هالیوود زیر ذرهبین
دراکولا مهمان ژانویه انگلستان!
فاطمه قاسم آبادی
شبکه بیبیسی به همراه شبکه آمریکایی نت فلیکس، امسال به مناسبت تعطیلات ژانویه سریالهای جدیدی را برای مخاطبین خود منتشر کردند. یکی از این سریالها «دراکولا» بود؛ این سریال که با الهام از شخصیت «کنت دراکولا» که نوشته «برام استوکر» بود، این بار با داستانی متفاوت، مخاطبین خود را در تعطیلات، پای روایت خود نشاند.
شخصیت ضد قهرمانی مانند دراکولا یا همان خونآشام، حدود دو دههای میشود که با یک سری تغییرات تبدیل به قهرمان شکستناپذیر سینما و تلویزیون غرب شده است، ما در این مقاله سعی داریم به چرایی این محبوبیت، در سالهای اخیر بپردازیم.
دراکولا بیدار میشود
دراکولا (dracula) نام سریالی است در ژانر درام، روانشناسی و ترسناک، محصول شبکه بیبیسی وان که حق پخشش در خارج از انگلستان، به شبکه اینترنتی نت فلیکس واگذار شد.
داستان سریال در سال ۱۸۹۷ و در ترانسیلوانیای رومانی اتفاق میافتد، کنت دراکولا بعد از سالها گرسنگی میخواهد دوباره از خون انسانها تغذیه کند ولی این بار ترجیح میدهد به جای خون اطرافیانش خون یک وکیل انگلیسی به نام «جاناتان هارکر» را امتحان کند و بعد از این اتفاق گویی جانی تازه میگیرد، به همین دلیل هم تصمیم میگیرد به انگلستان نقل مکان کند اما این نقل مکان به خاطر اتفاقاتی 123 سال طول میکشد....
راهبه صهیونیست
یکی از شخصیتهای مهم و کلیدی داستان سریال دراکولا ، خواهر «آگاتا ون هلسینگ» است که بیشتر از اینکه شبیه راهبهها باشد، زنی با اعتماد به نفس، بیقید و خدا ناباور است که شیفته علم است. این شخصیت که مخاطب را به یاد تفکرات یهودیان صهیونیست در مورد عدم لزوم اعتقاد به خداوند میاندازد، در شمایل یک زن راهبِ مسیحی ولی در کنار شمعدانی هفت شعلهای که نماد یهودیان است، مینشیند و در قسمت اول، قدم به قدم داستان جاناتان بینوا و کنت دراکولا را بازبینی و یادداشت میکند.
شخصیت خواهر آگاتا به عنوان زنی که در گذشته راهب بوده و در زمان حال هم در قالب یک دکتر حضور دارد و در هر دو زندگیاش، نه ازدواج کرده و نه بچهای دارد ولی در عوض عاشق علم است، به نوعی نمادی از زنان فمنیست هم محسوب میشود. این مسئله به همراه صحبتهای آزادانه این شخصیت در مورد هم جنسگرایی باعث میشود تا مخاطب احساس کند که قرار است با راهبهای بسیار مدرنتر از سال 1897 روبرو شود!
شخصیت خواهر آگاتا به همراه مکالماتی که در طول داستان با کنت دراکولا دارد بخش اعظم و اصلی داستان این سریال را میسازد.
سرزمین فرهیختگان!
تقریبا از همان قسمت اول سریال دراکولا، مخاطب میبیند که شخصیت دراکولا چه علاقه عجیب و افراطی به انگلستان و مردمان فرهیختهاش دارد! خط داستانی از همان ابتدا طوری پیش میرود که شخصیت دراکولا را بیشتر از اینکه تنها موجودی تشنه به خون نشان بدهد، او را یک گزینشگر معرفی میکند که حاضر به خوردن هر خون بیارزشی نیست؛ از همین رو، وقتی جاناتان هارکر انگلیسی، به عنوان وکیل و قربانی تازه، پیش کنتدراکولا میرود، گویی سالهاست این موجود پیر و کریه، تغذیه نکرده و منتظر خون برتری بوده که به او زندگی دوباره ببخشد.
طبق گفته دراکولا به عنوان کنتی رومانیایی، «دیگر این اطراف کسی با طعم مورد علاقه من پیدا نمیشود ولی در انگلستان با آن مردم فرهیختهاش چنین افرادی وجود دارند.»
