کد خبر: ۱۶۰۱۶۳
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۳

ویژگی روح ملکوتی در ماه رمضان(خوان حکمت)




  در ماه مبارك رمضان بعضي‌ها مي‌گويند چگونه ما هفده ساعت غذا نخوريم؟ آنها كه «بدني» فكر مي‌كنند آنها را غصه‌ مي‌گيرد كه من به هر حال آب مي‌خواهم، نان مي‌خواهم ،هميشه ساعت را نگاه مي‌كنند كه چه وقت اذان مي‌شود، آنها كه الهي فكر مي‌كنند اصلاً منتظرند، روزشمارند كه ماه مبارك رمضان بيابد. در بين حكماي بزرگ مثل مرحوم بوعلي و امثال آن، که از بزرگان و مفاخر اسلامي هستند، اينها آمدند به شما گفتند اگر كسي با يك غذاي كمي دارد زندگي مي‌كند شما اين را باور كنيد، براي اينكه طب و معارف برتر از طب اين را تجويز مي‌كند.
روح؛ تغذیه‌کننده بدن
 مرحوم بوعلي مثالي ذكر مي‌كند و مي‌گويد انسان روحي دارد و بدني، نه بدن اصل است و نه روح ،همتاي بدن است، براي اينكه بدن را روح دارد اداره مي‌كند. اين بدن غذا مي‌خواهد؛ ولي در حال نشاط و اندوه، ما مي‌آزماييم كه اين بدن چيزي نمي‌خواهد. اگر كسي ـ ان‌شاءالله ـ براي فرزندش جشني در پيش داشته باشد، اين از صبح تا نيمه شب مرتب در حركت است، به استقبال و بدرقه مهمان‌ها مي‌پردازد، از صبح كه شروع كرده، چيزي نخورده تا نيمه شب و نيمه شب هم كه شد به او شام تعارف مي‌كنند مي‌گويد من ميل ندارم ،از بس خوشحال است، در نشاط و خوشحالي، روح به بدن توجه ندارد، به آن هدف والاي خودش متوجه است، چون به بدن توجه ندارد، بنابراين غذا نمي‌خواهد، سالم هم هست؛ ولي مي‌گويد ميل به غذا ندارم؛ ـ خداي ناكرده ـ در اندوه و غم اگر كسي عزيزي را از دست داد، از صبح تا غروب مرتب حمل جنازه و تشييع كردن و دفن كردن و تلقين كردن و بدرقه كردن، نيمه شب كارش تمام مي‌شود؛ اما هيچ‌اشتها به غذا ندارد، چرا؟ چون روحش جاي ديگر است؛ بدن، اصل نيست.
شما مي‌بينيد دو برادر از يك خانواده يكي گرفتار شكم است، مرتب ساعت نگاه مي‌كند، مرتب مي‌گويد روز طولاني است؛ اما يكي ديگر كه اهل معناست، اصلاً نمازش را هم اوّل وقت مي‌خواند، چون خيلي فضيلت دارد، نماز مغرب و عشا را انسان به حالت روزه بخواند، قبل از افطار گرچه وقتي اوّلِ اذان شد شخص صائم نيست، ديگر روزه ندارد، ولي قبل از اينكه چيزي ميل كند اين نماز مغرب و عشا را بخواند نه تنها فضيلت اوّل وقت است، فضيلت صلات صائم را دارد، حواسمان جمع باشد!
بی‌نیازی روح تشنه لقاء الله ازغذای جسمی
 بنابراين، اساس، روح است و روح اگر گرفتار تن شد مرتب ساعت را نگاه مي‌كند؛ اما اگر روح ملكوتي انديشيد، درد احساس نمي‌كند، بدن آب نمي‌خواهد نه اينكه آب مي‌خواهد و انسان اين را تحمل كند و بعد بيمار بشود، اين‌طور نيست، حرف مرحوم بوعلي اين است كه چرا انسان در حال نشاط، آن روزي كه صبح تا نيمه شب براي جشن فرزندش مرتب در حركت است مريض نمي‌شود، فردا سالم است با اينكه ديروز اصلاً غذا نخورده. روح اگر به لقاي الهي شوق داشته باشد «إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ» في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ؛ یقیناً پرهیزکاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند،در منزلگاه صدق و حقیقت نزد خداوند عزّت و سلطنت جاودانی متنعّمند.»(1)عده‌اي از بزرگان مي‌گويند ما هر وقت مشكل داشته باشيم يا خودمان يا ديگري قرآن بخواند همين كه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا»(2) را ما شنيديم تمام خستگي‌هايمان رفع مي‌شود، چون صداي محبوب است، اين كلام الهي است، چرا مي‌گويند بگوييد «لبيك»، چون اين كلام، زنده است.
