کد خبر: ۱۸۶۹۹۸
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۵

فرهنگسرای بورس و اقتصاد اسلامی(نگاه ه اقتصادی)



بورس، غریبه دیروز و آشنای امروز. مغضوب دیروز و محبوب امروز. فرصت امروز. آری فرصت.بازار سرمایه در دهه ششم حیات خود جوری بر سر زبان‌ها افتاده گویی فقط چند روز و چند هفته است که تاسیس شده. حال آنکه بیش از 5 دهه مغضوب سیاست‌های اقتصادی بوده، اما امروز چون رخش جوان و زیبایی که دولت و مردم، همسو با هم، خواسته‌ها و آرزوهایشان را سوار بر آن کرده‌اند.
مامن سرمایه‌های سرگردان این روزهای مردم، همان بازاریست که سال‌های سال شبکه‌های بانکی و ارزی با سودهای ناچیز فرصت عرض اندام این نهاد مهم را سلب کرده بودند. این شبکه سودهای ناچیز بانکی را با خلق شبه پول و استقراض از بانک مرکزی به جامعه داده و اصل سرمایه را تبدیل به سرمایه‌گذاری سنگین در قیمت‌های ناچیز و مفت می‌کرد.
بانک‌هایی که با انواع و اقسام تبلیغات، سرمایه مردم را تبدیل به سپرده و خود را صاحب ثروت کردند اما ترمز این رویه ناسالم به همت رئیس‌ پرهمت بانک مرکزی کشیده شده است. الزام بانک‌ها بر فروش املاک و دارایی‌ها، محدودسازی برداشت بی‌رویه از بانک مرکزی، رصد تراکنش‌های بانکی، مجموعه اقدامات ارزی و به تازگی تصویب عدم پرداخت سود به دستگاه‌های دولتی و حکومتی از جمله اقدامات رئیس ‌دستگاه پولی و بانکی است آن هم در یکی از سخت‌ترین سال‌ها به واسطه تحریم و نفت ارزان و مشکلاتی چون کرونا. این اقدامات و کمبود منابع دولتی ثانیه‌شمار چراغ قرمز بورس را سبز کرد تا برای اولین بار شاهد عبور نقدینگی به سمت بازار سرمایه بود. فرصتی برای دولت و ملت.... این روند، شاید برای عده‌ای معمول بنظر آید ولی برای فعالان قدیمی‌تر بازار سرمایه، صحبت از بورس از زبان رئیس‌جمهور، وزیر اقتصاد، رئیس ‌بانک مرکزی امری شگفت است. سالها بود که در تمام دولت‌ها ملک و ارز و سکه و حساب بانکی یک فعالیت اقتصادی سالم و پایدار در اذهان عموم محسوب می‌شد و عده‌ای با ملک معامله و دلالی می‌کردند و با توهم سود می‌فروختند، یا اینکه سالیان متمادی با موج‌سواری بر ارز و سکه و خودرو و اجناس مختلف هم به خود آسیب زدیم و هم جامعه صادق باشیم، بسیاری از ما خواسته یا ناخواسته روزی دستی بر آتش این بازارها داشته‌ایم، بخش بزرگی از جامعه جوانان و فرزندان ما امروز در حسرت خرید آپارتمان خودرو، سکه و اجناسی هستند که کاسب و دلالش خودمان بوده‌ایم.دلارها و سکه‌هایی که با ولع به طمع سود خریدیم و مدتی بعد به ناچار همان دلارها و سکه‌ها را به هیولای تورم اجناس، تقدیم کردیم. نکات بالا در بیان حقیقتی بود که هر آنچه گرفتیم و به اصطلاح سود کردیم را خودمان و فرزندانمان تقدیم تورم کردند و ماحصل این فعالیت‌ها سرابی از سود بود و غول نقدینگی 2200 هزار میلیارد تومانی که هر روز فربه‌تر نیز می‌شود مهر تاییدی بر این ادعاست.
