کد خبر: ۱۹۰۶۶۲
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۴۷
اولین اعتراض به سکوت چند قرن

چشم در مقابل چشم، ظلم کافی است! (هالیوود زیر ذره‌بین)



فاطمه قاسم‌آبادی
در فیلم‌های غربی و بخصوص هالیوودی در مورد سیاه پوستان، چه با موضوع زمان برده‌داری و چه فیلم‌هایی که ظلم‌های حال حاضر را به تصویر می‌کشند، مهم‌ترین مسئله نشان دادن قسمتی از ظلم‌های سفید پوستان بی‌فرهنگ در کنار لطف و مهربانی یک یا تعدادی سفید پوست مهربان و با فرهنگ است و در واقع، مهربانی همان عده اندک سفید پوست با فرهنگ، انگیزه‌ای باید باشد برای سیاه پوستان، که تمام این تحقیر‌ها و رنج‌ها را تحمل کنند و امیدوار باشند که این سفید پوستان مهربان کاری برای‌شان بکنند.
فیلم‌هایی مثل خدمتکار، دوازده سال بردگی، تصادف و... دقیقا چنین رویکردی به ماجرای تبعیض‌ها و رنج‌های سیاه پوستان آمریکا دارند.
در کنار این فیلم‌ها اگر بر فرض محال فیلمی ساخته شود که در مورد قیام سیاه پوستان و به پایان رسیدن ظرفیت تحل ظلم آنان باشد، حتما آن قیام به شکل حرکتی کور و بی‌آینده و شخصیت اعضای این قیام به صورت انسان‌هایی کوته‌بین و خیالاتی نشان داده می‌شود. فیلم «‌تولد یک ملت» از این دست فیلم هاست.
این فیلم در سال 2016 ساخته شده یعنی سالی که هر لحظه به انفجار اعتراض سیاه‌پوستان در جامعه پر از تبعیض آمریکا نزدیک می‌شویم ولی در این بین «نیت پارکر» به عنوان کارگردان این فیلم، به جای نشان دادن زوایا و دلایل اولین قیام مهم سیاه پوستان آمریکا در فیلمش، بیشتر روی عاقبت قیام که سرکوب صد درصدی و بدتر شدن اوضاع برای سیاه پوستان آمریکا بود، تکیه دارد و گویی به معترضین سیاه‌پوست در هر زمانی، آخر و عاقبت اعتراض شان را یادآور می‌شود.
اولین قیام
داستان فیلم «تولد یک ملت» در مورد «نات‌ترنر» برده سیاه پوستی است که به وسیله سفیدپوستان با سواد شده و کتاب مقدس را می‌خواند و به مزارع برده می‌شود تا برای برده‌ها به منظور حفظ آرامش و تحمل رنج هایشان موعظه کند.
ترنر با القای اینکه اربابان سفید، صاحب اختیارشان هستند و باید از آن‌ها اطاعت کرد، به مزارع برده می‌شود ولی سرانجام ترنر بنا به دلایل شخصی از کمک به اربابان سفید پشیمان می‌شود و دست به شورش می‌زند و در آخر هم جان خود را در این راه ازدست می‌دهد. حرکت ترنر در تاریخ آمریکا به عنوان اولین گام سیاه‌پوستان علیه برده‌داری سفید پوستان شناخته می‌شود.
همه اعتراض‌ها در کنترل ماست
فیلم «تولد یک ملت» با وجود اینکه فیلمی در مورد سیاه پوستان آمریکا، در زمان برده داری است، با جمله‌ای از تماس جفرسون (بنیان‌گذار و رئیس‌جمهور آمریکا) شروع می‌شود.
«یقینا من رعشه بر اندام این مملکت می‌اندازم، وقتی که نشان دهم خداوند عادل است و عدالت نمی‌تواند تا ابد خواب باشد!»
این شروع شعاری آن هم در ابتدای فیلم از زبان یک سیاست مدار سفید پوست، بسیار جالب توجه است مخصوصا که در ادامه نیز مخاطب می‌بیند که سفید پوستان چگونه سعی در کنترل و احاطه سیاه پوستان از طریق همنوعان شان که خدمتگذار خودشان هستند، دارند.
در فیلم «تولد یک ملت»، داستان به زمان کودکی نات ترنر در سال 1809 می‌رود و نشان می‌دهد که چگونه ناتِ کوچک، زندگی بسیار مسالمت آمیزی را در کنار اربابان سفید پوست و با فرهنگ خود دارد!
قسمت جالب توجه این است که در فیلم، نات‌ترنر از طریق مادر ارباب جوانش آموزش می‌بیند. این زن وقتی نات کوچک به سمت قفسه کتاب‌هایش می‌رود جلویش را می‌گیرد و می‌گوید که در آن کتاب‌ها چیزهای گیج‌کننده‌ای برای «هم نوع» تو وجود دارد، در عوض من بهترین کتاب تاریخ (انجیل) را به تو می‌آموزم!
این صحنه که مهم‌ترین قسمت فیلم «تولد یک ملت» است، نشان می‌دهد که سفیدپوستان با فرهنگ، علم و ادبیات را برای کودک سیاه پوست سم می‌دانند ولی در عوض کتاب مقدسی که به نفع منافع شان تحریف شده را، با آموزش خودشان برای او ضروری می‌دانند!
