کد خبر: ۱۷۸۶۲۵
تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۵۸

بازاریابی شبکه‌ای؛ تهاجم شرکت‌های هرمی به اقتصاد و فرهنگ



بازاریابی شبکه‌ای یا همان شرکت‌های هرمی نوین، این روزها فعالیت عجیبی را در میان اقشار مختلف خصوصا جوانان آغاز کرده‌اند. برای اینکه بتوانیم درک روشن‌تر و صحیح‌تری از مکانیزم عمل آنها داشته باشیم ابتدا باید اصل موضوع را به خوبی فهم کرده و سپس جوانب و ابعاد در هم تنیده این سیستم کلاهبردارانه را با حوصله و دقت، تجزیه و تحلیل نمائیم.
پژوهشهای علمی، مستند و خدشه‌ناپذیر به روشنی نشان می‌دهد که این شیوه کسب درآمد بر خلاف ظاهر اقتصادی آن کاملاً فرهنگی بوده و درحقیقت در حوزه سبک زندگی تعریف می‌شود. دقیقاً از همین مجراست که این موضوع وارد مباحث فلسفی، فقهی، حقوقی،اقتصادی، اعتقادی، روانشناختی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و غیره می‌شود لذا باید توجه داشت باشیم که این پروژه بر خلاف ظاهر عادی و شاید آرام، حقیقتی بسیار پیچیده و وخیم دارد تا حدی که می‌توان به جرات گفت از جهاتی از پروژه معروف ۲۰۳۰ هم بسیار خطرناک‌تر است.
 لذا لازم است قبل از آنکه به اعماق هزار توی این جریان چند وجهی فرهنگی وارد شویم ماهیت و چیستی آن را به تفکیک بررسی کرده و ببینیم در این سیستم دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد.
 ۱- خرید اجباری (مصرف اجباری): شما در بازاریابی شبکه‌ای باید خریدار اجباری حداقلِ ثابتی از محصولات شرکت باشید که عمدتاً اجباراً باید خرید این مقدار ثابت را بصورت ماهانه انجام دهید. اگر چنین نکنید طبق قوانین بازاریابی شبکه‌ای حق دریافت پورسانت از محل سود حاصل از فروش افراد زیر مجموعه خود را نخواهید داشت. شما مختارید محصولات خریداری شده را هم بفروشید لذا اگر این محصولات فروش نرفتند مجبورید خودتان آن را مصرف کنید.
 ۲-خرده‌فروشی (دست‌فروشی): اولاً می‌دانیم نفس خرده‌فروشی در صورت رعایت اصول و قواعد معامله هیچ‌گونه منعی ندارد. شما مختارید و می‌توانید برای کسب سود، خرده‌فروشی محصولات شرکت را نیز در دستور کار قرار دهید. خرده‌فروشی در حقیقت بصورت دست‌فروشی و اول در بین اقوام و فامیل و دوستان و بعد هم در سایر اماکن نظیر پارک‌ها، رستوران‌ها، ادارات، مترو، سینماها، کنار خیابان و یا حتی درون خودرو انجام می‌شود. نکته جالب ماجرا اینجاست که اگر محصولات شما فروش نرفت برای شرکت هیچ اهمیتی ندارد. اگر هم اعتراض کردید که این محصولات فروش نمی‌رود خیلی ساده به شما می‌گویند عُرضه فروش نداشتید و باید تلاش بیشتری کنید. فلذا شما را با برگزاری بیش از پیش و مداوم کلاس‌های آموزشی انگیزشی، متقاعد کرده و همچنان سر پا نگه می‌دارند. البته ادعای پس گرفتن محصولات را هم مطرح می‌کنند حتی از این جهت برای شما حق قانونی هم ایجاد کرده‌اند اما در عمل بسیار سخت و یا ناقص و یا ناممکن است که بتوانید کالاهای خریداری شده خود را پس داده و پول خود را پس بگیرید. اگر قصد پس دادن محصولات و خروج از سیستم را نیز داشته باشید باز عملیات روانی سنگین، برگزاری جلسات طولانی مدت متقاعدسازی و حتی تحقیر شما و تلاش برای بازگرداندن شما به هر شیوه ممکنی در دستور کار قرار می‌گیرد. به این سادگی‌ها اجازه خروج شما از سیستم را نمی‌دهند چون هم برای شما بسیار وقت گذاشته‌اند هم شما برای آنها ماشین ایجاد سود و در حقیقت دستگاه پولسازی هستید. اگر هم کسی بگوید که ما از این طریق دچار خسارات سنگین شدیم خیلی راحت به شما می‌گویند که ما به شما کالا فروختیم لذا بی‌حساب هستیم. و این ترجمه یکی از شعارهای معروف آنهاست که می‌گوید: ما باید بتوانیم یخچال را به
اسکیمو بفروشیم.
