کد خبر: ۱۴۷۶۳۷
تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۵

سناریوی تصویرســـازی غلط توهم بحران و فروپــــاشی



 علی قاسمی

مقدمه
رفتار ایران‌ستیزانه دولت آمریکا موضوع جدیدی نیست. در این کارزار بین ترامپ جمهوری‌خواه با رفتارهای پوپولیستی و اوبامای دموکرات با شعار تغییر چندان تفاوتی وجود ندارد. زیرا همه اقدامات دولتمردان آمریکا، طی سال‌های متمادی، حاکی از خصومت آمریکا علیه ملت ایران بوده است. لیکن نکته قابل تامل، بهار چهل سالگی انقلاب در زمستان 97 است که اضطراب دو چندان برای دولتمردان آمریکایی به وجود آورده است. آنان بر این باورند که ورود ایران به چهلمین سال از عمر انقلاب اسلامی، به‌مثابه کارآمدی گفتمان و کارکرد یک نظام سیاسی خارج از مدار غرب است. انقلابی که در مقابل نظام سرمایه‌داری-که به تعبیر فوکویاما آخرین نسخه پایانی تاریخ است- ایستاده است. از سویی دیگر اقتدار و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، تهدیدی برای رژیم غاصب صهیونیستی و مانعی در مسیر منافع آمریکا در منطقه قلمداد می‌شود. از این منظر دولت آمریکا در مقطع کنونی، همه توان اقتصادی، سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای خود را به میدان آورده است. در این میان یکی از مهم‌ترین کار‌ویژه‌های اساسی، راه‌اندازی نبرد رسانه‌ای با رویکرد «تصویرسازی غلط» از وضعیت کنونی ایران و طرف مقابل (بخوانید آمریکا) است. تصویرسازی روانی که با القاء «بن‌بست» نا امن‌سازی فضای جامعه و ایجاد بحران را دنبال می‌نماید. از این منظر در این گزارش تحلیلی به تبیین رویکرد «تصویرسازی غلط» دشمن برای ایجاد بحران در کشور‌اشاره خواهد شد.

رسانه‌ها شکل‌دهنده افکار عمومی جامعه و حتی نخبگان یک کشور هستند. یکی از تکنیک‌های رسانه‌ای تصویرسازی است. تصویرسازی به دنبال ایجاد تصویر مورد دلخواه صاحبان رسانه در اذهان جامعه مخاطب است. سازندگان پیام‌های رسانه‌ای بر اساس تکنیک‌ها، تجربیات و ارزش‌های خود پیام‌های رسانه‌ای را رمزگذاری می‌کنند و برای مخاطبان می‌فرستند. تصور کنید که چگونه افراد با دیدن آگهی تبلیغاتی به سمت مراکز خرید و فروشگاه‌ها هجوم می‌برند، یا اینکه جلوه‌های ویژه برای صحنه‌های اکشن یک فیلم هالیودی، از یک تخیل غیرممکن، تصویری حقیقی به وجود می‌آورد. در واقع هدف «تصویرسازی» متقاعدسازی مخاطبین، از طریق تولید متن، تصویر و هرگونه محتواست. از این نگاه «تصویرسازی غلط» از مهم‌ترین مقولاتی است که دولت آمریکا با حمایت از رسانه‌های معاند در چهلمین سال از عمر انقلاب به طور ویژه در دستور کار قرار داده است. موضوعی که رهبر معظم انقلاب با توجه به اهمیت این مسئله، در همایش پرشور ده‌ها هزارنفری بسیجیان در ورزشگاه آزادی در مورخه 12 مهر و همچنین در مورخه 25 مهر سال‌جاری در دیدار با نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور در یک رمز گشایی دقیق، پرده از رویکرد مهندسی شده دشمن برداشته و با صراحت فرمودند: «تصویرسازی غلط و منفی و نا امید‌کننده از اوضاع ایران، مهم‌ترین دستور کار امروز دشمن است».(25/07/1397). اینکه معظم‌له به‌عنوان دیدبان بیدار انقلاب همچون گذشته نسبت به افشای سناریوی دشمن هشدار می‌دهند، نشان از اهمیت این مسئله و پیچیدگی این تهدید است. در واقع به تعبیر معظم‌له «آنها تلاش دارند با ارائه تصویری غلط از ایران اسلامی، نظرات باطل‌شان را به افکار عمومی دنیا و ملت ایران بباورانند». (12/07/1397).
