kayhan.ir

کد خبر: ۲۱۸۶۶۰
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸:۳۳

 

فاطمه قاسم‌آبادی

با توجه به عیان شدن جنایات صهیونیست‌ها در فلسطین و بیشتر شدن نفرت مردم دنیا از آنها، چند سالی می‌شود که تهیه‌کنندگان‌ هالیوودی، به سمت ساخت آثاری درباره یهودیان رفته‌اند که به جای تنها نشان دادن آنها در جنگ جهانی دوم و کوره‌های آدم‌سوزی و... که دیگر خریداری ندارد، یهودیان سنتی را در شهر نیویورک نشان بدهد.
این تصویر که در سریال‌هایی مانند «خانم میزل شگفت‌انگیز»، «غیر ارتدوکس» و... قبلاً نشان داده شده، این‌بار در فیلم «عزیزم شیوا» سعی کرده تا یهودیان سنتی نیویورک را بسیار مدرن و بی‌قید و بند نشان بدهد و به مخاطبین تصویری تکراری از دختران گیر کرده در دام سنت‌های دست و پاگیر را نمایش دهد.
در تصویر جدید‌ هالیوود از یهودیان، اعتقادات این قوم مانند یهودیان ‌اشکنازی در اسرائیل، قومیت بدون پایبندی به شریعت، عنوان می‌شود و چیزی به‌عنوان باور به خدا، پیامبر و شریعت وجود ندارد.
فیلم «عزیزم شیوا»، محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی «اما سلیگمن» نویسنده و کارگردان یهودی‌الاصل کانادایی است.
داستان شیوا
داستان فیلم «عزیزم شیوا»، درباره دختر جوان یهودی به نام «دانیل» است که ساکن نیویورک است و به دروغ به پدر و مادرش گفته که به پرستاری از کودکان مشغول است و قصد دارد در امتحان وکالت شرکت کند.
در ادامه، دانیل مجبور می‌شود در طی یک بعدازظهر، در شیوا (عزای بعد از خاکسپاری برای خانواده‌های یهودی) شرکت کند و با خانواده‌اش به این مراسم برود و آنجا دانیل که در واقع یک تن فروش است، یکی از مشتریان خود را به نام «مکس» می‌بیند که او هم یهودی است و بر خلاف گفته‌های قبلش، متاهل!
از اینجای داستان به بعد مدام اتفاقات مختلف باعث می‌شود که دروغ‌های دانیل، مکس و... آشکار شود و در نهایت مشخص می‌شود که دانیل علاوه بر تن‌فروشی، یک زن دوجنسیتی است که با دوست دوران کودکی‌اش «مایا» هم در ارتباط بوده است و خانواده سنتی‌اش هم از این موضوع خبر دارند و مشکلی با این قسمت از زندگی دخترشان ندارند....
تنها سنت باید باقی بماند
در فیلم «عزیزم شیوا»، از همان ابتدا سعی شده تا نشان دهند که مسائل اخلاقی و شرعی برای یهودیان سنتی اهل نیویورک، کاملاً منتفی است و در حال حاضر تنها پوسته نازکی از ملاحظات آن هم محض خالی نبودن عریضه، وجود دارد.
این تفکر که یهودیان بیشتر از اینکه انسان‌هایی از یک دین باشند، یک قومیت هستند، قبلاً توسط صهیونیست‌ها مهر تائید خورده است و حالا هم‌ هالیوود سعی دارد با ساخت سریال‌های متنوع، این حذف خدا و شرعیات را از یهودیت به مخاطبین خود تلقین کند.
در داستان عزیزم شیوا مخاطب با دختری رو‌به‌رو است که به‌خاطر فشارهای مادر خود در حال دیوانه شدن است و عنوان می‌کند که برای به دست آوردن اعتماد بنفس و احساس قدرت در زندگی‌اش، دست به تن‌فروشی می‌زند ولی نکته جالب ماجرا اینجاست که این دختر حتی در ارائه خدماتش هم مشتریان یهودی را انتخاب می‌کند!
این تأکید روی رابطه با هم کیشان دقیقاً از نگاه متعصب سنتی به‌وجود می‌آید ولی در فیلم دانیل به‌عنوان دختری به‌شدت مدرن به تصویر کشیده می‌شود و این تناقض در شخصیت دانیل به شدت در فیلم به چشم می‌آید.
