دیدگاه اساتید
واکسیناسیون فرهنگی
نصیر پورعلی*
فرهنگ از جمله مفاهیمی است که شالوده اصلی جامعه بر آن بنیان میگردد؛ از این رو شدت و ضعف تحقق آن در میان عوام، قضاوت درباره پختگی و بلوغ، یا خامی و عقبماندگی جوامع را آسانتر میسازد.
در این بین، اگرچه فرهنگ در نهاد خود امری ماهوی مینمایاند اما فارغ از توصیف بالقوه آن، ناگفته پیداست که بالفعل نمودن جزئیات و فروع مرتبط با فرهنگسازی مطلوب، اگر از اصل آن مهمتر نباشد، کم اهمیتتر نیز نیست.
عیارسنجی فرهنگسازی مطلوب اما مشمول مقدمات و موخراتی است که بدون در نظر داشتن آنها، سخن به میان آوردن از آرمانشهر و تحقق اتوپیای رویایی، امری عبث و بیهوده خواهد بود.
از آن روی که دنیای امروز، بطور دائم در حال گذار در تمامی اجزا و حالات است و سبک زندگی اجتماعی نیز پیوسته در حال تغییر و تحول است، لذا اهمیت فرهنگسازی در قبال مواجه با چنین پدیدههای نوظهوری، بیش از پیش احساس میشود.
سؤالی که در این بین در اذهان ایجاد میشود آن است که نحوه فرهنگسازی و مواجهه با مظاهر تمدن مدرن، چگونه باید باشد که جامعه را به سمت و سوی مدینه فاضله مطلوب، رهنمون سازد؟! در پاسخ اما باید گفت فرهنگسازی در این خصوص میباید بشکلی تهیه و تمهید شود که نه تنها حدود و ثغور مشخصی داشته باشد بلکه کارویژهها و پیوستهای بومی را نیز در خود ملحوظ بنماید تا در عین حرکت به سمت تمدن مدرن و بهرهگیری از مزایایش، با سَرند نمودن آن در فیلترهای سنت و مذهب، از شیوع مخاطرات ضدفرهنگی در سطوح گوناگون اجتماع نیز جلوگیری بعمل آید.
برای فهم بهتر موضوع، میتوان از مصادیق بسیاری استمداد طلبید. به جهت بررسی سبقه تاریخی، ایران زمین از اوایل قرن 19 میلادی تا به امروز، همواره با چالشی به نام تقابل با مظاهر سبک زندگی مدرن مواجه بوده است؛ مظاهری که در عین سودرسانیهای ظاهری اما بعلت ناشناخته بودنشان و ایضاً ابداع از سوی مخترعین باختری، خطراتی را نیز متوجه جامعه هدف مینمودند.
بعنوان مثال پدیدههای نوظهوری همچون ماهواره، تلفنهای همراه هوشمند و سایر اقلام ارتباطی نوین تحت شبکه وب، اگرچه مدعای دهکده جهانی را به معنی واقعی کلمه تحقق بخشیدند و جهان لایتناهی را در صفحه نمایشی چند اینچی گنجانیدهاند اما باید بر این امر نیز واقف بود که استفاده نادرست یا به عبارت بهتر، سوءاستفاده از این تکنولوژیها میتواند لطمات جبران ناپذیری را به بدنه اجتماع بالاخص قشر جوان وارد آورد.
در همین رابطه شبهه بعدی که در ذهن ایجاد میشود آن است که چگونه میتوان این مخاطرات را به حداقل ممکن رساند و بیشترین استفاده را از مزایای آن نمود؟! جواب این پرسش اما در عبارت «واکسیناسیون فرهنگی» یا فرهنگسازی، پیش از متداول شدن تکنولوژیهای نوین در سطوح اجتماع نهفته است؛ بدین نحو که با آموزشهای پیشگیرانه در قبال مظاهر تازه وارد مدرنیته، هم آحاد جامعه را از خطرات احتمالی آن آگاه میسازیم و هم نحوه استعمال صحیح از آن را آموزش میدهیم.
در کشورمان اما نمونههای موفقی از واکسیناسیون فرهنگی وجود دارد که میتوان از جمله آنها به تجربیات گرانسنگی همچون «ترویج فرهنگ استفاده از کمربند ایمنی در خودروها»، «فرهنگسازی در زمینه حقوق شهروندی» و ایضاً «رواج فرهنگ ایثار، دفاع و مقاومت»اشاره نمود.
اکنون نیز میتوان با بهرهگیری از تجربیات گذشته و تعمیم آن به سایر تکنولوژیهای همسنخ و دیگر مظاهر مدرنیسم، نه تنها از امتیازات پیشرفت بشری بهره برد بلکه مضرات و معایب آن را نیز به حداقل رسانید.
در این اثناء میبایست نکته مهمی را مدنظر قرار داد و آن اینکه، نظریه مدرنیسم را ابتداً غرب مطرح کرد و ناگفته پیداست که تخاصم میان غربیون و شرقیها سبقهای به درازای تاریخ دارد و عقل سلیم حکم میکند که اهالی مشرق زمین کمی محتاطتر و با تأمل بیشتر با این قضیه مواجه شوند؛ چراکه مخترع زهر، پادزهر را هم میداند. چراکه درست است مدرنیسم فرصتهایی را فراهم آورده، اما تهدیدهای آن بیش از فرصت هایش است. این بدان معنی است که اثرپذیری ما از تکنولوژی و مظاهر مدرنیسم بیش از اثرگذاریمان، ولو با بهرهگیری از آن، بوده و به مرور زمان، سبک زندگی غربی بر کاربران تکنولوژی باختران، استیلا خواهد یافت.
سخن پایانی آنکه واکسیناسیون فرهنگی در تمامی ابعاد و حیطهها، از جمله نیازهای اساسی جامعه امروز محسوب میشود چراکه میباید با تاسی از عبارت حکیمانه «علاج واقعه قبل از وقوع» از خطرات احتمالی پیشگیری نموده و در عین حال با استفاده از مزایای تمدن بشری، موضعی منفعلانه، متساهلانه و متسامحانه در قبال آن اتخاذ نکنیم.
* پژوهشگر و استاد دانشگاه