کد خبر: ۱۸۶۶۶۸
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۳:۰۰

روزه، انسان را شبیه فرشته می‌کند(خوان حکمت)


 
  همه ما در کنار سفره خدا نشسته‌ايم؛ خداوند دو جور پذيرايي مي‌کند: يک وقت نعمت را براي ما مي‌فرستد، يک وقت سفره پهن مي‌کند. ما را در کنار سفره و در حضور خود دعوت مي‌کند، سالي دو بار اين ضيافت هست، آن نعمت‌هاي دائمي که «ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَهًٍْ فَمِنَ اللَّه، آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست!»(1)،  آن دائمي است که آسمان و زمين در صدد تأمين رزق ما هستند، فرمود همه اينها را ما براي شما خلق کرديم؛ اما دو بار سفره پهن مي‌کند و ما را در کنار سفره خود دعوت مي‌کند: يکي در زمان خاص، يکي در زمين مخصوص. زمان خاص همين ماه مبارک رمضان است که فرمود شما «ضيوف الرّحمان»  هستيد، در کنار سفره خدا، در حضور خدا نعمت مي‌يابيد. زمين مخصوص، سرزمين مکه است که :«فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ، در آن، نشانه‌های روشن است» (2)،  گرچه همه جا آيات الهي است؛ اما نشانه‌هاي خدا در مکه فراوان است. در ضيافت چنين نيست که خدا براي کسي روزي بفرستد، بلکه روزي‌خوار را در کنار سفره خود در حضور دعوت مي‌کند. اين دو کار، يک خصيصه‌اي دارد که گذشته از آن برکات معنوي، در فقه ما هم راه پيدا کرده است.
فرشته سان شدن انسان  با روزه
يکي از بزرگان فقه ما صاحب جواهر است که همه نام شريف ايشان را شنيده‌ايم، يکي از بزرگان فقهي ما صاحب عروه است که نام او را هم همه ما شنيده‌ايم. هم مرحوم صاحب جواهر در کتاب فقه خود، هم صاحب عروه،  مي‌فرمايند در فضيلت روزه همين بس که انسان شبيه فرشته مي‌شود. غذاي فرشتگان ، ذکر خداست، نام خداست و ياد خدا. «کفي في فضل الصوم أن يکون الصائم شبيهاً بالملک». اين دو بار که خدا ماه مبارک رمضان و سفر حج را به عنوان ضيافت معرفي کرد که مؤمنان «ضيوف الرحمان» هستند، براي آن است که آن ده ماه را تأمين کنند. به ما گفتند وقتي به مهماني خداي سبحان مي‌خواهيد برويد هم قبلاً آماده باشيد؛ لذا يک مستحباتي هست براي استقبال ماه مبارک رمضان، يک وظايفي هم هست براي بدرقه ماه مبارک رمضان که وقتی روز عيد فطر گذشت، مستحب است انسان شش روز را روزه بگيرد به عنوان بدرقه اين ضيافت. ما مي‌توانيم مثل فرشته باشيم.
تو فرشته شوي ار جهد کني از پي آنک    
 برگ توت است، بتدريج کنندش اطلس
اگر ما مي‌توانيم مثل فرشته بشويم چرا نشويم؟ در قرآن کريم عده‌اي را در کنار ملائکه نام مي‌برند. در اوايل سوره مبارکه آل‌عمران هست که: «خداوند، (با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستی،) گواهی می‌دهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونه‌ای بر این مطلب،) گواهی می‌دهند؛ در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد» (3)؛  اين از بيانات نوراني امام سجاد(ع) است که امام چهارم فرمود: فضيلت عالمان دين و مؤمنان واقعي آنقدر است که خدا نام اينها را در کنار ملائکه ذکر مي‌کند! اگر ـ خداي ناکرده ـ يک عده در حدّ حيوان بشوند که قرآن از آنها هم خبر داد، فرمود: «أُولئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر!» (4)،  پس يک مسير ممتدي براي انسان هست که « گر کند ميل اين شود بعد از آن يا پس از آن يا به از آن». اين راه باز است، ما مي‌توانيم هم راه سقوط را طي کنيم که ـ معاذالله ـ آيه «أُولئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلّ» ما را گرفتار کند، هم مي‌توانيم راه صعود را طي کنيم که فرمود: در فضيلت روزه همين بس که انسان يک ماه تمرين مي‌کند تا شبيه فرشته شود.
