نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
اقتصاددان اصلاحطلب: دولت روحانی قیمت دلار را دستکاری میکند
حسین راغفر، کارشناس اقتصادی حامی دولت در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«نکته محرز براي من اين است که دولت چه در گذشته و چه امروز با دستکاري در نرخ ارز قيمت آن را در بازار تعيين کرده و ميکند. بدين معنا که خود دولت نرخها را تا 19 هزار تومان افزايش داد و اکنون هم تشخيص داده که نرخ دلار را در کانال 11 هزار تومان نگه دارد. اين موضوع هم علت اقتصادي ندارد و بايد ريشهها را در مسائل سياسي جستوجو کرد».
سرویس سیاسی-
روحانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری 92 گفته بود:«دلار به چندین برابر قیمت افزایش پیدا میکند. مشکل کجاست؟ عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بیثباتیها». اما متأسفانه در دولت روحانی، قیمت دلار از 3 هزارتومان تا حدود 19 هزارتومان افزایش پیدا کرد و به دلیل این سوءمدیریت، سفره مردم کوچک شد.
اعتراف اصلاحطلبان به «بحران هویت»
روزنامه سازندگی در یادداشتی با عنوان «دو گام ضروری» به قلم صادق زیباکلام نوشت: «امروز اقبال مردم به اصلاحطلبان کاهش یافته» و «اصلاحطلبان اعتبار اجتماعیشان را از دست دادهاند».
زیباکلام نوشته است: «به اعتقاد من مقدار زیادی از بار از دستدادن اعتبار اجتماعی اصلاحطلبان به دوش خود آنهاست»
وی افزوده است: «اگر از دختر یا پسری که در 22 خرداد 76 متولد شده و الآن دانشجو است بپرسیم که اصلاحطلبی چیست و اصلاحطلب چه کسی است واقعاًً نمیتواند جوابی بدهد.»
در این مطلب با تأکید بر بحران هویت در جبهه اصلاحات آمده است: «خیلی از چیزهایی که اصلاحطلبان و رهبری اصلاحات میگویند بر سر زبان اصولگرایان هم هست. خب پس چه فرقی بین اصلاحطلبان و اصولگرایان وجود دارد؟... تصور میکنم مهمتر از اینکه اصلاحطلبان امروز بگویند باید با جریان اعتدال ائتلاف بکنیم یا نکنیم باید بگویند استراتژی اصلاحطلبان چیست و آن عنصر هویتی که ما را از اصولگرایان و اعتدالیون جدا میکند چیست؟»
زیباکلام در انتهای مطلب خود آورده است: «بنابراین فوریترین گامیکه اصلاحطلبان باید در این شرایط بردارند، این است که استراتژی خود را تعیین کرده و هویت اصلاحطلبی را تعریف کنند»
گفتنی است که کرباسچی ماه گذشته گفته بود: «اصلاحات یک سازماندهی جدی میخواهد که آن را تعریف کند. به این معنی که از اساس اصلاحات چیست؟ چه مفهومیرا دنبال میکند؟ به دنبال اصلاح چه مواردی است؟ از ۷۶ تا به امروز جریان اصلاحات مکرر گفته است که میخواهد اصلاحات کند اما هرگز روشن نکرده است به دنبال اصلاح چه چیزی است. آیا میخواهد سیاست را اصلاح کند یا اولویت آنها اصلاح اقتصاد است؟ اصلاحات باید روشن کند که میخواهد دولت را اصلاح کند یا اصلاح مسائل اجتماعی را دنبال کند یا اینکه بهطور مثال به دنبال اصلاح و از بینبردن فساد در جامعه است. اصلاحات به مفهوم کلی کلمه چه ایدهای را در سر دارد؟ آیا اصلاحطلبان تصور میکنند که آزادیهای اجتماعی و مدنی در جامعه کم است و باید فضا را برای افزایش آنها اصلاح کرد؟.»
تلاش برای آدرس غلط دادن و فرار از شفافیت
روزنامه ابتکار در یادداشتی به قلم محمدعلی وکیلی، مدیرمسئول و نماینده مجلس شورای اسلامی به مسئله شفافیت پرداخته و با عباراتی مانند «پاسخگویی، تعریف واحدی ندارد.»، «شفافیت یک قیدِ دیگر نیز دارد»، «امروز شفافیت را به این تنزل دادهاند که...»، «شفافیت، یک مفهومِ مشکک است» و «بازی سیاسی با آن، یک نامردی سیاسی است.» و... سعی کرده با آدرس غلط دادن و تأکید بر اینکه باید جاهای دیگر هم شفاف شوند و با مسئله شفافیت آرای نمایندگان، سیاسی برخورد میشود، مسئله شفافیت را به انحراف ببرد و از پاسخگویی نسبت به رد لایحه «طرح شفافیت آرای نمایندگان مجلس» طفره برود.
وی نوشته است: «اگر بخواهیم دقیقتر حرف بزنیم، بهجز ملاحظه پاسخگویی، شفافیت یک قیدِ دیگر نیز دارد. ما باید دقیقاًً بدانیم کجا را باید شفاف کنیم، یعنی کدام نقطه بلاخیز و فسادخیز در قدرت وجود دارد. به عبارتی باید بدانیم شفافیت با مانیتور کردنِ کدام بُرش از زیست سیاسی سیاستمداران و فرآیندهای نهادها ایجاد خواهد شد؟ بهطور مثال، دانستنِ مسیرهای درآمدی یک سیاستمدار بیشتر به کارِ شفافیت میآید تا مبلغِ حسابِ بانکیِ او. و یا دانستنِ منابعِ تغذیه اطلاعاتی نمایندگان معنای دقیقتری از شفافیت است تا اطلاع از آرای آنان!»
در این مطلب آمده است: «برخی اگر واقعاًً به شفافیت اعتقاد دارند نباید نسبت به شفافسازیِ ما حساس باشند! ما گفتهایم که شفافیت آرای نمایندگان کوچکترین جزء یک کلِ مبارک است. چرا به آن کل اعتنایی نمیشود؟ چرا آب شفافیت را به همه لانهها نریزیم تا کرمهای فساد بیرون بیایند؟»
شایانذکر است در مورد اظهارات وکیلی، دو نکته را بایستی یادآور شویم:
اولاً) اگر منظور وکیلی از جاهای شفاف نهادهای دولتی است حرف بیراهی گفته نشده چه آنکه این دولت که به دولت محرمانهها مشهور شده؛ از عدم شفافیت در واگذاریهای مسئلهدار، حقوقهای نجومی، قراردادهای هواپیمایی و نفتی و... تا مخالفت دولت با مصوبه مجلس مبنی بر لزوم گزارشدهی به مجلس و... بایستی پاسخگو و آیینه تمام نمای یک دولت شفاف باشند و ثانیاً) لطفاً آقای وکیلی دو خط بفرمایند چرا ایشان و یا اصلاحطلبان مجلس با علنی و شفاف شدن رأی نمایندگان در کل زمینهها مخالفت کردهاند؟
آقای «آخرین نبرد» چرا از سوی آمریکا تحریم نشد؟!
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی با اشاره به اظهارات اخیر وزیر نفت نوشت:«بيژن زنگنه، وزير نفت شرايط امروز اقتصادي كشور را از زمان جنگ هم سختتر ميداند و ميگويد:براي كسي در سن و سال من شايد اين آخرين فرصتها براي جنگ باشد. من اسم اين جنگ را آخرين نبرد براي خودم گذاشتهام و ميخواهم براي مقابله با جنگ اقتصادي دشمن از همه توانم استفاده كنم... زنگنه يكي از مهمترين دغدغههاي وزارتخانه متبوعش را راهكارهاي فروش نفت با وجود سختتر شدن قوانين همچنين ارتقاي تكنولوژي شناسايي نقاط سياه در اقيانوسها و درياها عنوان كرده است... هر قدر سياستهاي كاخ سفيد براي تنگكردن حلقه تحريمهاي نفتي شدت بيشتري مييابد، برخي جريانهاي سياسي در داخل كشور بيتوجه به لزوم وحدت در زمان تحريم، به تخريب وزارت نفت و سياستهاي اتخاذي آن ميپردازند».
این روزنامه در ادامه نوشت:«وزارت نفت در يكسال اخير حملات رواني زيادي را تحمل كرده است، از ماجراي تهديد زنگنه توسط بابك زنجاني از زندان تا لو دادن راهكار فروش نفت توسط صداوسيما همگي نشان از بيتوجهي به شرايط سخت داخلي و خارجي براي فروش نفت است.»
