آزمون خواص در برابر اصل انقلاب
ادامه گفتوگو
با حجّتالاسلاموالمسلمین پارسانیا
شما گفتید یکی از مطالب محلّ بحث شما درباره چتر رهبری و فراگیری آن بود. در این مورد چه مطالبی را فرمودند؟
این مطلب پنجمین مطلب از مطالبی است که از آنها یاد کردم. ایشان دراینباره با تفصیل بیشتری سخن گفتند؛ بهگونهای که نگرانی مربوط به بحث چهارم را نیز برطرف کنند؛ و آن شکافی بود که در بین فضلای قم ممکن بود بهوجود آید؛ به این معنا که عملکرد رهبری منشأ این شکاف نخواهد
بود.
آقا اشاره کردند بعد از رحلت امام و در آغاز دوران رهبریشان، یکی از پرچمداران یکی از دو جریان سیاسی فعّال در کشور (به تعبیر آن روزها جناح راست) به نزد ایشان میرود و ضمن معرّفی افرادی برای مسئولیّتهای مختلف در دفتر رهبری، اعلام آمادگی میکند که خودش هم بهعنوان مسئول دفتر رهبری فعّال شود. آقا ادامه دادند که من موافقت نکردم. منظورشان این بود که میخواستند دفتر رهبری تعلّق به یک جناح خاصّی نداشته باشد و به افرادی که برای اداره دفتر انتخاب کرده بودند، اشاره کردند و گفتند: اینها در جناحبندیهای موجود، علقه خاصّی نداشته و یا جامعه اینها را منتسب به یک جناح خاص نمیشناخت.
باز اشاره به کار دیگری کردند که انجام شد و فرمودند کسانی را که بهعنوان جناح و جریان چپ شناخته میشدند – برای مثال از آقای موسوی خوئینیها نام بردند – بهعنوان مشاور انتخابشان کردند و امکانات در اختیارشان گذاشتند. حتّی وقتی آقای خوئینیها نظر رهبری درباره برخی افرادی که قرار بود با وی کار کنند را میپرسند، آقا به ایشان میگویند هرکسی را شما خواستید بیاورید. البتّه اضافه کردند که وی چند سالی هم آمد و بعد نیامد.
این جناح در آن شرایط بیشترین حملات را به جناب آقای هاشمی رفسنجانی و دولت وی داشتند و از هیچ مخالفتی خودداری نمیکردند. درحالیکه رهبر انقلاب از دولت آقای هاشمی حمایت میکردند؛ یعنی بهرغم اینکه مواضع آنها را قبول نداشتند امّا از حضور و فعّالیّتشان پشتیبانی میکردند.
اتّفاقاً موارد مشخّصی را هم در این خصوص بیان کردند؛ ازجمله اینکه در اوایل دوران رهبریشان دو روزنامه سلام و جهان اسلام متعلّق به جریان بهاصطلاح چپ و منتقد و معترض سیاستها و عملکرد دولت آقای هاشمی بودند و برخیها به دنبال آن بودند تا با توصیه رهبری به مسئولان قضایی، این دو روزنامه تعطیل شود که ایشان با آن مخالفت کردهاند. به مورد دیگری هم اشاره کردند که مربوط به دوران وزارت ارشاد آقای خاتمی بود.
در دولت اوّل آقای هاشمی؟
همان موقعی که گرایشهای اقتصادیِ باز آقای هاشمی مشخّص شده بود. رهبر انقلاب نقل کردند که روزی به آقای خاتمی گفتهاند: حضور جریان سیاسی شما را لازم میدانم و اگر چنین جریانی در کشور وجود نداشت خودم آن را بهوجود میآوردم تا برآیند جریان چپ و جریان آقای هاشمی، معتدل شود.
من حضور دو جریان معتقد به انقلاب با سلایق مختلف سیاسی و اجتماعی را برای نظام لازم و مفید میدانم. ایشان همچنین ارتباطاتی را که با مجمع روحانیون داشتهاند یادآوری کردند و اینکه از ابتدای رهبریشان به مجمع روحانیون کمک مالی میکردهاند.
