وضعیت فعلی ورزش با انتظارات مردم انقلاب کرده، فاصله دارد! (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
در این شکی وجود ندارد که ورزش ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ابعاد فنی و فرهنگی، کمی و کیفی و همچنین نرم و سختافزاری پیشرفتهای بسیار داشته است. اما باز در این هم تردیدی وجود ندارد که ورزش ایران تا رسیدن بهاندازههای ورزش در تراز انقلاب بزرگ اسلامی و متناسب با آرمانها و انتظارات مردم قهرمان ایران فاصله بسیار دارد تا آنجا که به صراحت میتوان گفت از این نظر، ورزش ایران هنوز، حتی در مسیر بایسته و روبه پیشرفت قرار نگرفته چه رسد به اینکه از رسیدن به نقطه ایدهآل سخنی گفته شود!
یکی از اهداف مهم مردم ایران از برپایی انقلاب اسلامی ایجاد تحولی فرهنگی و همهجانبه وساختاری در کلیه حوزههای کشور بود به گونهای که ایران بزرگ و دارای تمدنی دیرپای و کهن و معتقد به اسلام ناب بتواند با قطع زنجیر وابستگی، گذشته درخشان و پرافتخار خود را احیا نماید. ورزش نیز به عنوان یکی از این حوزهها مورد توجه مردم انقلابی و ورزشدوست بوده است و از مدیران و مسئولان کشوری که مستقیم وغیر مستقیم با رای مردم به مناصب مدیریتی تکیه میزنند، خواستهاند که مسیر حرکت و برنامههای ورزش را به شکلی تنظیم و ریل گذاری کنند که ورزش ایران را به معنای واقعی متحول کند.
ورزش مستعد و با ظرفیت کشور را از وابستگی و تمرکز روی دو، سه رشته نجات دهند و ایران را به کشوری «صاحب ورزش» در دنیا تبدیل نمایند. با توجه به ظرفیتهای غنی و داشتههای مادی و انسانی که ورزش ایران از آن برخوردار است چنین خواسته و انتظاری هرگز بلندپروازانه و رویاپردازانه نیست بلکه کاملا منطقی و واقع گرایانه است.
در این باره البته طی سالهای پس از پیروزی انقلاب تلاشهایی انجام شده و حتی پیشرفتهایی هم صورت گرفته است، اما بدون تعارف اولااین تلاشها کافی نبوده و ثانیااین پیشرفتها درمقایسه با سطح انتظارات و توقعات ناچیز است. اما موضوع مهم و قابل تامل این است که در مقابل خواستهها و توقعات اشاره شده مردم مبنی بر ایجاد تحول ساختاری و همچنین فنی و فرهنگی، افراد و جریانات و باندهایی هم همواره وجود داشتهاند که در برابر تغییرات اساسی و تحولات ساختاری ورزش ایران مقاومت و تلاش کردهاند سقف پرواز این ورزش با ظرفیت و مستعد را تا حد دو، سه مدال جهانی و المپیکی وصعود فوتبال به جام جهانی پایین بیاورند و نازل سازند.
و نکته تاسف بار هم اینکه برخی از مسئولان و مدیران ورزشی هم که به اسم انقلاب و خدمت به جامعه و تلاش در جهت تحقق آرمانهای مردم انقلابی و تحول خواه، ردای مسئولیت به تن کردهاند عملا مسئولیت ووظایف اصلی خود را فراموش کرده راحتی و عافیت طلبی پیشه کرده و خواسته و ناخواسته به جای خدمت به مردم و کشور در خدمت باندها و جریانات طرفدار« وضع موجود» و روزمرگی و ضد تحول قرار گرفتهاند. به صورتی که به جای اینکه در گزارشهای خود به مردم و مراجع ذیصلاح از گامهایی که درجهت تحول همهجانبه ورزش برداشتهاند بگویندو اقدامات فرهنگی راکه در جهت ارتقای فرهنگ واخلاق عمومی انجام دادهاند، برشمارند و... پشت دوسه موفقیت و مدالی که در میادین بینالمللی کسب شده و صعود فوتبال به جام جهانی، پنهان میشوند و به زعم خود سعی میکنند مخاطبان را مجاب و پشت این موفقیتها که البته با ارزش هم هست اما همه میدانیم که ربطی به برنامهریزی و تلاش مدیریتی در ورزش ندارد، پنهان شوند.
بحث در این باره البته مفصل است که جای پرداختن به آن در این مجال مختصر و مقال کوتاه نیست. خواستیم به بهانه فرا رسیدن سالگرد پیروزی انقلاب تاریخ ساز و کم نظیری که به دست مردم بزرگ و متمدن ایران برپا شد، ضمن تبریک به خوانندگان محترم این موضوع را هم یادآورشویم که وضعیت فعلی ورزش ایران- به رغم حرکتهای مثبتی که صورت گرفته است- به هیچ وجه آن چیزی نیست که مردم انقلاب کرده و تحول خواه ما توقع و انتظار دارند.
برای رسیدن به ورزش مطلوب یا حداقل حرکت در مسیر چنین ورزشی همه اجزا و عناصر ورزش از دوستداران ورزش گرفته تا پیشکسوتان و مربیان و کارشناسان و ورزشکاران و رسانهها و... باید نقش خود را به درستی ایفا کنند. در این میان، اما آنچه که بسیار تعیینکننده و تاثیرگذار بوده مدیریت و نحوه عملکرد مدیران ورزش است.بی گمان مدیریتی میتواند امکانات و داشتههای ورزش را در جهت برآوردن انتطارات مردم و جامعه به بهترین وجه به کار گیرد که ایمان و انگیزه انجام وظیفه داشته باشد، مردم را و انتظارات آنها رابشناسد، مردم را دوست داشته باشد وعملا به آنها احترام بگذارد و... آن وقت با پرهیز از روزمرگیها و خود خواهیها وباندبازیها و... با روحیه جهادی و تفکر انقلابی و مدبرانه، برای انجام وظیفه خود یکسره و بیامان تلاش و کوشش کند.فقط در این صورت است که میتوان به آغاز حرکت در مسیر رشد و پیشرفت بایسته ورزش تا آنجا که ایران عزیز به کشوری« صاحب ورزش» در دنیا تبدیل شود، امیدوار بود.