دشمنان آبرو بر (خوان حکمت)
دستورهاي اسلامي دو قسم است: يك قسم روزانه است، شبانه است و يك قسم فصلي است كه بتواند كلّ سال را اداره كند. سرّش آن است كه دشمن و رقيب ما دائماً چه در شب، چه در روز در صدد اغواي ماست؛ نه دشمن دروني به نام هوس و نفس آرام ميگيرد، نه دشمن بيروني به نام شيطان آرام ميگيرد. اين دشمنها به هيچ وجه با ما كنار نميآيند، نه غرور و خودخواهيِ ما با ما كنار ميآيد و نه ابليس با ما كنار ميآيد. دشمنهاي ديگر قابل رام شدن هستند،انسان با هر مار و عقربي ميتواند كنار بيايد؛ شما ميبينيد در هند يا غير هند خيليها هستند كه با مارها و عقربها كنار ميآيند، اين مارهاي سمّي در خانههاي آنها زندگي ميكند و با آنها كاري ندارد. هيچ دشمني نيست كه انسان نتواند با او دوست شود، مگر دشمن نفس و غرور و خودخواهي از درون و ابليس از بيرون. شما خيليها را ميبينيد كه چندين عقرب را روي سر و صورتشان نگه ميدارند، با مار و عقرب ميشود كنار آمد. بعضيها توله ببر را در خانهشان نگهداري ميكنند، اينها دشمن حقيقي نيستند و با آنها ميشود كنار آمد. چرا ميشود با آنها كنار آمد؟ براي اينكه انسان وقتي يك مقدار خواستههاي آنها را عملي كند، آنها كاري با او ندارند؛ اما با اين غرور و خودخواهي هر چه ما بيشتر كنار بياييم ،بدتر نيش ميزند. اگر كسي خواست مغرور شود، خودخواه شود و جاهطلب شود، يك مقدار كه انسان به خواسته او عمل كرد، او جاهطلبتر و مغرورتر ميشود. پس اين دشمن، دشمني نيست كه با ما كنار بيايد، دشمن بيرون هم به نام شيطان، با ما كنار نميآيد. اينكه ميگويند دشمن سوگندخورده، براي اين است كه شيطان سوگند ياد كرد كه من بر اينها مسلّط ميشوم و من از آنها سواري ميخواهم.
سواری گرفتن شیطان از انسان
در سوره مباركه «اسراء» شيطان بصراحت به خدا عرض كرد که من سواري ميخواهم لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ(1)؛ من «حنك»، افسار، دهنه، «تحت حنك» روحاني و عامی را ميگيرم و سوار ميشوم، پس ما با اين دو دشمن روبرو هستيم و به هيچ وجه هم اينها با هم كنار نميآيند و ما هم با ابديّت سر و كار داريم. اينطور نيست كه دوران برخورد ما هشتاد سال يا صد سال باشد، اگر مرگ پوسيدن بود كه ما راحت ميشديم؛ مرگ از پوست به درآمدن است و تمام فشارها براي بعد از مرگ است. اگر زندگي تا مرگ بود، ما بالأخره راحت ميشديم. آنها كه دست به خودكشي ميزنند خيال ميكنند مرگ پايان راه است، در حالي كه مرگ هجرت است و نه پايان كار، مرگ از پوست به درآمدن است نه پوسيدن و تازه اول حساب است.
بنابراين ما دو دشمن داريم: يكي در درون و يكي در بيرون، هر دو هم تلاششان اين است كه آبروي ما را ببرند. در سوره مباركه اعراف شيطان بصراحت اعلام كرد: من تمام كوشش و تلاشم اين بود كه آدم را برهنه كنم،من آدم و حوا را بيآبرو كردم(2)، اين داستاني براي ما است. گفت من با مال شما كاري ندارم، من با جان شما كاري ندارم، من با آبروي شما كار دارم. مگر شيطان تلاش میکند كه ما را از پا در بياورد؟! اگر كسي تلاش و كوشش او اين باشد كه ما را از پا در بياورد كه از ما سواري نميگيرد؛ ما را ميخواهد حفظ كند، «مسلوبالحيثيهًْ» كند، حيوانمان كند و بعد سواري بگيرد.
برنامههای روزانه و فصلی دین
برای حفظ انسان از شردشمن درون و برون
ما با اين دو خطر روبرو هستيم و دين برنامه شبانهروزي دارد كه مواظب باشد تا ما آبرويمان را حفظ كنيم و برنامههاي فصلي هم دارد؛ برنامههاي فصلي يا زمان خاص است يا زمين مخصوص که زمين مخصوص سرزمين وحي است؛ كساني كه به حج و عمره موفق هستند، در آنجا جزء مهمانان الهي میباشند و جزء «ضيوفالرحمن» هستند که انسان يك دوره بيست الی سي روزه كمتر و بيشتر ميبيند، بركات فراوان آن سرزمين وحي را ميگيرد، يك تأميني است که به اين وسيله خودش را حفظ ميكند. فصلي هم به نام ماه مبارك رمضان است كه براي زمان ضيافت است، آن براي سرزمين ضيافت و وحي بود. اگر اتفاق افتاد كسي در ماه مبارك رمضان به عمره مفرده رفته است ،او هم زمان ضيافت را و هم سرزمين ضيافت را ادراك كرده است.
اين ماه مبارك رمضان براي آن است كه ما را مسلّط كند كه آبرويمان را هدر ندهيم و ما را سلطان آبرو قرار بدهد. وقتي ما به جايي رسيديم كه سلطان حيثيت و آبرو شديم، شيطان پايين است؛ شيطان هرگز در قلّه نيست و خدا به او اجازه نميدهد که بالا بيايد، حدّش مشخص است. اينكه گفت من قدرت ندارم بندگان مخلَص را فريب بدهم نه براي اين است كه نسبت به آنها رحم ميكند بلکه توان آن را ندارد، گفت: إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ؛(2) من به كساني كه با اخلاص زندگي ميكنند دسترسي ندارم، نه اينكه نسبت به آنها رحمي و ادبي بخواهد كند، بلکه مقدور او نيست.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 9/5/93
مرکز اطلاعرسانی اسرا
______________________
1. اسراء ، 62.
2.حجر ، 40؛ ص ، 83.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.