ابعاد و اهداف تصویرسازی غلط
تصویرسازی دارای ابعاد مختلفی است؛ اما دشمن در بکارگیری این رویکرد علیه ایران، بر دو بعد مسئله بیش از هر وجه آن تاکید دارد. یک بعد از تصویرسازی علیه واقعیت‌های موجود و به منظور تحقیر دستاوردهای کشور است. این بدان معناست که در تصویرسازی، ارائه تصویری نادرست و غیرواقعی از وضعیت موجود مدنظر است. اما بعد دیگر، ارائه تصویری آرمانی از خود (بخوانید دشمن) به منظور هراس افکنی در جامعه و بزرگ‌نمایی موقعیت و قدرت آمریکاست. در یک پایش و بررسی انجام گرفته درخصوص پیام‌ها و محتوای جاری در رسانه‌های معاند ضدانقلاب به ویژه شبکه‌های اجتماعی پیام رسان می‌توان به تمرکز دشمن بر دامنه تهدیدات روانی استناد نمود. برابر بررسی‌های صورت گرفته هم‌اکنون بزرگ‌ترین غول‌های رسانه‌ای و بنگاه‌های خبری دنیا در تولید و انعکاس اخبار شبانه‌روزی خود، جمهوری اسلامی ایران را بعنوان یک هدف، مورد توجه قرار می‌دهند. بیش از 300 کانال ماهواره‌ای فارسی زبان، صدها هزار وبلاگ، پیج و کانال در شبکه‌های اجتماعی، با انتشار پیام‌های مهندسی شده تصویر سیاه و مایوس‌کننده از داخل کشور مخابره می‌نمایند. در این رویکرد، ایران در بن‌بست قرار داشته و با مسائل لاینحل اقتصادی و سیاسی روبروست و در آستانه فروپاشی است. طرف مقابل (بخوانید آمریکا، کشورهای اروپایی و رقبای منطقه‌ای ایران) در کارآمدی سیاسی، رفاه اجتماعی و بدون هیچ چالشی قرار دارند. در این نبرد صدها شبکه تلویزیونی، رادیویی و هزاران تارنمای مجازی، بعنوان پیاده نظام محسوب می‌شوند و جالب آنکه بسیاری از این رسانه‌ها علاوه‌بر زبان انگلیسی یا عربی به زبان فارسی تولید برنامه داشته و تلاش می‌نمایند تا اهداف زیر در روند تصویرسازی حاصل گردد: اول: القاء سیاه‌نمایی و بن‌بست در وضعیت کنونی کشور. دوم: بهم ریختن ثبات و امنیت روانی افراد جامعه0 سوم: القاء نداشتن توان و اراده برای برخورد با مشکلات. چهارم: ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به مسئولین و آینده نظام. پنجم: از دست دادن دوستان منطقه‌ای ایران. ششم: نزدیک بودن جنگ علیه ایران و فروپاشی و ده‌ها عنوان دیگر که به صورت بمب روانی به سمت افکار و روان ملت ایران شلیک می‌ شود.
