تیغ دو دم انسان(خوان حکمت)
چطور انسان به اين حد میرسد که از حیوانات هم بدتر و پستتر میشود؟چطور ميشود يك انسان از هر گرگ و ماري بدتر است، سرّش چيست؟ سرّش اين است كه دين به ما فرمود در انسان گوهري است كه اين گوهر نه در فلك هست نه در مَلك. شنيدهايد كه قرآن يك عدّه را از حيوان پَستتر دانست و فرمود: (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)،(1) شنيدهايد كه قرآن يك عدّه را از سنگ پَستتر دانست و فرمود: (فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهًًْ)،(2) پس شنيدهايد كه انسان از سنگ سختتر ميشود، از حيوان پَستتر ميشود، چرا؟ چطور ميشود انسان از سنگ سختتر و پَستتر شود؟ پستتر از جماد چيزي نيست. شنيدهايد كه انسان در نقشه و سياست و مكر و حيله و راه ديگران را بستن و بيراهه رفتن (شَياطينَ الْإِنْسِ)(3) ميشود؟ اين سه بخش و سه طايفه از آيات قرآن را كه شنيدهايد؛ اما يك عدّه هم «ملائكهًْالانس» هستند، اين راه هم باز است. اگر (شَياطينَ الْإِنْسِ) داريم، «ملائكهًْالانس» هم داريم. چطور بد شدن ممكن است، خوب شدن ممكن نيست؟! راه براي هر دو طرف باز است.
سرمایه بیبدیل نهفته در ذات انسان
مرحوم كليني(رض) فرمود اگر بهتر از اين راه برويد «لَصَافَحَتْكُمُ الْمَلَائِكَهًْ»؛(4) شما ميفهميد اين كسي كه با شما دارد مصافحه ميكند فرشته است، پس اين ميشود. بنابراين اگر آن سه طايفه را شنيديد، اين طايفه چهارم را هم بشنويم و عمل كنيم که «ملائكهًْالانس» هم هست. اگر (شَياطينَ الْإِنْسِ) هست، اگر (كَالْأَنْعامِ) هست، اگر (كَالْحِجارَهًْ) هست، «ملائكهًْالانس» هم هست و اگر «ملائكهًْالانس» شد بالاتر از ملائكه هم خواهد شد، چرا؟ چون گوهري در انسان است كه در هيچ موجودي نيست. تمام موجودات از خدا هستند يك, به طرف خدا هستند دو، اما همه «ابنالسبيل» هستند سه، هيچكسي از نزد خدا نيامد كه صادر اول باشد و هيچكس به لقاي الهي بار نمييابد كه (دَنا فَتَدَلَّي)(5) بشود، همه بين راهي هستند؛ يعني اگر جماد است و نبات است و حيوان، اينها «ابنالسبيل» میباشند و در راه ميمانند، اينطور نيست كه حالا «حَجر» و «مَدَر» يا گياه (دَنا فَتَدَلَّي) شود، اينطور نيست، بلکه اينها در راه هستند، حشر آنها هم در حشر اكبر در راه است و اگر كسي مثل فرشتهها بود كه با ذات اقدس اله رابطه داشت، اين هم از بين راه شروع كرده، اين از «طين» و «تراب» شروع نكرده است؛ اين خطرات عالم طبيعت را پشتسر نگذاشته، اين عالم تزاحم و تضاد را پشتسر نگذاشته، اين شخص هم «ابنالسبيل» است، اين شخص هم در راه است. آنكه از خاك تا عرش ميرود انسان است؛ لذا تنها كسي كه خدا درباره او فرمود: (إِنَّكَ كادِحٌ إِلي رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ)؛ اى انسان، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مىكشى؛ پس پاداش آن را خواهى ديد.)(6) تو هستی! ، انسان از صفر شروع میکند و به صد ميرسد. به نحو سالبه كليه ما هيچ موجودي نداريم كه از صفر شروع كرده باشد و به صد برسد، بقيه در راه هستند. آنكه از صفر شروع كرده و به صد ميرسد معلوم ميشود سرمايهاي دارد؛ اين سرمايه را اگر به طرف صفر مصرف كند اول (شَياطينَ الْإِنْسِ) است، بعد (كَالْأَنْعامِ) است، بعد (بَلْ هُمْ أَضَلُّ) است، بعد (كَالْحِجارَهًْ) است و بعد هم (أَشَدُّ قَسْوَهًْ) است؛ اين سرمايه اگر بيراهه برود چنين است، اين تيغ دو دَم اگر به طرف فساد برود اين است و اگر اين به طرف صلاح برود يقيناً از فرشته بالاتر ميرود، چيزي در او هست كه در فرشته نيست، او مسجود فرشتههاست، او ميتواند از «علوم اسماء» باخبر شود، او ميتواند جوهر جوشن كبير را واقعاً طوري درك كند و عمل كند كه اين اسماي هزار و يك اسم براي او مانند زِره شود؛ آن را باور كند، جوشن يعني زره، اين ادعيه ،مخصوص نبيّ نيست، به ما فرمودند تأسّي كنيد.
عظمت دعای جوشن کبیر
وجود مبارك پيامبر(ص) در يكي از جبهههاي جنگ زرهاي داشت، زره در ميدان جنگ و در فضاي گرم يك پوشاك آهني است، حضرت احساس رنج كرد، فرشته نازل شد كه شما اين زره را بردار، ما زرهاي به تو ميدهيم كه محفوظ بماني؛ اين هزار و يك اسم را بخوان و باور كن و متخلّق باش، از هر گزندي مصون هستی، اين راه باز است و اين مخصوص نبي نيست، اين وحي تشريعي نيست، اين راه باز است. اگر كسي اين گوهر را در طرف رذل مصرف كرد هيچ استبعادي نيست كه بشود «شياطينالانس»، پَستتر (کَالْأَنْعامِ)،پستتر (بَلْ هُمْ أَضَلُّ)، پستتر (كَالْحِجارهًْ) و پستتر (أَشَدُّ قَسْوَهًْ)، چون طفره محال است همه اين مراحل بايد طي شود. از آن طرف میتواند مقربتر از ملک شود.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 23/5/93
مرکز اطلاعرسانی اسرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. اعراف ، 179. 2. بقره ، 74. 3. انعام، 112. 4. الکافی(ط ـ اسلامی)، ج2، ص424.
5. نجم ، 8. 6. انشقاق ، 6.
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر میشود.