مسئله برتریت و خون در تمام داستان سریال معنی و تجلی خاصی دارد برای مثال وقتی دکتر «زویی ون هلسینگ» به دراکولا از حقوق زنان در انگلستان میگوید، دراکولا در جواب میگوید: «حق! چنین چیزی برای هیچ کس وجود ندارد، چه زن، چه مرد و چه هیولاها! حق و قدرت، تنها به ارث میرسد و تنها در خون وجود دارد...»
با توجه به اینکه نظام کشوری مانند انگلستان هنوز هم با همین به اصطلاح «حق خون» اداره میشود، طبیعی است که دراکولای ساخته شبکه بیبی سی باید، هم علاقمند به انگلستان و هم مدافع حقوق خونی و ارثی باشد!
البته مسئله برتریت طلبی انگلیسی به همین جا ختم نمیشود و مخاطب میبیند که خواهر «آگاتا ون هلسینگ» به عنوان شخصیتی که در کشور خودش رومانی، از روی ناچاری و به قول خودش به خاطر سقفی بالای سرش، مجبور میشود راهب شود، نسلش در کشوری مانند انگلستان به دکتری موفق بدل شده که دیگر مجبور نیست زیر لوای مذهب به دنبال علم باشد....
در انتهای داستان هم مخاطب میبیند که دراکولا با وحشت واقعی زندگیاش یعنی مرگ روبرو میشود و توسط خوردن خون یک دختر دو رگه انگلیسی که از مرگ نمیترسیده، جرأت پیدا میکند و بعد از 500 سال زندگی، مرگ را میپذیرد.
دشمنی قدیمی
ساخت فیلم و بخصوص سریال در مورد خونآشامها، نزدیک دو دههای میشود که به شدت در سینما و تلویزیون غرب رونق پیدا کرده، البته با توجه به گسترش شیطانپرستی و رواج برخی اعمال چنین گروههایی در جامعه غرب از سه دهه قبل، کاملا طبیعی به نظر میرسد که موجودی مثل خونآشام را در قالبی جدید و قابل قبول برای عامه جامعه درآورند و از این طریق، زشتی و قبح یک سری اعمال شیطانی مثل خوردن خون را بین مخاطب از بین ببرند.
نکته جالب توجه دیگر این است که شخصیت خونآشامی که در تمام این داستانها از او اقتباس میشود، برای اولین بار توسط نویسندهای ایرلندی به نام «برام استوکر» خلق شد.
برام استوکر در سال ۱۸۹۰ در لندن با «آرمینیوس وامبری» شرق شناس مجارستانی (یا جاسوس انگلیسی که با ماموریتهای مختلف به کشورهای عثمانی، ایران و... سفر کرد و خاطرات سالهای جاسوسیش را در کتاب «سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه» نوشت) آشنا شد و از طریق او با افسانههایی درباره شاهزادهای اهل رومانی به نام «ولاد سوم یا دراکول» آشنا شد.
ولاد سوم که جزو پرنسهای رومانی بود و بیشتر عمرش را به جنگ علیه مسلمانان گذرانده بود و به خاطر بیرحمیها و کشتار بیش از حد و به سیخ کشیدن اسیرانش، در بین مردم، بسیار مشهور بود و برام استوکر با توجه به تاثیر پذیرفتن از این شخصیت و همچنین صرف هشت سال از عمرش برای تحقیق و بررسی در فرهنگهای اروپا و خواندن افسانههای مربوط به موجودات اهریمنی که خونخوارند، در نهایت شخصیت بسیار متفاوت و خاص «کنت دراکولا» را خلق یا بهتر بگوییم، بازسازی کرد.
با توجه به این تفاسیر، عجیب نیست که سینما و تلویزیون غرب، چنین شخصیتی را که اصل و بتن وجودیش، الهام گرفته ازیکی از دشمنان اصلی مسلمانان بوده، حالا دوباره بازسازی کند و این بار آن را بهجای قهرمانان جا بزند و فیلمها و سریالهای زیادی را با الهام از این
شخصیت بسازد.
پروژه کریسمسی شکست خورده
سریال دراکولا با تبلیغات فراوان و فیلمنامه بسیار قوی خود و در بهترین زمان و ساعت از شبکه بیبیسی پخش شد اما به خاطر فضای کریسمسی زمان پخشش و با توجه به درونمایههای تاریک و مرگآلودش، نتوانست نظر مخاطبین را جلب کند و این پروژه ترسناک که در نهایت به پذیرش مرگ و نیستی منتهی میشد، نتوانست نظر مخاطبان را آن طور که انتظار میرفت، در تعطیلات ژانویه جلب کند.