پشت پرده تصویرسازی غلط
اگرچه تصویرسازی غلط یک رویکرد رسانه‌ای است؛ لیکن به جرات می‌توان گفت که پشت پرده این رویکرد رسانه‌ای، سرویس‌های اطلاعاتی هستند. تصویرسازی غلط از وضعیت کنونی کشور و بزرگ‌نمایی طرف مقابل، رویکردی است که با اختصاص بودجه‌های سری سرویس‌های جاسوسی و تشکیلات ویژه نظامی به وسیله رسانه‌ها در حال انجام است. از این رو رفتار رسانه‌ای طرف مقابل، مهندسی شده و محور اصلی محتوای رسانه‌ای «اغوای افکار عمومی داخلی و خارجی»، «القاء بن‌بست» و «ایجاد بحران» در کشور است.  چرا که تکنیک‌های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر به دنبال ارائه هدفمند اطلاعات است که با هدف گیری ضمیر ناخودآگاه، ذهن مخاطب را به مسیر دلخواه سردمداران یک رسانه سوق دهد. لذا بکارگیری واژگانی همچون «تحریم سخت»، «بن‌بست»، «درماندگی»، «بحران»، «فروپاشی» و... صدها تیتر و عنوان دیگر از مصادیقی است که به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «با تصویرسازی غلط سعی می‌کنند افکار ملت ایران را منحرف کنند». معظم‌له درباره توهم مقامات آمریکایی می‌فرمایند: «اینها [آمریکایی‌ها] خیالاتی را در سر کم مغز و بی‌تدبیرشان می‌پرورانند. اخیراً شنیدم که رئیس‌جمهور آمریکا به بعضی از سران اروپا گفته است که شما دو سه ماه صبر کنید، بعد از دو سه ماه کلک جمهوری اسلامی ایران کنده خواهد شد». (12/07/97).
تولید بحران و توهم فروپاشی
ایجاد بحران در ایران، آرزویی جذاب برای آمریکا و برخی از کشورهای غربی - عربی و عبری است. موضوعی که در طول ادوار مختلف، با اظهارات آشکار مقامات و اقدامات پنهان دستگاه‌های اطلاعاتی این کشورها همراه بوده است. در روزهای آغازین سال 1378 و قبل از شکل گیری غائله سال 78، «نتانیاهو» نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی خواستار اجرای فوری پروژه انفجار از درون ساختار حکومتی ایران می‌شود و تأکید می‌نماید: «باید با ایران کاری کرد تا همان اتفاقی که در شوروی سابق صورت گرفت، پیش آید و آن هم انفجار از درون بود».
کاندولیزا رایس مشاور امنیتی وقت بوش در 12 جولای 2003 با صراحت اعلام می‌نماید «آمریکا از هرگونه شورش که رژیم ایران را در تنگنا قرار دهد و مانع از دخالت‌های ایران در منطقه شود، پشتیبانی خواهد کرد». در همین سال ریچارد بوچر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در دولت بوش از تصمیم جدی دولت متبوع خود برای حمایت آشکار و پنهان از افراد و جریاناتی که به مقابله با جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج کشور روی می‌آورند خبر می‌دهد.
این رویه در دولت اوباما نیز مشهود است. دولت اوباما اقدامات حمایتی بسیاری در جریان اغتشاشات 88 از عوامل فتنه انجام داد. در این سالها اوباما برای ایجاد بحران و نا آرامی تمرکز ویژه‌ای در حوزه رسانه‌ای داشت. چرا که مشاوران کاخ سفید و افرادی همچون «برژینسکی» و «شولتز» در بیانیه‌ای خطاب به اوباما اعلام کرده بودند: «استفاده از قدرت سخت‌افزاری و اقدام نظامی علیه ایران نتیجه‌ای نداشته و نخواهد داشت، بهتر است این گزینه کنار گذشته شود؛ چرا که آمار جمعیتی ایران جوان است و باید اقدامات با رویکرد نرم‌افزاری و بر روی نسل جوان انجام گیرد». از این رو درست در جریان فتنه 88 بنا به دستور دولت آمریکا، توسعه شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفت و حتی تعمیر توئیتر برای بهره‌برداری هر چه بهتر از شرایط داخلی ایران متوقف می‌شود. اعتراف اوباما به قانون ضدایرانی تحت عنوان «بند 1264» یا همان قانون قرنیان سانسور، نمونه‌ای دیگر از تلاش مقامات آمریکایی در جهت اهداف امنیتی در فتنه 88 قابل ارزیابی است که از طریق رسانه‌ پیاده‌سازی شد. باراک اوباما در گزارش خود که برای روسای کنگره و مجلس سنای آمریکا ارسال کرد، شرح مفصلی از اقدامات ضدایرانی دولت خود را در حوزه اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای ارائه داد. براساس این گزارش مجموعه اقدامات مرتبط با عملیات رسانه‌ای کاخ سفید علیه ایران تحت نهاد دولتی بنام «شورای پخش مدیران BBG» است که شبکه خبری فارسی صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو آزادی و... از جمله رسانه‌هایی هستند که در این پروژه نقش دارند.
