نگاهی به فیلم «پدران»
گرهی که زود باز می شود!
گالیا توانگر
داستان فیلم «پدران» خط سیر بسیار سادهای دارد و حتی از نیمه فیلم به بعد گرهاش رو و برای تماشاچی باز شده است.
پسری که پدرش نمایشگاه ماشین دارد(مانی)، با پسر دیگری که پدرش معلم است(سینا) دوازده سال است که دوستند و عمق رفاقتشان زیاد است، تا آنجا که وقتی یکی شان پیشتر با سرطان دست و پنجه نرم میکرده، آن دیگری در بیمارستان تهران مکرر بالای سرش بوده است. حالا هم که یکی شان میخواهد برود سربازی و موهایش را تراشیده آن دیگری هم موهایش را میزند.
روز آخر(خداحافظی قبل از سربازی) یکی از ماشینهای مدل بالای نمایشگاه را بر میدارند و به جاده میزنند. به دلیل سرعت بالا، ماشین از جاده خارج و چپ میکند. مانی میمیرد و سینا روانه بیمارستان میشود. در گیر و دار تحقیقات میگویند سینا که مواد مخدر مصرف کرده بوده، بدون آنکه هنوز گواهینامهاش صادر شده باشد، پشت فرمان بوده و این سبب میشود بین پدر متوفی (مانی) و پدر سینا، درگیری بر سر تقاص آغاز گردد.
این ماجرا طی یک ریتم بسیار کند در حدود نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه تعریف میشود که واقعا حوصله تماشاچی را سر میبرد.
بعد پدر سینا(معلم) از طریق دو شاهد سر صحنه تصادف به گوشی تلفن همراه متوفی(مانی) دسترسی پیدا میکند و مشخص میشود که در روز حادثه یک دختر هم همراه این دو در ماشین بوده است.
کل گره فیلم حول این سؤال میچرخد: «راننده چه کسی بوده است، مانی یا سینا؟» که به محض دیده شدن عکسهای آن دختر در کنار مانی و سینا درجا پاسخ سؤال برای تماشاچی هویدا میشود و دیگر اساسا از نیمه فیلم به دلیل این گرهگشایی صریح و لو رفتن ماجرا، تنها گره و عامل کشش فیلم هم از دست میرود.
بنابراین فیلم «پدران» را نمیتوان در زمره فیلمهای پلیسی و معمایی قرار داد.
اگر هم بخواهیم آن را یک فیلم اجتماعی و خانوادگی بدانیم، که رویارویی پدر و فرزند را به عنوان اینکه هر یک نماینده نسل خود هستند، نشان میدهد؛ اما باز هم این رویارویی در سطح میماند و به لایههای عمیقتر کنش و واکنش بین دو نسل نمیانجامد. این دو نسل، مستاصل در برابر یکدیگر نشان داده میشوند که فقط در تلاش برای تحمل یکدیگرند و بیشتر جاها به جای درک یکدیگر، یا اشک میریزند و یا سکوت میکنند و نهایتا پدران تسلیم میشوند.
جالب است که نقش مادران در مدیریت ارتباطات بین اعضای خانواده به هیچ و پوچ انگاشته شده و تلاش نشده که لااقل نقش مکملی آنان حفظ شود و به مدد یک همکاری دو نفره در خانواده ایرانی بحرانها مدیریت شود.
بنابراین «پدران» نه یک فیلم معمایی محسوب میشود و نه یک فیلمی که بتوان با تکیه بر حرفهای درون خانوادگیاش آن را یک فیلم کارگشا در روانشناسی خانواده به حساب آورد.
بازیها بیشتر کلامی بوده و هرگز به عمق نمیروند تا صحنهای سینمایی و ماندگار خلق شود. برای مثال صحنه خاکسپاری همچون صحنه خاکسپاری در دهها سریال ایرانی به نمایش گذاشته میشود و علیرغم طولانی بودنش هیچ دریافت جدید ولو بصری به تماشاچی نمیبخشد.
شاید اگر همین گره ساده و معمایی داستان پررنگتر میشد، کمی کشش بیشتری میآفرید. با این حال اگر هم فیلم تنظیم تلویزیونی میشد و کوتاهتر ارائه میگردید، باز جای بسی امیدواری برای تداوم کشش و تعلیق داستانیاش تا پایان فیلم باقی میماند.
این فیلم اولین ساخته بلند و سینمایی سالم صلواتی است. وی پیشتر فیلم «زمستان» را ساخته بود که جنبه مستند انگاریاش میچربید و داستان روستایی را روایت میکرد که در سیل به زیر آب میرود. «زمستان» به مدد نگاه مستند کارگردانش بسی به دل مینشست، اما با احترام به کارگردان باید گفت در فیلم بلند «پدران» مصنوع بودن، تکراری بودن و بدون تعلیق بودن داستان فیلم به شدت توی ذوق مخاطب میزند و او را چند قدم به عقب مینشاند.