 ۳- بازاریابی ساده و بلاواسطه (دلالی، ویزیتوری): همانطور که می‌دانید دلالی یا ویزیتوری در ماده ۳۳۵ قانون تجارت به رسمیت شناخته شده است. در این قانون دلالی چنین تعریف شده است. «دلال کسی است که در مقابل اجرت، واسطه انجام معاملاتی شده یا برای کسی که می‌خواهد معاملاتی کند، طرف معامله پیدا می‌کند. اصولاً قرارداد دلالی تابع مقررات راجع به وکالت است.»
شما در بازاریابی شبکه‌ای علاوه‌بر موارد فوق‌الذکر باید دلالی، بازاریابی بلاواسطه، ویزیتوری و جذب مشتری هم انجام بدهید و در حقیقت مصرف‌کننده اجباری، خرده‌فروش و ویزیتورهای جدیدی را برای شرکت جذب، تربیت، سازماندهی و به کارگیری کنید.
 ۴- بازاریابی شبکه‌ای (نت وورک مارکتینگ): شما علاوه‌بر سه روش فوق باید افرادِ با اوصاف بالا را که تحت عنوان بازاریاب جذب کرده‌اید، در گروه فروش چند سطحی و هرمی ذیل خود سازماندهی کنید. اساس این کار به این نحو است که هر بازاریاب می‌تواند بازاریاب دیگری را جذب کند تا گروه فروش شما از این طریق افزایشِ اعضاء پیدا کند. البته زحمت ثبت سامانه‌ای افراد در سازمان شما و تخصیص جایگاه در هرم فروش برای ایشان را خود شرکت‌ها برایتان می‌کشند. چون اینجا دیگر بحث جمع‌آوری پول و تقسیم سود مطرح است لذا شرکت‌ها با تکیه بسیار بحث برانگیز بر برخی قوانین و مقررات کشور،‌اشراف کامل خود را بر این مرحله الزامی و اجباری دانسته و اعمال هم می‌کنند. گروه‌های فروشی که به شرح بالا اقدام به افزایش اعضا می‌کنند، طبیعتاً باعث افزایش فروش کالا یا خدمات شرکت‌ها و در نتیجه باعث افزایش سود و درآمد آنها می‌گردند. این روش کسب سود طبق بند ز ماده واحده قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور جرم تعریف شده است.
