نبایدهای روابط همسران
قضاوت ناصواب نکنیم
محمدمهدی رشادتی
تفسیرهای منفی
پیرامون ما در طول روزها و هفتهها، حوادث و رویدادهای بسیاری رخ میدهد که غالباً علاوهبر اصل رویداد، مسئله دیگری را به عنوان «تفسیر و داوری» روی آن بارگذاری میکنیم.
از باب نمونه به مثالهای زیر توجّه بفرمایید:
- خانوادهای گرفتار فقر یا بیماری میشود. دیگری میگوید : ببین چه ظلمی کرده است که به این روز افتاده است.
- عدّهای برای خرید مایحتاج ضروری خود، مقابل فروشگاهی صف کشیدهاند. کسی میگوید: این مردم بیکارند این جا جمع شدهاند.
- مرد یا زنی کارهای خیر و عام المنفعه انجام میدهد. دیگری میگوید: همه این کارها برای خودنمایی و ریاست است.
- فرزند خانوادهای گمراه میشود، فرد دیگری میگوید: لابد پدرش مال حرام آورده که فرزندش این چنین گمراه شده است.
- مردی در تجارت و کسب، شکست میخورد. دیگری میگوید : چون فلان کس او را نفرین کرده است، دچار این وضع گشته است.
- زن و مردی با هم گاهی ممکن است حرفشان شود. دیگری میگوید: این چنین زندگی آنان نتیجه فلان گناه است.
- همسرم خود را به چیزی مشغول کرده است تا به صحبتهای من گوش ندهد.
- امروز رفتار او تغییر کرده و بد خُلقی میکند، حتماً با مادرش تلفنی حرف زده که این طور عمل میکند.
همان طور که ملاحظـه میشود، یک خبر داریم و یک قضاوت و تفسیر منفی. همین عادت ناپسند قضاوت کردنهای غیر موجّه و منفی، موجب بسیاری از مشکلات در زندگی خواهد بود.بدیهی است که منشأ قضاوتها، اغلب برداشتهای ذهنی و ناقص خودمان است.
با این نوع داوریها، دل یکدیگر را میرنجانیم. محبّتها را در میان خود کاهش میدهیم. و به مجادله و پرخاشگری فرصت بروز و ظهور میدهیم. به طرف مقابل، این امکان را به وجود میآوریم که او نیز در پاسخ، عباراتی را با بار معنایی منفی، چیزی بر ما تحمیل کند.
زمینههای قضاوتهای منفی و روش اصلاح آن
1 ) ضعف ایمـان: از جمله زمینههای مؤثّر در قضاوتهای نادرست و منفی، سستی ایمان است.
وقتی که انسان از نظارت دقیق خداوند و نیز از قیامت و حساب و کتاب آخرت، ترسی و خوفی نداشت، در آن صورت خیلی راحت راجع به خانواده خود و نیز سایر افراد، داوریهای نادرستی انجام میدهد.
قرآن مجید یکی از علل اصلی رویگردانی کفّار از حقایق الهی و نیز مخالفت آنان با پیامبران را، نترسیدن از جهان آخرت معرفی میکند :« كَلَّا بَلْ لَا يَخَافُونَ الْآخِرَهًْ، هرگز چنین نیست (که آنها میگویند ) بلکه ایشان از آخرت نمیترسند » (مُدّثّر 53 )
2 ) تجسّس: یکی دیگر از زمینههای قضاوت منفی، جستوجو کردن از امور پنهان همسرمان است. همسر من و هر کس دیگری قدر مسلّم در حوزه پنهان خود، اسرار نهفتهای دارد که راضی نیست آنها را فاش سازد.
بنابراین از پی جویی و برملا ساختن امور نهانی او باید به جـدّ خودداری کرد.
علاوه اینکه این دستور صریح قرآن است که میفرماید:«در کار دیگران جستجو و پیجویی نکنید»(حـجـرات، 12 ) به طور کلی کسب اطلاعات از زندگی خصوصی این و آن به قصد تجسّس، سر درآوردن از رازهای مردم، بهدنبال عیب و نقص اشخاص بودن، امری ناپسند و ممنوع است.
3 ) حدس و گمان: درباره همسرمان و نیز اشخاص دیگر نباید به حدس و احتمال اعتنا کرد. فراموش نکنیم که برای قضاوت صحیح و منصفانه، باید علم و یقین داشت و اکتفا به گمان به هیچ وجه کفایت نمیکند.
قـرآن کـریم میفرماید:« از بسیاری از گمانها دوری کنید زیرا قطعاً بعضی از آنها گناه است» (همان)شخصی منزلی را اجاره کرد و بعد متوجّه شد که مستأجر قبلی مسلمان نبودهاست. فکر کرد که حالا تمام لوازم منزل و در و دیوار و پنجرهها و . . . نجس شدهاست. از عالمی پرسید که چه باید کرد؟ پاسخ شنید: شما که ندیدهاید آنان با دستان رطوبتی به اشیاء دست زده باشند. لذا یقین ندارید که خانه نجس شده باشد. طرف گفت: بالاخره او و خانوادهاش همه جا را دست زدهاند . عالم گفت: این استنباط و تفسیر و برداشت ذهنی شماست.باید یقین به نجاست داشته باشید. صرف حدس و گمان کفایت نمیکند.