رپرتاژ این روزنامه زنجیرهای برای وزیر نفت در حالی است که جدا از بحث انتقادهای فراوان کارشناسان حوزه نفت و انرژی از سیاستهای زنگنه در این وزارتخانه استراتژیک و نیز خسارتهای سنگینی که شیوه مدیریتی وی بر سر صنعت نفت کشور آورد (بهعنوان نمونه- وفقط نمونه- موضوع حذف و احیای مجدد کارت سوخت و جایگزین کردن شرکتهای بدعهد غربی نظیر توتال به جای شرکتهای شرقی)، سؤال جدی که این روزها مطرح است آن است که در صورت صحت چنین ادعایی از سوی زنگنه چرا تاکنون نام وی و مدیرانش در وزارت نفت در فهرست افراد تحریم شده از سوی آمریکا قرار نگرفته ؟! اصولاً آمریکاییها کسانی را تحریم میکنند که برخلاف منافع آنها اقدام میکنند؛ چه بهصورت شخصی و چه به شکل فعالیتهای اقتصادی- سیاسی که قوانین آمریکا را نقض میکند. به بیان سادهتر، هر فردی که منافع آمریکا را تأمین کند در فهرست تحریم نیست و میتواند با خیالی آسوده به فعالیتهای خود بپردازد.
این در حالی است که در همین دوره وقتی محمد جواد ظریف توسط آمریکا تحریم شد، بسیاری از طرفداران دولت این تحریم را نشانه تأثیرگذاری ظریف بر صحنه دیپلماسی عنوان کردند و نوشتند ظریف بهحدی برای منافع آمریکا خطرناک است که تحریم شدهاست. اگر تحریم ظریف به دلیل کارآمدی بودهاست، پس فرمانده فروش نفت و «آقای آخرین نبرد» چرا تحریم نشدهاست؟!
ماجرای تحریم و کولهپشتیهای آمریکایی
روزنامه آفتاب یزد در شماره دیروز خود در گزارشی آورده است: «دو روز دیگر دوباره صدای زنگ مدرسهها بلند میشود و این روزها معمولا دانشآموزان در تکاپوی خرید وسایل مورد نیاز خود هستند... با وجود این در بررسی میدانی صورت گرفته، بازار کیف و کولهپشتی در خیابان منوچهری تهران چندان شلوغ نیست.»
این گزارش در ادامه آورده است: «در مغازه بعدی که کیفهایی با طرحهای مختلف کودکانه نیز در آن به چشم میخورد، قیمت کولهپشتی از ۱۲۰ تا ۴۲۰هزار تومان متغیر است. فروشنده این مغازه میگوید: «برندهای خاص آمریکایی در بازار حدود دو میلیون تومان قیمت دارند.» او در پاسخ به اینکه چگونه جنس آمریکایی به کشور وارد شده است، میگوید که «این برندها قبلاً در ایران نمایندگی داشتند و جنسهایی که از قبل مانده حالا در بازار فروخته میشود.» اما فروشنده مغازه بعدی در پاسخ به این سؤال میگوید: «راه برای رسیدن به کالای خارجی زیاد است. بعضی از کیفهای خارجی بازار، قاچاق هستند و بعضی از جنسهای قدیمی. اینکه بگوییم همه کالاهای خارجی از گذشته در انبارها بوده یعنی داریم خودمان را گول میزنیم.»
اگر با کمی دقت در بازار لوازم مختلف و همچنین پوشاک جستوجو کنیم خواهیم دید که با وجود تحریمهای کاخ سفید کالاهای مصرفی آمریکایی در ایران به وفور دیده میشود. برای نمونه کتانیهای یک برند آمریکایی را به راحتی میتوانید تهیه کنید. حتما در چنین شرایطی مخاطب این سؤال به ذهنش خطور میکند که مگر تحریم نیستیم؟
این سخن که «این اجناس باقی ماندههای در انبارها هستند» و در گزارش مذکور آمده چندان توجیه قابل قبولی نیست چرا که تحریمهای آمریکا سالیان زیادی است که علیه کشورمان اعمال شده است. چندی پیش موضوع وجود کالاهای مصرفی آمریکایی در بازار صدای چند نماینده مجلس را هم درآورد. اعتراض آنها به این موضوع بود که آمریکا ما را تحریم کردهاما با زیرکی تمام این تحریمها را درباره کالاهای مصرفی اعمال نکرده که ارز آوری برای تولیدکنندههای آمریکایی و از دستدادن بازار مصرف برای تولیدکننده ایرانی دارد. حالا اگر ایران برای گسترش فعالیت پالایشگاههای خود نیاز به چیزی داشته باشد آمریکا از ورود آن به کشور جلوگیری میکند.
لازم است تا مدیران و مسئولان از ورود هر نوع کالای آمریکایی به کشور جلوگیری کنند.