پس چه باید کرد؟
شکی نیست که تنها گزینه معقول و صحیح و علمی کنترل نقدینگی و نجات از مشکلات آن هدایت سرمایه به سمت تولید و بازار سرمایه است. همسو شدن این سیاست‌های دولت و سال جهش تولید را به فال نیک می‌گیریم.
فعلا از منافع و مزایای این بازار بزرگ می‌گذریم. اما سخن اصلی با مردم و سهامداران تازه وارد است. آدرس را درست آمده‌اید. البته همانطور که ازدحام خیابان منوچهری در التهابات ارزی، صف‌های چند میلیونی ثبت‌نام پراید، هجوم بی‌منطق به بنگاه‌های ملکی، ورود نقدینگی به موسسات بانکی به طمع درصدی سود بیشتر همگی رفتارهای هیجان‌زده نادرست و نامعقول بودند، هجوم به بورس بدون آگاهی بدون علم آگاهی تجربه و مشاوره کارشناسی امری نادرست و خطرناک است و زیان‌های هنگفتی دارد. آیا برای خرید خودرو با کارشناس مشورت نمی‌کنید؟ آیا برای خرید ملک، موبایل، لوازم خانگی و هر وسیله‌ای از یک فرد آگاه مشاوره نمی‌گیرید؟ برای ورود در این بازار به واسطه حساسیت بالا ده برابر مشاوره کنید، مطالعه کنید، آموزش ببینید. یادتان بماند که بورس تنها بازاری در ایران است که زیان هم دارد. ولی اگر سودی بدهد سودی به مراتب حلال‌تر و بابرکت‌تر است. سودی که تورم‌زا نیست. جوانی را بیکار نمی‌کند.مستاجری را خانه به دوش نمی‌کند... با پول‌های مازاد ورود کنید، با نگاه بلندمدت با همان صبری که در سپرده‌های بانکی مدت‌دار داشتید و با آموزش قطعا در این بازار موفق خواهید شد. و آنچه امروز از دولت انتظار داریم در کنار ایجاد ابزارهای مناسب برای توسعه بازار و جلوگیری از حباب قیمتی که نگرانی اصلی فعالان بازار است، تسهیل ورود به بازار، ایجاد جذابیت در صندوق‌ها و شرکت‌های جدید، که در این مسیر در حال حرکت هستیم و انشاءالله با سرعت بیشتری ادامه یابد، مهم‌ترین نیاز امروز آموزش است.
امید است رسانه ملی در کنار دولت و نظام در این برهه تاریخی به کمک نفوذش در جامعه وظیفه آموزش و اطلاع‌رسانی را بیش از پیش بر عهده گیرد. بدانید که سرمایه هوشمند است. با چشمک سود به بازار سرازیر شده و بدانیم سرمایه ترسو هم هست با سرفه زیان فرار می‌کند و اگر این فرصت طلایی از دست برود این خاطره تلخ ملی و بدنامی بازار سرمایه برای همیشه اقتصاد ما را از چنین بازار قوی و کارآمدی محروم خواهد ساخت. امید است با کمک دولت، ملت و رسانه‌ها علی‌الخصوص صدا و سیما در سال جهش تولید به واسطه آموزش و ورود بدون هیجان مردم به بورس پس از سالیان متمادی از تفکرات پوسیده کسب سود در بازارهای موازی و دلال‌بازی رهایی یابیم و به سمت اقتصاد سالم و هدفمند پیش خواهیم رفت و پیشنهاد نگارنده تاسیس فرهنگسرایی برای حضور مردم و برگزاری کلاس‌های تخصصی و جلسات کارشناسی بحث و گفت‌وگو با کارشناسان شناخته شده بازار است. اتفاقی که سالی یکبار در نمایشگاه بورس و بیمه رخ می‌دهد اما ظاهرا وقت آن رسیده هر روز یکدیگر را ببینیم. وعده ما؛ فرهنگسرای بورس و اقتصاد اسلامی.
مجید آهنگران