از کوری گروسی در دیمونا تا طمع ورود بازرسان آژانس به ایران!
سرویس سیاسی-
چطور است که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نسبت به کوچکترین تحرکات نظامی در اطراف نیروگاههای اوکراین حساسیت نشان میدهد، اما وقتی پای تخریب تأسیسات هستهای ایران یا ترور دانشمندان برجسته ایرانی به میان میآید، کور و کر میشود؟!
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بامداد چهارشنبه (۸ مهرماه) در گفتوگو با شبکه «ریانووستی» مدعی شد که این سازمان آماده است تا فوراً بازرسان خود را برای ازسرگیری فعالیت به ایران بفرستد.
وی در پاسخ به سؤالی در مورد زمان احتمالی از سرگیری کامل کار متخصصان آژانس اتمی در ایران گفت: «فوراً- اگر از ما خواسته شود، حتی فردا.» گروسی در پاسخ به اینکه این موضوع چقدر واقعبینانه است، تاکید کرد: «ما دقیقاً میدانیم کجا برویم و چه کار کنیم. اینها فقط حرف نیستند: ما واقعاً این توانایی را داریم. تیمهای ما آمادهاند تا فوراً عازم شوند.»
این حجم از شتابزدگی و اشتیاق عجیب گروسی برای گسیل داشتن بازرسان به تهران، درست روی دیگر سکه لال شدن او در برابر تجاوزات جنایتکارانه به تأسیسات هستهای ایران است. مدیرکل آژانس که اینروزها خود را به ابزار مستقیم پیشبرد سیاستهای دیکتهشده آمریکا و غرب بدل کرده تا وفاداری کاملش را به صاحبان قدرت اثبات کند، حتی از صدور یک بیانیه ساده در محکومیت حملات نظامی به تأسیسات تحت پادمان ایران دریغ ورزید.
چطور است که آقای مدیرکل نسبت به کوچکترین تحرکات نظامی در اطراف نیروگاههای اوکراین حساسیت نشان میدهد، اما وقتی پای تخریب تأسیسات هستهای ایران یا ترور دانشمندان برجسته ایرانی به میان میآید، کور و کر میشود؟
امروز استاندارد دوگانه آژانس به رسوایی بزرگ سیاسی تبدیل شده است. رژیم صهیونیستی به عنوان تنها دارنده کلاهکهای اتمی در منطقه، هرگز به NPT نپیوسته و هیچ بازرسی از تاسیساتش صورت نمیگیرد؛ امری که به قول رئیسجمهور پزشکیان نشان میدهد معادله غرب ساده است: «بمب اتم در اسرائیل، بازرسان آژانس در ایران!» ایران به عنوان عضو مسئولیتپذیر NPT تحت شدیدترین بازرسیهای تاریخ قرار میگیرد، به بهانههای واهی تحریم میشود، هدف حمله نظامی قرار میگیرد و پروندهاش به شورای امنیت میرود، اما در مقابل، آژانس حتی گرای حملات و اطلاعات دانشمندان ما را در اختیار تروریستها میگذارد.
تهران پیش از دو جنگ اخیر رسماً خواسته بود «ممنوعیت حمله به سایتهای هستهای» در دستور کار قرار گیرد. پاسخ ایران در عدم اجازه بازرسی به سایتهای آسیبدیده، حداقل واکنش طبیعی به این چرخه خبیثانه (حمله، سکوت، بازرسی، قطعنامه) است.
بازی یکطرفه آژانس
بیاعتباری استقلال آژانس دقیقاً در همین نقطه به اوج میرسد؛ تمام مراکزی که اخیراً هدف تجاوزات نظامی قرار گرفتهاند، پیشتر در آژانس ثبت شده و بهطور مداوم زیر ذرهبین بازرسان بودهاند. عدم واکنش و حتی دریغ از یک محکومیت ساده از سوی آژانس، صلاحیت فنی و استقلال ادعایی این سازمان را رسماً زیر سؤال برده است.
در شرایطی که ایران بر اساس پادمان، اجازه بازرسی از مراکز آسیبندیده را داده است، وضعیت سایتهای هدف قرارگرفته تابع قانون مصوب مجلس شورای اسلامی خواهد بود. آژانس ابتدا باید تکلیف خود را با امنیت سایتها روشن کند و پاسخ دهد که طبق کدام پروتکل بینالمللی، مراکزی که مورد حمله نظامی قرار میگیرند باید بلافاصله بازرسی شوند؟!
حقیقت آشکار این است که آژانس هیچ پروتکلی برای این وضع ندارد و سکوت اختیار کرده، اما تحت فشار واشنگتن و تلآویو اصرار دارد وارد مراکز تخریبشده شود. این فشارها هدفی جز «ارزیابی خسارت و سنجش میزان موفقیت عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا» برای غلط بعدی ندارد. در شرایطی که وضعیت کشور همچنان جنگی است و امنیت کامل سایتها برقرار نشده، آژانس خوب میداند که تا زمان تدوین، تصویب و ابلاغ ضوابط ویژه برای بازرسی از سایتهای جنگزده، ادعای بازرسی تنها یک خوش خدمتی و پیشبرد اهداف متجاوزین
است.
از طرفی واقعیت آن است که ماندن در NPT و زیر چتر آژانس، نه تنها هیچ امنیتی برای زیرساختهای ملی ما ایجاد نکرده، بلکه آژانس را به «سوراخ دعا» و جاسوسخانه غرب مبدل ساخته است. وقت آن رسیده که مسئولان دیپلماسی و هستهای کشور از رویکرد سادهانگاری عبور کنند. در صورت هرگونه شیطنت و حمله احتمالی به مراکزی چون «کوه کلنگ»، پاسخ ایران نباید صرفاً یک پاسخ نظامی متقابل باشد؛ بلکه بخشی از دکترین پاسخگویی باید کاملاً «هستهای»، قاطع و با تجدیدنظر اساسی در راهبرد هستهای و سطح همکاری با آژانس همراه شود.