ابتکاراتی جالب برای تامین کمکهای مردمی
سوریه یا اسلامشهر برای این گروه جهادی فرقی نمیکند
گروه جهادی شهید شفیعی را عدهای از جوانان جنوب تهران تشکیل دادهاند که تفاوت اصلی اقدامات این گروه با سایر کارهای صورت گرفته در گروههای جهادی دیگر در آن است که این گروه اعتقاد به آن دارد که گروه جهادی نباید بهدنبال ارگان و نهادی و حتی خیر برود بلکه باید با استفاده از ظرفیت اهالی هر محل به یاری نیازمندان شتافت.
به گزارش خبرگزاری فارس، سال ۸۷ عدهای از بچههای جنوب غرب استان تهران دور هم جمع شدند و گروه جهادی قادمون را تشکیل دادند که مأموریت خود را در یاریرسانی به محرومان و مستضعفان خارج از استان تهران جستوجو میکرد. در آن دوران اگر هر کدام از مناطق کشور درگیر بحران طبیعی یا غیرطبیعی میشد این بچههای قادمون بودند که در خط مقدم کمک به مستضعفان خوش میدرخشیدند، برایشان تفاوتی نمیکرد با چه دست و پنجه نرم میکنند، زلزله کرمانشاه، سیلابهای خوزستان و پل دختر و یا رفع حاجت نیازمندان روستائیان مناطق دور افتاده کشور.
اما قصه به همینجا ختم نمیشد، از آنجا که در باور و دین این شیر بچههای شیعه جنوب شهری، دفاع و یاریرسانی به مظلوم مرز، نژاد و جغرافیا نمیشناخت خود را برای دفاع از مظلومان بیپناه سوری به این کشور رساندند.
همین میشود که این «جهاد اکبر»شان با «جهاد اصغر» پیوندی عمیق برقرار میکند و یکی از همین جمع یعنی فرماندهشان «محمود شفیعی» با نوشیدن شربت شهادت مهمان سفرهام المصائب(س) میشود.
از آن روز به بعد نام این گروه جهادی مزین میشود به نام این شهید تا هرجا فریادی نهفته از استضعافِ مسلمین بلند شود، این یاران شهید شفیعی باشند که به یاری آنها میشتابند.
این گروه در فاز دوم عملیاتی خود که آن را از سال ۹۴ شروع کرد اندیشهای متفاوت را در فلسفه یاریرسانی گروههای جهادی نهادینه کرد. بدین صورت که خود را معطل کمک هیچ دستگاه و نهاد دولتی نکرد بلکه با فعال کردن ظرفیت پنهان هر محله، مردم آن محل را برای کمک به نیازمندان به خط کرد.
درگیر کردن مردم هدف اصلی گروه
در همین خصوص مصطفی محمودی رئیس این گروه میگوید: «از سال ۹۴ با توجه به مطالعاتی که از قبل انجام داده بودیم و نیازسنجیهایی که محله به محله در شهرهای جنوب غربی استان تهران مانند نسیمشهر، اسلامشهر، رباطکریم، صالحیه و سایر نقاط انجام دادیم طرحهایی را در دستور این گروه جهادی قرار دادیم. از آنجایی که برای اجرای این طرح نیازمند منابع مالی بودیم، در حرکتی جدید همه منابع مورد نیاز هر محل را از خود آن محل تامین کردیم. مثلا یک محله ۱۰ هزار نفری را بهعنوان نمونه در نظر گرفته و در عرض سه ماه از هر نفر ماهی هزار تومان جمعآوری میکردیم، بعد از سه ماه این پول به سی میلیون تومان میرسید و با این پول یک کارگاه تولیدی ایجاد و از این طریق کمک به معیشت بیکاران و نیازمندان محل رسیدگی میشد.»
حضرت آقا نیز چند سالی است هر وقت فرصتی برای جلسه با گروههای جهادی پیدا میکنند مستمراً آنها را به این روش دعوت میکنند که این فریضه را در کار عمرانی(که البته پسندیده است) خلاصه نکنند و ظرفیت مردمی هر منطقه را برای محرومیتزدایی پای کار بیاورند.
در همین خصوص محمودی میافزاید: «برای شب یلدا حساب کردیم که ۱۲۰۰ کیلو میوه برای نیازمندان باید توزیع کنیم؛ برآورد ما این بود نهایتاً مبلغ آن به ۱۰ میلیون تومان میرسد و راحتترین کار این بود که سراغ یک خیر رفته و از آن برای امر خیر طلب این مقدار پول کنیم چرا که هم دردسر کمتری داشت و هم آنکه به واسطه شناختی که از قبل داشتیم این خیران به راحتی در دسترس بودند، اما به جای اینکار حدود ۴۰۰ مغازه میوهفروشی را شناسائی کردیم و با تکتک صاحبانش صحبت کردیم تا هرکدام از آنها مجاب شوند با انفاق ۳ کیلو میوه در این امر خیر شریک شوند.»
از روزی که آقا در سخنرانی نیمه شعبان خود بحث مواسات و کمک مؤمنانه را در میان گذاشت این بچههای پایینشهری از آنجا که میدانستند این سخن آقا اشاره به کدام فراز مناجات شعبانیه دارد، (که میگوید: از آن چیزی که به شما فضل کردیم به دیگران نیز فضل کنید) با دلی آسوده خاطر همان سیاق سنتی خود را در این رزمایش کمک مومنانه به کار گرفتند.
هر سفره افطار شما، یک خانواده محروم
مصداق این مواسات را میتوان در راهاندازی پویش «هرسفره افطار شما، یک خانواده محروم» توسط این گروه جهادی یافت که در این طرح موفق شدند خانوادههای با توان مالی معمولی و متوسط این مناطق محروم را مجاب به آن کنند تا هزینهای که قرار بود برای پذیرایی از دوست و آشنای خود در پای سفره افطار کنند را نذر کمک به نیازمندان کنند. همین ایده باعث جمعآوری ۸۵ میلیون پول نقد از همه طیفی برای محرومان شد. در این میان بودند افرادی که بسته به وسع مالی خود از ۳۶۰۰ تومان تا یک میلیون تومان کمک کردند تا میان محرومان و کسانی که از بیماری کرونا آسیبدیدهاند توزیع شود.
وعده الهی
آری؛ در کدام جامعه غربی میتوان چنین جوانان غیوری پیدا کرد که یک تنه حاضر به محرومیتزدایی و فقرزدایی باشند، در کدام کشور اروپایی جوانانی را پیدا میکنیم که حاضر باشند از تعطیلات سالیانه به راحتی بگذرند و خود را وقف خانوادهای معلول و محروم کنند تا خانهای نو را برای آنها مهیا کند؟
به راستی چنین جوانانی را در هیچ جای دنیا نمیتوان یافت زیرا آنها یک فرق اساسی دارند، و آن اینکه یقین و باور دارند اگر حتی یک نفر هم باشند باز ناامید نشوند چرا که این سنت الهی است «از تو حرکت، از حق برکت».