چرا توافق آمریکا و طالبان شکست میخورد؟
شنبه (10 اسفند 98) در دوحه پایتخت قطر و در حالی که نمایندگانی از 30 کشور و سازمان بینالمللی جهان حضور داشتند دولت آمریکا پس از 19 سال جنگ و 18 ماه مذاکره با مشروعیت بخشیدن به گروه طالبان و با قبول شکست ضمنی برای حذف این گروه از صحنه سیاسی و اجتماعی افغانستان توافق صلحی را با آن منعقد کرد. دستاورد این توافق قرار است صلح برای ملت رنج کشیده افغانستان باشد. توافقنامه میان آمریکا و طالبان یک مقدمه و سه بخش دارد. بخش نخست آن به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان پرداخته شده و بخش دوم آن، بر عدم استفاده از خاک افغانستان در برابر آمریکا و متحدانش تأکید کرده است.همچنین بخش سوم این توافقنامه نیز درباره گامهای بعدی بوده که قرار است پس از توافق برداشته شوند. در این توافق نامه آمریکا متعهد شده که در امور داخلی افغانستان دخالت نکرده و از قوای نظامی علیه نیروهای سیاسی این کشور استفاده نکند و نیروهای نظامی خود را نیز در طول 14 ماه از خاک افغانستان خارج کند. در مقابل نیز طالبان متعهد شده است که از خاک افغانستان علیه امنیت آمریکا و متحدانش استفاده نکند و به هیچ گروهی نیز از جمله القاعده اجازه چنین کاری را ندهد.
چرا توافق فرو میپاشد؟
دلایل زیادی را میتوان ردیف کرد که چرا توافق بین آمریکا و گروه طالبان به سرانجام مشخصی نرسیده و میتواند به سادگی فروبپاشد؟
مهمترین دلیل برای اینکه نمیتوان به این توافق امیدوار بود حتی اگر فرض گرفته شود که گروه طالبان به آن وفادار خواهد بود این است که دولت آمریکا دولت قابل اعتمادی نیست و بسیار بعید است که آمریکا بعد از نزدیک به 19 سال حضور نظامی در افغانستان به راحتی حاضر به خروج از این کشور باشد. طی سه سال گذشته ترامپ از بسیاری از معاهدات بینالمللی و از جمله برجام که غیر از آمریکا، چین ، روسیه، فرانسه، انگلیس و آلمان زیر آن را امضا کرده و شورای امنیت نیز اجرای آن را تضمین کرده بود خارج شد بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد دولت کنونی یا دولت آینده آمریکا توافق با یک گروه را که تا دیروز آن را یک گروه تروریستی سلفی مینامید زیرپا نگذارد. نگاه ترامپ به این توافق نیز تاریخ مصرف مشخصی دارد. ترامپ برای پیروزی در انتخابات 2020 ریاستجمهوری این کشور، نیاز به پایان دادن به طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا دارد. ترامپ که طی سه سال گذشته با کره شمالی نتوانسته به توافق مشخصی برسد.در مورد ایران نیز فشار حداکثری برای کشاندن جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره با شکست مواجه شده توافق با طالبان میتواند تنها و تنها تاریخ مصرف انتخاباتی برای ترمیم وجه ترامپ داشته باشد.
توافق بین دو فرد، دو گروه یا دو دولت باید بر اساس حس احترام و اعتماد متقابل پایه ریزی شود. بین طالبان و آمریکا هیچ اعتماد متقابلی و اصولا هیچ زمینه مشترک هویتی برای فهم مسائل سیاسی و امنیتی وجود ندارد. آمریکا سالها طالبان را به عنوان یک گروه تروریستی خطرناک تلقی میکرد و نیروهای طالبان نیز در این سالها فکر میکردند اگر نیروهای آمریکایی را بکشند راهی بهشت خواهند شد. این دو هویت متعارض نمیتواند پایهای برای اعتماد متقابل قرار بگیرد. از اظهارات مقامات آمریکایی و گروه طالبان نیز آنچه که فهمیده میشود این است که دو طرف به هیچ وجه به یکدیگر اعتماد ندارند و به آینده پایبند بودن طرف مقابل به تعهدات و مفاد مندرج در این توافقنامه خوشبین نبوده و همچنان خود را برای روزهای برهم خوردن این توافق آماده میکنند.
