کد خبر: ۱۵۸۵۳۳
تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۹:۵۰
دورنمای سالجاری سینمای ایران با نگاهی به ویترین جشنواره سی و هفتم فجر- بخش دوم

پول کثیف و مافیای رانت با سینمای ایران چه خواهد کرد؟




محمدرضا محقق
در بخش قبلی این نوشتار آمد که جشنواره فیلم فجر به درستی ویترین یکساله محصولات سینمای ایران شناخته می‌شود. تولیداتی که می‌توان برآورد واقعی و عینی خروجی سینمای ایران را در میان آنها ردیابی کرد و به نظاره و تحلیل نشست. و یادآوری کردیم که دوره سی و هفتم را می‌توان در چند شاخصه و مولفه خلاصه کرد: تنوع نسبی در ژانر و وجود گونه‌های مختلف سینمایی در میان محصولات سال پیش رو، ظهور و بروز استعدادهای جوان و خلاقیت‌های نو، ارتقای تکنیکی و فنی سینما به خصوص در حوزه‌هایی همچون فیلمبرداری و طراحی صحنه و البته نکات ریز و درشت دیگری که در مورد تعدادی از فیلم‌ها قابل بحث است.
اما یکی از نکات مهم و قابل اعتنا درخصوص دورنمای این سینما به خصوص با توجه به آنچه در جشنواره اخیر دیدیم این است که سینمای ایران در عین حال که رشد کمی و تکنیکی داشته از جهت محتوا و مضمون و ژانر به شدت سینمای فقیر و دچار مشکلی است.
هنوز هم بخش قابل توجهی از فیلم‌های آپارتمانی، فیلم‌هایی که تنها توجه به طیف اقلیت و خاصی از گروه عظیم مردم را در خود گنجانده و البته فیلم‌های بی‌ژانر و بی‌زمان ومکانی که معلوم نیست برای چه مخاطبی و اصلا برای چه هدفی ساخته می‌شوند.
نکته مهمی که در اینجا قابل توجه و تأمل است اینکه این فیلم‌ها بی‌توجه به مخاطب ساخته می‌شوند و از این نکته می‌توان پی برد که دغدغه فروش ندارند و از این معنا به این واقعیت عجیب و تلخ رسید که این فیلم‌ها با بودجه‌های بادآورده و خاصه خرجی نهادها و صاحبان سرمایه‌ای ساخته می‌شوند که معلوم نیست در سینمای ایران چه می‌کنند و دنبال چه هستند، نه اینکه معلوم نباشد، معلوم است ولی تلخ و تأسف انگیز:
کسانی با سرمایه‌های انباشته شخصی و دولتی و شبه دولتی وارد سینما می‌شوند، فیلمسازانی به قصد فتح قله پول با این افراد وارد پروسه فیلمسازی می‌شوند، از این همراهی که زاییده پول و هوس است، قرارداد فیلم‌هایی بسته می‌شود که یا فضایی برای ارضای نیازهای عاطفی سرمایه‌گذار به وجاهت و شهرت و عکس یادگاری با سوپراستارهاست، یا محملی برای پولشویی و رد و بدل شدن مال و منال صاحبان رانت و ثروت آلوده.
و به همین سادگی و شرم‌آوری، سینمای یک کشور دستخوش تلاطم‌های عجیب و غریبی می‌شود که گاه در مخلیه انسان نمی‌گنجد؛ خبرهای شوکه‌کننده‌ای که این روزها یکی پس از دیگری از پولشویی و پول کثیف و سرمایه‌هایی با منشأ نامعلوم، در سینمای ایران منتشر می‌شود و بعد هم خبر دادگاه و بی‌آبرویی و در نهایت فهمیدن این نکته که سینمایی که باید محمل شرافت و آزادگی و هنرورزی و تجلی زیباترین زیبایی‌های معرفتی و انسانی باشد، شده است محل زد و بند مشتی شیاد و دزد و زمین خوار و سرمایه خوار که حالا به شکرانه این شهر بی‌کلانتر، فضا را برای هرگونه ترکتازی فراهم دیده‌اند و آلودگی و عدم شفافیت و لقه حرام را با خود به این فضای مقدس آورده‌اند.
