مردم در حمایت نور خاموشنشدنی خدا
فائقه بزاز
ایستاده سخنگفتن امام شهیدمان حضرت آیتالله خامنهای در بزرگداشت شهدای جنگ 12روزه پیام متفاوتی را به مردم ابلاغ میکرد. در میانه مراسم 7 مرداد سال گذشته، رهبر انقلاب برای دقایقی ایستاده با مردم سخن گفتند. رویدادی که سبب شد، برنامه از مراسم عادی بزرگداشت شهدا فراتر رود. این قاب از قیام امام به یادگار ماند تا پس از شهادتش، سوگ به حماسه تبدیل شود و همانگونه که خود پیشبینی کرده بودند مردم با بعثتی عظیم، شگفتی خلق کنند.
حال فراتر از 150 روز از این رستاخیز می گذرد و مردم با همدلی قاب های شکوهمندی از بعثت خود آفریدهاند. تحلیلگران و اندیشمندان متعددی درباره این حادثه شگفت، نگاشته و تحلیل کردهاند و جهان این شکوه تاریخساز را به تماشا نشسته
است.
امت مبعوث دستاورد هنرنمائی امام جامعه
هنر رهبران جامعه تربیت و رشد آحاد مردم و برانگیختن آنان برای رشد و تعالی است. رهبر شهید، انقلاب را رستاخیز بزرگ میدانند؛ اما رستاخیز بزرگتر را رستاخیز عظیمتری که در درون انسانها به وجود آمده، توصیف میکنند. این نشان میدهد که مقدمه رستاخیز بیرونی، تحولی بنیادین و درونی است که از آن با نام تربیت و تزکیه یاد میکنند.
علی اسکندری یک فرهنگی به گزارشگر کیهان میگوید: «اما جوشش خون پاک امام شهید سبب شد مردم تربیت شده، بعثتی بزرگ را رقم بزنند. حضور گسترده و شگفتانگیز مردم بهویژه زنان، مادران و دختران واقعه مهمی از امتسازی را رقم زده است. جامعه از خانواده تشکیل شده است و مادری که دغدغهمند حضور در این میدان باشکوه است، دامانش زنان و مردان دلیری را به جامعه پیوند خواهد داد و این نسل تا ظهور ادامه پیدا خواهد کرد.»
میدان، خیابان، دیپلماسی؛ سه ضلع مثلث قدرت
امام شهید چندی قبل از شهادت مقتدرانه و مظلومانه خود، در یکی از سخنانشان ضمن تأکید بر نقش مردم در عبور از طوفانها و مسیر پر از سنگلاخ و از گردنههای سخت به نکته مهم و حکیمانهای اشاره کردند.
و امروز پس از حدود 4 ماه و اندی میتوان این پیش بینی را مشاهده کرد که مردم داغدیده ایران پس از شهادت رهبر، دانشمندان، فرماندهای عالیرتبه نظامی، کودکان میناب و مظلومان شهید دنا و بقیه شهدای جبهه های نبرد برای خلق شاهکاری بینظیر مبعوث شدهاند تا با حضور خود مایه قوام و یکپارچگی میدان و دیپلماسی شوند.
این حماسه و شکوه یک معجزه است. انگار خداوند دست منت بر سر مردم شیعه و مسلمان ایران اسلامی نهاده تا رسالتی بزرگی را در دنیای تاریک نوین به سرانجام دهد و نویدبخش آزادگان مظلوم سراسر دنیا باشد.
به گزارش روابطعمومی پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، محمدجواد چیتساز، عضو هیئتعلمی و مدیرگروه پژوهشی جامعهشناسی پژوهشگاه، با اشاره به نقش تعیینکننده حضور مردمی در تحولات اخیر، تأکید میکند که برخلاف برخی پیشبینیها درباره فروپاشی سریع ساختار قدرت، این سناریو به دلیل بیتوجهی تحلیلگران به هویت فرهنگی ایرانیان و نیز حضور گسترده مردم در صحنه محقق نشد.
