وقتی تروریستهای فرهنگی ظلم نظام سرمایهداری را سانسور میکنند!
رضا صفری
اندکی مطالعه و تحقیق گواهی میدهد که هر چقدر در شبکههایی چون بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال، من و تو و... تروریستهای رسانهای اتوکشیده جلوی دوربینها دست و پا میزنند یا دلقکبازی میکنند، و اگر خاورمیانه محل خودنمایی تروریستهای نظامی داعش و پدر آنها یعنی آمریکاییهاست، اگر مفسدان اقتصادی و سرمایهدارانی که حق مردم و کارگران را میخورند و به آنها به دید برده نگاه میکنند، تروریستهای اقتصادی هستند، قاعدتاً در عرصه فرهنگی نیز شبکه پیچیده امپریالیسم، نیاز به سرباز دارد.
بدون لکنت زبان باید گفت که در کل دنیا، سلبریتیها بار این قسمت را تا اندازهای به دوش میکشند. البته منصفانه باید بگوییم که برخی خواسته و برخی هم ناخواسته تبدیل به تروریستهای فرهنگی میشوند. در این بین، عدهای از سلبریتیها هم که اهل تحقیق و تفکر هستند و اساساً عقلشان به چند استوری و توییت بند نشده و یا شهوت خودنمایی و لایک و فالوور ندارند، خود را از صف تروریستهای فرهنگی جدا میکنند، که البته به هیچ عنوان روی سخن ما متوجه آنها نیست، و همین دسته هم هستند که امروز ترسی از اظهار نظر درباره آمریکا و غرب ندارند.
این قاعده در ایران ما هم جریان دارد. شاید در ضمن چند مثال بتوان کمی بیشتر به این موضوعاشاره کرد.
همین چند ماه قبل بود که تروریستهای آمریکایی، در یک اقدام انتحاری و غیرمعقول، شهید حاج قاسم سلیمانی و همراهانش را در فرودگاه بغداد ترور کردند. اگر کسی ذرهای بینش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داشته و به مسائل روز نیز آگاه باشد، انکار نمیکند که حاج قاسم حق بزرگی نه تنها به گردن مردم ایران که به گردن کل دنیا دارد. اگر زحمات شبانهروزی او و یارانش نبود امروز داعش، حتیگریبان سازندگان آن ،یعنی غربیها را هم میگرفت.
از همه اینها گذشته، حاج قاسم، به صورت جداگانه حتی حق بزرگی به گردن سلبریتیهای ما نیز دارد. برای مثال، فرض کنید که شهرها و خیابانهای ما درگیر مبارزه با داعش بود، در آن صورت آیا برخی سلبریتیها میتوانستند با دستمزدهای نجومی و غیر معقول، جیب خود را پر کنند؟! چند لوکیشن میتوانستیم ترتیب دهیم و فیلم بسازیم؟ آیا میتوانستیم از فیلمسازی و سینما سخن بگوییم؟ جشنوارهای میتوانست در این کشور برگزار شود؟ و....
در هر صورت اقتضاء میکرد که برخی سلبریتیها، حداقل نه برای زحمتی که آن شهید برای ایران و جهان کشید بلکه برای همین خدمتی که امثال او به هنر کشور کردند تا همه عرصههای هنری مانند سابق به کار خود ادامه دهند، یک پیام خشک و خالی در کنار آن همه پیامهای بیمغز و بیمحتوای خود منتشر کنند. اصلاً بیاییم پایینتر، انتظار نداشتیم به آمریکا هم حرفی بزنند، حداقل یک تسلیت به مردم ایران که داغدار این شهید عزیز بودند، میگفتند!
یا مثلاً سالهاست که غربیها به مردم ایران ظلم میکنند، حق ایران را در مقاطع مختلف زیر پا میگذارند، پولهای ما را در سایر کشورها مسدود کرده اند، به مردم ایران توهین کردهاند، اصلا فراتر از ایران، این همه نظام سرمایهداری کودکان و زنان را میکشد، انسانهای بیگناه در طول تاریخ به دست غربیها کشته شدهاند، اما بسیاری از سلبریتیها لام تا کام حرفی نمیزنند.
