روزهای سخت آمریکا در افغانستان، عراق و سوریه
سبحان محقق
اشاره
شرایطی را که آمریکا این روزها در افغانستان، عراق و سوریه تجربه میکند، بسیار سخت و بیسابقه است و بهنظر میرسد که بحران 19 ساله منطقه غرب آسیا که از سال 2001 آغاز شد و هنوز ادامه دارد، به پایان خود نزدیک شده است.
در ارتباط با پیامدهای این عقبنشینی، میتوان قلم زد و اثرات بلافصل آن را بر هژمونی آمریکا بر منطقه و جهان بررسی کرد. اما، در این مقاله صرفا شرایط فعلی آمریکا در عراق و سوریه انعکاس یافته است، که با هم آن را از نظر میگذرانیم.
سرویس خارجی
اکنون نظامیان آمریکایی در منطقه، شرایط سختی را تجربه میکنند و با تمام وجود پذیرفتهاند که شرایط جاری از مرحله گفتوگو مذاکره سیاسی و تهدید و تطمیع گذشته است و کسی آنها را نمیخواهد و اگر هم جریان و یا چهرهای خواهان ماندن آمریکا در منطقه باشد، دست به خودکشی سیاسی زده است و از محبوبیت نیم بند خود نیز محروم خواهد شد.
از نگاه اشرافیت سیاسی آمریکا، «دونالد ترامپ» در ایجاد شرایط جاری برای نیروهای آمریکایی در غرب آسیا، کاملاًً مقصر است و این قضیه را بیهیچ زحمتی میتوان از لابلای روزنامهها، نشریات، و اظهارنظرهای کارشناسان و تحلیلگران آمریکایی بهوضوح دریافت. اما، حقیقت این است که عقبنشینی، سرنوشت محتوم آمریکاییها بوده است و همه میدانند که میان «دونالد ترامپ» رئیسجمهور فعلی، با روسای جمهور قبلی هیچ فرقی وجود ندارد و همه به یک اندازه متجاوز و جنایتکار هستند.
در ادامه، آخرین وضعیت آمریکا در سه کشور افغانستان، عراق و سوریه مورد بررسی قرار میگیرد.
افغانستان
از کشور افغانستان نیز این روزها خبرهای خوبی در ارتباط با موقعیت آمریکا مخابره میشود، که مهمترین آنها، اظهارات «اشرف غنی» رئیسجمهور افغانستان، در حاشیه کنفرانس اخیر مونیخ است؛ اشرف غنی که در حاشیه این کنفرانس با «نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و شماری از اعضای کنگره این کشور دیدار داشته، به آنها یادآور شده که نیروهای ارتش و پلیس افغانستان به تنهایی میتوانند حدود 80 درصد عملیات علیه تروریستها را انجام دهند و با این شرایط، دیگر نیازی به حضور نیروهای خارجی در این کشور نیست.
یکشنبه گذشته و پس از اظهارات اشرف غنی، در کشور افغانستان نیز «محمد اسماعیل خان» یکی از رهبران مطرح جهادی این کشور، در مراسم گرامیداشت خروج نیروهای شوروی از افغانستان گفت، همانطور که روسها از افغانستان رفتهاند، دیگر اشغالگران نیز خواهند رفت. وی که در جمع صدها تن از رهبران جهادی و علمای دینی سخن میگفت، تأکید کرد، اگر کسی قصد دوستی با افغانستان را دارد، از طریق مراجع قانونی و بینالمللی اقدام کند، نه اینکه با توپ و تانک وارد این کشور شود.
در هر حال، این سخنان که از زبان رئیسجمهور و سایر مقامات افغانستان جاری میشود، جایگاه لرزان آمریکا در افغانستان و گستردگی و عمق کینه مردم این کشور نسبت به یانکیها را منعکس میکند.
آمریکا در حال حاضر، حدود 15000 نیرو در افغانستان دارد و از این نیروها معمولا در عملیات شبانه و یا حملات هوایی علیه مردم استفاده میکند و تاکنون هزاران نفر را کشته است. مردم نه تنها آمریکاییها را قاتل فرزندان و هموطنان خود میدانند، بلکه حضور نیروهای خارجی را علت اصلی فروپاشی امنیتی و اقتصادی و حتی سیاسی افغانستان میدانند.
در چنین شرایطی، خبرها از افغانستان حاکی است که مذاکرات آمریکا و گروه طالبان در حال نتیجه دادن است و واشنگتن اعلام کرده که قصد دارد شمار نیروهایش در افغانستان را تا نصف کاهش دهد.