شاید بتوان گفت این مهم‌ترین نکته‌ای بود که قبل و در طول برگزاری جشنواره اخیر فیلم فجر به عنوان سؤال اصلی از سوی رسانه‌ها و حتی خود فیلمسازان مطرح و خواسته شد تا وضعیت فیلم‌هایی که با بودجه‌های معلوم و غیرشفاف ساخته شده‌اند، مشخص شود که البته هیچ پاسخی از سوی هیچ کس نگرفت!
بدیهی است سینمایی که با پول کثیف به ممر معیشتی و رتق و فتق امورش بپردازد، نمی‌تواند خیلی مورد توقع و اعتماد مخاطب، اهل هنر و همه کسانی باشد که با هر نیت و اعتقاد و سلیقه‌ای، دل به این فضا بسته‌اند و از آن، انتظار گره‌گشایی در حوزه فرهنگ کشور را دارند.
حقیقت تلخ‌تر اما آن است که آلوده شدن دامن سینما به چنین وضعیت تبهکارانه ای، فقط تأثیر و تأثرات مالی ندارد و اتفاقا این فساد، حیثیت هنری و آبشخور معرفتی این حوزه را نشانه می‌رود و تباه می‌کند.
اجازه بدهید مفروض بگیریم که اساسا سینمای ما هیچ مشکلی در بخش هنر و صنعتش ندارد و مناسبات داخلی‌اش با دقت و اتقان و سلامت کامل در جریان است و هیچ مشکلی در بخش‌های نرم‌افزاری مثل فیلمنامه و بازی و کارگردانی و... نداریم.حتی اگر ما در حوزه هنر سینما با چنین آرمانشهر و مدینه فاضلی روبرو بودیم، ورود پول کثیف و حرام کافی بود که همه چیز به فنا برود، چه برسد به اینکه سینمای ما اساسا در حوزه‌های فنی و تکنیکی و هنری و صنعتی‌اش با مشکلات پیچیده و ایرادهای عظیم و فرسایشی روبروست و در واقع پول کثیف می‌تواند سرعت سقوط را مضاعف و رسیدن به ته دره را به شدت تسریع کند.
با این حال اما ناامید نیستیم. به سینماگران، به مدیران، به دستگاه‌های نظارتی، به همه و همه، به رسانه‌ها، و البته مهم‌تر از همه به خدا و به مردم امیدواریم. حالا اینکه متن امیدمان چیست بماند!
بنا نبود با این تفصیل و تصریح، به این بخش از دورنمای سینمای ایران در سال جاری و روزها و سال‌های آتی بپردازیم ولی واقعیت این است که اهمیت این قضیه ابدا کمتر از هویت و حیثیت سینما به مثابه هنر نیست، چرا که ما در اینجا با شرف و وجدان و حلال و حرام روبروییم که قطعا از هنر مهم تر، و زیر مجموعه همه چیزهایی است که هنر را نیز به وجود می‌آورد. ما اینجا با انسان و انسانیت روبروییم؛ با حق و حقیقت! دقیقا به همین دلیل هم بود که در بخش پیشین این نوشتار تأکید کردیم که این تنوع ژانری، خلاقیت‌های نوآورانه و ارتقای تکنیکی البته در صورتی بهره وری قابل دفاع تری در سینمای ایران خواهد داشت که این امکانات در راستای یک هدفگذاری و سیاستمندی ارزشمند رخ دهد که با هویت و فکر بومی و آرمان‌های ملی و نیازمندی‌های سرزمینی نسبت مشخص و درستی داشته باشد و بتواند به نوعی وجه آینگی و بازتاب دهندگی بومی و قومی ایران اسلامی را در خود به ظهور و بروز برساند.
شاید بتوان گفت اتفاقا پاشنه آشیل فیلم‌هایی که در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر به عنوان دستاوردهای یکساله سینمای ایران دیدیم همین موضوع است.