عوامل ایجاد اضطراب در زندگی روزمره و راهکارهای مهار آن چیست؟ - بخش نخست
کاهش اضطراب روزمرگیها کلید سلامت جسم و جان
گالیا توانگر
هر جا که سر میچرخانی، اضطراب بر روزمرگیها چمبره زده است. اگر بخواهی به هر موضوعی بیش از حد بها دهی، حتم بدان که به زودی موج اضطراب تو را از پا در خواهد آورد. تنها راه یادگیری مدیریت موقعیتهای تنش زا در طول روز است. برای مدیریت بهینه اضطرابِ روزمرگیها باید از اهرامهای مناسب حفظ تعادل در زندگیتان بهره بگیرید. ورزش، هنر، تغذیه مناسب وتقویت معنویت و ارتباط با خدا جزو اهرام اصلی فائق آمدن بر مشکلات است.
یکی از دلهرهآورترین لحظات زندگیِ بیشتر ما، زمانی بوده که متوجه شدیم اشتباه وحشتناکی انجام دادهایم. شاید، اشتباهی تایپی بوده که نتایج یک گزارش مالی را کاملاً تغییر داده و یا شاید فراموش کردهایم برای ملاقات مهم روز بعد در مکان مقرر جا رزرو کنیم. برای هر کسی، جزئیات ماجرا متفاوت بوده، ولی در نقطهای از زندگی همه ما در معرض این طوفان ترس و دلشوره قرار گرفتهایم. اشتباهات و فشار کاری غیرقابل اجتناب هستند، رمز موفقت برای پشت سر گذاشتن فشارها این است که آرامش و خونسردی خود را حفظ کنیم.
اگر برایتان سخت است تجسم کنید چه اتفاقی قرار است بیفتد، فقط از خود دو پرسش ساده بپرسید: «بدترین اتفاقی که میتواند بیفتد چیست؟ آیا چنین چیزی پنج سال بعد نیز برایتان همین قدر اهمیت دارد؟» پاسخ دادن به این سؤالها باعث میشود که از اندیشیدن به افکاری مانند «وای حالا چه اتفاقی میُفته؟ دیدی بدبخت شدم؟» دست بردارید. احتمالا متوجه میشوید موضوعی که بیشتر از همه از آن میترسید، ریختنِ آبرویتان جلوی دیگران است. هنگامی که این مرحله را پشت سر بگذارید، میتوانید رفتهرفته، اعتماد به نفسِ از دست رفته خود را بازیابید و اوضاع را سروسامان بدهید.
اعتماد به خدا
قویترین اهرم رفع مشکلات
بر خدا توکل کن (و کارهای خود را بدو بسپار). همین بس که خدا حافظ (و مدافع انسان) باشد.(الاحزاب آیه 3)
مردی ثروتمند وجودش همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه نعمات بهرهمند بود، هیچگاه شاد نبود. او خدمتکاری داشت که ایمان در درونش موج میزد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت: «ارباب! آیا حقیقت دارد که خداوند پیش از به دنیا آمدن شما جهان را اداره میکرد؟»
او پاسخ داد: «بله.»
خدمتکار پرسید: «آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید، آن را همچنان اداره خواهد کرد؟»
ارباب دوباره پاسخ داد: «بله.»
خدمتکار گفت: «پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آن را اداره کند؟ به او اعتماد کن، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم میآورند. به او اعتماد کن، وقتی که نیرویت کم است. به او اعتماد کن، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی، اعتمادت قویترین اهرمها خواهد بود.»
کاهش 68 درصدی اضطراب با مطالعه
مطالعه، اضطراب را تا 68 درصد کاهش میدهد. به راستی زمان آن نرسیده که داروهای ضد اضطراب را کنار بگذاریم و از راهکارهایی این چنینی بهره ببریم.
زمانی که استرس دارید ترجیح میدهید چه کارهایی انجام دهید؟ پیادهروی کنید؟ یا موسیقی گوش دهید؟ محققان اطمینان دادهاند که در مواقع استرس باید مطالعه کرد. تحقیقاتی که انجام دادهاند نشان داده است که مطالعه در مقایسه با موسیقی، پیادهروی و حتی قهوه بهترین روش برای غلبه بر استرس است. افرادی که مورد آزمایش قرار گرفته بودند با مطالعه به مدت 6 دقیقه توانسته بودند استرس خود را کاهش دهند.
علی سهیلی یک کارشناس ارشد رشته کتابداری برایمان میگوید: «مطالعه بیخوابی را درمان میکند. ثابت شده است که مطالعه یکی از موثرترین راهها برای آرامش و آمادگی برای خواب میباشد. نور موبایل و تلویزیون به مغز میگویند که اکنون زمان بیدار شدن است در حالی که خواندن کتاب در نور کم تأثیر کاملاً متفاوتی دارد زیرا مغز تشخیص میدهد که اکنون زمان استراحت است.
مطالعه از ما انسانی لطیف و مهربان میسازد. هنگامی که کتابی را مطالعه میکنید به خصوص کتابهای داستان، از نظر احساسی به عمق داستان میروید و ارتباط احساسی با قهرمانان داستان برقرار میکنید. مطالعات نشان داده است، کسانی که از نظر احساسی با داستان ارتباط برقرار میکنند در دنیای واقعی انسانهای مهربان و دلسوزی هستند.»
وی ادامه میدهد: «مطالعه کارکرد مغز را تقویت میکند. تحقیقات نشان داده است که ما انسانها پس از مطالعه باهوشتر میشویم. چند روز پس از پایان کتاب مغز ما تغییرات مثبتی را نشان میدهد. دانشمندان دریافتهاند که بهبود در کارکرد مغز به دلیل ارتباطات شدید در مغز و تغییرات عصبی است که در حافظه عضلانی ایجاد میشود.
مطالعه افسردگی را از بین میبرد. بر اساس یکی از تحقیقات اخیر مطالعه یکی از بهترین روشها برای مبارزه استرس است. در این تحقیق بیمارانی که از کتاب راهنمای خودخوان برای از بین بردن استرس استفاده میکردند زودتر از کسانی که به کارشناس مراجعه میکردند توانستند استرس را در خود کاهش دهند.
مطالعه انسان را جذابتر میسازد. مطمئنا یک انسان باهوش و تحصیلکرده برای دیگران جذابیت بیشتری دارد. شخصی که بتواند در هر حیطه موضوعی بحث کند.»
ورزش کلید سلامت
و غلبه بر اضطراب
مانوس شدن با ورزش روزانه و پیادهروی و یا آموختن یک هنر جدید ما را در مهار اضطرابهایمان تا حد زیادی کمک میکند. اگر به جسم و روانتان اهمیت میدهید، باید برای بالندگی خود وقت صرف کنید و از زنجیرهای روزمرگی رهایی پیدا کنید.
اضطراب طیف وسیعی از علائم را در بردارد که میتوان از جمله به حالتترس و نگرانی و استرس اشاره کرد. علائم فیزیکی بدن بطور معمول بهصورت تنگی نفس، افزایش ضربان قلب، عرق، سرگیجه، حالت تهوع، سفتی عضلات و لرزش و عدم آرامش خود را نشان میدهد. مجموعه بیماری اضطراب میتواند با حالت ترس از اجتماع، مکان و یا حیوانات،... همراه باشد. همچنین در بعضی موارد استرس و اضطراب به همراه وسواس و یا ترس از یادآوری حادثهای ترسناک یا غمانگیز نیز نمایان میگردد.
مونا هدایت زاده یک مربی حرفهای ورزش برایمان توضیح میدهد: «تقریبا 20 درصد همه انسانها در یک نقطهای از زندگی خود دچار استرس و اضطراب میگردند و شایعترین نوع آن بهصورت ترس از اجتماع وترسهای خاص گزارش شده است. درمانهای اصلی برای استرس و اضطراب شامل رفتار درمانی و مشاورههای روانشناسی و در بعضی موارد داروی ضد اضطراب است، اما آنچه که نباید از نظر دور داشت، نقش بسیار موثر ورزش بهعنوان یکی دیگر از درمانهای استرس و اضطراب میباشد. تعداد حملاتترس و اضطراب در افرادی که بهطور منظم به میزان حداقل 30 دقیقه ورزش آئروبیک (بخصوص پیادهروی سریع و دویدن) انجام میدهند بسیار کمتر است.»
10 عادت وحشتناکی که
شما را از پا در میآورند
دلیل تمام استرس، اضطراب و افسردگىهایمان؛ این است که وجود خودمان را نادیده میگیریم و براى خشنود كردن دیگران زندگى میكنیم.
مهسا میرعمادی یک مشاور درباره 10 عادت وحشتناکی که خوشبختی شما را از بین میبرند، برایمان توضیح میدهد:
مقایسه دائمیخود با دیگران:
نگاه کردن به ظاهر زندگی دیگران و تصور اینکه آنها عالی ترین شغل و شادترین روابط را دارند یا پول بیشتر و قیافه بهتری دارند، کار آسانی است، اما این مقایسهها همیشه منصفانه نیستند؛ زیرا تک تک ما انسانها در جایگاه خودمان منحصربه فرد هستیم و استعدادها،ترسها، تمایلات و اهداف خودمان را داریم.
شکرگزار بودن و قدردانی، زندگیتان را دگرگون میکند:
شاکربودن، فکر شما را به داشتههای شگفتانگیزتان معطوف میکند. اگر درک نکنید که در زندگی از چه نعمتهایی برخوردار هستید و قدردان آنها نباشید، هرگز در زندگی احساس رضایت نخواهید کرد. قدردانی، از استرس شما میکاهد، به ذهن شما آرامش میدهد و از شما یک شخصیت منعطف و مهربان میسازد.
