کد خبر: ۱۸۸۲۳۱
تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۲

قرار بر سروسامان نگرفتن استقلال و پرسپولیس است!(نکته ورزشی)

بحث خصوصی ‌سازی دوتیم پرطرفدار استقلال و پرسپولیس از آن بحث‌های مهم و جذابی است که از فرط تکرار و گرفتار شدن در مرحله حرف و وعده‌، مثل خیلی چیزهای دیگر ورزش ما شیرینی خود را از دست داده و به موضوعی دل آزار وکسل‌کننده تبدیل شده است.


سرویس ورزشی-

 این هم البته از هنر کسانی است که مدیریت ورزش این مملکت را به دست گرفته و کاری کرده‌اند که اصلا اصل ورزش جذابیت و اهمیت و معنای خود را در نزد بسیاری از اهالی ورزش از دست بدهد و در عوض همان‌طور که بارها نوشته ایم ورزش تبدیل بشود به وسیله‌ای برای لفت ولیس بعضی، رسیدن به نام و نان عده‌ای و سکوی پرش به مناصب بالاتر وچربتر! برای شماری وبالاخره فرصتی برای « خود را بستن» برای تعدادی و...
آنچه که نصیب ورزش می‌شود بسیار ناچیز است ولذتی که اهالی ورزش از آن می‌برند در حد بسیار‌اندکی! در چنین وضع و اوضاعی انتظار بهبود حال و روز ورزش و پیشرفت روزبروز آن البته کاملا بی‌جاست و داشتن چنین توقعی فقط وفقط از سر فقدان شناخت نسبت به تفکر ونیاتی است که در نزد به اصطلاح گردانندگان ورزش وجود دارد. نیات و تفکراتی که آن‌قدر که دنبال کار خودش وبستن خودش از قبل ورزش است کوچکترین دغدغه‌ای نسبت به سرنوشت ورزش ندارد. نگرشی که آن‌قدر که به فکر فردای پس از پایان کار دولت وشروع بیکاری‌های احتمالی و کوتاه شدن دستش از مدیریت ورزش و مواهب و منافع ناشی از آن است اصلا در گوشه ذهنش جایی برای توجه به انتظار دوستداران و توقعات و احساسات طرفداران ورزش وجود ندارد!
 این است که در خیلی از مسائل و مشکلات و کارهای روی زمین مانده ورزش؛ علیرغم شعارهای دلنشین و حرف‌های امیدوار‌کننده و وعده‌های شیرین مسئولان مبنی بر حل ورفع و انجام آنها، این احساس غالب می‌شود که اتفاقا نه تنها اراده و همت و برنامه‌ای برای عمل به وعده‌ها و حرف‌ها و شعارها وجود ندارد اتفاقا برعکس! اراده و همت در این است که کارهای زمین مانده ورزش هیچ وقت انجام نشود. شعارهای دلنشین و حرف‌های امیدوار‌کننده هیچ وقت عملی نشود!
مثلا در‌باره همین دوتیم پرطرفدار پرسپولیس و استقلال که بهانه این یادداشت است، احساس می‌شود علیرغم شعارها و حرف‌های خوب خوب! مسئولان ورزش، نه تنها اراده‌ای برای سامان یافتن و سازمان‌گرفتن این تیم‌ها وجود ندارد بلکه درست برعکس، با توجه به آنچه که با دوچشم سر می‌بینیم و با دو گوش خود می‌شنویم اراده واقعی و قدرتمندی وجود دارد که این تیم‌ها سروسامان نگیرند و به شکل متزلزل و بی‌ثبات اداره و مدیریت شوند. اینکه مثال من درآوردی یا حرفی از سر وهم و توهم نیست. عرض کردیم همه داریم می‌بینیم. یک حساب سرانگشتی به ما می‌گوید ظرف دو سه سال اخیر چند نفر در این تیم‌ها به عناوین مختلف به ویژه در رده مدیریتی آمده‌اند و رفته‌اند و جابه جا شده‌اند.
