کد خبر: ۱۷۹۳۹۹
تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۵۰
مشکلات چاپ و نشر و عدم اجرای قوانین ناشرین و مولفین - بخش دوم

سرقت ادبی در روز روشن با نردبان پوسیده سهل‌انگاری




در هر سطحی که نویسنده و شاعر باشید، برای خلق اثرتان عرق‌ریزان اندیشه داشته‌اید، لذا به هیچ وجه حاضر نمی‌شوید، آنچه را که برایش تا این حد زحمت کشیده‌اید، راحت به دست دیگری بسپارید. داستان مطول و تلخ سرقت ادبی متاسفانه رد پایش در بازار تولید، نشر و توزیع کتب پررنگ است و انتظار اهالی فرهنگ و ادب این است که با وضع و اجرای قرص و محکم قوانین معطوف به حقوق ناشرین و مولفین راه هر گونه تخلف بسته شود و کتب از مسیری هموار به دست مخاطبین برسند. گاه جای خالی برخی قوانین در این حیطه احساس می‌شود و گاه قانون وجود دارد، اما به صورت قرص و محکم به اجرا در نمی‌آید.
اگر تا همین چند مدت قبل تصور می‌شد با چاپ اثر، راه برای به سرقت رفتن مطالب آن بسته می‌شود، باید به این حقیقت تلخ ‌اشاره کنم که متاسفانه در حال حاضر حتی اگر اثرتان را هم چاپ کرده باشید، بیم این می‌رود که دست‌کم سارق، بخش‌هایی از کتاب شما را در اثر به اصطلاح تالیفی خود بیاورد، بی‌آنکه ارجاع داده باشد. جالب اینجاست که حتی اگر به این سرقت واقف شوید، از قید شکایت می‌گذرید، چون نه خود واقفید که قوانین چه هستند؟ و نه دلگرمید که همین اندازه قوانین موجود به سفت و سختی اجرا شوند!
پوشیدن کفش آهنین
 برای مقابله با سارق ادبی
یک شاعر و مولف در زمینه ساختار زبان شعر که کتب معتبر و مرجعی نیز در همین زمینه به زیور طبع رسانده است، لب به گلایه گشوده و می‌گوید: «چندی پیش یکی از شاعران جوان که دانشجوی رشته دکتری ادبیات هم هست، کتاب تالیفی خود را که بر گرفته از پایان‌نامه مقطع دکتری او بود، به من هدیه داد. همین که به منزل رسیدم، تورقی کردم و با کمال ناباوری متوجه شدم، شاگرد خود من در برخی از قسمت‌های اثر به اصطلاح تالیفی‌اش چندین صفحه از کتب مرجع من را آورده، بی‌آنکه ارجاع داده باشد. برای مثال دو صفحه عیناً از کتاب من آورده و بعد یک نیم‌خط از من را در گیومه قرار داده و تنها همین نیم‌خط را ارجاع داده است!»
وی ادامه می‌دهد: «مدتی گذشت و در تماس سایر دوستان متوجه شدم، در همین اثر مذکور، از مطالب کتاب‌های ایشان نیز بدون ارجاع، صفحات و پاراگراف‌های متعددی آورده شده است.»
این شاعر و مولف در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «بارها با من تماس گرفتند که شکایت کنم، اما من می‌گفتم تنهایی بروم، نتیجه‌ای نمی‌گیرم. تا اینکه بالاخره کلیه افراد شاکی با گرفتن وکیل و صرف وقت و هزینه شکایت خود را به دادگاه بردند و قاضی رای به خمیر کردن (جمع‌آوری) کتاب مذکور داد. با این حال اگر شاکیان با این سفت و سختی پیگیر نمی‌شدند، گرفتن نتیجه به این آسانی‌ها هم نبود.»
نگرانم ناشر، کتابم را کُپی کند
سرقت ادبی آن چنان مثل آب خوردن شده که اکثر کتاب اولی‌ها این نگرانی را در ذهن دارند: « نکند ناشر...».
اما واقعیت بازار کتاب این است که هر کتاب با فعالیت‌های بازاریابی فراوان فروخته می‌شود و تقریبا هیچ کتابی نیست که خود‌به‌خود تعداد زیادی از آن فروخته شود.
پرویز محسنی یک ناشر برایمان توضیح می‌دهد: «طبیعی است وقتی شما تازه کتابی را نوشته و هنوز بازاریابی خاصی برای آن نکرده باشید، فروش زیادی نخواهید داشت که این موضوع بتواند کسی را وسوسه کند که دست به کپی کردن آن کتاب بزند. از طرف دیگر به دلیل قوانین، برای ترجمه و چاپ کتاب‌های خارجی هیچ نیازی به گرفتن اجازه از نویسنده یا ناشر خارجی و پرداخت پول به آنها نیست.
فرض کنید در این شرایط، کسی خودش نتواند محتوای خوب تولید کند و بخواهد از محتوای دیگران سوءاستفاده کند، خُب طبیعی است که سراغ محتواهای خارجی که برندینگ و بازاریابی خوبی برای آنها شده است، می‌رود و کتابِ نویسندگان معروف خارجی را چاپ می‌کند. دلیلی ندارد که شخص در چنین شرایطی از یک نویسنده‌ ایرانی کپی کرده و خودش را دچار مشکلات حقوقیِ بعدی کند.»
این دست‌اندرکار نشر توصیه می‌کند: «چنانچه واقعا معتقد هستید که نوشته‌‌تان چنان ارزشی دارد که ممکن است دیگران را وسوسه کند که آن‌ را بدون اجازه چاپ کنند، می‌توانید قبل از ارائه‌ نوشته‌تان به ناشر آن اثر را در اداره‌ حقوقی وزارت ارشاد ثبت کنید. با این کار اگر با کپی اثرتان هم مواجه شدید، می‌توانید شکایت کرده و از حقوق خود دفاع کنید.»
چطور با تنظیم درخواست‌مان
 ناشر را سر ذوق آوریم؟
علی امیریان یک ناشر کتب تخصصی علمی و ادبی صراحتا می‌گوید: «حتی اگر کتاب با سرمایه‌گذاری خودتان هم چاپ شود در هر حال نام و اعتبار ناشر هم به کتاب پیوست می‌شود و بسیار طبیعی است که ناشر، اعتبار و سابقه‌ خود را بیهوده هزینه نکند.»
وی با تلخندی می‌گوید: «یک‌ بار پیامی برای درخواست چاپ کتاب برایم آمده بود که در آن فقط نوشته شده بود: سلام. من شیمی آلی را عالی تدریس می‌کنم!»
این دست‌اندرکار چاپ کتب تخصصی علمی و ادبی درباره چگونگی تنظیم درخواست چاپ کتاب که برای ناشر می‌فرستید، توضیح می‌دهد: «ابتدا خود را معرفی کنید. در معرفی خودتان لازم نیست متنی مانند رزومه‌ استخدامی بنویسید، بلکه اطلاعاتی درباره‌ خودتان بدهید که میزان تسلط شما به موضوع کتاب را نشان بدهد؛ مانند مدرک تحصیلی یا دوره‌ تخصصی مرتبط با موضوع کتاب. اگر خودتان مدرس این موضوع هستید یا فعالیت عملی درباره‌ موضوع کتاب داشته‌اید، حتما بنویسید.»
وی سفارش دارد که در مرحله‌ بعدی، درباره‌ موضوع کتاب به این طریق توضیح بدهید: «چرا باید کتابی در این موضوع چاپ شود؟ مزیت کتاب شما نسبت به دیگر کتاب‌های موجود در این زمینه چیست؟
چه ایرادی در کتاب یا کتاب‌های دیگری که در همین زمینه منتشر شده‌اند، وجود دارد که شما در این کتاب آنها را رفع کرده‌اید؟»
این دست‌اندر‌کار نشر در‌باره مرحله بعدی تنظیم درخواست چاپ کتاب می‌گوید: «به‌ طور دقیق و با ذکر جزییات، درباره‌ بازار بالقوه‌ کتاب توضیح بدهید. استفاده از عبارت‌هایی مثل همه‌ جوانان، همه‌ پدرها و مادرها، رغبتی برای ناشر ایجاد نمی‌کند، اما اگر مثلا بنویسید: «مخاطب این کتاب، مادران دارای فرزند کمتر از ۱۰ سال هستند»، مخاطب را خاص‌‌تر کرده‌اید. اگر تعداد تقریبی مشتریان بالقوه را از مراکز مختلف استخراج کرده و بنویسید، درخواست چاپ کتابتان جالب‌ توجه‌‌تر خواهد شد.»
اما مرحله نهایی تنظیم این درخواست چگونه است؟ « امیریان» در تکمیل صحبت‌هایش توضیح می‌دهد: «در مرحله‌ نهایی، میزان دسترسی خودتان به این مخاطبان را اعلام کنید؛ مثلا اگر مدرس هستید و هر ترم، فلان تعداد دانشجو این کتاب را می‌خواهند، این مورد را ذکر کنید یا اگر در اتحادیه‌ای عضو هستید و امکانی دارید که می‌توانید کتاب را از آن طریق به اعضای آن اتحادیه معرفی کنید، در درخواستتان این نکته را بنویسید. اگر در شبکه‌های اجتماعی فعال هستید و پیج اینستاگرام یا کانال تلگرام تخصصی و فعال دارید به این نکته ‌اشاره کنید.
