کد خبر: ۱۸۷۰۶۴
تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۰
نگاهی به عیار تهدید اخیر ترامپ علیه قایق‌های سپاه

شلیک ترامپ به آمریکا!




سبحان محقق
«دونالد ‌ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، روز سوم اردبیهشت طی توئیتی اعلام کرد: «به نیروی دریایی آمریکا دستور داده‌ام به سمت قایق‌های تندرو ایرانی، که کشتی‌های ما را آزار می‌دهند، تیراندازی کرده و آنها را نابود کنند.»
پیش از آن نیز روز ۲۷ فروردین نیروی دریایی آمریکا ادعا کرده بود که ۱۱ قایق نیروی دریایی ایران در شمال خلیج ‌فارس چند بار برای شش ناو جنگی آمریکایی مزاحمت ایجاد کرده و به‌طرز خطرناکی به آنها نزدیک شده‌اند.
در واکنش به این ادعا، روز ۳۱ فروردین روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران با صدور اطلاعیه‌ای، روایت آمریکایی‌ها از ماجرای 27 فروردین را «جعلی» و «هالیوودی» خواند و تأکید کرد: «مستندات، خلاف ادعای آمریکایی‌هاست و هرگونه خطای محاسباتی را قاطعانه پاسخ می‌دهیم».
اما، اکنون که از طرف جمهوری اسلامی ایران، همه‌چیز به‌طور شفاف مشخص شده و آمریکایی‌ها پیام لازم را دریافت کرده‌اند، برخی محافل هنوز تلاش می‌کنند که بگویند ماجرا پایان نیافته است، چرا که ‌ترامپ شخص متفاوتی است و بعید نیست که دست به دیوانگی بزند و...
این حرف و حدیث‌ها با هر نیّت و منظوری که بیان شوند، برای جمهوری اسلامی ایران اهمیتی ندارند و مهم این نیست که چه کسی چه حرفی را می‌زند و یا ‌ترامپ چقدر دیوانه است؛ مهم همان است که به طور شفاف در بیانیه سپاه به طرف‌های آمریکایی گوشزد شد: «پاسخ ایران قاطع خواهد بود».
 شاید برای آمریکایی‌ها و کلاً غربی‌ها، ‌ترامپ یک فرد دیوانه و غیرقابل پیش‌بینی باشد، ولی اگر خطایی از جانب او سر بزند، ایران آن را به پای دیوانگی‌اش نمی‌نویسد و از او و از کل نظام آمریکا به‌خاطر مثلا دیوانگی او، در نمی‌گذرد، بلکه به هرگونه تجاوز احتمالی ‌ترامپ، حتما پاسخ شدید و مرگبار خواهد داد، به طوری که موشکباران اواسط دی‌ماه گذشته پایگاه آمریکایی «عین‌الاسد» در مقایسه با آن، در حد یک‌ ترقه بازی دانسته شود.
از نگاه ایران، ‌ترامپ دیوانه نیست، بلکه به تعبیر رهبر انقلاب، «دیوانه نما» است. در واقع، می‌توان گفت که این ‌اشرافیت سیاسی آمریکاست که می‌خواهد ‌ترامپ را دیوانه جا بزند و در سایه این دیوانگی، همان سیاستی را پیگیری کند که رئیس‌جمهورهای پیشین آمریکا در اجرای آن ناکام مانده بودند. والا، ‌ترامپ وحشی‌تر از «باراک اوباما»، «جرج بوش» پسر، «بیل کلینتون»، «جرج بوش» پدر، «رونالد ریگان»، «جیمی ‌کارتر»، «ریچارد نیکسون» و رؤسای جمهور قبل از آنها نیست.
لذا، جمهوری اسلامی ایران هرگونه جسارتی که از جانب آمریکایی‌ها سر بزند را به اسم ‌ترامپ و دیوانگی ‌ترامپ نمی‌نویسد، بلکه آن را اقدامی کاملاً عمدی و سنجیده از جانب کلیت آمریکا می‌داند و به آن، قاطعانه پاسخ می‌دهد.
درمانده و ناتوان
اما، فارغ از اینکه موضع ایران در برابر هرگونه حرکت احتمالی رئیس‌جمهور آمریکا چه خواهد بود، می‌خواهیم ببینیم که آیا ‌ترامپ اصولا توان اقدام را دارد و یا اینکه مجبور است به همان تهدید کلامی ‌و لفاظی‌های همیشگی بسنده کند.