آیا بالاخره کسی از وزارت ورزش حاضر است بگوید چرا آقای استراماچونی مربی تیم استقلال که این تیم را ازرده پانزدهم به صدر جدول رساند‌، ناگهان به شکلی کاملا سؤال برانگیز وعجیب و غریب از این تیم جدا و درواقع متواری شد؟ مسئول یعنی پاسخگو. در این باره که هنوز بعد از گذشت چند ماه از سؤالات مطرح اهالی فوتبال ما به ویژه طرفداران تیم آبی پوش است و هرچقدر هم زمان می‌گذرد بر نقاط ابهام و کور ماجرا افزوده می‌شود بالاخره کدام یک از این خیل به اصطلاح مسئولانی که از سروکول ورزش و خاصه این دوتیم بالا و پایین می‌روند، پاسخگوست؟ هیچ‌کس! چرا؟ چون عرض کردیم این جماعت غالبا دنبال کار خودشان هستند! وقتی برای پاسخگویی به علاقمندان ورزش که در متن‌های سخنرانی و مصاحبه به ویژه در ایام انتخابات انها را «صاحبان اصلی ورزش» می‌نامند، ندارند.
باز یک مثال دیگر. تیم‌پرسپولیس در حالیکه با قدرت و قوت در صدر یکه تازی می‌کرد و با پیروزی‌های پیاپی که با رفتن کالدرون و آمدن گل محمدی قطع نشد و تداوم پیدا کرد‌، بر تعداد امتیازات می‌افزود وبا نگاهی به جدول می‌بینیم که فاصله امتیازات قرمزپوش‌ها نسبت به نزدیکترین حریف(سپاهان) ده امتیاز است؛ ناگهان خبر عزل مدیرعاملش(محمد حسن انصاریفرد) همه را متعجب می‌کند. کسی از مسئولان ریز ودرشت هم در این باره یک پاسخ درست و درمان به اهالی رسانه وطرفداران فوتبال به ویژه دوستداران تیم سرخپوش پایتخت نمی‌دهد.و... اینها نمونه‌های غیرقابل انکاری است که یکی مثل ما را- که خیلی هم سعی می‌کند خوش بین باشد و به برادران دینی خود گمان بد نبرد- به این نتیجه می‌رساند که بر خلاف تصورات خوشبینانه ما و جمعیتی بسیار از علاقمندان به ورزش اراده مسلط در ورزش این است که کارها سروسامان نگیرد و مثلا این دوتیم‌ریشه دار که بی‌تردید از سرمایه‌های مهم و ظرفیت‌های قابل توجه ورزش ما هستند از حیث مالکیت و حتی مدیریت به ثبات و آرامش نرسند ونتوانند کارکردهای مثبتی را که می‌توانند در ورزش و برای ورزش به اجرا بگذارند‌، به منصه ظهور برسانند.
وگرنه ما نه با استراماچونی ایتالیایی پیوند و خویشی داریم ونه با انصاریفرد رفاقت ویژه‌ای که حالا به اسم دفاع از آنها سنگ خود را به سینه بزنیم و مثل بعضی از این رسانه‌ای‌های قلمدار یا صاحب میکروفون و دوربین و یا صاحب سایت و خبرگزاری که دور و بر شما و امثال شما می‌لولند و هم از آخور می‌خورند و هم از توبره هم نیستیم که ببینیم وسط این بلبشو و رفت و آمدهای سؤال برانگیزچی« گیرما» می‌آید و...!! این مثال‌ها ی زنده و نمونه‌های غیرقابل انکار را می‌آوریم که به بدبینی و سیاه‌نمایی و توهم و... متهم نشویم. این مثال‌ها را می‌آوریم تا‌بگوییم چگونه تیمی مثل استقلال درست زمانی که بحران را پشت سرگذاشته، بازی‌های هجومی و پرگل را به نمایش می‌گذارد، تماشاگر بعد از هفته‌ها وبلکه سال‌ها تازه دارد نفس راحت می‌کشد و با اعصابی سالم به ورزشگاه می‌رود و...ناگهان با هنرنمایی مدیران عوضی آمده‌ای که گویا منافعشان در تخریب است و آشفتگی وضع ورزش، به هم ریخته و آشفته می‌شود ویا پرسپولیس که در صدر یکه تازی می‌کند باز با تغییر و تحول مدیریتی مواجه می‌شود.