این صحنه خود به تنهایی داستان کوتاه و فولکلور آفریقایی را به یاد می‌آورد که در آن یک آفریقایی می‌گوید: «زمانی که سفید پوستان وارد سرزمین ما شدند، کتاب مقدس در دست آن‌ها بود و ما زمین داشتیم اما حالا ما کتاب مقدس آن‌ها را در دست داریم و آن‌ها زمین‌های ما را».
این سوء استفاده از مذهب برای تسخیر ملت‌های دیگر و بدست آوردن بهانه برای تحمیل برتریت به دیگر اقوام، باعث شد که جنبش‌های مارکسیستی از یک بازه زمانی به بعد، در دنیا قدرت بگیرند و به زبان ساده‌تر مردم کشورهایی که بعدا اعلام کردند کمونیست هستند، یکی از مهم‌ترین دلایل این انتخابشان، رهایی از شر سلطه کشورهای اروپایی، آمریکا و خدای سفیدپوست شان بود!
در فیلم تولد یک ملت هم اوضاع به همین منوال است، سفید پوستان از طریق انجیل، سیاه پوستی به نام نات ترنر را به منظور اهداف خودشان تربیت می‌کنند ولی طبق روایت فیلم، از یک جایی به بعد کمی اوضاع از کنترل شان خارج می‌شود و همین باعث می‌شود قیام کوچکی اتفاق بیفتد که صد البته به سرعت و با شدت، این قیام سرکوب می‌شود و سفید‌پوستان دوباره بر شرایط مسلط می‌شوند.
قیام بی‌فایده است
بر خلاف آنچه که در فیلم «تولد یک ملت»، نشان داده شده است؛ قیام نات ترنر واقعی، یک قیام احساسی و ناشی از تنها دلایل شخصی نبوده است. ترنر به عنوان کسی که سال‌ها در خدمت سفید پوستان بود، در نهایت به خاطر ظلم بی‌حدی که از همان ابتدای به دنیا آمدنش، از جانب سفید پوستان دید، تصمیم گرفت که بیشتر از این به آن‌ها خدمت نکند و با سکوتش همراهشان نباشد.
او در سال ۱۸۳۱ رهبری نخستین شورش جدی سپاهپوستان در آمریکا را برعهده داشت و طی شورشی که به «قیام ساوث‌همپتون» مشهور شد، به همراه جمعی از نزدیکانش این شورش را شروع کرد و خانه به خانه برای آزاد ساختن بردگان جلو ‌رفتند و در این بین 50 نفر از سفیدپوستان را هم کشتند. اما دیری نگذشت که او و ۱۶ نفر دیگر از شورشیان در همان سال دستگیر شده و پس از محاکمه به دار آویخته شدند.
در فیلم تولد یک ملت، به معنای دقیق کلمه بی‌فایده بودن اعتراض و قیام نشان داده شده است. در صحنه‌های آخر فیلم وقتی جنازه‌های کوچک و بزرگ سیاه پوستانِ همراه ترنر نشان داده می‌شود، کاملا به بیننده این احساس القا می‌شود که این همه هیاهو به خاطر هیچ بود و کاش این قیام اصلا اتفاق نمی‌افتاد!
نیت پارکر به عنوان کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده و بازیگر نقش اولِ سیاه پوست فیلم تولد یک ملت، شباهت زیادی به شخصیت خیالی که از نات ترنر در فیلمش ساخته، دارد با این تفاوت که نات ترنر واقعی بعد از سال‌ها خدمت و زندگی تحت ستم اربابان سفید پوستش در نهایت بر علیه شان قیام می‌کند اما نیت پارکر فیلمی از قیام هم نوعش می‌سازد و در آن فیلم، قیام علیه ظلم را بی‌فایده و آسیب زننده نشان می‌دهد.
در فیلم «تولد یک ملت» که بهتر بود نامش «سرکوب یک ملت» گذاشته می‌شد، روی این مطلب تکیه می‌شود که بعد از این قیام، قوانین سختگیرانه تازه‌ای برای کنترل بردگان وضع شد اما این مسئله که این قیام اولین حرکت قدرتمند و شجاعانه برای نشان دادن خشم و اعتراض سیاه‌پوستان بود، به هیچ وجه در طول ماجرا دیده نمی‌شود.
شخصیت نات ترنر طبق کتاب‌های سفید‌پوستان در مورد این حادثه، مردی خرافاتی و نیمه دیوانه بوده که ادعای الهام غیبی داشته و به خاطر همین هم ترنر به خاطر دلایل شخصی، به خانه سفید پوستان بی‌گناهی که عمری از او و خانواده‌اش به روش خودشان دفاع کرده‌اند، حمله کرده و آن‌ها را کشته است!
در مورد نات ترنر، تاریخ نویسان سفید پوست همیشه آمیخته‌ای از راست و دروغ را به دلخواه، کنار هم گذاشته‌اند تا مخاطب به شدت فشاری که باعث اصلی این قیام نخستین بود را نبیند.
در پایان باید گفت، فیلم «تولد یک ملت»، به خاطر فیلمنامه ضعیف و داستان کلیشه‌ای که مانند سیل فیلم‌های هم رده‌اش، درک درستی از اعتراض سیاه پوستان به مخاطب خود نشان نداده اند، نتوانست نظر بینندگانش را جلب کند. این فیلم تنها توانست چند جایزه بی‌اهمیت را از جشنواره‌های مختلف بدست بیاورد.