گام اول در اجرای این توافق قرار است با مذاکرات بین گروه طالبان، و طرف معرفیشده از داخل افغانستان برگزار شود اما برداشتن اولین گام با تردیدهای بسیار جدی همراه است. افغانستان طی روزهای اخیر شاهد شکاف بسیار جدی سیاسی بودهاشرف غنی و عبدالله عبدالله هر دو خود را پیروز انتخابات و رئیسجمهور خواندهاند با این وضعیت برگزاری مذاکرات بین الافغانی بسیار بعید به نظر میرسد. طالبان اعلام کرده در افغانستان دولتی وجود ندارد و انتخابات نیز شفاف نبوده و هیچ گروهی نیز دولت کنونی را به رسمیت نمیشناسد. بنابراین سازوکار مذاکرات بین الافغانی از هماکنون دچار تردیدهای جدی است.
افغانستان به عنوان دولت ضعیف و ورشکسته در نظام بینالملل تلقی میشود که دولت نه تنها دچار انشقاق سیاسی در پایتخت است بلکه بر بسیاری از مناطق کشور نیز کنترلی ندارد و طالبان، القاعده، داعش و چند گروه دیگر بر مناطق مختلف این کشور حکمرانی میکنند. در چنین وضعیتی اجرای توافق بین طالبان و آمریکا و تحقق صلح در این کشور در حالی که فاکتورهای زیادی لحاظ نشده دور از ذهن به نظر میرسد. از سوی دیگر طالبان نیز گروه یک دست و منسجمی به نظر نمیرسد طی سالهای گذشته این گروه چندین بار دچار انشقاق شده است. با توجه به امضای این توافق بعید هم نیست که بخش تندروی این گروه که مخالف توافق با آمریکا هستند دست به یک شورش داخلی بزند. در این میان نقش سازمان اطلاعات پاکستان را نیز که به طور سنتی در طالبان و تصمیم گیریهای این گروه نفوذ داشته است نباید دست کم گرفت. تصمیم گیری در یک گروه بر خلاف یک دولت تا حدود زیادی تابع رهبر گروه و علایق وی و اینکه چه کسانی در وی نفوذ دارند میباشد لذا نباید به این توافق نگاه دراز مدت داشت که میتواند اوضاع را تغییر دهد.
نکته مهمی که در این توافق لحاظ نشده مسئله خلع سلاح طالبان است. طالبان تمام توان و بدنه نظامی و موشکهای دوش پرتاب خود را حفظ کرده و تنها آن را به کار نمیگیرد. تصور کارشناسان بر این است که طالبان خود را قدرتمندترین گروه داخل افغانستان میداند و فکر میکند که با حذف آمریکا با توافق سیاسی به راحتی میتواند بر روی زمین همه گروههای دیگر و از جمله دولت ورشکسته کنونی را حذف و امارات به اصطلاح اسلامی خود را بار دیگر در سراسر افغانستان برپا کند.
بر اساس توافق موجود جنگ تنها بین گروه طالبان و دولت آمریکا در افغانستان متوقف شده است و طالبان تعهدی به توقف حملات به نیروهای دولتی را نداده است. به گفته رئیستیم مذاکرهکننده طالبان« با نیروهای افغان توافقی درباره آتشبس و یا کاهش خشونتها امضا نشده است برای توقف جنگ با نیروهای امنیتی افغان به توافق دیگری نیاز است ». این توافق منوط شده است به مذاکرات بین الافغانی که آن هم ممکن است به تعویق بیفتد یا حاصل نشود و مشخص نیست آیا طالبان قبول خواهد کرد حملات به نیروهای دولتی را متوقف کرده و به آنها اجازه تجهیز و تقویت خود را بدهد.
ضمانت اجرای این توافق نیز چالش دیگری است مشخص نیست زمانی که طرفین به همدیگر اعتمادی ندارند و دولت آمریکا نیز به راحتی تعهدات بینالمللی خود را زیر پا میگذارد؛ طالبان نیز یک گروه شبهنظامی است و به عنوان یک دولت شناخته نمیشود تا تعهدات مشخصی در حقوق بینالملل داشته باشد چه دولت یا سازمانی قرار است اجرای این توافق را تضمین کند؟
منبع: نشریه حرم