در داستان فیلم ما مدام می‌بینیم که زنان یهودی ماجرا، از اینکه چرا یک پسر یهودی با دختری مسیحی ازدواج کرده ناراضی هستند و حتی دختری را که تنها پدرش یهودی باشد، از خودشان نمی‌دانند و تغییر دین به یهودیت را غیرممکن می‌دانند....
این نوع نگاه که بیشتر از هر چیزی به نگاه سنتی بر می‌گردد نشان از اصرار کارگردان بر جدا کردن سنت و قومیت از شرعیات دارد.
به‌خاطر همین رویکردها هم دانیل که از ثانیه به ثانیه بودن در آن جمع ناراحت و در عذاب است، در انتها با شرایط کنار می‌آید و در پایان‌بندی نمادین فیلم، خانواده دانیل و دو معشوقه‌اش، با وجود مشکلات و درگیری‌ها، همگی سوار ون پدر دانیل می‌شوند و به اصطلاح با هم کنار می‌آیند و راه برگشت را در کنار هم طی می‌کنند.
اغراق در مدرن بودن
در فیلم «عزیزم شیوا»، مخاطبین قرار است مثلا با سبک زندگی یهودیان نیویورک رو‌به‌رو شوند ولی تنها چیزی که می‌بینند یک کمدی لوس و غیرهوشمندانه است، پر از شوخی‌های رکیک.
مخاطبین در داستان شخصیت‌هایی را می‌بینند که بدون ذره‌ای عذاب وجدان، تنها مسئله‌ای که برایشان مهم است میزان پیشرفت در کار و زندگی است و همین نگاه مادی نشان از عوض شدن ارزش‌ها حتی بین یهودیان سنتی را دارد.
البته این موضوع که داستان روی زندگی و موضوعی تکیه دارد که برای مخاطبین عام و خاص جذابیتی ندارد و حتی از نظر کنجکاوی بین بینندگان، دیدن فیلم یا سریال با محوریت سبک زندگی آمیش‌ها (فرقه‌ای مسیحی که به روش‌های قدیمی‌ مانند استفاده از اسب برای کشاورزی و حمل‌ونقل، روش پوشش سنتی و ممنوعیت استفاده از برق و تلفن در خانه زندگی می‌کنند) بسیار جالب توجه‌تر است تا زندگی یهودیان سنتی نیویورک، قابل تأمل است. ولی گویی طبق یک سیاست جدید ساخت فیلم و سریال در مورد این یهودیان و برعکس جلوه دادن محدودیت‌های اعتقادی این مردم، برای جلب ‌ترحم مخاطبین، جزو دستور کار قرار گرفته است.
ما در داستان فیلم «عزیزم شیوا»، به طرز ناشیانه‌ای تقلید از شخصیت اصلی سریال «خانم میزل شگفت‌انگیز» را می‌بینیم و در این داستان هم همان موضوعات کلیشه‌ای پسر یهودی علاقه‌مند به دختران مسیحی و زنان یهودی به‌شدت از خود متشکر و وقیح و... به تصویر کشیده می‌شود و گویی کارگردان عزیزم شیوا سعی کرده بهترین تقلید ممکن را از «امی ‌شرمن پالادینو» کارگردان سریال خانم میزل شگفت‌انگیز بکند.
بدون مخاطب اما مورد توجه
فیلم عزیزم شیوا، به‌عنوان اولین کار جدی کارگردانش مورد توجه مخاطبین عام و منتقدین قرار نگرفت، این فیلم با بودجه 225 هزار دلاری چیزی کمتر از نصف بودجه ساختش و حدود 100 هزار دلار در گیشه فروش داشت ولی به‌خاطر موضوعش در اولین نمایش‌های عمومی آن در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو در سال ۲۰۲۰ از بازیگران و خود فیلم تقدیر شد. این‌طور که به‌نظر می‌رسد با توجه به رویکرد‌ هالیوود به یهودیان ساکن نیویورک، هیچ بعید نیست که از این به بعد سالانه به همان اندازه که فیلم در مورد مظلومیت و بیچارگی یهودیان در اردوگاه‌های نازی‌ها می‌بینیم، از این به بعد فیلم‌ها و سریال‌هایی با موضوع یهودیان سنتی و مدرن نیویورک که مبلغ انحرافات مختلف اخلاقی هستند، ساخته و به خورد مخاطبین داده شود.

نام:
ایمیل:
* نظر: