جرعه های معرفت - شرح حدیث معصومین(ع) در کلام رهبر انقلاب
جهاد با نفس را عملیاتی کنیم
عن امیرالمومنین (ع) انه قال: بعث رسولالله (ص) سریهًْ فلما رجعوا قال: مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی الجهاد الاکبر: فقیل: یا رسولالله! و ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس. (1)
« امیرالمومنین (ع) فرمود: پیغمبراکرم (ص) گروهی را برای جهاد فرستاد. هنگامی که برگشتند فرمود: آفرین به کسانی که جهاد کوچکتر را به جا آوردند و جهاد بزرگتر بر دوش اینها باقی ماند. پرسیدند: ای رسول خدا! جهاد بزرگتر چیست؟پیامبر فرمود: جهاد با نفس.»
-بعث رسولالله (ع) سریهًْ؛ این همان روایت معروفی است که صدبار- با کم و زیادش- گفتهایم و شنیدهایم ولیکن اشکال کار این است که بایستی علاوه بر شنیدن، مختصری هم به فکر عمل به این روایت باشیم.حضرت]علی(ع)[
میفرمایند که پیغمبر اکرم سریهای را فرستاد برای جهاد.«سریه» یعنی این گروههای مبارز و جنگجویی که پیغمبر میفرستاد و خودش با آنها نمیرفت؛ به این میگویند سریه.
-فلما رجعوا قال؛ رفتند و جنگیدند و حتماً غنائم و مانند اینها ]گرفتند[ و فاتحانه برگشتند. ]وقتی برگشتند، پیامبر[ فرمود:
-مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی الجهاد الاکبر: آفرین به مردمی و کسانی که رفتند و جهاد کوچکتر را به جا آوردند،] اما[ آن جهاد بزرگتر، بر دوش اینها باقی ماند. حالا اینها شبانه رفتهاند مثلاً فرض کنید که حمله چریکی کردهاند، جان خودشان را به خطر انداختهاند، در میدان کارزار آن همه جدوجهد کردهاند، کفار را تارومار کردهاند، اموالی را برای حکومت اسلامی و بیتالمال به غنیمت آوردهاند،] اما[ همه اینها در بیان پیغمبر، شد جهاد اصغر، جهاد کوچکتر! به آدم برمیخورد حالا پیغمبر منتظر است که اینها جهاداکبر را انجام بدهند.
-فقیل یا رسولالله! و ما الجهادالاکبر؟ قال: جهاد النفس؛ حقیقتا جهاد با نفس سختتر است. البته جهاد اصغر هم بخشی از جهاد با نفس را با خودش دارد. اینکه انسان از خانه راحت و از پای کولر در تابستان، از زیر کرسی و پای بخاری در زمستان بیرون بیاید و برود در جاهای گرم و داغ تابستانی و سرد و یخزده زمستانی و با دشمنان بجنگد، مجاهدت با نفس، لازم دارد لکن جهاد با نفس،عمده عامل و انگیزه در این قضایا میتواند نباشد؛ شور جوانی و میل به حماسه و هیجان و مانند اینها، انسان را گاهی میکشاند به بعضی از میدانها. اما آنجایی که پای یک شهوت جنسی به میان میآید، آنجایی که پای تصرف یک پول حرام به دست میآید، آنجایی که مجلس از غیبت یک برادر مؤمن گل میاندازد و آدم لذت میبرد از گرمی جلسه با رفقا که داریم حرف میزنیم و میگوییم و میشنویم، آنجایی که یک عبادتی دشوار میشود و نفس انسان هیچ تمایلی ندارد به اینکه این نماز را اول وقت یا به شکل خوبی به جا بیاورد یا این روزه را در این روز گرم بگیرد یا این مال را که حق الهی است از جیب خودش دربیاورد و در راه خدا بدهد، اینجاها است که مجاهدت با نفس و قدرت انسان بر نفس، معلوم میشود. و قالت هیت لک؛ (2) در جایی که یوسف، جوان زیبا، متعین،(برجسته) متمکن، در این خانه اشرافی که رئیس همه ]است[، حالا همسر زیبا و جذاب این خانه هم به او عشق میورزد و او را به خود فرامیخواند، اینجا است که «قال معاذالله» (3) یک مثال جهاد با نفس است و مثالها و موارد فراوان در زندگی من و شما همینطور از صبح که پا میشویم تا شب، هست. این، جهاد بزرگتر است. اگر این جهاد را توانستیم بکنیم، آن وقت جهاد اصغر هم آسان میشود؛ چون همه مشکل جهاد اصغر همین محرومیتهایی است که پیش میآید. جهاد اصغر هم فقط در میدان جنگ نیست؛ میدان جنگ سیاسی با آمریکا و با ابرقدرتها و با پرروهای مستکبر عالم هم جهاد است؛ آن هم جزو انواع جهاد است؛ نبادا بدشان بیاید، نبادا از ما رو برگردانند، نبادا ما را زیر فشار قرار بدهند؛ این نبادا نباداها است که انسان را تضعیف میکند. اگر آن جهاد با نفس تحقق پیدا کرد، دیگر در این میدانها انسان سبک بال است و میتواند براحتی حرکت کند.غرض، صدها بار این حدیث را خواندهایم و گفتهایم و شنیدهایم اما یک قدری هم در مقام عمل، اجرائی کنیم- به قول اداریها عملیاتی کنیم- این حدیث را.
* شرح حدیث در ابتدای درس خارج، 1384/1/23 به نقل از کتاب نسیم سحر
____________
1- نوادر راوندی،ص 141
2- سوره یوسف، بخشی از آیه 23؛«... و گفت: بیا که از آن توام!...»
3- سوره یوسف، بخشی از آیه 23؛«...]یوسف[ گفت: پناه بر خدا....»