کد خبر: ۱۵۹۰۴۰
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۶
تأملاتی در نسبت رسانه ملی و مردم- 5

پرش از دخترانگی




سحر دانشور
زیستن در دل اقیانوس وسیع مردم، همنفس بودن با آنها، دیدن چهره و شنیدن صدایشان لوازم، نشانه‌ها و خروجی‌هایی دارد. یکی از لوازمش برخاستن از میان مردم است(بررسی این مقوله مجالی دیگر می‌طلبد!) و از مهم‌ترین نشانه‌هایش «همشکل» و «شبیه» بودن با مردم است. همین مردم معمولی که صبح‌ها در صف نانوایی می‌بینیمشان، کمی بعد در پارک برای ورزش، کمی بعدتر در مسیر کار، کمی بعد در اتوبوس و مترو و تاکسی و کوچه و خیابان و و و...! در حقیقت نشانه رسانه برخاسته از میانِ مردم، این است که تصاویرش «یادآور» خود ما باشند، همین خودِ معمولیِ «غیررسانه‌ای»! سؤال اینکه چقدر با دیدن تصاویر فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های مختلف به یاد خودمان می‌افتیم؟! پاسخ این سؤال با شما. یکی از بخش‌های مهمِ زندگیِ معمولی خودمان، «زنان»، «مادران»، «دختران»، «دختربچه‌ها» و «مادربزرگ‌های» ما هستند، اضافه کنید به اینها «عمه»‌، «خاله»، «خواهر»، «خواهرشوهر»، «عروس»، «مادرشوهر»، «مادرزن» و «خانوم همسایه» و... را! می‌خواهم تصویر دقیقی از زنانِ اطرافمان به علاوه نقش‌ها و جایگاههایی که در آنها می‌زیند را جلوی چشم بیاوریم. حال باید پرسید هرکدام از این نقش‌ها چه جایگاهی در رسانه ملی دارند و در سال‌های گذشته چگونه به آنها پرداخته شده است؟!
«دختران» را می‌توان یکی از مهم‌ترین بخش‌های جامعه دانست، توجه به جایگاه ویژه ایشان در خانواده و نقش‌هایی که در آینده به عهده می‌گیرند، می‌تواند علت اهمیت ایشان را روشن کند. اما سؤال این است که رسانه ملی به عنوان دانشگاه انسان‌سازی به چه میزان به چهره دختران، جایگاه، مسائل، هویت و هویت یابی آنها توجه کرده است؟! بی‌اغراق باید گفت جای خالی «دختر» و چهره‌اش در رسانه ملی به شدت محسوس است. به غیر از سریال «درپناهِ تو» ساخته حمید لبخنده که در سال‌های دور به شخصیتِ دختر جوان دانشجویی به نام مریم پرداخت-آن هم مسائلِ مربوط به ازدواجِ این دختر و نه مسائلی فارغ از ازدواجش، ولی باز هم در نوع خودش غنیمت بود- سریال سال‌های اخیر «دختران حوا» که تنها نامِ دختر را یدک می‌کشید و تصویر و چهره‌ای از دختران جامعه و مسائلشان را مطرح نمی‌کرد و برنامه «دخترانه» مژده لواسانی نمی‌توان به نقش‌ها و چهره‌های یادآورِ دختران در سیمای ملی‌اشاره داشت. برنامه‌های خانواده سیمای ملی که در سال‌های اخیر به بنگاه تبلیغاتی ظروف و کارشناسان و مبلمان‌های اداری و خانوادگی بدل شده‌اند هم تاکنون توجه جدی و خاصی به دختر و مسائل هویتی‌اش نداشته‌اند. این خلأ جدی ریشه در چه چیز دارد؟! چرا دختران در رسانه ملی این گونه مغفول واقع شده‌اند؟! بخشی از پاسخ را می‌توان در بی‌توجهی لایه‌های مختلف جامعه به دختر جست و یافت. در حقیقت دختر در جامعه امروز ما از جایگاه چندانی برخوردار نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد نقش همسری و مادری است که در آینده باید به عهده بگیرد! به بیان دیگر دختر از ابتدا در همان نقش دیده می‌شود، اما باید پرسید مگر می‌شود با حذف یک دوره از زندگی و نادیده انگاشتن اقتضائات، مسائل و شرایط خاص آن دوره، فردی قوی برای ایفای نقش در دوره بعد تربیت کرد؟! باید گفت اگر ما می‌خواهیم مادران و همسرانی ایده‌آل برای آینده تربیت کنیم، باید بتوانیم دخترانی خوب با شاخص‌های برجسته و دارای هویت تربیت کنیم. مادری از رهگذرِ دختری حاصل می‌شود و بدونِ داشتنِ دخترانی هویتمند و ایده آل نمی‌توان به تربیتِ مادرانی استوار امیدوار بود. از این روی بخشی از مسئله رسانه به فضای جامعه باز می‌گردد، اما از آنجا که رسانه ملی در قامت دانشگاه عمومی شناخته می‌شود و خود باید زمینِ حلِ بسیاری مسائل در فرهنگ عمومی جامعه باشد، نمی‌توان با این دلیل او را از بی‌توجهی به این مقوله مبرا دانست. رسانه ملی باید هوشمندانه نقاط ضعف را شناسایی کرده و جامعه را از ضعف‌های خودش در موضوعات مختلف آگاه کند، یکی از مسائل نیز همین جایگاه دختران است.
ارتباط با درونی‌ترین لایه‌های جامعه و دیدنِ دقیق است که می‌تواند رسانه را با موضوعاتی که در جامعه وجود دارند آشنا کند، این آشنایی زمینه‌سازِ تولید موضوع و مسئله برای رسانه ملی می‌شود. با این وصف باید پرسید رسانه ملی به چه میزان با بطن جامعه در ارتباط است؟! چرا قشری به نام دختران در رسانه جایگاه خاصی ندارند؟! آیا نمی‌توان شق دوم پاسخ را در ارتباط کمِ رسانه با بطن جامعه و مردم جست؟!
فارغ از دختران، دیگر نقش‌های زنان در جامعه، در رسانه چگونه منعکس می‌شوند؟! رسانه چه تصویری از مادران، همسران، عمه‌ها، خاله‌ها و.... ساخته و نمایش داده است؟! کنار هم قرار دادنِ این نقش‌ها و به میان آوردن نقش مردان ما را به خانواده می‌رساند، و سؤال اساسی این است که تصویر خانواده در رسانه ملی چگونه تصویری است؟!


captcha