کد خبر: ۱۵۰۴۲۶
تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۹۷ - ۲۰:۵۷
تماسی آشنا از یک جای دور

مصائب روستایی که آب لوله‌کشی آن هر دو هفته یک‌بار وصل می‌شود!




وقتی تلفن به صدا درآمد، جوانی با لهجه شهرستانی پشت خط بود. جوانی به نام «عبدالعزیز» که از یک نقطه دور دنبال صدایی آشنا برای درد دل می‌گشت. وقتی پای صحبت‌های او نشستم شروع به بیان مشکلاتی از شهر و دیار خود کرد که شاید بسیاری از آنها برای ما قابل تصور نیست.
عبدالعزیز گفت که از روستای گنجی در بخش زرآباد شهرستان کنارک در استان سیستان و بلوچستان تماس می‌گیرد. البته تماس یک هموطن و بیان مشکلات، موضوع جدید و غیرعادی برای ما نیست اما وقتی این جوان شروع به گفتن مشکلات کرد خیلی تحت تاثیر این صدای رنجور قرار گرفتم و با خود قرار گذاشتم حداقل به اندازه انعکاس صدای او سهم خود را ادا کنم.
عبدالعزیز از مشکل آب روستای گنجی با 250 نفر جمعیت و 70-60 خانوار که در 40 کیلومتری دریای عمان واقع شده است گفت که سیستم لوله کشی آن هر دو هفته یک بار کار می‌کند و در فرصتی نیم ساعته یا یک ساعته اهالی روستا فرصت ذخیره آب لوله کشی در منبع‌ها و ‌تانکرها را دارند، حال بماند که برخی که دارای پمپ آب هستند سهم بیشتری می‌برند و دیگران کمتر.
 وی از چاه‌هایی که به صورت غیرمجاز برای جبران کمبود وحشتناک آب این روستا حفر شده‌اند گفت و افزود: برخی هم به اجبار آب معدنی می‌خرند و برخی دیگر با آبی که قطعا بهداشتی نیست سر می‌کنند.
نیمکت‌هایی با 4 دانش‌آموز
عبدالعزیز در ادامه ‌اشاره‌ای به مشکلات فضای آموزشی در روستا هم کرد و گفت: در دو کلاس موجود که پذیرای 136 دانش‌آموز در دو شیفت و چند پایه هستند به دلیل کمبود امکانات از دیوار به عنوان تخته سیاه استفاده می‌شود، دیواری که خراب شده و صاف و یکدست نیست. این کلاس‌ها سقفی از ورق‌های فلزی دارد و در آنها دانش‌آموزان به صورت چهار نفره در هر نیمکت می‌نشینند. ضمن اینکه در این روستا فقط تا پایه ابتدایی امکان تحصیل است و برای سایر پایه‌ها دانش‌آموزان باید به روستاهای اطراف بروند.
اوضاع نامساعد اوقات فراغت و بیکاری و رونق قاچاق
یکی دیگر از مشکلاتی که عبدالعزیز به آن ‌اشاره کرد، کمبود شدید امکانات تفریحی و بیکاری شدید جوانان و اهالی روستا بود. وی درباره شغل اصلی ساکنان این روستا گفت: قبلا درآمد از کشاورزی و کاشت هندوانه بود اما با توجه به کم‌آبی، این کار رو به افول رفته است. دامداری هم با توجه به خشکسالی رمقی ندارد و ضعیف است. این موضوع باعث شده تا عده زیادی از اهالی روستا به مشاغل آزاد و مسافرکشی مشغول شوند.
البته عبدالعزیز نتیجه مهم این بیکاری و نداشتن تفریح و فراغت سالم را کشیده شدن جوانان و اهالی به سمت قاچاق سوخت و مواد مخدر اعلام کرد و افزود: با توجه به فاصله 300 کیلومتری ما با پاکستان قاچاق در اینجا به ناچار رونق پیدا کرده است.
ارجاع بیماران به چابهار
عبدالعزیز ‌اشاره‌ای هم به کمبود امکانات درمانی داشت. وی اظهارداشت: در روستا خانه بهداشت داریم و یک درمانگاه هم در بخش زرآباد هست اما این امکانات جوابگوی بیماری‌های سخت و مجروحان حوادث نیست و در صورت بروز مشکل باید فاصله 220 کیلومتری برای رساندن بیماران به چابهار طی شود که همین موضوع باعث جان باختن برخی افراد می‌شود که ممکن بود در صورت وجود امکانات در نزدیکی محل زندگی زنده می‌ماندند.
هر میزان که عبدالعزیز از مشکلاتش گفت، افسوس اینکه چرا برخی از هموطنان ما همچنان باید در رسیدن به امکانات اولیه زندگی مشکل داشته باشند برایم آزاردهنده‌تر می‌شد.
این درست است که در طول سال‌های گذشته و پس از انقلاب انبوه امکانات به شهرها و روستاهای مختلف کشور رسانده شده است و اوضاع در بسیاری از مناطق قابل مقایسه با گذشته نیست، اما مسئولان امر باید با یک عزم جدی و جهادی و تخصیص بودجه لازم و توجه بیشتر، هر چه سریعتر روستاها و شهرهایی که مردم نجیب آنها با ابتدایی‌ترین مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند را آباد کنند. البته اهالی این مناطق چشم انتظار جهادگران اردوهای جهادی نیز هستند چرا که این جوانان جهادی نشان داده‌اند در خدمت به مناطق محروم گوی سبقت را از مسئولان ربوده‌اند.