چنانچه همه‌ مواردی را که گفتم در متن درخواست چاپ کتابتان بنویسید، درخواست شما به‌ طور حتم با انبوه درخواست‌های چاپ کتاب که به ناشر می‌رسد، متفاوت خواهد شد و ناشر درباره‌ چاپ کتاب شما جدی‌‌تر تصمیم خواهد گرفت. ناشر کتابتان می‌تواند، کیفیت کتاب شما را خیلی بالا ببرد و باعث فروش بیشتر کتابتان شود. ناشرانِ حرفه‌ای با شبکه‌های پخش، روابط خوبی دارند و کتابی که توسط آنها منتشر شود، به‌ صورت بالقوه امکان عرضه‌ راحت‌‌تر در کتاب ‌فروشی‌های کشور را خواهد داشت.»
آشفته بازار کتب ترجمه‌ای
متاسفانه در زمینه چاپ کتاب‌های ترجمه‌ای از اجرای به شدت ضعیف و یا نبود قوانین این حیطه رنج می‌بریم. یک سؤال همیشگی که مطرح می‌شود این است: آیا برای چاپ یک اثر ترجمه‌ای، نیازی به اجازه گرفتن از نویسنده یا ناشر خارجی آن هست؟
آلاله جعفری یک مترجم توضیح می‌دهد: «هر چند اخذ مجوز رسمی برای ترجمه کتاب‌های مولفان خارجی امری اخلاقی است و عموما مولفان خارجی نیز با توجه به قیمت کم کتاب‌ها در ایران معمولا درخواست‌های مالی کمی دارند، ولی از نظر قوانین ایران الزامی برای این کار نیست. قوانین کشورمان تنها از آثاری حمایت می‌کنند که برای اولین بار در ایران منتشر شده باشد. بنابراین حتی اگر مولفی ایرانی، اولین بار کتابش را در خارج از ایران منتشر کرده باشد و در ایران توسط دیگران بازنشر شود، قوانین ایران حمایتی از او نمی‌کنند.»
وی ادامه می‌دهد: «برای ترجمه خوب تسلط به زبان فارسی ضروری است. معمولا تصور می‌شود مترجم خوب باید بر زبان مبدا مسلط باشد، اما این شرط لازم است و مترجم توانمند بر زبان مقصد هم تسلط کامل دارد. بسیار اتفاق می‌افتد که مفهوم عبارتی که در زبانی غیر از زبان مادری خوانده‌ایم، می‌فهمیم، ولی نمی‌توانیم مفهوم آن را با کلماتی منتقل کنیم که دقیقا مقصود گوینده را برساند.»
از این مترجم می‌پرسیم: «چگونه از یک مترجم مبتدی، به مترجم حرفه‌ای مبدل شویم؟» وی پاسخ   می‌دهد: «همه‌ ما می‌دانیم ترجمه، دارای فنون و قواعد ثابتی است. بنابراین، هرکه آشنایی متوسطی با زبان انگلیسی داشته ‌باشد، الزاما نمی‌تواند مترجم خوبی باشد. یک مترجم حرفه‌ای به قواعد و اصول ترجمه تخصصی مسلط است. یک مترجم خوب باید به دستور زبان‌های مبدا و مقصد مسلط باشد. همچنین، اصطلاحات زبان مبدا، مبانی علمی موضوع متن و اصول حرفه‌ای ترجمه آگاهی نسبی داشته ‌باشد.»
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «مترجم حرفه‌ای، فردی است که یا تحصیلات آکادمیک مترجمی زبان انگلیسی داشته، یا در رشته تحصیلی خود، به درجه‌ای از دانش تخصصی رسیده است که قادر به ترجمه تخصصی متون علمی رشته تحصیلی خود هست. دسته اول مترجمان آکادمیک، و دسته دوم، مترجمان تجربی را تشکیل می‌دهند. در هر دو صورت، چنانچه تمایل به کار ترجمه دارید، بدانید که در ابتدای راه هستید و آموزش‌ها و نکات بسیاری هست که باید آنها را فرا بگیرید.»
کتابخوانی دلیل روشن رونق نشر
روی دیگر سکه مخاطبین کتاب هستند و اینکه جامعه ما نیاز دارد بخواند و نویسندگان و ناشرین ما هم با تقاضای زیاد در بازار کتاب، تلاششان رونق بگیرد.
ابزارِ ارتباطی ما «کلمه» است. با مطالعه، دامنه‌ لغات وسیع‌‌تری در ذهن خواهید داشت و ابزار بیشتری برای تعامل با دنیا به دست می‌آورید. گفت‌و‌گوی شما با «خود» و گفت‌و‌گو با «دیگران» با دامنه‌ لغاتِ بیشتر، نتیجه‌بخش‌‌تر خواهد بود.
اگر یاد بگیرید بهتر با خودتان حرف بزنید، بهتر می‌توانید فکر کنید و بهتر نتیجه بگیرید. اگر یاد بگیرید با دیگران بهتر حرف بزنید، خیلی از کارها تسریع می‌شوند و خیلی از موانع از بین می‌روند.