ماه رمضان، ماه دعا
ماه مبارک رمضان هم ماه دعاست. در دعا اگر ما انسي داشته باشيم و بدانيم که تمام آنچه که به دست ماست، فيض اوست، خودمان دخيل در کاري نيستيم؛ مثل زکريا تربيت مي‌شويم. چقدر اينها از دعا لذت مي‌بردند! و چقدر اين آيه سوره مبارکه «مريم» شيرين است، آنقدر شيرين است که به وصف در نمي‌آيد! ببينيد زکريا پيرمرد است ،وقتي مريم‌(س) را مي‌بيند که روزي غيب به دست او و به فيض او مي‌رسد، علاقه پيدا مي‌کند که فرزند اين چنين داشته باشد. به خدا عرض مي‌کند من که الآن پير هستم، موي سرم سفيد شد و استخوان بدنم پوک شد، پيرمرد هستم، همسر من هم آن وقت که جوان بود عاقر و نازا بود، الآن که پير است(5)  آن وقتي که جوان بود نازا بود، الآن که پير است؛ ولي «وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا ،و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده‌ام!» (6) ، خدايا من هروقت خواستم دادي، هيچ وقت نشد که بخواهم و ندهي. خدا مي‌داند اين آيه چقدر شرين است! فقط خدا مي‌داند! ببينيد اين زکرياي پير چگونه با خدا حرف مي‌زند، اين راه براي همه ما باز است. عرض کرد خدايا! من پير هستم و همسرم هم پير است؛ ولي «وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا». اين «لم» که حرف جزم است، وقتي بر سر فعل مضارع بيايد اين را به ماضي منفي مستمر تبديل مي‌کند. عرض کرد خدايا! مي‌داني من چه کسي هستم؟ من کسي هستم که هروقت خواستم دادي و نگفتي کي هستي! چون وقتی در مي‌زنند و از آدم چيزي مي‌خواهند، آدم مي‌گويد کيست، تا بشناسد و چيزي بدهد. فرمود تو هيچ وقت نشد بپرسي تو کي هستي! از اين بزرگوارتر!؟ تو از من سؤال نکردي زن هستي، مرد هستي، مسلمان هستي، کافر هستي؟ من هر وقت خواستم، دادي؛ هيچ وقت سؤال نکردي کيست؟ زکريا مي‌گويد خدايا! هيچ وقت نشد که من در بزنم، تو بگويي چه کسي هستي! من گفتم مي‌خواهم، دادي. ما با اين خدا روبرو هستيم.
آن وقت اين را رها بکنيم به جاي ديگر برويم؟ چرا اين کار را بکنيم؟ اين يک ماه مبارک رمضان براي اين است که ما فرشته بشويم. هم دنياي ما را تأمين مي‌کند، هم آخرت ما را تأمين مي‌کند، اين همه کفار را در عالم دارد تأمين مي‌کند. کدام مار و عقرب است که خداي سبحان او را بي‌روزي گذاشته؟ در آيه شش سوره مبارکه «هود» دارد:«عَلَي اللَّهِ رِزْقُهَا»(7)؛  فرمود تمام مارها و تمام عقرب‌ها پرونده دارند، روزي دارند، من مسئول هستم، تو چکار داري او حرام‌گوشت است يا سمّي است؟ اين مخلوق من است. همه پرونده دارند، همه روزي دارند؛منتها ما بايد مواظب باشيم احتکار نکنيم، اختلاس نکنيم، گران نکنيم، اين کارها دست ماست. حالا فلان خرس يا فلان خوک يا حرام‌گوشت است يا گذشته از حرام‌گوشتي نجس هم هست، تو چکار داري او نجس است؟ اين مخلوق من است، پرونده دارد، من هم روزي او را مي‌دهم، اين شش ماه بايد زير برف بخوابد من بايد او را تأمين بکنم.
روش انبیا، آموزنده نسل ها
 به ما گفتند: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَهًًْ جَاهِلِيَّهًْ» (هر فردی که بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است)(8) ،هر فضيلتي که براي قرآن هست، براي امام هست، هر فضيلتي که براي امام هست، براي قرآن هست. فرمودند اگر کسي بميرد و امام زمانش را نشناسد، مرگ او مرگ جاهليت است. اگر کسي بميرد و قرآنش را نشناسد، مرگ او هم مرگ جاهليت است. اين کار مخصوص زکرياست! چرا خداي سبحان به پيغمبر مي‌فرمايد به ياد زکريا باش، يا به یاد مريم باش: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ» نام انبيا را براي چه مي‌برد؟ براي اينکه روش آنها، راه آنها آموزنده است. ما در نماز مي‌خوانيم «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»  اين «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» اين «منعم عليهم» را در چند جاي قرآن معرفي کرد، اينها نوح هستند، ابراهيم هستند، عيسي هستند، موسي هستند، زکريا هستند، يحيي هستند، ما راه اينها را بخواهيم،
پس مي‌شود يک کسي بگويد خدا و خدا نپرسد تو که کافري چه مي‌خواهي از من، اين خداست. بنابراين ،اين در هميشه باز است؛ منتها او خواست که ما طوري زندگي کنيم که بشويم مهمان او. ما مي‌توانيم آثار ماه مبارک رمضان را، آثار حج را و اين ضيافت را حفظ کنیم! ما مي‌توانيم يک کشوري داشته باشيم که وجود مبارک ولي عصر بپذيرد. ارزاني باشد، رفاه باشد، آسايش باشد، اين نعمت باشد، گراني نباشد، بيکاري نباشد، مي‌توانيم باشيم، راه باز است.
 بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
 در جلسه درس اخلاق؛ 30/3/98
مرکز اطلاع رسانی اسرا 
____________________
1.نحل / 53.   2.آل عمران / 97.   3. آل عمران/ 18.   4.اعراف/ 179.   5 و 6.مریم / 4و5.   7.هود / 6.   8. سید بن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۵۲؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۱۰.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.