نگاهی به فیلم «طلا»
صـعود دلار سـقوط درام
آرش فهیم
فیلم «طلا» به رغم برخورداری از ساختاری چشمنواز و روایتی پرتلاطم اما به خاطر ضعف در فیلمنامه و گرفتار شدن در برخی کلیشههای محتوایی، در حد یک فیلم متوسط باقی مانده است.
فیلم جدید پرویز شهبازی، دلار را محور درام قرار داده تا به نقد رسوخ سرمایهداری در مناسبات جامعه امروز ایران بپردازد. طوری که در داستان، همه افرادی که سر و کاری با دلار دارند، سرنوشتی تراژیک پیدا میکنند و در مقابل، آنهایی که به سمت تولید و خلاقیت میروند، رستگار میشوند؛ برخلاف اغلب فیلمهایی که ادعای اجتماعی بودن دارند و به پایان باز ختم میشوند، «طلا» دارای پایانی بسته و صاحب نتیجهگیری است.
«طلا» اما در فیلمنامه، کممایه و غیرمنطقی به نظر میرسد. یکی از عواملی که باعث شده تا داستان فیلم، پخته و کامل به نظر نرسد، عدم شخصیتپردازی دقیق و عمیق است. کاراکتری که بتواند همدلی و همذاتپنداری مخاطب را برانگیزد در فیلم وجود ندارد. کاراکترهای منفی فیلم هم انگیزههایشان چندان قابل درک نیست. این در حالی است که چنین فیلمی باید از مسیر روانکاوی آدمهای داستان پیش برو و از این راه، مخاطب را به درکی جدید و رو به جلو از موضوع خود برساند. اما مخاطب نمیتواند به کاراکترهای فیلم نزدیک شود.
همچنین اتفاقات مهم در «طلا» به شکلی غیرمنطقی رخ میدهند. به طور مثال، دریا (نگار جواهریان) میفهمد که منصور (هومن سیدی) درباره مبلغ پول سرقت شده از گاوصندوق دروغ گفته و عامل مرگ پدرش شده است، اما باز هم به او کمک میکند تا به هدفش یعنی گریختن از ایران برسد!
ضمن اینکه برخی از نقشمایههای کلیشهای، جنبههای مترقی محتوای فیلم را خنثی کرده است. یکی از موتیفهای شایع در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر، نمایش چهرهای از هم گسیخته از خانواده و به ویژه منفی نشان دادن پدرهاست. پرویز شهبازی نیز از جمله همراهان این موج کاذب و کفآلود است و تحت تأثیر پروژه خانوادهستیزی در سینما قرار گرفته است. در فیلم «طلا» نیز همه خانوادهها فروپاشیده هستند، به جای خانواده، گروه دوستی مأمن و ناجی آدمهاست و به شکلی اغراقآمیز، پدرها موجوداتی منفور و در ستیز با فرزندان خود هستند. طوری که حتی یک خانواده سالم در این فیلم دیده نمیشود و دریغ از وجود یک پدر خوب! این یعنی ارتباط فیلمساز و فیلم او با واقعیت و جامعه، ضعیف است.