دولت ترامپ نیز همچون اسلاف خود نه تنها بر روند اقدامات خصمانه خود تاکید دارد؛ بلکه نکته حائز اهمیت در مقطع کنونی به کارگیری از رویکرد تصویرسازی غلط رسانه‌ای با چاشنی تحریم‌های اقتصادی است. سناریویی که با القاء بن‌بست، دقیقاً به دنبال ایجاد ناآرامی و تولید بحران است. به گفته «نفیض مصدق احمد» سردبیر پایگاه اینترنتی «اینسرج اینتلیجنس»، دولت آمریکا سالانه دستکم 33 میلیون دلار برای پروپاگاندای نرم فقط از طریق «رادیو فردا» و سرویس فارسی «صدای آمریکا» هزینه می‌کند.
گزارش اخیر روزنامه گاردین نیز، به خوبی نشان داد که تلویزیون «ایران اینترنشنال» که پاتوق عناصر نفاق، سلطنت‌طلب و اصلاح‌طلب شده بود؛ متعلق به خاندان سعودی است. بر‌همین اساس این تلویزیون، مدت‌هاست که محلی برای تولید برنامه‌های ضدایرانی است. پدرخوانده این شبکه تلویزیونی بنام «سعودالقحطانی»- که همان قاتل خاشقجی است - یکی از مقامات و مشاوران عالی‌رتبه امنیتی بن سلمان است. گزارش گاردین اثبات نمود منابع مالی «ایران اینترنشنال» با دلارهای سعودی تامین می‌شده و محلی برای فضاسازی سیاسی و تصویرسازی رسانه‌ای علیه ایران بوده است.
در همین راستا به تازگی مدیران برخی از شبکه‌های اجتماعی معاند، با دریافت کمک‌های مالی کلان از جبهه غربی- عربی و عبری دستور گرفته‌اند تا با استفاده از تکنیک‌های عملیات روانی، گلوله‌های محتوایی، خود را به نا امن‌سازی فضای روانی جامعه متمرکز نمایند. این رویه اینگونه مفروض گردیده که فشار اقتصادی و روانی بر مردم باعث تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.
 در این نبرد رسانه‌ای کار به‌جایی می‌رسد که یکی از کانال‌های معاند و صدالبته غیرحرفه‌ای، اقدام به آموزش روش‌های نبرد خیابانی، تهیه وسایل آتش‌زا و انفجاری نمود. رفتاری که در بطن کار رسانه‌ای و رسالت اطلاع‌رسانی جایگاهی ندارد و بیشتر کار گروهک‌های تروریستی است.
تحریم کارگشا نیست، جنگ رسانه‌ای لازم است
ایده مقامات امنیتی آمریکا در چهل سالگی انقلاب، جریان‌سازی اعتراض و بحران در ایران است که این مسئله از طریق تصویرسازی غلط رسانه‌ای در حال پیگیری است. سناتور «اسکات مدن» مشاور ارشد فرماندهی عملیات ویژه آمریکا و افسر سابق سیا در کنگره در بهمن ماه سال 1395 طی سخنانی در کنگره آمریکا مدعی شد، جمهوری اسلامی ایران با وجود همه مشکلات در حال سقوط نیست، تحریم‌ها ابزار قدرتمندی برای فشار به ایران است اما کافی نیست، باید از ابزار اطلاعاتی و رسانه‌ای استفاده کنیم. وی برای این هدف، پیشنهادهایی ارائه می‌نماید که برخی از آن موارد در رویکرد تصویرسازی رسانه‌ای مورد اجرا قرار گرفته است:
- تغییرات اساسی در رسانه‌های آمریکایی مثل ایران فردا.