البته ما انتظاری نداریم که آنها درباره موضوعات مهم کشور و دنیا حرفی بزنند که انتظار به جایی هم نیست، اما روی سخن ما به سیاستهای دوگانه آنهاست که چرا نسبت به موضوعاتی که ارزش بزرگنمایی ندارد، میپردازند و در بوق و کرنا هم میکنند و بعضاً به دلیل بیاطلاعی ، برای مردم و جامعه هم دغدغه کاذب ایجاد میکنند اما نسبت به موضوعاتی که مسلّم است، واکنشی نشان نمیدهند.
در همین وقایع اخیر کرونا که در سطح جهانی شاهد رونمایی توحش از نوع غربی بودیم و یا پس از کشته شدن جورج فلوید، که آتش زیر خاکستر روشن شد و مردم دنیا برای مبارزه با بیعدالتی در کشورهای مختلف قیام کردند، ظاهراً برخی سلبریتیهای ما کمیت تحلیلشان لنگ میزند و یا زبانشان بند آمده که چه بگویند؟ شاید هم ممکن است با اظهار نظری که میکنند همه آن تعریف و تمجیدها و مدینه فاضلههایی که از غرب ریسیده بودند، یک شبه پنبه شود.
باید بدانیم اینها همانهایی هستند که برای حیواناتی نظیر سگ و گربه اظهار نظر میکنند و دل میسوزانند اما برای این حجم وسیع کشتار و زخمی کردن مردم عادی و حتی سالمندان در غرب، حرفی نمیزنند. گویی در دنیا اتفاقی نیفتاده و به پاخاستن مردم دنیا برای مبارزه با نظام سرمایهداری اصلاً اهمیت ندارد. اینها کسانی هستند که چند ماه پیش برای اغتشاشگران و تخریب کنندگان اموال عمومی گلوی خود را پاره میکردند. در زمان فتنهها، این دسته را باید از قبل جزو رفوزهها بدانیم و اساساً همانطور که گفتیم در پازل همان تروریستهای رسانهای و نظامی و اقتصادی هستند اما با ظاهر فریبنده هنری و یا ورزشی.
این را هم یادمان نرود که اگر عدهای از آنها، امروز از ظلم نظام سرمایهداری به مردم ایران و دنیا حرفی نمیزنند شاید به این دلیل است که نباید خط و خشی روی پاسپورتهایشان بیفتد. ممکن است در آینده نتوانند فرزندان خود را در همان آرمانشهرهای ذهنی خود به دنیا بیاورند، و یا حق اقامت آنها در غرب لغو شود.
دلیل دیگر هم این است که اگر خیلی بخواهند انسانی به قضایای پیرامون خود نگاه کنند، شاید دیگر نتوانند به راحتی در جشنوارههای خارجی حاضر شوند و جایزه و عکس بگیرند. بعضی از آنها قرار است که آنجا بروند و از ایران سیاهنمایی کنند، از اغتشاشگران حمایت کنند. راست هم میگویند! واقعاً عاقلانهترین کار از نظر آنها در این مواقع سکوت است، سرشان که درد نمیکند عیش و نوش خود را به خاطر چند پست اینستاگرامی و چند اظهار نظر از بین ببرند! اصلاً ارزش این را ندارد که با جمهوری اسلامی همصدا شوند ولو اینکه حق با جمهوری اسلامی باشد! حق درجایی معنا پیدا میکند که ضرری به آنها نرسد!
در عوض، جشنوارههای داخلی به یک باره به اصطلاح شیر میشوند. رگ گردن بیرون میزنند. گویی صدای رسای انسانیت هستند در مرز و بوم ما! اما این دیگر خیلی برای ما نخ نما شده است.