واقعیت فوتبال ما در کجا عینیت پیدا میکند؟(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
لیگ برتر فوتبال ایران بابرگزاری هفته شانزدهم (یعنی هفته اول ازدوربرگشت) برای چند هفته متوقف شد. علت اصلی این امر، علاوهبر تعطیلات نیم فصل، برپایی اردوی تدارکاتی تیم فوتبال امید در قطر است. تیمی که خود را برای دیدارهای مقدماتی المپیک۲۰۲۰ توکیو آماده میکند و قرار است روز۱۹ دیماه در کشور تایلند اولین بازی خود را در چارچوب این رقابتها با ازبکستان انجام دهد.
فوتبال ایران از سال ۱۹۷۶ که در المپیک مونترال حضور داشت دیگر تا آخرین دوره المپیکی که برگزار شده است یعنی المپیک ۲۰۱۶ در کشور برزیل موفق به کسب جواز حضور در این رویداد بزرگ ورزش جهان نشده است و همواره در رقابتهای مقدماتی در مصاف با حریفان آسیایی ناموفق بوده و واز رفتن به المپیک بازمانده است.
البته علاقمندان به ورزش و دوستداران رشته فوتبال اطلاع دارند که تیم ملی فوتبال ایران با برتری برحریفان در دیدارهای مقدماتی المپیک مسکو(۱۹۸۰)جواز صعود به این رقابتها را به دست آورد اما چون به دلایل سیاسی کاروان ورزشی ایران راهی این بازیها نشد و المپیک مسکو از طرف ایران تحریم شد به طور طبیعی تیم ملی فوتبال ایران هم به این رقابتها اعزام نشد.
ناکامی فوتبال ایران در صعود به مرحله نهایی فوتبال المپیک در حالی به طور متوالی و پیاپی رقممی خورد که طی چند دوره اخیر تیمهایی مثل ژاپن یکی از نمایندگان ثابت قاره آسیا در این رقابتها بوده است تیمهایی که در همان زمانکه فوتبال ایران پی درپی جواز صعود به المپیک(مونیخ، مونترال،مسکو) را به دست میآورد و در عرصه قاره آسیا حرف اول را میزد و سروری میکرد غالبا(مثل همین ژاپن یا عربستان یا...) محلی از اعراب و حرفی برای گفتننداشتند. و باز این ناکامی المپیکی در حالی برای فوتبال ایرانتکرار میشود وخاطر هواداران آن را آزرده میسازد که این فوتبال در طول همین سالها موفق شده است چهار بار بهبزرگترین و معتبرترین آوردگاه فوتبال جهان یعنی «جام جهانی» صعود نماید(2014،۲۰۰۶،1998و ۲۰۱۸)! واین به گمان ما موضوعی است که جای تحلیل و بررسی کارشناسانه و جدی دارد؟ اگر فوتبال ایران اینقدر قدرتمند است که میتواند در تلاشهای خود برای صعود به جام جهانی معمولا موفق باشد پس چرا نتوانسته طی نزدیک به ۵۰ سال گذشتهحتی یک بار به المپیک صعودکند؟!
اگر کمی دایره بحث را بازتر کنیم این سؤال را میشود این گونه هم مطرح کرد که چرا فوتبال ایران دراغلب تلاشها ومیادینی که حضور پیدا میکند مثل جام ملتهای آسیا، باشگاههای آسیا، ردههای سنی پایه و... ناموفق است و به نتایج مورد انتظار دستنمی یابد؟ مثلا چرا تیمملی که فاتح سه دوره پیاپی جام ملتهای آسیا شده بود ازسال۱۹۷۶ تا کنون(یعنی از همان سال حضور در المپیک مونترال) موفق به تکرار قهرمانی در این رقابتها که معتبرترین و قویترین تورنمنت فوتبال در آسیاست، نشده است؟!
واقعیت فوتبال ما در کجا عینیت پیدا میکند و قابل فهم است، در صعود به جام جهانی یا در ناکامیهای متوالی تکراری در سایر میادین؟! البته خوانندگان فهیم و صاحب تحلیل خوب میدانند که این نشریه طی چند سال اخیر به سهم وبهاندازه فهم خود در مطالب متعددی به این سؤال و پاسخ آن از ابعاد مختلف پرداخته است. و نیک وقوف دارند که لب و چکیده پاسخ ما به این سؤال اساسی این بوده که بدون تعارف مسئولان ورزش ما سالهاست فوتبال را به حال خود رها کرده و از انجام کارهای زیربنایی و ساختاری طفره میروند و برای سرپوش گذاشتن بر کوتاهیهای خود وپرکردن چشم و گوش مخاطبان به ویژه مدیران بالا دستی تمام فکر و ذهن و تلاش و دوندگیها و هوش و حواسشان را به صعود به هرقیمت به جام جهانی متمرکز کرده و معطوف ساختهاند.
آنها که ورزش را و فوتبال را عمیقا میشناسند و به طور جدی دنبال میکنند خوب میدانند که موفقیت در ورزش مثل هر جای دیگر محصول برنامهریزی مدبرانه و اجرای دقیق وکار آمد است. وهمینان خوب میدانند که فوتبال ما و اکثر رشتههای ورزشی، فاقد چنین برنامهریزی و اجرایی هستند. بنابراین در چنین شرایطی اگر موفقیتی هم به پای فوتبال نوشته میشود آن را نباید به حساب خروجی طبیعی عملکرد و برنامههای کارآمد وتدابیر دقیق مدیریتی دانست وحتی درباره آن باید به طور جدی شک کرد.
باید از خود سؤال کرد که مثلا فوتبالی که خیلی جاها خط وربطش تابع جریانات دلالی است. فوتبالی که به « ردههای پایه» (از جمله همین امیدها) بیتوجه است. فوتبالی که در آن « باشگاه» در معنا و تعریف استانداردش وجود ندارد. فوتبالی که تیمهای مردمی و پرطرفدار و صاحب افتخارش دروپیکر ندارد وهر کس و ناکسی و هر ناوارد تازه ازگردراه رسیدهای میتواند در آنها ردای ریاست و مدیریت برتن کند و... ربطش با « جام جهانی» چه میتواند باشد.
روشن است که این حرف ما به معنای نفی لیاقت و شایستگیهای جوانان برومند وپابه توپ این آب وخاک عزیز نیست. بلکه یادآوری حرف همیشگی است که اگربر این ورزش و فوتبال پر از استعداد ناب که هر بیگانه و آشنایی را به تحسین وا میدارد،مدیریتی اهل و کارآمد و دلسوز و با انگیزه حاکم باشد. مدیریتی که با مردم صادق و شفاف باشد(ماجرای سرمربی ایتالیایی و ابهامات و تناقضات و شبهات گیجکننده و اظهارات ضد و نقیض به اصطلاح مدیرانی که از سروکول این فوتبال و این تیمها و این ورزش بالا میروند آخرین نمونه از این صداقت و شفافیت مدیریتی در فوتبال و ورزش ما بود!)؛ راستگو و درست کردار باشد، آنوقت بدون شک جایگاه همیشگی تیمملی فوتبال حضور در جمع بزرگان جهان وحق مسلم امیدهای ما حضور در المپیکهاست.
شعار نمیدهیم گذشته و سابقه نشانمیدهد و ثابت میکند که این جوانان چیزی از همگنان و حریفان دور و نزدیک خود کم ندارند؛ اما اگر جایی کم میآورند علت اصلی را در معاملههای بدی باید پیدا کرد که مدیریت ورزش و فوتبال با آنها میکنند!