بنابراین همه جای خانه پاک است و بدون ناراحتی و حسّاسیّت بروید و استفاده نمایید و آبکشی هم لازم نیست.
4)گوش سپردن به سخنان بی اساس دیگران: گاهی ممکن است افرادی درباره همسرمان چیزهایی بگویند و به عبارت دیگر «غیبت» او را بکنند و پشت سر او علاوه بر بدگویی، اسراری را نیز فاش سازند و . . .
در این جور مواقع لازم است که طرف را از غیبت کردن منع کنیم و به سخنانش گوش ندهیم.در این صورت نسبت به همسرمان بدبین نخواهیم شد و نیز به خاطر پرهیز از غیبت کردن، مرتکب گناه نمیشویم. زیرا در حدیث آمدهاست که گوش دهنده به غیبت، خودش مانند شخص غیبتکننده، شریک گناه او خواهد بود.(میزان الحکمهًْ، ج 2، ص 787)
5 ) مشاهدات عینی: زن و شوهر که در زیر یک سقف زندگی میکنند، گاهی ممکن است هر یک از دیگری رفتار و گفتار ناپسندی را مشاهده
کند. گر چه همه ما موظّف هستیم که به تدریج افکار و رفتارمان را اصلاح نماییم، با وجود این برخی خطاها خواه نا خواه ممکن است صورت گیرد. در این جور موارد بسیار ضروری است که از روش بسیار بسیار ارزشمند «اصل تغافل» استفاده کنیم. زن یا شوهر طوری وانمود میکند که گویی چیزی را نشنیده و یا چیزی را ندیدهاست. بدین ترتیب نسبت به یکدیگر قضاوت منفی نیز نخواهند داشت.
مرا شیخ دانــای مرشـد شهاب
دو انــدرز فـــرمود برروی آب
یکی آنکه برنفس خود بین مباش
دگـر آنکه در خلق بدبینمباش
(سعدی)
6 ) عادتهای نهادینه شده: قضاوت نمودن درباره اکثر امور فردی و اجتماعی از نوعی تربیت و عادت، حکایت میکند. بسیار لازم است که با «تمرین و ممارست» تلاش کنیم تا از این عادت فراگیر و نهادینه شده در ذهنمان، پرهیز نماییم. این نکته اساسی را هیچگاه نباید فراموش کنیم که تمرین و ممارست و صرف تلاشهای خودمان، برای اصلاح صفات زشت اخلاقی و رفتارهای ناپسند، بدون کمک و یاری خواستن از پروردگار مهربان، میسّر نمیشود.
بنابر آموزههای اسلامی با یاد و همراهی خداوند متعال است که آدمی میتواند از دامهای گسترده شیطان به سلامت عبور کند. هر اندیشه و هر رفتاری اگر رنگ الهی به خود نگرفت، قطعاً به رنگ شیطان در میآید.
قرآن میفرماید: «هرکس از خداوند رحمان، روی گردان شود، شیطان را بر او مسلط میسازیم که همواره همنشین او خواهد بود»(زخرف،36)
اگر گاهی گرفتار قضاوت منفی شدیم، پیشنهاد میشود که خودمان را «جریمه و تنبیه» کنیم تا بهتدریج این شیوه و اخلاق ناروا از صحنه مراودات خانوادگی و اجتماعی بیرون رود.
عیبهای داخل سبد کسی میگفت: ما آدمها همیشه دو سبد با خودمان داریم، یکی جلویمان آویزان است و دیگری هم پشت سرمان میباشد. نکات مثبت و خوبیهایمان را میاندازیم داخل سبد جلویی و عیبهایمان را داخل سبد پشتی. وقتی در مسیر زندگی قرار می گیریم، فقط دو چیز را میبینیم، خوبیهای خودمان و عیبهای نفر جلویی. آن وقت قضاوت را تماشا
کن.
ورود شیطان
نقل میکنند: پیامبر اعظم (ص) در حال اعتکاف بود. زنی آمد و مدّتی با او سخن گفت و بعد بر خاست که برود، حضرت هم همراه او رفت. دو نفر از انصار سلام کردند و گذشتند.