خدا قرآن را نازل كرد؛ اما نه آن‌طوري كه باران را نازل كرد كه به زمين انداخته باشد، قرآن را نازل كرد، آن‌طوري كه طناب را آويخت، يك طرف به دست اوست.فرمود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ»(3)اين طناب اگر طنابي باشد انداخته شده كنار مغازه، اين مشكل خودش را حلّ نمي‌كند، اعتصام به آن ،چه اثري دارد، اين طناب كه قرآن و عترت است ، به جاي بلند بسته است، گرفتن اين چند فايده دارد، آدم نمي‌افتد بعد هم مي‌تواند بالا برود، اگر ـ معاذالله ـ خدا آن‌طوري كه باران را انداخت آن‌طور قرآن را نازل كرده بود، قرآن مي‌شد زميني؛ اما قرآن را آويخت نه انداخت، «أَحَدُ طَرَفَيهِ بِيَدِ اللهِ سُبحَانَهُ وَ تَعَالي»(4)اين نشاط مي‌آورد. اينكه اينها گفتند وقتي «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» را خود ما يا ديگران مي‌خوانند و ما مي‌شنويم خستگيِ ‌ما رفع مي‌شود، صداي حبيب را آدم مي‌شنود، اين راه باز است.
عمده بیماری‌ها از شکم است
اگر ما روحاني زندگي كنيم، اين شكم، مشكل ما نخواهد بود، درد ما اين است كه ما تمام توجه‌مان به اين بدن است، اين را رها كنيم ،اين برده ماست، اگر برده ما بود، حواس ما جاي ديگر بود «شَوْقاً إِلَي الْجَنَّهًْ» بود يا «خَوْفاً مِنَ النَّارِ»(5) بود خيلي توجه نداريم، مرتب ساعت نگاه كنيم، مرتب دوازده ساعت، سيزده ساعت چيز نخوردن، اصلاً ماه مبارك رمضان را خدا قرار داد، چون اكثر بيماري ما براي همين محدوده شكم است، هشتاد درصد بيماري براي بدخوري و پرخوري است. در محفل پيغمبر(ص) كسي آروغ زد، حضرت فرمود: «اكْفُفْ جُشَاءَك»؛(6)آدم اينقدر مي‌خورد كه در مجلس آروغ بزند؟! فرمود آنقدر بخور كه تو را اداره كند نه تو او را اداره كني! غذاي زائد را انسان بايد اداره كند چگونه هضم كند، چگونه دفع كند، اين بلايي است براي آدم. فرمود مجلس محترم است،آیا آدم اينقدر غذا مي‌خورد كه در مجلس آروغ بزند؟! آن پيغمبري كه در زمان جاهليت، فرهنگ جاهلي را زير پا گذاشت،در آن روزگارعبد(برده) و اَمه(کنیز) گفتن يك واژه رسمي بود، بازار برده‌فروشي بود، مي‌گفتند اين عبد است، آن اَمه است. حضرت قبل از نبوّت اصلاً اين واژه‌ها را به كار نمي‌برد، به عبد مي‌گفت «فتی»، به امه مي‌گفت «فتات».(7)
فارسيِ ما در عين حال كه يك فرهنگ غني است؛ اما هرگز به پاي عربي نمي‌رسد. بسياري از كلمات است كه در عربي هست و معادل فارسي نداريم. ما در فارسي مي‌گوييم جوان؛ اما جوان غير از «فتی» است، فتوّت و جوانمردي چيز ديگری است ، در عربی هر سه واژگان هست؛ هم شاب دارد، هم «فتی» دارد ،هم غلام دارد، ما هر سه را مي‌گوييم جوان، در فارسی اصلاً تثنيه نداريم، ما به يك نفر مي‌گوييم «تو»، به دو به بالا مي‌گوييم «شما»؛ اما در عربي براي تثنيه حرف دارند، براي مياني حرف دارند؛ لذا ترجمه قرآن بسيار سخت است، چون معادل نداريم ناچاريم چندتا كلمه را كنار هم قرار بدهيم.
به هر تقدير در قرآن كريم فرمود حواس شما جمع باشد! روح اصل است و بدن تابع و اين ماه مبارك رمضان شهرالله است ،مهمان الهي هستيد: «صُومُوا تُصِحّوا»(روزه بگیرید تا تندرست باشید) (8) هم همين است؛ البته اگركسي مريض است حرف ديگري دارد؛ اما يك انسان سالم بگويد روزه مرا مريض مي‌كند اين راه علمي ندارد؛ يعني انسانِ بانشاط مي‌تواند به خوبي شانزده ساعت چيز نخورد، به دليل اينكه بيست ساعت چيز نمي‌خورد؛ در اين عروسي‌ها نه مادر، نه پدر، نه خواهركه غرق در نشاطند، هفده ، هجده ساعت غذا نمي‌خورند، اصلاً ميل به غذا ندارند، نه اينكه گرسنه هستند و مي‌گويند وقت نداريم، شما بررسي كنيد مي‌بينيد اصلاً‌ اشتها ندارند؛ روح، اين بدن را تأمين مي‌كند، نه به عكس.
 بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
 در جلسه درس اخلاق؛ 6/3/95
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــ
1. قمر، 54 و 55.
2. بقره، 104
3. آلعمران، 103.
4. غرر الاخبار، ص62.
5. علل الشرائع، ج1، ص57.
6. بحار الأنوار (ط ـ بيروت)، ج‏63، ص 332.
7. مجمع البحرين، ج1، ص326.
8. دعائم الإسلام، ج1، ص342.
* خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.