هر چند در ارتباط با این تصمیم آمریکا، کاسهای زیر نیم کاسه است و نباید منتظر بود که توافقات میان آمریکا و طالبان، برای ملت مظلوم و جنگزده افغانستان، صلح را به ارمغان آورد، ولی مورد که اهمیت دارد و به بحث ما در اینجا مربوط میشود، وضعیت بسیار متزلزل آمریکا در افغانستان است. در این کشور نه سیاستمداران، نه مردم، نه نخبگان دینی و نه همسایگان، هیچکس به آمریکا اعتماد ندارد و وضعیت نظامی آمریکا در افغانستان نیز بسیار شکننده است.
سوریه
آمریکا طی 9 سال اخیر در سوریه با دو اهرم، حکومت دمشق را تحت فشار قرار میداد؛ شبهنظامیان کُرد موسوم به «نیروهای دموکراتیک سوریه»، که تمایلات جداییطلبانه داشتهاند و به کمکهای واشنگتن دلگرم بودهاند و تروریستهایی که با سلاح آمریکایی علیه ارتش سوریه میجنگیدهاند.
اکنون آمریکا هر دو اهرم ذکر شده را از دست داده است؛ کُردها بهخاطر خنجری که آمریکا چند ماه قبل از پشت به آنها زده و آنها را مقابل نیروهای ارتشترکیه تنها گذاشته بود، دیگر اعتمادی به وعدههای واشنگتن ندارند و مثل قبل با نیروهای آمریکایی همکاری نمیکنند.
اهرم دوم آمریکا، یعنی «تروریستها» نیز همانطور که خبرها از سوریه میرسد، تقریبا از بین رفته و میتوان گفت که کاخ سفید در برابر دمشق خلع سلاح شده است.
بر اساس خبرهای میدانی که طی روزهای اخیر از شمال شرق و شرق سوریه مخابره شده است، نظامیان آمریکایی اصلا حال و روز خوشی ندارند؛ اخیرا خبر رسید که یک پست ایست و بازرسی ارتش سوریه به نظامیان آمریکایی در اطراف شهر مرزی «قامشلی» در شمال سوریه، اجازه عبور نداده است و علیرغم مداخله یک جنگنده آمریکایی، اشغالگران باز هم نتوانستهاند از آن پست بازرسی عبور کنند. در این میان، وقتی اهالی یک روستا متوجه حضور نیروهای آمریکایی میشوند، با سنگ و سلاح سبک به آنها حمله میکنند و حتی یک نظامی آمریکایی را به هلاکت میرسانند.
بهنظر میرسد که در شرایط جاری، تکیهگاه مداخله آمریکا در سوریه دو کشور اردن وترکیه باشند و خوشبختانه، همانطور که اشاره خواهیم کرد، شرایط نظامیان آمریکایی در عراق، بسیار متزلزل است.
کشور اردن در تحولات عراق و سوریه، نقش منافقانهای را بازی میکند و به صراحت میتوان گفت که کشور اردن، مهمترین مسیر لجستیک آمریکا برای حضور در شرق و شمال سوریه است.
اما، کشور ترکیه نگاه خوشی به آمریکا ندارد و نمیتواند همکار مطمئنی برای این کشور در سوریه باشد. ولی کاخ سفید اکنون بهشدت نیازمند همراهی ترکیه با آمریکا در سوریه است و این حقیقت را میتوان در حمایت بیچون و چرای مقامات رده بالای آمریکا، از جمله «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا و «مایک پمپئو» وزیر خارجهاش، از موضع ترکیه در قبال ادلب دید. آنها به محض مشاهده رجزخوانیها و تهدیدات «رجب طیب اردوغان» رئیسجمهور ترکیه علیه سوریه، فورا جانب اردوغان را گرفته و اعلام کردهاند که بیچون و چرا از موضع ترکیه حمایت میکنند.
با این حال، جالب است که اردوغان این حمایتها را جدی نگرفت و رسما اظهار داشت که به آمریکا نمیتوان اعتماد کرد. این موضعگیری رئیسجمهور ترکیه، که حیثیت و جایگاه آمریکاییها در منطقه را به هیچ گرفت، نشان میدهد که دیگر حتی متحدان نزدیک آمریکا هم برای نقش این کشور در منطقه، ارزشی قائل نیستند و آشکارا اعلام میکنند که کسی به آمریکا اعتماد ندارد.
عراق
عراق برای آمریکا، با همه کشورهای دیگر متفاوت است و از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ این کشور منابع فسیلی بسیار غنی دارد و با ایران همسایه است. آمریکا با حضور قوی در عراق، جایگاهش را در منطقه خلیج فارس و کشورهای حاشیه آن، میتواند تقویت بکند و تنگه هرمز را نیز تحت کنترل داشته باشد. علاوهبر موارد فوق، شرایط متزلزل آمریکا در سوریه، اهمیت عراق را برای واشنگتن دوچندان میکند.
بهخاطر همین دلایل ذکر شده است که آمریکا بزرگترین سفارت منطقهای خود را در عراق احداث کرده است و در حال حاضر نیز به هر طریقی میخواهد در عراق بماند.
