نقش قهرمانان در تولید فرهنگ
مهدی امیدی
فرهنگ، زیربنای تمدن در یک کشور است. شکوفایی یا ویرانی یک جامعه، نسبت بسیار نزدیکی به وضعیت تولید محتوای فرهنگی در آن کشور دارد. از همین رو هم آنچه تحت عنوان «جنگ نرم» در ایران خوانده میشود، در حوزه فرهنگ اتفاق میافتد. اگر دقیق بنگریم، امروز در حوزه فرهنگ، شاهد یک جنگ تمام عیار هستیم. به همین دلیل هم شناسایی و آسیبشناسی عوامل تولید محتوای فرهنگی در کشور، هماندازه حیات جامعه مهم است.
شاید تا چند سال قبل، اصلیترین مجاری تولید و انتشار فرهنگ به برخی نهادها و مراکز رسمی، ازجمله صداوسیما و آموزش و پرورش و... محدود بود. اما امروز با ورود و گسترش ابزارهای مختلف رسانهای و به ویژه شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، عوامل تولید فرهنگ نیز هم گسترش یافته و هم اینکه از کنترل خارج شده است. چون فضای غیررسمی نیز در این زمینه در رقابت با نهادهای رسمی تولید فرهنگ، فعال است. نکته مهم این است که هدف و مخاطب اصلی مراکز غیررسمی تولید فرهنگ، نسل جدید جامعه ایرانی است و این مراکز نیز نسبت به فضای رسمی، برای جوانان و نوجوانان از جذابیت بیشتری برخوردار هستند. به طور خلاصه میتوان شبکههای اجتماعی فعال و پرمخاطب در فضای مجازی (به ویژه اینستاگرام)، شبکههای ماهوارهای و آثار صوتی و تصویری داخلی و خارجی را منابع اصلی انتشار محتوای فرهنگی در جامعه امروز ایران دانست. اما این ابزارها با چه وسائلی، فرهنگ را برای نسل جدید تولید میکنند.
قهرمانان پوشالی اصلیترین عوامل تولید فرهنگ در ایران هستند! شاید باورش دشوار باشد، اما به رغم وجود دهها سازمان و ارگان و نهاد برای تولید محتوای فرهنگی اما همچنان اصلیترین عوامل تولید فرهنگ در ایران، از آن سوی مرزها وارد کشور میشوند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صداوسیما، شورای عالی انقلاب فرهنگی، کانونهای فرهنگی هنری مساجد، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و... وجود تصاویر قهرمانان فیلمها و کارتونهای غربی روی نوشتافزار و وسائل مدرسه دانش آموزان ایران از مصادیق این موضوع است.
به قاعده، رقیب اصلی محصولات وارداتی، سینما و تلویزیون ملی هستند. حداقل توقع از رسانههای داخلی این است که در برابر سیل هجوم خارجی، تصویری نزدیک به واقع و امیدآفرین از وضعیت کشور نشان دهند. اما سینما و تلویزیون داخلی نیز اغلب، به مردم یأس و دلسردی را تزریق میکنند. به غیر از برخی استثناها، اغلب فیلمهای داخلی نیز برای هدف خارجی تولید میشوند. یعنی بیشتر فیلمسازان ایرانی به جای مردم، جشنوارهها و محافل غربی و شرقی را هدف گرفتهاند. نهادهای دولتی هم برای اهداف سیاسی خود از ساخت این گونه آثار حمایت میکنند. افراد پشت صحنه سینما و هدایتگر جریان تولید فیلم در ایران که اغلب از مدیران سینمایی دهه 60 هستند، این مسیر را برای سینمای ما ترسیم کردهاند تا تصویری سیاه و عقب افتاده از جامعه امروز و آینده ایران نمایش دهند. این نوع تصویرسازی در سینما، علاوه بر اضطرابآفرینی در داخل، این برنامه را دارد تا به مدیران سیاسی جشنوارههای خارجی نشان دهد، جمهوری اسلامی ایران، فضایی باز برای انتقاد و زیرسؤال بردن حاکمیت را برای فیلمسازها فراهم کرده است. به همین دلیل هم فیلمسازهایی که در آثارشان به مفاهیم ارزشی و انقلابی میپردازند، کمتر مورد حمایت نهادهای دولتی قرار میگیرند.
همان طور که بیان شد، فضای مجازی نیز یکی از منابع تولید و انتشار فرهنگ در ایران است. جهت گیری اصلی در این فضا نیز عمدتا تحقیر و تخریب روحیه و ارزشهای ملی است. علاوه بر رویکرد سیاسی که اغراقآمیز نشان دادن مشکلات اقتصادی، القای ناامیدی نسبت به آینده، درخشان و مرفه نشان دادن اوضاع اقتصادی مردم در عصر ستمشاهی و... محورهای اصلی تولید فرهنگ در این فضا هستند، سبک زندگی و گرایش فرهنگی جامعه نیز توسط فضای مجازی تعیین میشود. به طور مثال، صدها صفحه در اینستاگرام، انواع مدلهای لباس را معرفی میکنند. لباسهایی که اغلب با پوشش متعارف و آراسته در تضاد هستند. دشواری نظارت و کنترل این فضا باعث شده تا انتشار مطالب و محتویات کذب و مبتذل در آن به سادگی در دسترس عموم قرار گیرد.
در این میان، چهرههای مشهور هنری و ورزشی و به اصطلاح «سلبریتیها» نیز به یکی از عوامل تولید فرهنگ تبدیل شدهاند. این افراد هم عمدتا با استفاده از شبکههای اجتماعی، سبک زندگی خاصی را در سطح جامعه رواج میدهند. مصرفگرایی، عدم فرزندآوری و نگه داری سگ و گربه به جای فرزند، تبلیغ سفر به خارج از کشور، تحقیر روحیه ملی با انتخاب کشورهای غربی برای زایمان فرزندان و... نیز از محتویات فرهنگی تولید شده توسط سلبریتیها در جامعه امروز ایران است.
اما در میان هجوم آشکار و نهان قهرمانان پوشالی غربی به خانه ایرانیان، نمیتوان نقاط امید فراوانی که در عرصه فرهنگی و نرمافزاری جریان دارد را نیز نادیده گرفت. این روزها با وجود خموشی نسبی رسانههای پرمخاطب، به ویژه سینما، در حوزهای با مخاطب خاص شاهد تبلور ایمان و امید هستیم. این روزها شاهد انتشار کتابهای متعددی با زبانی ساده اما روان برای مخاطب عام درباره قهرمانان دفاع مقدس هستیم. کتابهایی که هر یک، رنگین کمانی بینظیر از زندگی و پرورش یک انسان به معنای واقعی کلمه را پدیدار میسازند. اما متأسفانه این کتابها کمتر جدی گرفته میشوند. کتابهایی که هم به روایت شهدا و قهرمانان دوران دفاع مقدس میپردازند و هم به شهدای مدافع حرم. هر چند که کتابهای درباره شهدای مدافع حرم هنوز در آغاز راه قرار دارند و به بلوغ و پختگی لازم نرسیدهاند.