههایی مانند العالم و هیسپان تیوی پیش روی ماست که وقتی این رسانهها را به اوج فعالیت کاری رساندند، دست حمایت خود را برمیدارند و ما شاهد وضعیت نهچندان مطلوب فعلی میشویم. اولا، این رویه نادرست باید در اسرع وقت اصلاح شود و ثانیا، تیمی منسجم، کاربلد و حرفهای از مشاوران رسانهای پرستیوی را نیاز داریم که باید هرچه سریعتر تشکیل شود و همه باید متوجه شوند که روش برخورد با رسانههای برونمرزی خصوصا پرستیوی باید کاملا مجزا از رسانههای بخش داخلی باشد. ضمنا باید از الگوهای رسانهداری مدرن برای پرستیوی استفاده شود تا در رقابت با همتایانی چون الجزیره عقب نماند.
هوشیار باش در قبال هدف رسانهای دشمنان
خوشچشم در پایان این گفتوگو از اهداف غرب برای ایران طی ماههای آینده پرده برداشت: در کلام پایانی باید روی این نکته تاکید کنم در حال حاضر جمهوری اسلامی در نبرد سنگین نرم با رسانههای غربی خصوصا آمریکایی و سعودی قرار دارد. آنها برنامههای گسترده تخریبی را برای دولت آقای رئیسی در دستور کار خود قرار دادهاند و در آیندهای نزدیک ما شاهد تشدید جنگ ترکیبی علیه ایران در حوزههای جنگ نرم و نیمه سخت، منهای اقدام نظامی در بخشی از فرایند جنگ سخت نیز خواهیم بود؛ پس از همین الان باید وارد طراحی برنامه گستردهای برای رسانههایمان بشویم. غرب برای امتیازگیری در توافق هستهای تا بهمن ماه همین امسال فعالیتهای رسانهای خود علیه ایران را به اوج میرساند. نباید اجازه دهیم آنها در ارائه روایت علیه ایران یکهتاز شوند. گام اول دولت آقای رئیسی، باید بر تقویت هرچه بیشتر رسانههای مکتوب داخلی و رسانههای برونمرزی خصوصا پرستیوی برای مواجهه با این جنگ عظیم رسانهای در ماههای پیشرو باشد و اگر کوچکترین سهلانگاری در این زمینه داشته باشیم، با توجه به هدف رسانهای دشمنان که راه انداختن آشوب و اعتراضات داخلی طی ماههای آینده است، خدای ناکرده ضربات سنگین و بعضا جبران ناپذیری را تجربه خواهیم کرد.