چیتساز با بیان اینکه برخی تحلیلها از پایان سریع درگیریها و فروپاشی ساختار قدرت سخن میگفتند، اظهار میکند: «یکی از مهمترین دلایل محققنشدن این پیشبینیها، نادیدهگرفتن مؤلفه هویت فرهنگی ایرانیان بود؛ عاملی که در بزنگاههای حساس، خود را بهصورت کنش جمعی نشان میدهد.»
وی با اشاره به کارکردهای تاریخی خیابان در تحولات اجتماعی میگوید: «در سالهای اخیر، خیابان بهعنوان عرصهای برای بسیج عمومی، نمایش قدرت و اعمال فشار سیاسی مورداستفاده قرار گرفته است. در انقلاب اسلامی نیز حضور در خیابان چنین کارکردی داشته و در تحولات موسوم به بهار عربی، این حضور با شبکههای اجتماعی پیوند خورده و شکل جدیدی از کنش جمعی را رقم زده است.»
خیابان بهمثابه رسانه در شرایط جنگی
چیتساز با تأکید بر تغییر کارکرد خیابان در شرایط جدید، بیان میکند: «در این مقطع، خیابان علاوه بر کارکردهای پیشین، بهعنوان یک رسانه نیز عمل کرده و در تولید و تثبیت معنا نقشآفرینی کرده است.»
این پژوهشگر حوزه جامعهشناسی امی افزاید: «دو روایت اصلی از این حضور شکلگرفته است؛ روایت رسمی که بر «مردم بهمثابه نیرویی برانگیختهشده» تأکید دارد و نقش آنان را در برهمزدن معادلات دشمن برجسته میکند، و روایت مقابل که تلاش دارد این حضور را بهگونهای دیگر تفسیر کند.»
وی با اشاره به برداشتهای اجتماعی از این حضور میگوید: «در یک نگاه دیگر، مردم خیابان را بهعنوان سنگری مشترک در نظر گرفتند که در آن، مرز میان باورهای سیاسی و عشق به میهن به هم نزدیک شده است. بسیاری از افراد، باوجود انتقادات، در این فضا حضور یافتند تا نشان دهند ایران را از دشمن جدا میدانند. تا آنجا که ترکیب جمعیتی این اجتماعات متنوع بود؛ بخشی از شرکتکنندگان را حامیان جدی نظام تشکیل میدادند و بخشی دیگر را افرادی که با وجود انتقادات، در شرایط حساس، حضور در صحنه را ضروری تشخیص دادند.»
این عضو هیئتعلمی با ارائه برخی دادههای آماری اظهار میکند: «بر اساس نظرسنجیها، حدود ۵۳ درصد از مردم تهران دستکم یکبار در تجمعات شبانه شرکت کردهاند و نزدیک به ۲۶درصد نیز تقریباً هر شب در این اجتماعات حضور داشتهاند. همچنین در برخی گزارشها، میزان مشارکت تا ۶۸ درصد نیز اعلام شده است.»
وی میافزاید: «در نظرسنجی دیگری نیز حدود ۴۸درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که به طور مستمر در اجتماعات شرکت داشتهاند و نکته قابلتوجه اینکه ۳۴درصد از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ مشارکت نداشتند، در این تجمعات حضور پیدا کردهاند.»
ویژگیهای اجتماعی تجمعات مردمی
استمرار و تداوم حضور، داوطلبانه بودن مشارکت، تنوع اجتماعی و سیاسی شرکتکنندگان و برگزاری مراسمهای مختلف از جمله آیینهای مذهبی و نوروزی در این فضاها، از مهمترین ویژگیهای این تجمعات است. در این اجتماعات، نوعی همنشینی میان ادبیات حماسی و دینی شکلگرفته و افراد با سلیقههای سیاسی و درجات مختلف دینداری در کنار یکدیگر حضور داشتهاند.
صادق رجبی یک پژوهشگر علوم اجتماعی میگوید: «این اجتماعات صرفاً کنشهای خیابانی نیستند، بلکه بهتدریج به زیرساختی اجتماعی و رسانهای برای تولید معنا و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شدهاند.
در این اجتماعات، گفتوگوهای جدی و بعضاً سیاسی میان افراد شکل میگیرد؛ هرچند گاهی شعارهایی نیز مطرح میشود، اما وجه غالب، تعامل و تبادل نظر میان شرکتکنندگان است.»