گرفتارترس یا نفرت شدن:
نفرت هم به اندازهترس مخرب است. اگر بگذارید خشم، شما را کنترل کند؛ در باتلاقی از بدبینی و ستیزه جویی فرو میروید. خاطره تجربیات تلخ در ذهن ما انباشته میشوند، اما اگر بخواهیم بر اساس خشم یا نفرت تصمیمگیری کنیم، توانایی تمرکز خود را روی مسائل مهم زندگی از دست میدهیم. نفرت، شادیهایمان را ذره ذره از ما میگیرد.
تمرکز محض روی گذشته یا آینده:
اگر توجه شما فقط معطوف به گذشته یا آینده باشد، احتمال دارد تجربیات و فرصتهایی را که درست مقابل چشمانتان است، نادیده بگیرید. شما باید در لحظه زندگی کنید تا توجه تان را معطوفِ شرایط و اطرافیانتان کنید. اگر این گونه نباشد، بدون اینکه تشخیص بدهید، روزها و سالهای زیادی را پشتسر میگذارید؛ درحالی که در هیچیک از آنها زندگی کردن در لحظه را تجربه نکردهاید.»
وی در ادامه به چند مورد دیگر از عوامل اضطراب آفرین و کشنده اشاره کرده و میگوید:
تمرکز روی مسائل غیرقابل کنترل:
اکثر مواقع تمایل ما به کنترل همه مسائل پیرامون مان، ریشه در اضطراب وترس دارد. ما باور داریم که اگر فرمان دست خودمان نباشد، بدترین اتفاقات خواهد افتاد. تلاش بیشازحد برای کنترل همه چیز، درست مانند جنگیدن با دنیاست و درنتیجه این طرز تفکر، خودمان را از شادی و آرامش محروم میکنیم. بهجای تلاش برای کنترل کردن تمام جزئیات پیرامون، اجازه بدهید زندگی روال عادیاش را طی کند. روی مسائل غیرقابل کنترل زندگی بیش ازحد تمرکز نکنید و سعی کنید از آزادی این نگرش جدید لذت ببرید.
اسیرشدن در بازی سرزنش:
سرزنش کردن مداوم دیگران بهخاطر مشکلات یا شرایط خودتان، عادت مخربی است که هم به خودتان و هم به اطرافیانتان آسیب میرساند. وقتی دیگران را سرزنش میکنید، از مسئولیت احساسات و اعمال خودتان چشمپوشی میکنید. ما مسئولیت مشکلاتمان را به گردن دیگران میاندازیم، چون نمیخواهیم خودمان را مقصر بدانیم. درعوض، با مقصر دانستن دیگران، شکست خودمان را توجیه میکنیم تا احساس بهتری پیدا کنیم.
چشم دوختن به داراییها:
وقتی تمرکز زندگیتان فقط روی پول و مادیات باشد، نمیتوانید شادیهای واقعی و حقیقی زندگی را ببینید. منکر نمیشویم که پول به رفاه ما و اطرافیانمان کمک میکند، اما زمانی که تمرکزمان به طور کامل روی ثروت و اندوختن آن باشد، چیزهایی را که سبب آرامش و شادی واقعیمان میشوند، فراموش میکنیم. در زندگی به دنبال تعادل باشید و بدانید که فقط با ثروت نمیتوانید شادی بخرید و این حقیقتی است که باید آن را بطور درونی باور داشته باشید.»
این مشاور در تکمیل صحبتهایش به موارد اضطراب آفرین دیگری اشاره کرده و میگوید:
احاطه شدن با افراد سمی:
ارتباط با افراد سمی، شادی و آرامش را از شما میگیرد. اگر مراقب نباشید، ذهنیت بدبینانه آنها به شما سرایت میکند. واقعیت غمانگیز این است که انسانهای سمی، ذرهای به اطرافیانشان اهمیت نمیدهند و برایشان فرقی نمیکند، دیگران چقدر برای آنها وقت صرف کردهاند.
از بین رفتن آرزوها به واسطه تنبلی:
همه ما هرازگاهی وظایفی را به تعویق میاندازیم که از انجامشان میترسیم یا بهانهتراشی میکنیم تا دلیلِ انجام ندادن کاری که قول انجامش را داده بودیم، توضیح بدهیم. به تعویق انداختنِ همیشگی، بدون شک به شادی بلند مدت ما لطمه میزند. انسان با تنبلی، زمان باارزش و انرژیاش را هدر میدهد، درحالی که ما میتوانیم از این دو منبع با ارزش برای پیگیری اهداف و آرزوهایمان استفاده کنیم.
بدترین منتقدِ خود بودن:
برای ارتباط برقرار کردن با خود واقعی تان حوصله به خرج دهید. شما واقعاً از خودتان چه انتظاری دارید؟ میخواهید چه کسی باشید؟ چه چیزهایی را دوست دارید؟ چه چیزهایی را دوست ندارید؟ برای اینکه خودتان را پیدا کنید و کسی را که هستید دوست بدارید، باید راهی پیدا کنید. افکار منفی را کنار بگذارید و فقط به انتقادات سازنده فکر کنید. فراموش نکنید که با خودتان مهربان باشید، همینطور با دیگران، چون این راه رسیدن به شادی واقعی است.»