طی چهار سال اخیر، که ‌ترامپ در کاخ سفید بوده، هر چند ما شاهد تعدادی حرکت‌های به ظاهر غیرعقلانی رئیس‌جمهور آمریکا بوده‌ایم (مثل موشکباران سوریه در سال 2017 و به شهادت رساندن سردار حاج «قاسم سلیمانی» در سال گذشته)، ولی این را هم متوجه شده‌ایم که او مرد شرایط بسیار خطرناک و بحرانی نیست، که 3 نمونه بارز آن، انفعال مطلق در قبال موشکباران پایگاه عین‌الاسد توسط ایران و سردرگمی‌شدید در برابر شیوع ویروس کرونا در آمریکاست. همین‌طور سرگیجگی‌اش در برابر تسخیر فضا توسط ایران با ماهواره نور! که او را به هذیان‌گویی انداخت (و البته، موارد دیگر) که ثابت می‌کنند برخلاف ذهنیتی که در ارتباط با ‌ترامپ ممکن است وجود داشته باشد و یا رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند این ذهنیت و تصور را ایجاد کنند، ‌ترامپ فردی بزدل و مذبذب بوده و مرد شرایط سخت نیست.
این ضعف و ناتوانی ‌ترامپ را که به شخصیت او مربوط می‌شود، مردم کم و بیش می‌دانند. اما، ضعف مهم دیگری وجود دارد که ممکن است از چشم مردم عادی دور بماند و کارشناسان از آن آگاه هستند و بسیار هم با اهمیتش می‌دانند و این چیزی نیست جز از بین رفتن نفوذ کلام ‌ترامپ در جامعه آمریکا، که از پیامدهای همه‌گیری ویروس کروناست. در هر صورت، این چیزی است که «شرایط» آن را بر رئیس‌جمهور آمریکا تحمیل کرده است.
‌ترامپ اگر رئیس‌جمهور دوران جنگ سرد می‌بود، احتمالا می‌توانست خودسرانه عمل کند، چرا که در آن زمان، افکار عمومی کم و بیش حامی ‌رویکردهای رئالیستی و جنگ‌طلبانه سران کاخ سفید بود. در آن زمان، دوست و دشمن مشخص بودند و یک رئیس‌جمهور برای همراه کردن مردم با خود، نیاز به لفاظی‌های زیادی نداشت.
اما پس از جنگ سرد، مرزهای میان دوست و دشمن مبهم شد و واقعه 11 سپتامبر نیز به این وضعیت دامن زده است. در چنین شرایطی، رئیس‌جمهور برای یک اقدام خارجی، نیاز دارد که مردم را با خود همراه کند. به عبارت دیگر، دستکاری افکار عمومی با هدف اجرای یک سیاست خارجی، مهم شده است. احساس‌ ترس، یک بر ساخته اجتماعی است و رهبران آمریکا مجبور هستند که مردم را گول بزنند و آنها را متقاعد کنند که فلان کشور یا گروه برای آنها یک تهدید است. در این مدل، منافع ملی به‌صورت اجتماعی بر ساخته می‌شود و برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد، رئیس‌جمهور باید از طریق سخنرانی و رسانه‌های همسو، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و برداشت‌های عمومی را به نفع اهداف خودش، تغییر دهد.
اما، هر چند غالب مردم آمریکا نشان داده‌اند که از جانب رهبران سیاسی خود و رسانه‌ها، به‌شدّت آسیب‌پذیر هستند و فورا تحت تأثیر جوسازی‌ها و لفاظی‌های آنها قرار می‌گیرند،(که سخنرانی‌های بی‌پایه «جرج بوش» پسر و
وزیر خارجه‌اش «کالین پاول» با هدف زمینه‌سازی برای حمله به عراق در سال 2003، مثال خوبی در این‌باره است) ولی شرایط فعلی به‌گونه‌ای است که بخش اعظم جامعه آمریکا وراجی‌های ‌ترامپ را به‌خاطر مدیریت افتضاح او در مقوله کرونا، نمی‌پذیرند و بعید نیست که اصرار او برای ورود به یک جنگ خارجی دیگر، ایالت‌های آمریکا را به جان هم بیندازد.
در هر حال، هرگونه شیطنت و اقدام علیه ایران، نیازمند زمینه‌سازی اجتماعی در آمریکاست، که این ظرفیت در ‌ترامپ وجود ندارد.
‌ترامپ نمی‌تواند...
هر چند بر اساس موارد ذکر شده در بالا و آنچه که در ادامه گفته می‌شود، ‌ترامپ نمی‌تواند در قبال کشور ایران خطا بکند، با این حال، فرض کنیم که رئیس‌جمهور آمریکا دست به چنین اقدام جنون‌آمیزی بزند، آیا از هم اکنون می‌توان حدس زد که در پی این حمله، چه اتفاقات دیگری رخ می‌دهد و جهان چه شکلی می‌شود؟
هر چند در علوم انسانی، پیش‌بینی و آینده‌نگری، امری «منتفی» است، ولی می‌توان حدس‌هایی را  مطرح کرد. در ارتباط با این اقدام احتمالی ‌ترامپ نیز از هم اکنون می‌توان گفت که اگر او چنین حماقتی بکند، جمهوری اسلامی ایران به‌طور حتم، قاطعانه به آن پاسخ خواهد داد. پیش از این، مقامات کشورمان بارها گفته‌اند که دوران بزن و درو، گذشته است و اگر آمریکا دست به حمله‌ای بزند، پاسخ ایران قاطع و گسترده خواهد بود. این قاطعیت و گستردگی، نشانه خوبی برای‌ ترسیم نبرد آینده است؛ در صورتی که آمریکا خطایی بکند، ایران از همه سلاح‌هایی که در اختیار دارد و در هر جا، علیه کشور متجاوز استفاده خواهد کرد، همه مکان‌هایی که جزو منافع آمریکا محسوب می‌شوند، جزو اهداف مشروع ایران به‌حساب خواهند آمد و جبهه نبرد نیز گسترده خواهد شد. این گسترده شدن جبهه به چه معنا است و چه پیامدهایی دارد؟
در صورتی که آمریکا جنگی را بر ایران تحمیل بکند، ائتلاف جدیدی از ایران و کشورهای محور مقاومت علیه آمریکا شکل خواهد گرفت، و دو کشور مهم چین و روسیه نیز به دلایل زیادی که در اینجا ذکر نمی‌شود، جانب ایران را خواهند گرفت. به عبارت دیگر، کشورمان برخلاف دوران جنگ تحمیلی هشت ساله صدام، دارای یک عقبه استراتژیکی قوی و مطمئن خواهد بود.