تشکلهای مردمی در خیابان در حالی شکلگرفته و بهصورت مستمر ادامه پیدا کرده است که در روزگار نوین و در عجینشدن ارتباطات دیجیتالی در تاروپود زندگی مردم دنیای نوینی را رقم زده که در آن تشکلهای دیجیتالی حرف اول را میزند؛ اما اجتماع مردم بدون فراخوان و بهصورت خودجوش و بهویژه به شکل مستمر نشان داد این حضور و درخشش نیازی به گرداننده و برنامهریز ندارد و از نظر ماهوی همراه با نوعی زیست اجتماعی تعریف شده است.
آنچه در خیابان رخ میدهد، صرفاً یک کنش سیاسی یا حضور فیزیکی نیست، بلکه پدیدهای فراتر است که با نوعی زیست اجتماعی و تولید معنا همراه شده و حتی از فضای صرفاً دیجیتال نیز فراتر میرود. خیابان در این شرایط بهعنوان یک رسانه عمل میکند؛ رسانهای که بهصورت مستقیم و بیواسطه، پیامها، روایتها و معانی را تولید و منتقل میکند.
تبدیل خیابان به زیرساخت اجتماعی
زیرساخت اجتماعی به فضاها و بسترهایی گفته میشود که امکان تعامل اجتماعی، بهرهمندی از خدمات و تقویت سرمایه اجتماعی را فراهم میکنند. به نظر میرسد این اجتماعات نیز در حال ایفای چنین نقشی هستند و به تقویت حس تعلق، افزایش سرمایه اجتماعی و ارتقای تابآوری اجتماعی کمک میکنند.
این حضور مردمی، دو نوع پیام مخابره میکند؛ از یکسو به داخل جامعه سیگنال انسجام و همبستگی میدهد و از سوی دیگر، پیامی به خارج از کشور ارسال میکند که نشاندهنده میزان پشتیبانی اجتماعی است. بهویژه که در شرایط جنگی، صرفاً توان نظامی تعیینکننده نیست، بلکه میزان انسجام و حمایت مردمی نیز نقش مهمی در معادلات ایفا میکند.
زهرا عربلو یک دانشآموخته جامعهشناسی سیاسی با اشاره به اهمیت روایتها در تحولات اجتماعی میگوید: «در هر جنگ یا بحرانی، روایتها بهاندازه واقعیت اهمیت دارند. در این میان، خیابان میتواند به تقویت روایت رسمی کمک کند یا حتی به تولید روایتهای جدید بینجامد. یکی از چالشهای این تجمعات، فاصلهگرفتن برخی مواضع مطرحشده در آنها از روایت رسمی است؛ بهویژه در موضوعاتی مانند مذاکرات که گاه دیدگاههای متفاوتی در این فضاها مطرح میشود.»
حضور مؤثر و مداوم مردم در این اجتماعات خودجوش نشاندهنده احساس مسئولیت اجتماعی است که سبب شده است مشارکت اجتماعی تقویت شود.
این اجتماعات براساس یک انگیزه ملی مردمی و بر پایه هویت ملی مبتنی بر استکبارستیزی و امتگرایی شکلگرفته، از این منظر دارای ویژگیهای متمایز است.
خودجوش و داوطلبانه بودن، ایجاد همدلی و انسجام اجتماعی، تقویت هویت ملی و دینی، افزایش احساس مسئولیت، مشارکت وسیع مردم از طبقات مختلف، احساس غرور و افتخار ملی و نیز مدیریت آثار روانی ناشی از جنگ از مهمترین امتیازات این جوشش مردمی است.
اگرچه که میطلبد این اجتماعات از شکل تکبعدی خارج شده و بهتر است با استفاده از پتانسیلی که در آن نهفته است با افزایش فعالیتهای تبیینی، پرهیز از دوگانهسازی و حفظ انسجام اجتماعی، تأکید بر هویت ملی و دینی، پیوند اجتماعات با پویشهای خدمترسانی و طراحی برنامههای فرهنگی و تربیتی جذاب برای اقشار کمتر مطلع بهویژه نوجوانان و جوانان، خروجی و دستاوردهای آن را افزایش دهند.