 ۵ - متقاعد شدن و متقاعدسازی: برای ورود و بقاء شما در این سیستم لازم است که شما اولاً از نظام باورهای سابق خود دست بردارید و دوباره تربیت شوید. اینجاست که آموزه‌ها و معارف الحادی، لیبرالیستی و کاملاً شیطانی در حوزه سبک زندگی با ظاهر و پوششی کاملاً منطقی و هیجانی و حتی مذهبی، دینی، انقلابی و ارزشی و با شیوه‌های بسیار موثر و نفودی وارد عرصه می‌شوند. به طور کلی این آموزه‌ها برای همه اقشارِ مخاطب خود دسته‌بندی و نسخه مخصوصِ به آن قشر را دارند. مثلا برای مذهبیون نسخه مذهبی دارند. برای انقلابیون و ولایتمداران، نسخه انقلابی و ولایی دارند. برای دانشجویان نسخه دانشجویی ارائه می‌دهند و به همین ترتیب برای پزشکان، مهندسان، طلاب علوم حوزوی، بازاریان، تولیدکنندگان و برای همه افراد جامعه با هر نوع سلیقه و ذائقه‌ای نسخه مخصوص به آنها را دارند. در بازاریابی شبکه‌ای بعد از آنکه به لحاظ فکری و احساسی کاملاً بر شما مشرف و مسلط شدند حالا به شما می‌آموزند که چطور برای آنها متقاعدسازی دیگران را انجام دهید. این بخشِ کار مثنوی هفت من کاغذ است در حقیقت در بازاریابی شبکه‌ای شما را به نفع شیطان، آمر به معروف و ناهی از منکر می‌کنند.
خوب است برای تبیین بهتر، موضوع را با یک مثال دنبال کنیم.
مثلا فرض کنید بنده یکی از بازاریابان شما هستم که در سطح ۷ ذیل شما، یک جایگاه دارم و شما از محل فعالیت اقتصادی من به اعتبار اینکه در سازمان فروش شما جای دارم، مبلغی را به عنوان پورسانت دریافت می‌کنید. در این مثال جذب اعضای شما بصورت ۵ نفر ۵ نفر است.
شما: (لیدر، بازاریاب اول)
سطح ۱ شما ۵ نفر بازاریاب
سطح ۲ شما ۲۵ نفر بازاریاب
سطح ۳ شما ۱۲۵ نفر بازاریاب
سطح ۴ شما ۶۲۵ نفر بازاریاب
سطح ۵ شما 3/125 نفر بازاریاب
سطح ۶ شما 15/625 نفر بازاریاب
سطح ۷ شما 78/125 نفر بازاریاب
توجه داشته باشیم که سطوح درآمدی، می‌توانند کمتر یا بیشتر از ۷ سطح هم باشند و البته در دامنه هرم نیز توسعه یابد. مثلا ۳ سطح با توسعه دامنه سطوح.
حالا شما تصور کنید همه این افراد ماهانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان خرید اجباری داشته باشند.
 ۵+ ۱۲۵+ 625+ 3/125+ 15/625 + 78/125 =97/030 نفر
تعداد کل افراد سازمان شما
97/030 × 100/000 = 9/703/00/000 تومان
میزان خرید اجباری سازمان شما با فرض خرید اجباری ماهانه ۱۰۰ هزار تومان.
همگان می‌دانند که رقم خرید اجباری ماهانه افراد بسیار بیشتر از ۱۰۰ هزار تومان است.خودتان ضرب و تقسیم کنید و ببینید چه رقم نجومی‌ای می‌شود.
حالا نکته جالب ماجرا...
گفتیم عمده کار بازاریابی شبکه‌ای بر خلاف تصور همگان، فرهنگی، اعتقادی و سبک زندگی است لذا اگر جمعیت کل ایران را ۸۰ میلیون نفر در نظر بگیریم.
80/000/000 ÷ 97/030 = ۸۲۴
 یعنی حدوداً ۸۲۴ لیدر می‌توانند کل فرهنگ، اعتقادات، سبک زندگی، افکار، ‌اراده‌ها و باورهای جامعه را کنترل کنند. با این اوصاف خودتان ابعاد اجتماعی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و سایر جوانب امر را تحلیل و بررسی‌نمایید.
 اینکه رهبرمعظم انقلاب بارها برمقابله با جنگ نرم تاکید کرده و خواستار مقابله با نفوذ فرهنگی دشمن شده‌اند شاید یکی از مصادیقش همین باشد.
هادی علیائی‌نیا