قدر دارایی برونمرزی خود را بدانیم
برايان هوك از چه خشمگين است؛ كارآمدي شبكههاي ايران يا ناكامي خودشان؟
محمدپارسا نجفی
بیشتر ناظران سیاسی به خوبی برایان هوک را میشناسند. شغل وي ضربهزدن به ايران است و بايد برنامههای تحریم و تهدید کاخ سفید را در مسیری هدایت کند که بیشترین آسیب را به کشورمان برساند. هوک هم نشان داده با کسی شوخی ندارد. وي ميداند كه نه تنها آينده سياسي خودش بلكه ادامه فعاليت مستاجر
كاخ سفيد و حتي استمرار قدرت آمريكا در غرب آسيا هم، به كارايي برنامههاي ضد ايراني تحت مديريتش بستگي دارد.
هوك اخیرا در یادداشتی در روزنامه نیویورکپست نوشته است: «لازم است صدای آمریکا (VOA) عملکرد بهتری در مقابله با پروپاگاندای ایران و انتشار اطلاعات از سوی این کشور داشته باشد. این برای دولت ترامپ اولویت است.»
اين مسئول آمريكايي در ادامه این یادداشت افشا كرده: «بخش فارسی صدای آمریکا که از سوی کنگره تأمین مالی میشود سال گذشته بیش از ۱۷ میلیون دلار بودجه از پول مالیاتدهندگان آمریکایی دریافت کرده اما صدای آمریکا در معرفی آمریکا به ایران با مطالب واقعیتمحور، قابلاعتماد و موثق ناکام بوده است.»
سخنان اين مسئول دولت آمريكا شامل دو بخش است اول ناكامي رسانههاي خودشان و دوم موفقيت شبکههای برونمرزی صداوسیما كه با حداقل بودجه و کمترین نیروها و اندک فناوری توانستهاند تا چه اندازه در قلب كشورهاي غربي به ويژه آمريكا موثر واقع
شوند.
یادداشت برایان هوک که در یک روزنامه متعلق به صهیونیستهای آمریکا منتشر شده را در کنار اعتراض وزیر خارجه کنونی آمریکا قرار دهید که چند ماه قبل برای دیده شدن از صفحه پرستیوی التماس میکرد و تقاضا داشت تا این شبکه با وی مصاحبه اختصاصی انجام دهد. از مقایسه این دو مورد چه نتیجهای میتوان گرفت؟ کارایی شبکههای برونمرزی ایران یا عقب ماندن رسانههای آمریکایی.
قطعا شبکههای غربی با آن همه پشتیبانی مالی که دریافت میکنند برای ضربهزدن به انقلاب اسلامی کم نگذاشتهاند پس ناراحتی هوک و سایر مقامات واشنگتن و تلآویو به کارایی شبکههای برونمرزی ایرانی باز میگردد. این همان دارایی ارزشمند برای دولت ایران است که باید قدر آن را بدانیم.
با این حال موفقیت تلویزیونهای برونمرزی جمهوری اسلامی با کم توجهی مسئولان دولتی ایران مواجه است تا جایی که فقط بهخاطر حدود 400 هزار یورو، شبکههای ایرانی یکی پس از دیگری از فضای ماهوارهای محو میشوند. ابتدا الکوثر، سپس سحر اردو در ادامه هم ممکن است آیفیلم انگلیسی به آنها اضافه شود.
اما چرا؟
به راستی دستاندرکاران و تصمیمگیرندگان سیاستگذاری و تخصیص بودجه چگونه ميتوانند به این دارایی ارزشمند جمهوری اسلامی که صدای رسای تهران در فراسوی مرزهاست کم توجهی کنند؟ این تامین مالی نشدن چه دلیلی میتواند داشته باشد؟ متأسفانه برخی بخشهای ذینفوذ و موثر ايران هنوز نتوانستهاند ميان شبكههاي برونمرزي كه به سان سربازان فرهنگي كشور در فراسوي مرزها ميجنگند با ساير بخشهاي صداوسيما تفكيك قائل شوند و به وظيفه ذاتي و شغلي خود عمل كنند.
برخي مسئولان هم همچنان نميخواهند ميان مولفهاي كه از حيثيت و حتي امنيت ملي كشورمان دفاع ميكند با اختلافات جناحي و سياست داخلي درون كشور، مرزي در نظر بگيرند.
قطع برنامههاي الكوثر و سحر اردو از ماهواره به دليل بدهي دولت ايران به شركتهاي يوتلست و پاكست دقيقه در آستانه روز قدس، سالروز قيام 15 خرداد و نيز مراسم رحلت امامخميني در 14 خرداد صورت گرفت.
دو شبكه مذكور دقيقا براي منطقهاي برنامه پخش ميكنند كه قلب محور مقاومت است و جهان اسلام را از شمال آفريقا و غرب آسيا تا شبه قاره پوشش ميدادند و اكنون كاملا ساكت شدهاند.
شبکههای برونمرزی صداوسیما به عنوان ابزار قوی در دو بخش منطقهای مانند شبکه سحر و الکوثر و نيز بخش فرامنطقهای مانند پرستیوی دو هدف را دنبال میکنند اول حمایت از ایران و نشان دادن مظلومیت و البته مقاومت ملت ایران و دوم نمایاندن وضعیت محرومان عالم چه در کشورهای تحت ستم غرب و چه مظلومانی که در خود آمریکا و اروپا زیر لگد قدرتمندان پایمال میشوند.
عصبانیتهای مستمر
البته آنچه در يادداشت هوک منتشر شد تنها نظرات شخصی وي نیست بلکه کاخ سفید فروردینماه سال جاری در انتقادی تند، شبکه «صدای آمریکا» را سخنگوی «دشمنان آمریکا» توصیف کرده بود.
مشکل شبکه (VOA) این است که نمیتواند در ملت ایران تأثیرگذار باشد و اهداف ستمگرانه واشنگتن را جامه عمل پوشاند و الا همه میدانیم که صدای آمریکا رسانهای است که از نیروهای ضدانقلاب و خائن به وطن تشکیل شده اما تا این حد در هدفی که برای خودشان هم شیرین است ناکام شدهاند آن هم با دریافت 17 میلیون دلار بودجه.
آنچه كاخ سفيد را به چنين واكنشهاي شتابزدهاي برانگيخته تنها به كمكاري حقوقبگيرانشان بازنمي گردد بلكه آنها از تاثيرگذاري شبكههاي برونمرزي ايران به شدت خشمگين هستند و اين درحالي است كه معاونت برونمرزي صداوسيما به اندازه يك شبكه آمريكايي هم بودجه دريافت نميكند.
به همه اين موارد ميتوان ساير اعمال دولت آمريكا را نيز اضافه كرد؛ دستگیری بیدلیل مرضیههاشمی و مسدود کردن مستمر شبکههایی مانند پرستیوی در فضای مجازی و... نشانهای دیگر از عصبانیت مقامات کاخ سفید از ميزان تأثیرگذاری شبكههاي برونمرزي
صداو سيماست.
به بيان ديگر حمايت از رسانههايي كه در برابر چندين امپراطوري عظيم رسانهاي مقاومت ميكنند وظيفه هر مسئولي است كه به انقلاب اسلامي و رهنمودهاي رهبري آن و حتي حفظ مرزهاي فرهنگي ايران معتقد است.