حکایت نامشخص برخی سلبریتیها با وطن، بیوطن، ضد وطن!
بارها و به بهانههای مختلف دیدهایم که سلبریتیها دم از مردم و جان و مال مردم میزنند.اما چرا کارهای آنها بعضاً به زیان همان مردمی تمام میشود که مدام سنگ آنها را به سینه میزنند؟ به دلایل گوناگون، خود آنها یکی از گروههایی هستند که سریعاً فریب میخورند و به دلیل اینکه باید همیشه در صحنه باشند و دیده شوند! دیگران را هم فریب میدهند.
بعضی از آنها در چند روز اخیر به گونهای اظهار نظر و عمل کردند که گویی به همه چیز اشراف دارند. اما مثلاً در حوزه کاری خود چند فیلم برای شهدای مدافع حرم و حریم کشور– که آنها هم جزو هم وطنان سلبریتیها بوده و زن و فرزند و آرزو داشتند- ساخته و یا در آن نقش بازی کردهاند و توانستهاند به مخاطب اطلاعات کافی بدهند؟ به دلیل ناتوانی آنها، امثال هالیوود که خود جاده صاف کن فرهنگی اربابان داعش یعنی آمریکاییها و صهیونیستهاست، باید بیاید و برای ما، مسائل منطقه را تفسیر کند.
اما مگر غیر از این است که اگر موشکهای ما نبود، اگر مرزبانان کشور نبودند، سپاه و ارتش و مدافعان حرم نبودند، شاید اکنون ایران ما به اندازه چندین هواپیمای مسافربری بزرگ کشته میداد؟
مگر غیر از این است که اگر فضای آرام نبود، شاید سلبریتیها قادر نبودند که حتی یک ریال هم از فیلمهای بعضاً شلخته و مبتذل و قرون وسطایی خود سود ببرند؟ همه مشکلات معیشتی کشور- که اتفاقاً خود آنها به دلیل تقلید کورکورانه در ایام انتخابات، بخشی از علت آن هستند- به جای خود باقی است و همه به کم کاری و سوء مدیریت دولت انتقاد داریم، اما از بقال و نانوای محل گرفته تا دستفروش کنار خیابان و... اگر نان بخور و نمیری هم به دست میآورند مدیون عدهای هستند که در خط مقدم، خود را سپر بلای هشتاد میلیون کردهاند.
اگر سلبریتیها روی فرش قرمز جشنوارهها با ناز و کرشمه راه میروند و به راحتی فیلمهای سخیف میسازند و جایزههای داخلی و خارجی میگیرند، مدیون چه کسانی هستند؟
نگوییم که مقصر این وضعیت به وجود آمده ایران و سیاستهای آن است که یک نگاه ساده و اجمالی به تاریخ 100 ساله اخیر دنیا همه چیز را نشان خواهد داد.
در ضمن همان کانادایی که این روزها برای مسافران هواپیمای ما اشک تمساح میریزد و از اَبَر اختلاسگر ما پذیرایی میکند و به عربستان کودککش ادوات جنگی میدهد، در سالهای گذشته از فرسنگها آن طرفتر به افغانستان و عراق سرباز فرستاده است. اما دریغ از یک پست، یک اظهارنظر، یک موضعگیری علیه کانادای دوستداشتنی! از سوی برخی سلبریتیهای معلق بیوطن که نه ایرانی هستند و نه غیر ایرانی!
امثال اینها تا دلتان بخواهد کشته و مرده کانادا و آمریکای تروریست هستند. اصلاً بعضی از آنها در صدا و سیما بازی کردهاند تا به سینما برسند، در سینما و شبکه نمایش ضدخانگی! پول به دست میآورند تا مانند مسئولین فراری و بیلیاقت، به حلق امثال کانادا بریزند.
این خلاف امنیت میلی! سلبریتیهاست که در برابر تروریستهای کت و شلواری اظهار نظر کنند تا نکند فردا برایشان مشکلی به وجود آید.
البته شاید سلبریتیها خودشان هم متوجه کارهایی که انجام میدهند، نیستند. مثلاً مدام دم از وطن و مردم و مبارزه با فساد و دروغ سخن میگویند، اما در بزنگاهها، خواه یا ناخواه در لشکر ضد وطنها، و در لشکر کسانی هستند که پادوهای فاسدترین و دروغگوترین انسانهای عصر ما هستند. آنها نمیدانند که اگر کسی در دنیای سیاست وارد شد، حتی سکوت او هم مفهوم دارد چه برسد به اینکه بخواهد دعوت به تجمعی داشته باشد که به دلیل شرایط موجود کشور، مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
ممکن است که آنها در این چند روز به اشتباه حرفی زده باشند یا حرکتی انجام داده باشند. اما اگر در آینده، سلبریتیها به همین روند ادامه دهند چارهای جز این نداریم که آنها را سلبریتیهای اجارهای و همکاسه با داعشهای واقعی یعنی آمریکا و انگلیس بنامیم و ملت هم با این افراد تعارفی ندارد و زیر پا خوردشان خواهد کرد.
همینقدر بگوییم که اگرشما وقت ندارید مطالعات سیاسی داشته باشید، اگر در انتخابات بر اساس هیجانهای کاذب فریب میخورید، اگر به دنیایی که در آن زندگی میکنید و به عمق سیاست و استعمار فرانو نمیتوانید پیببرید، اگر مانند کودتای 28 مرداد 1332، که از لاتها استفاده ابزاری شد، میخواهید که از شما استفاده ابزاری نشود، اگر میخواهید نام شما را در کنار سفیر روباه پیر نبینیم، اگر میخواهید نام شما در تاریخ همردیف با نام امثال ترامپ و تروریستهای آمریکایی نوشته نشود، بهتر است از هر کاری که بوی ضدوطنی میدهد، بپرهیزید.
اگر حرف زدن بلد نیستید و یا نمیدانید که چگونه باید از هموطنان خود دفاع کنید، حداقل سکوت برای شما بهترین چیز است. با وطن وطن کردن مانند حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمیشود. صافی عمل است که «با وطن» را از «بی وطن» جدا میکند. عمل نیز معلول اندیشه و تفکر همهجانبه و مطالعه به روز است.
رضا صفری