جمعبندی شما از این بخش چیست؟
خلاصه بیان رهبری این بود که از ناحیه ایشان این مراقبت وجود داشته است و بنا بر این نبوده و نیست و در عمل هم اینگونه نشده که چتر حمایتی رهبری جریانهای در خطّ انقلاب و مردم را پوشش ندهد. صحبتشان این بود که از ناحیه ما دعوت و تلاش بوده؛ اگر یک عدّه خودشان از حوزه رهبری فاصله میگیرند، دیگر برعهده ما نیست.
نکته دیگر این بود که تأکید داشتند چه در دوران امام و چه در دوران پس از امام، رویکرد و عملکرد رهبری بههیچوجه مبنی بر جرّاحی و حذف افراد و گروهها نبوده و نخواهد بود؛ منتها همه نسبت به اصل انقلاب در معرض امتحان قرار داشته و دارند. متأسّفانه عدّهای در دوره امام و جمعی هم در دوره پس از امام با مواضع و عملکردشان، خودشان را از صف انقلاب جدا کردند و دچار ریزش شدند.
درمورد برخوردهای حذفیِ دیگران چه موضعی داشتند؟
ایشان برخوردهای غیرمنطقی و بعضاً توهینآمیزی را که از ناحیه نیروهای غیررسمی و به هر عنوان و بهانهای انجام میشد نامرتبط با رهبری دانستند و صراحتاً آنها را نفی و مخالفت خود را بیان کردند. حتّی وقتی یکی از دوستان گفتند که این رفتارهای نادرست دارد با دو پاره کردن طلّاب و برخورد حذفی نسبت به برخی، به جریان روشنفکری حوزوی نیز آسیب میزند، آقا ضمن بیان اینکه من هر حمایتی را برای تحوّل در حوزه انجام میدهم به صراحت فرمودند: من اجازه نمیدهم جریان روشنفکری در حوزه آسیب ببیند و یا منزوی شود و هر اقدامی که لازم باشد برای تقویت آن انجام میدهم.
درباره درگیریهای خیابانی و یا حوادثی مثل کهریزک چه گفتند؟
برخی مطالبی که مورد بحث واقع شد مربوط به مدیریّت حوادثی بود که بعد از انتخابات پیش آمد. ایشان اوّلاً حوادثی مثل کوی سبحان و کهریزک و... را تأسّفبار و غیرقابل دفاع دانستند و مثلاً راجع به کهریزک به پیگیریهایی که خودشان کرده بودند و دستوراتی که داده بودند اشاره کردند.
ثانیاً بیان کردند وقتی در کف خیابان دارد حوادثی اتّفاق میافتد، همه نمیتوانند در لحظه برای بهترین نوعی که میشود عمل کرد، تصمیم بگیرند؛ خطاها و اشتباههایی هم وجود دارد؛ آنچنان نیست که همه کارهایی که شده قابل دفاع باشد.
از سوی دیگر اشاره به این مطلب هم کردند که حضرت امام خیلی از مواقع نسبت به شکایت از عملکرد مسئولان میفرمودند که اداره کردن کشور خیلی سخت است؛ یعنی کسی که در متن واقعه دارد کار میکند، کارش خیلی دشوار است.
نمیشود کاری بدون نقص درآورد مخصوصاً وقتیکه رقیبی دارد خیلی فعّال عمل میکند.
افزودهای که ایشان بر تحلیل دوستان داشتند این بود که آنچه در متن حوادث داشت اتّفاق میافتاد فقط بازیگران آشکار نبودند که این حوادث را رقم میزدند، بلکه مرکزی بهعنوان سازماندهی وجود داشت که در مقابل چهارچوبهای جمهوری اسلامی فعّالانه عمل میکرد؛ یعنی در صحنهای که رقیب معاند با نظام اسلامی بهصورت سازمانیافته دارد هوشمندانه بحرانسازی میکند، مدیریّت بحران هیچ موقع خالی از خطا نیست و باید بهصورت جامع همه جوانب دیده بشود و بهتناسب آن با خطاها و کاستیها برخورد
شود.