- راه‌اندازی کمپین‌های اعتراضی کارگری، معلمی، فرق و مذاهب
- برجسته‌سازی فساد سیستمی در دولت ایران و تلاش برای رواج فساد مسئولان ایران.
- مدیریت ادراک از طریق تصویرسازی در افکار عموم.
-جنگ شناختی با هدف باورسازی مورد نظر آمریکا.
این قبیل موارد نشان از توطئه‌ایست که دشمن علی‌رغم آگاهی به توان و اقتدار منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در مسیر تصویرسازی غلط از اوضاع ایران اقدام می‌نماید.
شکست تصویر غلط و تحقیر آمریکا
به کارگیری واژگان «تحریم، بن‌بست، بحران داخلی و فروپاشی» مدت‌ها در رسانه‌های معاند شنیده می‌شود. آنان بر این باورند که بازنمایی این‌گونه اخبار می‌تواند جامعه ایران را دچار بحران نماید. از این رو تحریم‌های آمریکا علیه ملت ایران به‌گونه‌ای سخت و شکننده تصویرسازی شد. به عنوان مثال بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی یکی از فعال‌ترین رسانه‌های ضدایرانی است که در ماه‌های اخیر در تلاش بود که با استفاده از جريان‌سازي خبري، تصویر بحرانی از کشور ایجاد نماید. بی‌بی‌سی با تهیه برنامه‌ای تحت عنوان «پوشش لحظه‌ای اخبار تحریم»، درست چند روز مانده به 13 آبان، به دنبال القاء نگرانی و بسترسازی برای ایجاد ناآرامی روانی و اجتماعی بود و همچنان این رویکرد را دنبال می‌نماید.
البته گفتنی است، گذشت زمان شکست طرف مقابل را به تصویر کشاند. چرا که اولاً موضوع تحریم آمریکا علیه کشور موضوع جدیدی نیست. دوماً آمریکا در شرایطی نیست که بتواند ادعای خود مبنی بر به صفر رساندن فروش نفت ایران را تحقق بخشد. چرا که مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد: چین، هند، ایتالیا، ژاپن، یونان، کره جنوبی، تایوان و ترکیه می‌توانند پس از تحریم‌ها هم به خرید نفت و گاز ایران ادامه دهند و عملاً معافیت 8 کشور خریدار اصلی نفت ایران مشخص نمود که آمریکا توان به صفر رساندن فروش نفت ایران را ندارد. سوماً مهارت ایران در مواجهه هوشمندانه با تحریم‌هاست که اعتراف مقامات آمریکای در دور قبلی تحریم‌ها را به دنبال داشت.چرا که اوباما در همان مقطع در مصاحبه‌ای اعتراف می‌نماید: «برای اینکه تحریم‌ها ادامه پیدا کنند باید بزرگ‌ترین بانک‌های جهان را تحریم می‌کردیم، باید کشورهایی را مانند چین از مبادلاتمان حذف می‌کردیم و چنین اقداماتی در قبال بزرگترین طلبکاران ما می‌توانست موجب از بین رفتن اقتصاد ما شود».
