کد خبر: ۱۷۷۸۸۴
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۳۳
پیش درآمدی بر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

موج نوی سینمای انقلاب بازی پـدرخوانـده‌هـا را به هم می ریزد؟!



آرش فهیم
در میان همه اتفاقات و حواشی تاریک و روشن جشنواره فیلم فجر در سال‌های اخیر، نمی‌توان از کنار تجلی یک اراده سینمایی به سادگی گذشت؛ ظهور نسل تازه‌ای از فیلمسازان که با آنها می‌توان نسبت به آینده سینمای ایران امیدوار بود؛ کارگردان‌هایی که اگر فعالیت خود را در مسیر پربارقه‌ای که آغاز کرده‌اند ادامه دهند، افق پیش روی سینمای ایران روشن خواهد شد.
اگر جشنواره فیلم فجر را نمودار یا به عبارتی ویترین وضع موجود سینمای ایران بدانیم، می‌توان اوضاع امروز این عرصه را تا حدودی با سال‌های آغاز انقلاب اسلامی قابل قیاس دانست. اکنون هم مانند همان دوران، حیات فرهنگی پدرخوانده‌های هنر هفتم، رو به زوال است و فقط گاهی در گیشه آن هم از راه کلیشه‌های متعفن، کاسبی می‌کنند! سینمایی هم که مبدأ و مقصدش جشنواره‌های فرنگی است، به پادشاه برهنه افسانه‌ها می‌ماند و بریده و دور از مردم، تنها با جوایز هر از گاه فستیوال‌ها به حیات کج‌دار و مریز خود ادامه می‌دهد.
در مقابل این وضع رغت بار و مأیوس‌کننده، طیف جدیدی از فیلمسازها ظهور کرده و در حال تثبیت جایگاه خودشان هستند که گویی درحال آواربرداری از این خانه خرابه برای برپایی بنایی باشکوه، زیبا و تازه‌اند. سینمای ایران از اوائل دهه 90 در حال یک تجربه جدید است؛ باز هم مانند سال‌های آغاز انقلاب و اوائل دهه 60 نسل تازه‌ای از سینماگران، نوع متفاوتی از فیلم‌ها را فرا‌تر از دوگانه فیلم فارسی – جشنواره‌ای رقم زده‌اند. باز هم مانند آن دوران ، فیلم‌هایی مماس با واقعیات تلخ و شیرین امروز و دیروز جامعه ایران ساخته می‌شود. فیلمسازانی آمده‌اند که در آثارشان، هم هوای فرم و محتوا را دارند و هم جذابیت و احترام به مخاطب را توأم می‌دانند. اگر در آثار فیلمسازان شبه روشنفکر و جشنواره‌ای، کاستی‌ها و ناراستی‌های اجتماعی به شکلی ابزاری و ریاکارانه مطرح می‌شد، در فیلم‌های نسل جدید، مسائل و مصائب اجتماعی، نمودی صادقانه و غمخوارانه دارد. چون هدف جشنواره ای‌ها از ترسیم کژی‌های جامعه، یافتن جایی در دل سیاه مدیران فستیوال‌های خارجی بوده است، اما مقصد فیلمسازان انقلابی، باز کردن جایی در دل مردم خودمان است.
 این موج، از سال 91 و در جشنواره فجر سی و یکم با کارگردان‌های جوانی چون «بهروز شعیبی»، «احسان عبدی پور» و «هادی مقدم دوست» آغاز شد. در سال‌های بعد، همزمان با بازگشت دوباره «ابراهیم حاتمی‌کیا» به سینمای دفاع مقدس، فیلمسازهای جوان دیگری هم با نگاهی نو و متفاوت و ارائه ایده‌های فرمی بکر و خلاقانه، وارد میدان شدند. یکی از آنها، «محمد حسین مهدویان» است که به ویژه با فیلم‌هایی چون «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» خون تازه‌ای در رگ‌های این جریان جاری ساخت. در همان سال‌ها فیلمسازان جوان دیگری چون «سیدجلال دهقانی‌اشکذری»، «هادی نائیجی»، «دانش اقباشاوی»، «روح الله سهرابی» و... با رویکردی متعهدانه و انقلابی، آثاری ساختند که رگه‌هایی از خلاقیت و استعداد را نشان می‌داد، اما مدت هاست که فیلم مهمی نساخته‌اند و شاید در روزگاری نه چندان دور، دوباره بدرخشند. چیزی نگذشت که «نرگس آبیار»،«سید محمدرضا خردمندان»، «رضا زهتابچیان» و «منیر قیدی» نیز با آثاری نسبتا قابل قبول و با گرایش به جریان موج نوی سینمای انقلاب، ظاهر شدند. «مهدی جعفری» نیز تازه‌ترین کارگردانی است که در دوره اخیر جشنواره‌های فجر و کودک و نوجوان با فیلمی دفاع مقدسی، خوش درخشید. همچنین موج نوی فیلمسازان انقلابی، طلایه دار تولید انیمیشن‌های فاخر و خوش ساخت بوده‌اند که نام‌هایی چون «هادی محمدیان» و «محمد امین همدانی» را می‌توان به یاد آورد. به این نام‌ها می‌توان «امیر داسارگر» را هم اضافه کرد که این روزها با فیلم موفق «منطقه پرواز ممنوع» به عنوان نماینده جدید موج نوی سینماگران انقلابی شناخته می‌شود.
اما به قول مرحوم حمید سبزواری، «خوش‌نشینان ساحل بدانند، موج این بحر را رامشی نیست» چون در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر، باز هم چهره‌های جدیدی به موج نوی سینمای انقلاب خواهند پیوست؛ همچون دوره‌های اخیر، باز هم آثاری با موضوعات مرتبط با انقلاب و دفاع مقدس در این جشنواره به نمایش درخواهد آمد که چشمان بسیاری را به خود خیره کنند. علاوه‌بر محمدحسین مهدویان و بهروز شعیبی که قبلا شناخته شده بودند، برای اولین بار کارگردان‌های جوانی چون امیرعباس ربیعی، سیاوش سرمدی، مهرداد خوشبخت و... نیز در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، خودنمایی خواهد کرد و احتمالا از امیدهای این رقابت در بخش نگاه نو خواهند بود.
باید منتظر ماند و دید، موج نو سینمای انقلاب که در جشنواره امسال با کمیت و کیفیت بالاتری حضور دارد، می‌تواند کل فضای سینما را دستخوش تغییر قرار دهد و بازی‌های ناثواب پدرخوانده‌های سینما را بر هم زند؟