زندهدلی از نظر اسلام
در جامعه انسانی ممکن است شخصی زنده ظاهری ولی مرده دل باشد و از زندگی و حیات حقیقی طرفی نبسته باشد. امیرمومنان علی(ع) اینگونه افراد را به عنوان «میت الاحیاء» یعنی «مردگان زنده» یا مردهای در میان زندهها معرفی میکند.
مردگان زنده کسانی هستند که از حیات حقیقی که همان اسلام و ایمان و نورانیت آن است بهره نبردهاند.(انعام، آیه 122)
از نظر اسلام حیات حقیقی همان حیاتی است که با نور اسلام در دلها روشن میشود. امام علی(ع) میفرماید: «فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ لاَ یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَی فَیَتَّبِعَهُ وَ لاَ بَابَ الْعَمَی فَیَصُدَّ عَنْهُ وَ ذلِکَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ؛ چهره او چهره انسان است، ولى قلبش قلب حيوان. راه هدايت را نمىشناسد تا از آن پيروى کند و طريق گمراهى را درک نمىکند تا از آن بپرهيزد. (در حقيقت) او مردهاى است در ميان زندگان! »(نهجالبلاغه، خطبه 87)
اما کسی که دلش را به نور هدایت و اسلام و ایمان روشن کرده باشد، از حکمت الهی سود برده و دلش زنده است؛ چنانکه امام علی(ع) میفرماید: وَ إِنَّمَا ذلِکَ بِمَنْزِلَهِ الْحِکْمَهِ الَّتِی هِیَ حَیَاه لِلْقَلْبِ الْمَیِّتِ وَ بَصَرٌ لِلْعَیْنِ الْعَمْیَاءِ وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ الصَّمَّاءِ وَ رِیٌّ لِلظَّمْآنِ وَ فِیهَا الغِنَی کُلُّهُ وَ السَّلامَهُ؛ اين (حيات و زندگى) همانند علم و دانش و حکمت است که حيات قلب مُرده و بينايى چشم نابينا و شنوايى گوش ناشنوا و مايه سيراب شدن تشنگان است و بى نيازى و سلامت کامل، تنها در آن است.» (نهجالبلاغه، خطبه 133)
پس این علم و حکمت است که این قلب مرده را زنده میکند. از این رو آن حضرت(ع) در جایی دیگر میفرماید: احی قلبک بالموعظه و امته بالزهاده، و قوهًْ بالیقین، و نوره بالحکمه؛ قلبت را با موعظه زنده کن، هوای نفست را با زهد بمیران، دلت را با یقین نیرومند و با حکمت و دانش نورانی نما.(نهجالبلاغه، نامه 31)
از نظر آن حضرت(ع) باید مراقب قلب بود که عرشالله است؛ زیرا اگر مراقبت نشود، دچار مردگی میشود: ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا، فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا اکره عمی؛ براى دلهاى (آدميان) علاقه و اقبال و (گاه) تنفر و ادبار است. هنگامى كه مىخواهيد كارى انجام دهيد از سوى علاقه و اشتياق وارد شويد، زيرا اگر قلب را مجبور به كارى كنند نابينا مى شود..(نهجالبلاغه، حکمت 193)
اگر قلب اقبال داشت باید از این فرصت بهره گرفت و آن را تربیت کرد: ان للقلوب اقبالا و ادبارا؛ فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل، و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض؛ همانا دلها را در کار خیر و عبادت، اقبال و ادباری است، هرگاه اقبال بدان دارند به کارهای مستحب وادارید و هرگاه خستهاند و بدان پشت کردهاند به فرایض اکتفا کنید.(نهجالبلاغه، حکمت 312)
پس اگر دچار مرده دلی شویم، باید خود را برای زندگی دوزخی و حیات خبیث غیر طیب آماده سازیم؛ چنانکه امام علی(ع) فرموده است: من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار؛ كسى كه تقوايش نقصان يابد قلبش مىميرد و كسى كه قلبش بميرد داخل آتش دوزخ مىشود..(نهجالبلاغه، حکمت 349)
اکبر همتی