واقعیتی که وال استریت ژورنال در گزارشی به تاثیر تحریم نفتی ایران و کمبود عرضه نفت در بازارهای جهانی و در نهایت افزایش قیمت نفت در دنیا و حتی افزایش قیمت بنزین درآمریکا پرداخته است. این گزارش اذعان می‌نماید که تحریم نفتی ایران، تاثیر به‌سزایی در شکنندگی وضعیت تولید و عرصه نفت در بازار جهانی داشته و همین امر بر قیمت بنزین در آمریکا نیز تاثیر دارد. از این رو «برایان هوک» رئیس‌گروه موسوم به «اقدام ایران» که مسئول ویژه دولت ترامپ در امور ایران است؛ اخیراً اعتراف نمود که دولت ترامپ مجبور شد برخی از کشورها را در خرید نفت ایران معاف نماید.
در واقع تصمیم دولت ترامپ به مستثنی کردن چند کشور از تحریم نه تنها عقب‌نشینی آمریکا در طرح ادعایی‌اش است، بلکه پیروزی ایران و نقش موثر آن در قیمت بازار نفتی است. این اتفاق عملاً نشان شکست آمریکا و شکسته شدن تصویر غلط دروغین از موقعیت برتر آمریکا است. زیرا به رغم تحریم‌های آمریکا، ایران می‌تواند به تجارت با برخی از شرکای خود ادامه دهد.
و اما تصویر واقعی حقیقت
بدون شک اولاً باید گفت اینکه جمهوری اسلامی ایران مورد هدف صدها شبکه تلویزیونی، رادیویی و هزاران تارنمای مجازی قرار گرفته، نشان از ضعف نیست؛ بلکه حاکی از اقتدار و ثبات جمهوری اسلامی ایران است. دشمن تلاش دارد با رویکرد رسانه‌ای و جريان‌سازي خبري، به انحاي مختلف، وضعیت جمهوری اسلامی ایران را بحرانی جلوه دهد و در این مسیر با القاء اخبار هدف‌دار افکار و عقاید مردم را نسبت به جمهوری اسلامی ایران نا امید سازد. از این منظر رهبر معظم انقلاب «فهم صحیح واقعیت‌های ایران و جهان و گرفتار نشدن در تصویرسازی‌های غلط را یکی از شروط غلبه بر موانع می‌دانند». معظم‌له در این باره می‌فرمایند: «بدخواهان و کینه‌توزان ملت ایران، تلاش دارند با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای به ویژه رسانه‌های نوپدید، تصویرسازی غلطی از ایران، منطقه و همچنین از خودشان انجام دهند و افکار عمومی ایران را از واقعیات منحرف کنند». بر این اساس بحران‌آفرینی و القاء به فروپاشی با چاشنی تحریم؛ راهبردی است که امروز در تصویرسازی رسانه‌ای در حال پیگیری است. این رویکرد در حالی است که ایران هم‌اکنون قدرت بلامنازع در منطقه غرب آسیاست. ایران در سال 1396 در یک هم‌آورد چندین ساله در آشوب خاورمیانه، توانست کمر جریان تروریستی- تکفیری داعش را بشکند و علی‌رغم تلاش ائتلاف غربی- عربی، سیاست‌های منطقه‌ای خود را اعمال نماید. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «نوسانات ارزی و مشکلاتی معیشتی وجود دارد اما در مجموع تصویر واقعی کشور به کوری دشمن عکس تصویری است که بیگانگان سلطه‌طلب ایران عزیز ترسیم می‌کنند». (25/07/1397). چرا که جایگاه ایران به شواهد مراکز معتبر جهانی در رتبه هجدهم اقتصاد جهان قرار دارد. برابر شاخص‌های قابل سنجش در سند چشم‌انداز بیست ساله و اسناد بالا دستی، جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از مولفه‌های علمی و دفاعی جزء 10 کشور اول جهان است و همه موفقیت‌ها و دستاوردهای ملت ایران در طول چهل سال از عمر انقلاب اسلامی توانسته است اقتدار و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورد و بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب «سیاستمداران بزرگ و مغزهای سیاسی سنجیده دنیا، ملت ایران را به دلیل چهل سال ایستادگی در مقابل فشارها و در عین حال پیشرفت و تبدیل شدن به یک قدرت تاثیرگذار تحسین می‌کنند».