اما، شرایط آمریکا در عراق نیز مثل سوریه و افغانستان، به شدت متزلزل است؛ در پی شهادت سرداران سپاه قدس و مقاومت، که به دستور ترامپ، بامداد جمعه 13 دی اتفاق افتاد، پارلمان عراق(15 دی) طرح خروج همه نیروهای خارجی از جمله آمریکا، از عراق را تصویب کرده است و فرماندهان حشدالشعبی هم از نیروهای آمریکایی خواستهاند، هرچه سریعتر خاک عراق را ترک کنند.
از آن زمان تاکنون مقامات کاخ سفید انواع و اقسام ترفندها را به کار بردهاند تا در عراق بمانند؛ به آشوبهای خیابانی دامن زدند، توطئه تجزیه عراق را از طریق امارات راه انداختند، از داعش حمایت کردند تا در استان الانبار جنگ راه بیندازد، و دولت بغداد را به تحریم و... تهدید کردند. اما، نیروهای مقاومت عراق، بهویژه جنبشهای «عصائب اهل حق» و «نجبا» برای آمریکا ضربالاجل تعیین کردند و گفتند که اگر نیروهایش را خارج نکند، آنها را هدف قرار خواهند داد.
در پی این موضعگیری قاطع مقاومت، مقامات آمریکای گزینه حضور نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به جای نظامیان آمریکایی در عراق را مطرح کردهاند و همزمان، «ینس استولتنبرگ» رئیس ناتو، نیز اعلام کرد که با این طرح موافق است و حتی ادعا کرد که موافقت دولت بغداد را نیز گرفته است. اما، فورا سر و صداها خوابید و این اتفاق نشان داد که این خبر صرفا یک ادعای بیپایه بوده است.
در عراق، واقعیت این است که مردم، دولت و گروههای سیاسی یکپارچه خروج آمریکا را میخواهند. البته، ناگفته نماند که حضور آمریکا در عراق، یک موافق دارد؛ اقلیم خود مختار کردستان عراق. به گفته کارشناسان، مقامات اقلیم از لحاظ سیاسی، حس میکنند که به حمایت آمریکا نیاز دارند و از نظر اقتصادی هم آمریکا و کشورهای اروپایی برای اینکه این منطقه را به خود وابسته کنند، سرمایهگذاریهای گستردهای در اقلیم کردهاند. در هر حال، در بغداد هیچ گوشی نمیخواهد اظهارات گاهوبیگاه «نیچروان بارزانی» را در مورد اینکه حضور آمریکا در عراق، ضروری است را بشنود.
نا گفته نماند، با اینکه آمریکا همه شانسهای حضور خود را در عراق از دست داده است، هنوز هم برای ماندن دست و پا میزند! پمپئو شنبه گذشته اعلام کرد که آمریکا حدود 5000 نیروی خود را در عراق نگه میدارد. پس از آن نیز، یک نماینده عضو کمیسیون امنیت ملی پارلمان عراق خبر داد که واشنگتن بیسروصدا در حال نصب سکوهای سامانه دفاع هوایی پاتریوت در پایگاه «عینالاسد» عراق است. پایگاه مذکور همان جایی است که دیماه هدف حملات موشکی ایران قرار گرفته است.
جمعبندی
آمریکا که در سال 2001 با غرور هرچه تمامتر، به منطقه غرب آسیا لشکر کشیده و میخواسته است نظم جدیدی را تحت عنوان «خاورمیانه جدید» بر این منطقه تحمیل کند، نظمیکه مقامات دولتهای «جرج بوش» و «باراک اوباما» از سخن میگفتهاند و حتی «کاندو لیزا رایس» وزیر خارجه اسبق آمریکا، گفته بود جنگهای جاری در خاورمیانه مثل درد زایمان است و دیگران نیز میگفتهاند منطقه باید نظم آمریکایی را بپذیرد، اکنون مجبور است که با خفت هرچه تمامتر، منطقه را ترک کند.
اکنون هیچ دولتی آمریکا را نمیخواهد و حتی کشورهایی مثل عربستان و امارات که مجبور هستند از اوامر کاخ سفید پیروی کنند، به خوبی میدانند که آمریکا دیگر هیبت خود را از دست داده است و اتفاقا، این کشورها به همین خاطر، از آینده خود هراس دارند و نمیدانند که در شرایط پس از آمریکا، چه سرنوشتی خواهند داشت.
در حال حاضر تحولات داخلی در افغانستان، عراق و سوریه نشان میدهد که آمریکا باید این کشورها را ترک کند. مقامات، گروههای سیاسی و مردم این کشورها فقط یک چیز را میخواهند و آن، خروج همه نیروهای آمریکایی و خارجی از کشورشان است.