از لحاظ سوق‌الجیشی نیز این نبرد یک نبرد نیابتی از جانب عوامل آمریکا علیه ایران نخواهد بود، بلکه این کشور مجبور است مستقیما سربازانش را روانه جنگ کند. علاو بر آن، کشورمان یک عرصه نبرد ده‌ها میلیون کیلومتر مربعی را بر آمریکا تحمیل خواهد کرد و خود آمریکایی‌ها بهتر از همه می‌دانند که در این حوزه چقدر آسیب‌پذیر هستند.
موارد گفته شده بخشی از نقاط ضعف آمریکا محسوب می‌شوند. به این نقاط ضعف باید ده‌ها مورد دیگر را نیز افزود؛ از جمله اینکه آمریکا واقعاً نمی‌داند ایران چه سلاح‌هایی را در اختیار دارد و در شرایط حساس، از چه ظرفیت‌هایی استفاده خواهد کرد. علاوه‌بر موارد ذکر شده، ضعف‌های دیگر آمریکا را می‌توان به‌ترتیب زیر ذکر کرد:
- ‌ترامپ مثل رؤسای‌جمهور سابق آمریکا، نمی‌تواند یک ائتلاف بین‌المللی علیه ایران ایجاد کند، چون او در طول چهار سال اخیر، به واگرایی میان متحدان آمریکا دامن زده است.
- اقتصاد آمریکا تحمل هزینه‌های یک جنگ جدید را ندارد، این چیزی است که دوست و دشمن آمریکا بدان اذعان می‌کنند.
- تحریم آمریکا دیگر روی ایران تأثیر زیادی ندارد و لذا، اقتصاد کشورمان بهتر از اقتصاد آمریکا، می‌تواند آماده پذیرش شرایط جنگی باشد.
- ویروس کرونا، ماشین جنگی آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
-  از همه مهم‌تر اینکه مردم ایران می‌دانند آمریکا طی 40 سال اخیر با آنها چه کرده است و لذا، در مقابل هرگونه شرارت آمریکا، انگیزه بالایی برای مقابله دارند و ایمان و دیانت آنها این انگیزه را تقویت و دو چندان می‌کند.
-  با توجه به شرایط ذکر شده، اگر ‌ترامپ ماشه جنگ را بکشد، آمریکا و حتی کل جهان را با مخاطره جدی مواجه خواهد کرد.
نکته مهمی ‌که نباید از نظر دور بماند، این است که ایران یک قدرت منطقه‌ای با ثبات بوده و در حال تبدیل شدن به یک قدرت فرامنطقه‌ای است. برخی حتی با‌ اشاره به پرتاب موفق ماهواره نظامی نور، معتقدند ایران حالا یک ابرقدرت است. اما ممکن است که بعضی‌ها هنوز این نکته را در نیافته و به این باور نرسیده باشند.
جمع‌بندی
در ارتباط با واکنش آتی ‌ترامپ به بیانیه سپاه پاسداران، دو موضوع را به‌طور جداگانه مورد توجه قرار داده‌ایم؛ اول اینکه آیا او دست به شرارت جدید می‌زند؟ و دوم، در صورتی که چنین اقدامی بکند، چه پیش خواهد آمد؟
گفتیم که اقدام علیه ایران، هیچ پشتوانه عقلانی ندارد و آمریکا دست به چنین کاری نمی‌زند. اگر ‌ترامپ شناور‌های ایرانی را هدف قرار دهد، دیگر هیچ اراده‌ای برای کنترل تحولات بعدی نخواهد داشت و به زبان استراتژیست‌ها، قدرت آن را ندارد که جلوی ضربات دوم و سوم را بگیرد.
بدین ترتیب، اگر رئیس‌جمهور آمریکا ماشه را بچکاند، در واقع به کشور خودش شلیک می‌کند و جهان را از زیاده‌طلبی‌ها، جنگ‌ها و شیطنت‌های آمریکا راحت خواهد کرد.