کد خبر: ۱۶۸۸۴۶
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۶

ضعف و سستی در برابر ظلم به تسلیم شدن می‌انجامد


 
  امام موسی صدر
  مطلب حاضر فرازهایی از کتاب سفر شهادت و گفتارهایی درباره واقعه عاشورا از امام‌موسی صدر است که به لحاظ جامعیت دیدگاه‌ها و عمق مبانی فکری ایشان، با عصرها و نسل‌های مختلف انطباق می‌یابد.
***
برادران گرامی، حادثه کربلا که ما هر سال آن را زنده می‌کنیم و هر سال آن را در برابر خود ترسیم می‌کنیم و هر سال می‌کوشیم خود را در فضای آن قرار دهیم و جوی حسینی پدید آوریم و تصویر جهاد و مصیبت‌های کربلا را در برابر چشم خود قرار دهیم... ما هر سال به این‌ها نیاز داریم به خصوص در ابتدای سال. سال هجری اسلامی ما با عاشورا و با محرم آغاز می‌شود تا ما از این مکتب و از این سرچشمه توشه‌ای کافی از عزم و اراده برای رویارویی با زندگی دشوار خود برداریم.
ما نیاز داریم که از دریای حسینی حجم فراوانی از اراده و نیرو برای مقابله با ظلم و ستم در خانه‌هایمان، در میهن‌مان، در منطقه‌مان و در دنیایمان برداریم. ستمگران بر ضد این امت متحد شده‌اند. آنان به این امت ستم و حقوق آن را پایمال می‌کنند و برای عزت و ثروت و آینده، آن توطئه می‌چینند. ما سخت نیازمند بهره گرفتن از دریای حسینی هستیم تا برای برخورد با تاریکی‌ها و شب‌های تاری که در پیش داریم، آماده شویم. اگر آرام بنشینیم نمی‌توانیم مقابله کنیم، چون ضعف و سستی به تسلیم شدن می‌انجامد.ص 107
ای عزاداران، ای بزرگوارانی که این میراث را حفظ کرده‌اید، اجازه دهید من کمی درباره محنت ملی صحبت کنم. من حسینی که به رنجدیدگان اهتمام نورزد نمی‌شناسم. به حسینی که شهید گریه می‌نامندش ایمان ندارم. من به گریه و زاری برای سبک شدن و تخلیه هیجان و ناراحتی ایمان ندارم. ایمان من این است که امکان ندارد امام‌حسین جز برای احقاق حق کشته شده باشد. مگر او نبود که می‌فرمود:
«الا ترون الحق لا یعمل به و الباطل لایتناهی عنه لیرغب المومن فی لقاء‌الله» (مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌کنند و از باطل باز نمی‌ایستند؟
باید مومن طرفدار حق، به لقای خداوند دل بندد.)
مگر او نبود که می‌فرمود: «و انی ما خرجت اشراً و لا بطراً و لا ظالماً و لا مفسداً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امهًْ جدی، ارید ان آمر بالمعروف وأنهی عن المنکر.» (من از سرشادی و سرمستی و تباهکاری و ستمگری قیام نکردم. بلکه برای طلب اصلاح در امت جدم به پا خاستم و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.)
مگر او نبود که بارها و با عبارت‌های مختلف می‌فرمود: «و انی لا اری الموت الا سعادهًْ و الحیاهًْ مع الظالمین الا برما.» (من مرگ را جز خوشبختی و زندگی با سمتگران را جز مایه دلتنگی نمی‌دانم.)
«الا و ان الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلهًْ و الذلهًْ و هیهات منا الذلهًْ» (1) (این حرامزاده پسر حرامزاده مرا میان دو چیز مخیر کرده است: میان شمشیر و تن دادن به خواری و هیهات که ما تن به خواری دهیم.)
(بحارالانوار، ج 45، ص9)
مگر این‌ها سخنان امام‌حسین نیست؟ امام‌حسین(ع) امامی معصوم است، از هر گناهی دور است. با این حال شمشیر برمی‌دارد و زره می‌پوشد و می‌جنگد و می‌کشد و کشته می‌شود. او جهاد و مبارزه می‌کند.
حال چه شده است که ما جهاد را از دین جدا کرده‌ایم؟ چه شده است که نماز و جنگ را از یکدیگر جدا کرده‌ایم؟ چرا نماز خواندن برای خدا و اهتمام به وضع رنجدیدگان و ستمدیدگان را از یکدیگر جدا می‌دانید؟
مگر نه اینکه قرآن می‌گوید: «ارایت الذی یکذب بالدین. فذلک الذی یدع الیتیم. و لا یحض علی طعام المسکین.»
آیا کسی که روز جزا را دروغ می‌پندارد دیدی، این همان کسی است که یتیم را به سختی می‌راند و به خوراک دادن بینوا ترغیب نمی‌کند. (ماعون - آیه 3)
به خدا سوگند آنانی که از روحانیان می‌خواهند عمامه و مسجدهایشان را حفظ کنند و از حد آن فراتر نروند، بازمانده همان کسانی هستند که در اروپا توطئه چیدند و مردم را بیرون راندند. همان‌ها که پروردگار خود را در کلیساها و در مساجد محبوس کردند و خواستند تا میدان برای آنان خالی بماند تا به طغیان و ستمگری و بازی با مصالح مردم بپردازند. نه، خدا هم در مسجد است، هم در بازار و هم در میدان جنگ مردان خدا و مومنان به خدا نیز باید به همه این امور اهتمام ورزند، هرکس بنابر تخصص و شایستگی خود. ص ‍112