رسول خدا(ص) آنان را صدا زد و فرمود: این خانم صفیّه همسر من است. آن دو گفتند: ای رسول خدا(ص)، ما نسبت به شما شکّی نکردیم؟ پیامبر(ص) فرمود: شیطان مثل خون وارد وجود انسان میشود، ترسیدم و نگران شدم که بر شما هم وارد شود و بد گمان شوید. (معراج السعادة ص 194 )
حرمت مؤمن
ابن عباس میگوید : رسول خدا(ص) به کعبه نگاهی کرد و فرمود:
«مرحبا به تو ای خانه، چقدر با عظمت و چقدر محترم هستی، به خدا سوگند که حرمت انسان مؤمن پیش خدا از حرمت و احترام تو بیشتر است. زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است ولی از مؤمن سـه چیز را حرام کرده است: خون و مال و بدگمانی و سوء ظنّ به او را» (مجموعه ورّام، ج 1، ص 115 )
فداکاری پزشک جراح
پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد . او پس از این که جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد. او پدر پسر را دید که در راهرو میرفت و میآمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا این قدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیّت نداری؟
پزشک لبخندی زد و گفت: متاسفم، من در بیمارستان نبودم و بعد از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم.
پدر با عصبانیت گفت: آرام باشم؟ اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود، آیا تو میتوانستی آرام بگیری؟ اگر پسرت همین حالا میمرد چکار میکردی؟ پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس الهی گفته شده، میگویم: از خاک آمدهایم و به خاک بازمیگردیم... شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است... پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد. برو برای پسرت از خدا شفا بخواه، ما بهترین کارمان را انجام میدهیم به لطف و منت خدا.
عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد... خدا را شکر، پسر شما نجات پیدا کرد. بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالی که بیمارستان را ترک میکرد، گفت: اگر شما سوالی دارید، از پرستار بپرسید.
پدر خطاب به پرستار گفت: چرا دکتر این قدر متکبر است؟ نمیتوانست چند دقیقه صبر کند؟ من در مورد وضعیت پسرم از او سوالی کنم؟
پرستار در حالی که اشک از چشمانش جاری بود گفت: پسر دکتر دیروز در یک حادثه رانندگی مرد. وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر شما را نجات داد، با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.
هرگز کسی را قضاوت نکنید. چون نمیدانید که زندگی آنان چگونه سپری میشود. (سایت قطار مهربانی)
چشمهای بینا برای اولینبار
مرد مسنی به همراه پسر 25 سالهاش در قطار نشسته بود، در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار، پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد، فریاد زد، پدر نگاه کن ببین درختها حرکت میکنند. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین میکرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از پسر جوان که مانند یک کودک 5 ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند.
ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد، پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد، پدر ببین، باران میبارد، آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاوردند و از مرد مسن پرسیدند:
چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟
پدر گفت: ما همین الان از بیمارستان برمیگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند. (سایت ریلکس سام وان)
امیرالمومنین(ع) فرمود: «اگر بندگان وقتی چیزی را نمیدانستند(از اظهارنظر و یا انجام آن چیز) خودداری میکردند، کافر و گمراه نمیشدند». (غررالحکم، ح 7582)
بخشنده گمنام
انسان سرمایهداری در شهری زندگی میکرد، اما به هیچکسی ریالی کمک نمیکرد. فرزندی هم نداشت و تنها با همسرش زندگی میکرد.
در عوض یک قصابی در آن منطقه به نیازمندان گوشت رایگان میداد.
روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایهدار بیشتر میشد. مردم هرچه او را نصیحت میکردند که این ثروت را برای چه کسی میخواهی نگه داری؟ در پاسخ میگفت: نیاز شما به من ارتباطی ندارد، بروید از آن قصاب بگیرید.
تا اینکه او مریض شد و کسی به عیادت او نرفت. این شخص در نهایت تنهایی جان داد و هیچکس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود. همسرش به تنهایی او را دفن کرد.
اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد. دیگر قصاب محله به کسی گوشت رایگان نداد. او گفت: کسی که پول گوشت را میداد تا برای نیازمندان هزینه کنم، دیروز از دنیا رفت و او همان مرد سرمایهدار بود.
(سایت دعاگو)
جمعبندی
همانطور که بیان شد، عادت ثانویه ما این شده است که درباره هر خبری هر رویدادی و هر فردی، یک نوع قضاوت منفی یا مثبت روی آن بار میکنیم.
متاسفانه شاید بیشتر بارگذاریها و قضاوتها نیز جنبه منفی و سیاهنمایی دارد.
در این مقاله روشن گردید که به منظور سلامت ماندن از آفت قضاوت منفی و تبعات خسارتبار عاطفی و روحی آن، چه بهتر است که تا میتوانیم از حکم دادن و ارزشگذاری پرهیز نماییم.
بدین صورت آرامش خاطر طولانیمدت را برای خود و خانوادهمان به ارمغان خواهیم آورد.
بله، اگر در جایی از ما خواستند که درباره فلان مسئله یا فلان رویداد، نظرتان چیست؟ آنگاه با توجه به تمام شرایط و با احتیاط کامل و با آگاهی از مصالح آن، نظرمان را با عباراتی مانند: شاید، به نظر میرسد، گمان میکنم، حدس میزنم، احتمال دارد، اینطور فکر میکنم و...